650
سه شنبه، ۱۶ بهمن ۱۳۹۷
4
حجت‌الاسلام محمود رجبی در گفت‌و‌گوی تفصیلی با «صبح‌نو»:

هر زمان مسوولان به فکر رضایت دشمنان بودند شکست خوردیم

40 سال عمر بلوغ عقلی یک انسان است و برای یک جریان حاکمیتی عمر کوتاهی نیست. بعد از 40‌سال حاکمیت می‌توان به‌خوبی در خصوص آن حاکمان نوشت و قضاوت کرد؛ 40‌سالی که شبیه شعب ابی‌طالب محاصره‌مان کرده‌بودند؛ اما فرقش با شعب این بود که از درون می‌توانستیم عمده مایحتاج روزانه را با خودباوری تأمین کنیم. اول انقلاب آرمان‌هایی داشتیم و الان به 40‌سالگی انقلاب رسیده‌ایم، 40سالگی برای یک انقلاب یعنی رسیدن به یک بلوغ و تکامل نسبی و حالا باید چشمان‌مان را بازتر کنیم و ببینیم در این 40‌ساله چقدر از آن آرمان‌هایی را که برایش خون و هزینه داده‌ایم، محقق ساخته‌ایم و چقدر از آن‌ها فاصله گرفته‌ایم؟ باید از خود بپرسیم آیا در این 40‌ساله در برخی مقاطع انقلاب را به دست نااهلان داده‌ایم؟ یا همیشه در خط اصلی خود بوده‌است؟ باید بپرسیم آینده این انقلاب رو به استحاله‌ است یا رو به رشد و در مرحله بعد صدور انقلاب صورت خواهد گرفت؟ این سوالات و دغدغه‌های ذهنی بهانه‌ای شد تا با یکی از فضلای حوزه علمیه قم به بحث و گفت‌و‌گو بپردازیم و بدون تعارف در مورد انقلاب‌مان با ایشان صحبت کنیم. حجت‌الاسلام محمود رجبی از اعضای جامعه مدرسین و همچنین عضو شورای عالی بررسی متون درسی دانشگاه‌ها و قائم‌مقام آیت‌الله مصباح یزدی در مؤسسه امام خمینی؟ره؟ به این سؤالات ما پاسخ می‌دهند.

صبح نو

حجت‌الاسلام محمود رجبی در گفت‌و‌گوی تفصیلی با «صبح‌نو»:

هر زمان مسوولان به فکر رضایت دشمنان بودند شکست خوردیم

40 سال عمر بلوغ عقلی یک انسان است و برای یک جریان حاکمیتی عمر کوتاهی نیست. بعد از 40‌سال حاکمیت می‌توان به‌خوبی در خصوص آن حاکمان نوشت و قضاوت کرد؛ 40‌سالی که شبیه شعب ابی‌طالب محاصره‌مان کرده‌بودند؛ اما فرقش با شعب این بود که از درون می‌توانستیم عمده مایحتاج روزانه را با خودباوری تأمین کنیم. اول انقلاب آرمان‌هایی داشتیم و الان به 40‌سالگی انقلاب رسیده‌ایم، 40سالگی برای یک انقلاب یعنی رسیدن به یک بلوغ و تکامل نسبی و حالا باید چشمان‌مان را بازتر کنیم و ببینیم در این 40‌ساله چقدر از آن آرمان‌هایی را که برایش خون و هزینه داده‌ایم، محقق ساخته‌ایم و چقدر از آن‌ها فاصله گرفته‌ایم؟ باید از خود بپرسیم آیا در این 40‌ساله در برخی مقاطع انقلاب را به دست نااهلان داده‌ایم؟ یا همیشه در خط اصلی خود بوده‌است؟ باید بپرسیم آینده این انقلاب رو به استحاله‌ است یا رو به رشد و در مرحله بعد صدور انقلاب صورت خواهد گرفت؟ این سوالات و دغدغه‌های ذهنی بهانه‌ای شد تا با یکی از فضلای حوزه علمیه قم به بحث و گفت‌و‌گو بپردازیم و بدون تعارف در مورد انقلاب‌مان با ایشان صحبت کنیم. حجت‌الاسلام محمود رجبی از اعضای جامعه مدرسین و همچنین عضو شورای عالی بررسی متون درسی دانشگاه‌ها و قائم‌مقام آیت‌الله مصباح یزدی در مؤسسه امام خمینی؟ره؟ به این سؤالات ما پاسخ می‌دهند.

