675
شنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۹۷
8

خبر

عضو دفتر امام خمینی ؟ره؟ در پاریس و مرد با تجربه این روزها در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو» از لزوم توجه به حضور جوانان در مسوولیت‌ها می‌گوید

صندلی‌ها را جابه‌جا می‌کنند

این روزها تحلیل‌ها درباره بیانیه گام دوم انقلاب زیاد است. هر کسی با توجه به دانش خود به قسمت خاصی از این بیانیه توجه می‌کند اما همه کارشناسان و تحلیلگران بر لزوم جوانگرایی آن‌چنان که مقام معظم رهبری تأکید دارند؛ اتقاق نظر دارند. آقای علی رحیمی یکی از افرادی است که در جوانی پابه‌پای امام خمینی ؟ره؟ از نوفل لوشاتو تا تهران برای انقلاب گام برداشته است. وی متولد 1335 است و مبارزه با رژیم پهلوی را از دوران تحصیل در انگلستان شروع کرد. رحیمی این روزها درگیر ساخت پروژه پلاسکو است. وی در گفت‌وگو با روزنامه «صبح‌نو» با بیان خاطراتش به اهمیت این موضوع در شرایط امروز پرداخت.

صبح نو

عضو دفتر امام خمینی ؟ره؟ در پاریس و مرد با تجربه این روزها در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو» از لزوم توجه به حضور جوانان در مسوولیت‌ها می‌گوید

صندلی‌ها را جابه‌جا می‌کنند

این روزها تحلیل‌ها درباره بیانیه گام دوم انقلاب زیاد است. هر کسی با توجه به دانش خود به قسمت خاصی از این بیانیه توجه می‌کند اما همه کارشناسان و تحلیلگران بر لزوم جوانگرایی آن‌چنان که مقام معظم رهبری تأکید دارند؛ اتقاق نظر دارند. آقای علی رحیمی یکی از افرادی است که در جوانی پابه‌پای امام خمینی ؟ره؟ از نوفل لوشاتو تا تهران برای انقلاب گام برداشته است. وی متولد 1335 است و مبارزه با رژیم پهلوی را از دوران تحصیل در انگلستان شروع کرد. رحیمی این روزها درگیر ساخت پروژه پلاسکو است. وی در گفت‌وگو با روزنامه «صبح‌نو» با بیان خاطراتش به اهمیت این موضوع در شرایط امروز پرداخت.

 آقای رحیمی از شروع فعالیت‌تان و همراهی‌تان با امام خمینی ؟ره؟ بگویید.
ما قبل از انقلاب فعالیت سیاسی آن‌چنانی نداشتیم. آن چیزی که رژیم قبل از انقلاب به‌عنوان مبارزه می‌دید برای ما به‌عنوان آموزش‌و‌پرورش تلقی می‌شد. شروع آن‌ها هم از جلسات قرآن و دورهمی‌هایمان در مساجد بود. این جلسات اصلاً باب سیاسی نداشت اگر چه قرآن و نهج‌البلاغه خود از سیاسی‌ترین کتاب‌هایی است که دنیا به خود دیده است. اما وقتی فردی قرآن می‌خواند و آموزش‌هایش را از آن می‌گیرد طبیعی است که ظلم و جور را تاب نیاورد و مقابل ظالم قدعلم کند. قصه بچه‌هایی که انقلاب کردند هم از همین جا سرچشمه می‌گیرد. در واقع مقدمه این مبارزات از این آموزش‌ها نشأت می‌گیرد. هنگامی که امام خمینی ؟ره؟ می‌گویند انقلاب ما انفجار نور بود. در واقع به همین موضوع 
اشاره دارد. اما متأسفانه این روزها اخلاق اسلامی کمترتر از آن روزها شده است.

به نظر شما چه اتفاقی افتاده است که این ارزش‌های معنوی برای نسل جوان کمتر شده و آن‌ها را اولویت زندگی خود نمی‌دانند؟
شهید بهشتی اوایل انقلاب این خطر را حس کرد و چندبار به این نکات اشاره کرده بودند. اما آن‌ها در آماج تهمت‌ها و حتی ترور قرار گرفتند. بهشتی می‌گفت پرورش و تربیت را از مهدکودک‌ها شروع کنیم. شاید این یک جمله عادی باشد اما بسیار حرف در آن نهفته شده است. اما متأسفانه این روزها فقط به آموزش پرداخته می‌شود و برای پرورش اهمیت زیادی قائل نیستند.

