672
دوشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۹۷
13
حجت‌الاسلام یزدانی مقدم نظریه «آیینگی وحی الهی» را ارائه کرد

تفصیل حکومتی وحی به‌وسیله عقل

کرسی نظریه‌پردازی با موضوع «آیینگی وحی الهی؛ نظریه‌ای در باب وحی و نبوت؛ حکومت و قانون در سنت فلسفه سیاسی اسلامی» هفته گذشته با ارائه حجت‌الاسلام دکتر احمدرضا یزدانی مقدم؛ عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در این پژوهشگاه برگزار شد.

مباحثه موافقان و مخالفان فقهی  «بیت‌کوین»

صبح نو

حجت‌الاسلام یزدانی مقدم نظریه «آیینگی وحی الهی» را ارائه کرد

تفصیل حکومتی وحی به‌وسیله عقل

کرسی نظریه‌پردازی با موضوع «آیینگی وحی الهی؛ نظریه‌ای در باب وحی و نبوت؛ حکومت و قانون در سنت فلسفه سیاسی اسلامی» هفته گذشته با ارائه حجت‌الاسلام دکتر احمدرضا یزدانی مقدم؛ عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در این پژوهشگاه برگزار شد.

یزدانی مقدم ابتدا خلاصه‌ای از ماهیت نظریه‌اش ارائه کرد و گفت: نفس شریف پیامبر؟ص؟ در دریافت وحی الهی چون آینه بوده و همچون آینه‌ای وحی الهی را دریافت و به مردم ارائه می‌کرد. این نظریه یک نظریه تبیینی درباره وحی است و بنا بر سنت فلسفه سیاسی اسلامی در درون فلسفه سیاسی ارائه شده است. فلسفه سیاسی، چنان که توضیح آن می‌آید، درباره حکومت و قانون است. این نظریه هر دو موضوع را پوشش می‌دهد و در خصوص قانون اظهار می‌دارد که با توجه به آینه بودن نفس شریف پیامبر؟ص؟  و قوای ادراکی او در دریافت وحی الهی و نقش آینه در بازنمایی حقیقت دریافتی، پیامبر؟ص؟   حقایق نظری و عملی را به درستی و تمامی از خدای سبحان دریافت داشته و به تناسب شرایط فرهنگی و تمدنی و تاریخی و اجتماعی و … مخاطبان خود، آن را به مردم رسانده است. از این رو اگر بنا بر فرض، پیامبری در شرایط فرهنگی تمدنی تاریخی اجتماعی… متفاوتی قرار بگیرد، با حفظ اصول و مبانی ملحوظ در وحی، پیام الهی را به تناسب شرایط جدید در اختیار مردم قرار می‌دهد. در صورت انتقال وحی عرضه شده توسط آن پیامبر به شرایط جدید فرهنگی تمدنی تاریخی اجتماعی و…؛ استنباط احکام الهی در شرایط جدید نیازمند تفقه و تعقل و اجتهاد، به تفصیلی که در آثار فارابی و ابن سینا آمده، است. این نظریه به طور عمده در چارچوب مبانی فلسفه سیاسی فارابی و ابن سینا ارائه می‌شود.
او ضمن مروری بر پیشینه تاریخ نظریه‌پردازی درباره وحی و سیاست گفت: در دیدگاه فارابی و ابن سینا؛ از سویی پیامبران الهی ما را به عقل‌ورزی و فلسفه‌ورزی خوانده‌اند و از سوی دیگر فلسفه سیاسی به عنوان دیسیپلین دانشی، وحی و پیامبری را تحلیل می‌کند و معیارهایی برای ارزیابی وحی و پیامبری راستین در اختیار ما قرار می‌دهد. با تحلیلی که فارابی و ابن‌سینا از وحی ارائه می‌کنند امکان و ضرورت وحی
 به رسمیت شناخته می‌شود. به علاوه، وحی توجیهی فلسفی و نظری پیدا می‌کند و فهم آن از سطحی ظاهری و عوامانه بالاتر رفته و فهمی فلسفی با ارجاع به مبانی فلسفی را لازم می‌آورد. بدین ترتیب تحلیل اینان از وحی به مشروعیت دوجانبه و طرفینی وحی و فلسفه سیاسی می‌انجامد. از سویی فلسفه سیاسی، وحی را تأیید می‌کند و از سوی دیگر لازمه فهم وحی، مبانی و تحلیل فلسفی است و این کاملاً با سرنوشت وحی و فلسفه سیاسی در گفتمان مدرن متفاوت است. گفتمان مدرن انکار طرفینی و مشروعیت‌زدایی طرفینی و دوجانبه را به همراه دارد. بدون تردید سرنوشت متفاوت وحی و فلسفه سیاسی در گفتمان مدرن حاصل وحی واقعی و تاریخی موجود در دست اندیشمندان مدرن بوده است که با وحی واقعی و تاریخی موجود در نزد فارابی و ابن سینا متفاوت است.
یزدانی مقدم درباره نظریه خودش توضیح داد: تفصیلات شریعت به اجمال حقایق عقلی برمی‌گردد. دین و شریعت دارای هسته عقلانی (عقلانی به معنای اعمّ که فوق عقل متعارف بشری را هم شامل می‌شود) است و عقل و خرد انسان، از جهت نظری، می‌تواند آن حقایق را درک کند. پیامبران الهی آن حقایق عالی را به قدر عقول بشری 