 در ابتدا می‌خواهیم یک آسیب‌شناسی از تاریخ 40ساله انقلاب داشته باشیم. بفرمایید اصلی‌ترین نقاط کلیدی‌ای که در قوت یا ضعف اهداف انقلاب مؤثر بوده‌اند، چه هستند؟
 در قرآن کریم دو تصویر از جامعه اسلامی توصیف شده‌است؛ یک تصویر مربوط به آیه «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم...» است. کسانی که تحت امر پیامبر هستند ویژگی و شاخصه اصلی‌شان، برخورد سرسختانه و عزتمندانه نسبت به دشمنان اسلام است، و در عین حال نسبت به خودشان و امت اسلامی با شفقت و دلسوزانه رفتار می‌کنند و پایبندی به مسائل معنوی به قدری در میان‌شان جاری‌ا‌ست که در سیمای جامعه هویداست.
در جای دیگر قرآن تصویر دیگری از امت اسلامی توصیف می‌کند و می‌فرماید: این امت(نظام اسلامی) مانند نهالی می‌شوند که جوانه می‌زند، رشد می‌کند و به هم پیوند می‌خورد و به قدری شکوفا می‌شود که حتی بانیان آن شگفت‌زده می‌شوند که آیا ما بودیم که چنین حرکتی را بنا نهادیم؟ دشمنان نیز به خشم می‌آیند و کینه‌توزی می‌کنند. انقلاب اسلامی ما دقیقاً چنین وضعیتی دارد. امام عزیز آمد و مردم را به خدا دعوت کرد، هر قدر که مردم و مسوولین این شاخصه‌های الهی را در زندگی خود داشته باشند، موفقیت هم حاصل می‌شود. به تعبیر قرآن کریم به جاهایی رسیدیم که خودمان هم فکرش را نمی‌کردیم.
آن وقت است که می‌بینیم در صنعت و جنگ تحمیلی و عرصه‌های مختلف فناوری و نانو و انرژی هسته‌ای موفقیت حاصل شده است. پیشرفت‌هایی که در طول انقلاب داشتیم هم در عرصه معنوی بوده است و هم در عرصه مادی،‌ و بسیار هم اعجاب‌انگیز بوده است. این سنت الهی‌ است. اما در جایی که مسوولان یا مردم از این شاخصه‌ها فاصله گرفته باشند، نتیجه عکس می‌دهد. جایی که مسوولین به جای به دست آوردن رضایت خداوند به فکر به دست آوردن رضایت دشمنان خدا و مستکبرین باشند، به همان میزان پسرفت داشته‌و مطمئناً شکست خورده‌ایم و به هر میزانی هم که از این ارزش‌ها و شاخصه‌ها فاصله گرفته باشیم از موفقیت و کامیابی به دور بودیم.
 
می‌توانید نمونه مصداقی برای پسرفت و شکست‌مان عنوان بفرمایید؟
نمونه آن مسائلی است که در جریان برجام شاهد آن هستیم، یا نمونه‌ای که اصلاحات در نقد خدا و اهل بیت ؟ع؟ در جامعه به راه انداختند، و در دوره فعلی هم به‌گونه‌ای با این نوع نگاه مواجه هستیم و شاهد فاصله‌گیری از رضایت خدا و نامهربانی با منتقدان هستیم. و نتیجه آن هم طبیعتاً موفقیت‌آمیز نخواهد بود.
در کل اگر جامعه را بنگریم، به‌رغم تمام توطئه‌ها و موانع، هنوز آن آرمان‌های اول انقلاب که برای آن‌ها انقلاب کردیم- در جامعه ما زنده است.
 ما طبیعتاً در دو موضوع عدالت و اقتصاد پیشرفت قابل قبولی نداشتیم. ضمن اینکه در بسیاری از مسائل نیز پیشرفت داشتیم، اما از آنجایی که آرمان ‌اصلی انقلاب عدالت‌خواهی و توسعه اقتصادی بوده‌است،‌ بفرمایید چرا در این زمینه به موفقیت لازم دست نیافتیم؟
بدون تعارف باید صحبت کنیم. چه حزب‌اللهی باشیم چه نباشیم، در این تردیدی نیست که در بعضی شاخه‌ها پیشرفت لازم حاصل نشده‌است. انقلاب ما هنوز هم در حال حرکت به سوی آن آرمان‌هاست. اگر بناست پایبند به ارزش‌ها و مبانی دینی نباشیم و بعد توقع داشته باشیم عدالت محقق شود، توقع بی‌جایی است. البته تأکید می‌کنم مهم‌ترین ارزش و آرمان انقلاب پیاده شدن احکام اسلامی بود. تمام شهدا و تمام رزمندگان قبل و بعد از انقلاب برای پیاده‌سازی احکام اسلامی به میدان رفته‌اند. عدالت‌خواهی شعاری است که تمامی انقلاب‌های جهان معمولاً به دنبال تحقق آن هستند، اما آن ویژگی‌‌ای که انقلاب ما را شاخص می‌کند، خواسته مردم مبنی‌بر تحقق آرمان‌های انقلاب است. و البته عدالت هم طبق فرمایش رهبر انقلاب به صورت کامل تحقق نیافته‌است.
 