آن روزها که در لندن مشغول تحصیل بودید چگونه از آخرین اتفاق‌هایی که در ایران می‌افتاد با خبر می‌شدید و بیانیه‌هایی که از جانب امام ؟ره؟ منتشر می‌شد در آن روزها که گسترش تکنولوژی به این شدت نبود چگونه از آن مطلع می‌شدید؟
هنگامی که در لندن رفتیم در یک جامعه باز سیاسی قرار گرفتیم چرا که آن روزها 
در ایران به معنای واقعی کلمه فضا خفقان بود. اگر چه ما در لندن از ابتدا اصلاً قصد شروع مبارزات سیاسی نداشتیم. نسل دوم و سوم انقلاب که حالا از عکس‌ها ، خاطرات و ویدیوهایی که از آن دوران موجود است؛ تأثیرمی‌گیرند، گمان می‌کنند که آن دوران مدینه فاضله بوده و این روزها نه؛ در صورتی که همه این‌ها بازی‌های رسانه‌ای است که ضدانقلاب برای آن تلاش می‌کند. آن روزها به شدت فضای سیاسی بسته بود. خیلی از جوان‌ها چند عکس زیبا از شمال ایران می‌بینند و فکر می‌کنند همه کشور این‌گونه بود در حالی که در روستاهای ما حتی آب آشامیدنی نبود و حتی تنها اتوبان کشور جاده تهران کرج بود اما حالا در دورترین نقاط کشور هم دسترسی به اینترنت وجود دارد . برخی از جوان‌ها فکر می‌کنند اگر غریبه بر ما مسلط شود ما شرایط بهتری خواهیم داشت در صورتی که چنین نیست و تاریخ نیز این موضوع را اثبات کرده است.
 فعالیت‌های اجتماعی شما در لندن به چه شکل بود؟
ما قبل از انقلاب برای تحصیل به لندن رفتیم. در لندن گاهی با دانشجویان دیگر گعده می‌کردیم و جلسات تفسیر قرآن برگزار می‌کردیم. رفته رفته این جلسات پا گرفت و انجمن اسلامی دانشجویان انگلیس را تشکیل دادیم. ناگفته نماند آن روزها کتاب‌های دکتر شریعتی به ما خیلی کمک می‌کرد. راه‌اندازی هفت تحصن و اعتصاب در کلیساهای لندن و راه‌پیمایی در خیابان‌های این شهر، بخشی از فعالیت‌های انجمن اسلامی دانشجویان در انگلستان بود.
انجمن اسلامی در انگلیس خود را مدیون رهنمودها و بزرگان دینی ما در آن روزها می‌داند. هر کجا که ما در مناظره با چپی‌ها و مارکسیست‌ها گیر می‌کردیم از راهنمایی‌های بزرگان استفاده می‌کردیم. در آن روزها لندن روحانی داشت اما روحانیون آنجا اغلب شاه دوست بودند و 
به قول معروف با اهل سفارت فالوده هم می‌خوردند. از همان موقع اگر ما سؤالی داشتیم از طریق تماس تلفنی با امام خمینی ؟ره؟ ارتباط برقرار می‌کردیم و یا نامه‌نگاری می‌کردیم. آن روزها برای یک تماس تلفنی باید وقت زیادی می‌گذاشتی. گاهی اوقات یکی از نزدیکان امام؟ره؟ تلفنی سؤالات ما را یادداشت می‌کرد و می‌گفت سه روز بعد برای جواب‌ها تماس بگیرید. نه فقط پاریس بلکه ارتباط با قم هم برای ما دشوار بود چرا که مطمئن بودیم ساواک مکالمات را شنود می‌کند و ممکن است برای مخاطب ما در قم دردسرهایی ایجاد کند.