عرضه داشته‌اند و عقول بشری می‌توانند از طریق الفاظ وحی الهی به سوی آن حقایق حرکت کند. این نظریه حاصل بازخوانی و بازسازی و هم‌افزایی نظریه‌های وحی در فلسفه سیاسی اسلامی است. این نظریه از یک سو در مقام جمع میان نظریه‌های فارابی و ابن سینا و دیگران است. از سوی دیگر به ناگزیر به تأمل و عمل اجتهادی در نظریه‌های موجود در فلسفه سیاسی می‌پردازد و به تاریخ فلسفه سیاسی استناد می‌کند تا امکان فلسفه سیاسی‌ورزی را فراهم آورد.
او افزود: این نظریه بر تحلیلی از فلسفه سیاسی اسلامی استوار است که با تحلیل نهایی اشتراوس در واسپاری سیاست به بیرون فلسفه سیاسی در تاریخ فلسفه سیاسی اسلامی متفاوت است. همچنین با تحلیل دکتر طباطبایی که معتقد است در فلسفه سیاسی اسلامی عقل جلوی پای شرع قربانی شده است، تفاوت دارد.
یزدانی مقدم به پیامدهای نظریه‌پردازی درباره وحی در حوزه قانون و حکومت اشاره کرد و گفت: براساس این نظریه، امکان تفسیر جدیدی از متون وحیانی به وجود می‌آید. پیامبران الهی، وحی الهی را خطاب به مردم اظهار کرده و حقایق هستی و انسان و آینده انسان و وضعیت انسان در زندگی کنونی و چگونگی سامان دادن به زندگی فردی و روابط اجتماعی و غیره را برای اهل تأمل و خردمندان بیان کرده‌اند. از اینجا امکان تفسیر جدیدی ناظر به توانایی‌های عقلی انسان پدید می‌آید.
او ادامه داد: در این تفسیر جدید، فلسفه سیاسی نقش مهمی خواهد داشت. همچنین ساماندهی سیاسی و قانون‌گذاری اجتماعی ناگزیر باید بر پایه دریافت مقاصد پیامبران الهی و حقایق وحی الهی باشد. در این نظریه، مستفاد از فارابی و ابن سینا، دین و فلسفه در یک راستا هستند. این تحلیل به پرسش‌هایی در ارتباط با کارکرد امروزین دین پاسخ می‌گوید. به علاوه پیامد چنین تحلیلی از وحی در دو موضوع حکومت و قانون ظاهر می‌شود. بر پایه این تحلیل حکومت دینی، حکومتی عقلانی و در جهت اهداف عقلانی است و از روش‌های عقلانی هم بهره می‌برد و قوانین دینی و قانون‌گذاری دینی نیز عقلانی بوده و دارای اهداف عقلانی است و از روش‌های عقلانی استفاده می‌کند. چنان‌که تجربه تاریخی بشری نشان داده است، حقایق متعالی الهی مستقیم در اختیار عقل بشری قرار نمی‌گیرد و عقل بشری نیازمند وحی الهی برای احیا و حیات و تقویت و راهنمایی است و پس از تأیید وحیانی در مقام فهم حقایق الهی قرار می‌گیرد.
او سپس ثمرات این نظریه را در قالب چند گزاره بیان کرد: 
به طرز خاص خود میان عقل و وحی را از چند نظر جمع می‌کند؛ از جایگاه و موقعیت وحی در شرایط امروز پشتیبانی می‌کند؛ به پرسش‌ها و دیدگاه‌های رقیب درباره وحی، مانند نظریه رؤیاها، پاسخ می‌گوید؛ به پرسش درباره کارآمدی احکام اسلام و جاودانگی آن پاسخ می‌گوید؛ از دیدگاه عدلیه- به روایت شهید مطهری- و قرار داشتن عدل در سلسله علل احکام پشتیبانی می‌کند؛ از نظریه امام راحل؟ره؟ درباره کارکرد ولایت فقیه و مقتضیات زمان و مکان پشتیبانی می‌کند؛ از آرمان‌های انقلاب اسلامی پشتیبانی و نسبت میان قرآن و نهج‌البلاغه و عروة‌الوثقی را توضیح می‌دهد و تصحیح می‌کند؛ این نظریه برای پاسخ به پرسش‌های مربوط به تعارض و نسبیت قوانین و استنباط قوانین به کار می‌آید؛ راهی برای عقل‌ورزی در جهت حل معضلات نظام جمهوری اسلامی می‌گشاید و از این طریق کارآمدی نظام را افزایش می‌دهد؛ نسبت میان فلسفه و فلسفه سیاسی و نیازهای سیاسی اجتماعی را پی می‌گیرد و امتداد سیاسی اجتماعی فلسفه اسلامی را نشان می‌دهد؛ سرشت و سرنوشت متفاوت فلسفه سیاسی اسلامی و فلسفه سیاسی غرب (لیبرال دموکراسی) را نشان می‌دهد؛ اصالت و استقلال فلسفه سیاسی اسلامی را نشان می‌دهد؛ بر عقل‌ورزی در فلسفه سیاسی اسلامی تأکید می‌کند.

captcha
شماره‌های پیشین