خب مشکل کجاست که عدالت هنوز حاکم نشده است؟
در هر صورت ما انقلاب کردیم و باید آرمان‌هایی که به خاطرشان انقلاب کرده‌ایم در جامعه پیاده می‌شد. در رأس این آرمان‌ها هم پایبندی به ارزش‌های اسلامی بود. حالا چه ارزش‌های فردی و چه ارزش‌های اجتماعی. قطعاً پایبندی‌مان در طول این 40‌ساله در مقاطعی بسیار قوی بوده‌است و در مقاطعی نیز دچار ضعف بودیم. اوایل انقلاب و دفاع مقدس، دوران اوج پایبندی به ارزش‌ها بوده است و در دوران اصلاحات در نقطه مقابل حرکت صورت گرفت که طبیعتاً نتیجه آن باعث ضعف نظام اسلامی می‌شود. وقتی گفتند خدا هم باید نقد شود یا وقتی که گفتند جریان کربلا به‌خاطر نزاع خانوادگی امام حسین(علیه‌السلام) بود، خب وقتی این نوع تفکر و باور در حاکمان ما وجود داشته باشد، در این صورت قطعاً نتیجه عکس حاصل می‌شود. خب وقتی چنین مسوولینی داشته باشیم که چنین اعتقاداتی دارند، توقع داریم ارزش‌های اسلامی پیاده شود و به رشد و پیشرفت برسیم؟
 