 ارتباطات شما با حضرت امام ؟ره؟ به چه
 شکل بود؟
بیشترین ارتباط ما هنگامی بود که حضرت امام؟ره؟ قصد خروج از عراق را داشت. به‌دنبال این بودیم که بدانیم امام؟ره؟  به کجا تشریف می‌برند. گمانه‌زنی‌ها آن روزها بر این بود که امام خمینی ؟ره؟ به مصر خواهد رفت. چرا که معمولاً مراجع تقلید کشورهای غیر اسلامی را برای زندگی انتخاب نمی‌کنند اما به ناگهان متوجه شدیم امام؟ره؟  به پاریس آمده‌اند. سعی کردیم محل دقیق سکونت امام ؟ره؟ را در پاریس پیدا کنیم اما موفق نشدیم با این وجود راهی پاریس شدیم و در آخر توانستیم امام؟ره؟  را در هتلی در پاریس ملاقات کنیم. ایشان دوست نداشت مزاحمتی برای ساکنان هتل از رفت‌و آمد ما ایجاد شود. به همین دلیل به لندن برگشتیم اما یک هفته بعد متوجه شدیم امام؟ره؟   در حاشیه پاریس و در یک دهی به‌نام 
نوفل لوشاتو رفته‌اند. ما هم فوری به فرانسه برگشتیم و همان‌جا که امام؟ره؟ مستقر بودند، ماندیم. 
در فرانسه که بودیم گمان نمی‌کردیم به این زودی انقلاب شود و فکر می‌کردیم باید سال‌های سال بجنگیم اما معادلات جور دیگری رقم خورد. حتی هنگامی که امام ؟ره؟ به ایران بازگشتند آمده بودند که یک مبارزه‌ای را همراه با مردم علیه شاه داشته باشند و هیچ‌کس فکر نمی‌کرد ظرف ده روز این انقلاب به پیروزی برسد. قبل از انقلاب کشورهای عربی ما را به‌عنوان یک کشور مسلمان نمی‌شناختند و ما را حافظ صهیونیسم عنوان کرده و 
به یک یک مسلمانان با ما زاویه داشتند.

شما چه زمانی به ایران بازگشتید؟
ما گروهی را جمع کردیم و به لبنان رفتیم و با آقای چمران همراه شدیم. در آنجا دوره‌هایی را آموزش دیدیم. دوره‌ها را که تمام کردیم در ایران انقلاب شد. 
من فقط چند روز پس از انقلاب به ایران بازگشتم. روزهای شلوغی بود. پادگان‌های نظامی سروسامان درستی نداشت. ما در سعدآباد شروع کردیم یک سری بچه‌ها را آموزش نظامی دادیم و از اواخر فروردین‌ماه سپاه تشکیل شد. در آنجا سعی کردیم نیروها را آموزش بدهیم. در همه جای دنیا مرسوم است اما نیروهای نظامی را آموزش دهند و سپس آ‌ن‌ها را مسلح کنند اما نیروهای ما همه اسلحه را در مبارزات انقلاب تجربه کرده بودند با این وجود ما آموزش نیروها را آغاز کردیم و آرام آرام هسته تشکیل سپاه در شهرهای مختلف کاشته شد. من تا سال‌ها در سپاه فعالیت کردم و چند باری هم برای آموزش راهی لبنان شدم. آن روزها گمان می‌کردم که ما هنوز در جنگ هستیم به همین دلیل خود را موظف به آموزش نیروهای سپاهی می‌دانستم. کم کم اوضاع که آرام شد به دانشگاه امیرکبیر رفتم و مشغول تدریس شدم اما طولی نکشید که در استانداری استان مرکزی مشغول شدم . 

بعد از انقلاب هم امام ؟ره؟ را ملاقات می‌کردید؟
من امام؟ره؟  را بعد از انقلاب فقط سه بار ملاقات کردم؛ یک بار که هنگام ازدواجم بود که خواستم خطبه عقد ما را بخوانند، دوبار هم برای فعالیت‌های مربوط به سپاه با ایشان دیدار داشتم نماینده‌ای را مشخص کنند تا به سپاه بیایند که حضرت امام؟ره؟  ، آیت‌الله خامنه‌ای را معرفی کردند.