یعنی نقطه ضعف ما در طول تاریخ 40‌ساله صرفاً سران اصلاح‌طلب بوده‌اند؟
دعوای اصلاح‌طلب و اصولگرا نیست،‌ در اول گفت‌وگو هم از مبانی قرآنی شروع کردم، نه از دسته‌بندی سیاسی. هر گروهی چه اصلاح‌طلب چه اصولگرا، اگر پایبند به این قوانین باشد، نتیجه آن رشد و پیشرفت است. حال حتی اگر اصولگراها هم پایبند به ارزش‌ها نباشند، همین اتفاق می‌افتد. خب شما ببینید در چه دوره‌ای و چه کسانی نهضت عاشورا را به غلط تفسیر کردند و ارزش‌ها را وارونه کردند؟ اوج این مطلب در دوران اصلاحات بود.
«الناس اشبه به أمرائهم من ابائهم» یعنی مردم در رفتارهای‌شان به حاکمان شبیه‌تر از پدران‌شان هستند. پس طبیعی ا‌ست اگر مسوولان نگران ارزش‌ها باشند عموم جامعه هم به این سمت حرکت می‌کنند و اگر مسائل دیگری برای‌شان ارزش شد، جامعه دیگر نباید توقع آن نتایج و دستاوردهای موفقیت‌آمیز را 
داشته باشد.
مثلاً اگر قوه‌قضاییه طبق موازین اسلامی قضات را انتخاب نکند،‌ یا طبق موازین شرع احکام صادر نکند طبیعی ا‌ست که به همان میزان قوه‌قضاییه ما می‌تواند دچار آسیب شود. اگر مسوولان ما مسیر را درست بروند؛ اما مردم همراهی نکنند باز هم نتیجه حاصل نمی‌شود. مسأله اینجاست که اول باید ریشه اصلی را بیابیم بعد می‌توانیم با این شاخصه‌های اصلی تمام گروه‌ها و مسوولان و مردم را بسنجیم. و بعد ببینیم آیا واقعاً جایی که پیشرفت کردیم پایبند بوده‌ایم؟ یا به خاطر پایبند نبودن بر ارزش‌ها پیشرفت حاصل شده است؟ و در مرحله بعد می‌توانیم آسیب‌شناسی کنیم ببینیم کجای رفتار و عمل‌مان با ارزش‌ها فاصله داشته است تا مسیر پیش‌رو را به درستی پیدا کنیم. آیا مسیر جز این است که کاری انجام دهیم تا افرادی مسوولیت ما را به‌عهده بگیرند که پایبند به ارزش‌ها باشند؟ و باید برنامه‌ریزی بکنیم که مردم نیز به این سو حرکت کنند.
مگر مشکلات دوران انقلاب از نظر معیشتی برای مردم کم بود؟ مگر در دوران دفاع مقدس فشار کمی روی مردم حاکم بود؟ اما مقاومت و ایستادگی روی ارزش‌ها پیروزی به ارمغان آورد. هر کار ارزشمندی دارای مشکلات و سختی و زحمات است؛ اما نهایتاً نتیجه‌بخش است.
ما نمی‌گوییم در تمام زمینه‌ها در این 40‌ساله کاملاً موفق بوده‌ایم. در برخی زمینه‌ها موفق بودیم و در برخی زمینه‌ها نبودیم. حتی در بحث عدالت خود رهبری هم فرمودند که هنوز به آن موفقیت لازم نرسیدیم. یا در بحث معیشت نیز تمام دلسوزان نظام معتقدند که باید فکر اساسی شود. مسأله اینجاست که باید به ریشه‌ها توجه کرد و اگر عامل اصلی را درست تشخیص ندهیم، ممکن است نسخه‌ای بپیچیم که آن نسخه هم ناکارآمد از آب در بیاید.
 
راهکار را در چه می‌بینید؟
هر کسی که در هر جایگاهی هست، باید در وهله اول وظیفه خود را به درستی تشخیص دهد. اگر من یک روحانی هستم باید ببینیم وظیفه‌ا‌م به عنوان یک روحانی چیست. آن کسی که مسوول رسانه ملی ا‌ست باید تأمل کند که وظیفه رسانه ملی چیست و من به‌عنوان مسوول باید چه کاری انجام بدهم؟ یا هر مسوول دیگری که مسوولیت دارد باید همینطور عمل کند. قضات قوه‌قضاییه نیز باید بررسی کنند ببینند وظیفه‌شان چیست و طبق آن عمل کنند. اگر یک مسوول در مرحله اول وظیفه‌اش را درست تشخیص بدهد، مخصوصاً وظیفه‌اش در زمینه تحقق عدالت اجتماعی و 
به آن سمت حرکت کند، خب طبیعتاً در زمینه عدالت نیز اتفاقات مثبتی رخ می‌دهد.
اگر در زمان دفاع مقدس مردم ما به این تشخیص نمی‌رسیدند که با تمام قوا به رزمندگان کمک کنند و هدایای خود را برای پشتیبانی برای‌شان ارسال کنند، خب شاید نتیجه دیگری حاصل می‌شد. و همینطور مسوولان نظامی و فرماندهان هم به فکر این بودند که چگونه جنگ را اداره کنند و وظیفه خودشان را پیگیری می‌کردند.
معتقدم اگر این سه نکته پیاده شود موفقیت حاصل می‌شود: 
1. شناخت درست وظیفه 2.دقت و عالمانه عمل کردن 3.با تمام توان وارد میدان شدن.
ما در نظام اسلامی محور ولایت داریم. این محور به قدری اهمیت دارد که خداوند به پیامبر می‌فرماید: اگر ولایت را ابلاغ نکنی انگار رسالت را انجام ندادی.
چه در نظام فعلی ما و چه در نظام اسلامی زمان پیامبر وقتی ولایت از سوی مردم پیروی نشود، منجربه شکست خواهد شد و به حکومت مستبدان و ملوک‌الطوایفی منجر خواهد شد.
اینکه امام فرمود پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد، به خاطر همین مسأله است. بروید تمام آسیب‌هایی را که در این مملکت با آن مواجه شدید بررسی کنید. ببینید آیا در آن زمینه به حرف ولایت گوش دادید یا با بی‌اهمیتی به محور ولایت اقدام کردید؟ اگر کسی ادعا کند که ما موازین دینی را انجام دادیم ولی به نتیجه درست نرسیدیم بیاید و به ما مصداقش را نشان بدهد!شما کدام ملت را سراغ دارید که در بحبوحه اقتصادی و توطئه‌های دشمنان متحدی که از کشورهای مختلف هستند، بتواند به این شکوفایی برسد. خب این نشانگر این است که در این 40‌سال کلیت اصول و آرمان‌ها حفظ شده‌است. ما در برخی رده‌هایی که جزو90‌ کشور بوده‌ایم، به جایی رسیده‌ایم که جزو 10 کشور یا 5‌کشور شدیم. با این همه دشمنی این پیشرفت‌ها ساده نیست. قطعاً کشورهای دیگری بوده که رشد بیشتری از کشور ما داشته‌اند؛ اما این میزان دشمن نداشتند.
 