سابقه فعالیت شما در مترو به چه زمانی برمی‌گردد؟
 در روزهای جنگ صحبت این بود که ممکن است به صدام موشک‌هایی بدهند که بتواند تهران را بزند. قرار بر این شد مکان‌هایی را در زیرزمین ایجاد کنیم که در سخت‌ترین شرایط دست کم یک میلیون نفر بتوانند در تهران بمانند. آقای رفسنجانی معتقد بودند که باید سر چهارراه‌های شلوغ شهر تونلی ایجاد شود که مردم هنگام خطر بتوانند آنجا پناه بگیرند. اما جلوتر که رفتیم پیشنهاد شد که این پناهگاه را بزرگ‌تر بسازیم که پس از جنگ بتوان از آن به‌عنوان مترو استفاده کرد. مبنای احداث مترو قصه پناهگاه در وضعیت‌های قرمز بود. همین ایده در لندن هم پیاده شده بود. 110 سال پیش که مترو لندن را تأسیس کردند ترافیک آن‌چنانی در سطح شهر وجود نداشت و کلنگ‌زنی آنجا با نیت ساخت پناهگاه بود. در تهران نیز پس از مشورت با حضرت امام ؟ره؟ همین کار را شروع کردیم.
شما در همه سال‌هایی که چنین فعالیت‌هایی را انجام می‌دادید جوان بودید و طبعاً کم‌تجربه اما این روزها حتی با وجود تأکیدهای زیاد رهبری بر لزوم جوان‌گرایی، این اعتماد به جوانان کمتر شده. با وجود اینکه قبلاً بارها ثابت شده که هر کجا که به جوان‌ها اعتماد شده نتیجه کار مطلوب بوده اما این روزها کمتر می‌بینیم که کاری را به جوان‌ها بسپارند؟ آیا شما نیز به جوان‌گرایی سیستم قائل‌اید؟ 
 من معتقدم هر فرد در یک سمت بیشتر از 10 سال توانمند نیست و بعد از آن هرگز شور و انرژی قبل را ندارد. شما الان مسوولانی را می‌بینید که در وقوع انقلاب حضور داشتند و پس از آن در انواع و اقسام پست‌های دولتی حضور داشتند. از دولت موقت گرفته تا دولت هاشمی و بعد از آن تاکنون. الان 40 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و برخی از مسوولان همچنان به میز مدیریت خود چسبیده‌اند، خوب معلوم است که سیستم دولتی و کابینه فشل می‌شود.
بسیاری از نمایندگان مجلس سال‌هاست که در خانه ملت حضور دارند. بسیاری دیگر چند دهه است که یا وزیر هستند یا معاون وزیر؛ من می‌خواهم از آن‌ها بپرسم پس شما کی بازنشسته می‌شوید؟ من معتقدم که باید کارها را به جوان‌ها سپرد و از تجربیات پیشکسوت‌ها استفاده کرد. ما هر زمان که به یک جوان مسوولیتی دادیم در حوزه تحت نظر آن فساد ندیدم. چون جوان‌ها اهل فساد نیستند یا بهتر است بگویم اصلاً راهش را بلد نیستند. جوان‌ها محافظه کار نیستند و این موضوع در تصمیم‌گیری‌ها بسیار مهم است. به‌عنوان مثال وزارت بهداشت و درمان را ببینید که در سال‌های اخیر چه هزینه‌هایی زیادی کرد و در آخر دستاوردهای زیادی نداشت. این وزارتخانه یک جوان سلحشور می‌خواهد که محافظه‌کار نباشد و خود را اسیر برخی از پزشکان کاسب و واردکنندگانی که 
جان مردم را مایه تجارت خود کرده‌اند، نکند.
من چندین پزشک را می‌شناسم که برای تأمین هزینه‌های خود در تاکسی‌های اینترنتی فعالیت می‌کنند. این‌ها همه ناشی از سوء مدیریت است. این مسأله نه فقط در وزارت بهداشت بلکه در سایر وزراتخانه‌های دیگر هم کمابیش دیده می‌شود. در وزارت صعنت اگر نگاه کنید کمتر مدیری را می‌بینید که جوان باشد و همه آن‌ها سالیان سال است که فقط میزهایشان را با یکدیگر عوض می‌کنند. 
بیش از 90 درصد از جوانانی که از ایران مهاجرت می‌کنند، باسواد هستند و دولت برای تحصیل آن‌ها میلیاردها تومان هزینه کرده است اما در نهایت چون نمی‌تواند از این نیروها استفاده کند بسیاری از آن‌ها تن به مهاجرت می‌دهند. انقلاب اسلامی همواره با توطئه‌های منافقین و مخالفین همراه بود. اپوزیسیون‌های نظام حالا در رسانه‌های غربی مانور رسانه‌ای می‌دهند. در اینجا سواد رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. دشمن از هر طریقی به‌دنبال ضربه زدن به ماست. اما ما تا زمانی که با یکدیگر همراه باشیم اتفاقی برای ما نمی‌افتد. کشور خطراتی زیادی را پشت سر گذاشته است که فقط اتحاد مردم ما توانسته آن‌ها را پشت سر بگذارد. 

captcha
شماره‌های پیشین