آینده انقلاب رو به استحاله خواهد بود یا رو به رشد؟ اول انقلاب حجاب را اجباری کردیم و وضعیت فعلی حجاب را می‌بینیم، داعیه‌دار اقتصاد اسلامی بودیم و الآن وضعیت اقتصاد و بانکداری ربوی را می‌بینیم.
 ما نمی‌توانیم یک مقطع یا یک جریان را بگیریم و به کلیت نظام منتسب کنیم  و بگوییم چون در این بخش‌ها موفقیت حاصل نشده، پس در جریانات دیگر نیز حاصل نمی‌شود.
 جریان کربلا وقتی رخ داد، عده‌ای گفتند این جریان تمام شد و اثری از آن باقی نخواهد ماند و الآن شاهدیم که جریان کربلا چگونه تاریخ ساز شده‌است. در دوران اصلاحات آمریکایی‌ها گفتند خیال‌مان از انقلاب اسلامی راحت شد و استحاله کامل رخ داده‌است، اما این‌گونه نشد. طبیعی ا‌ست که امکان 
افت و خیزهایی در جریان انقلاب وجود داشته باشد، حتی خداوند هم با کسی تعارف ندارد. اگر سرنوشت قومی تغییر کند و رفتار مردم تغییر یابد، خداوند هم سرنوشت‌شان را به گونه دیگری رقم می‌زند. مهم این است که در حال حاضر نسل جوانی داریم که از رویش‌های انقلاب هستند و از عمق جان انقلاب را می‌خواهند و برای این انقلاب تلاش می‌کنند. شاید از آن سمت فساد در برخی محافل رشد پیدا کرده اما از طرف دیگر، رویش‌های خوبی هم در حال شکل‌گیری است.
 حدیث شریف که می‌فرماید: « للحق دوله و للباطل جوله» یک حقیقت است. جریان باطل شاید یک جولانی داشته باشد؛ اما دولت حقیقی با اهل حق خواهد بود. می‌بینیم به‌رغم تمام دشمنی‌هایی که وجود داشته‌، حرکت انبیاء ادامه داشته و به اوج رسیده‌است. ما باید به آینده امیدوار باشیم. چراکه این وعده الهی است که نصرت الهی شامل یاری‌دهندگان دین خداوند می‌شود. در عین حال باید آسیب‌هایی را که در این 40‌سال داشته‌ایم هم در نظر بگیریم. چشم‌های‌مان را نباید روی هم بگذاریم و ریشه‌یابی کنیم و به میدان بیاییم. معتقدم مردم ما در عمق جان‌شان به انقلاب و رهبری علاقه دارند. حتی گاهی کسانی هم که اهل برخی ناهنجاری‌ها هستند، این علاقه را دارند.
به خوبی خاطرم هست در دوران طاغوت که رژیم برخوردهای شدیدی داشت، امام فرمودند که ما پیروزیم. همان موقع گفتم سخن امام کافی ا‌ست و پیروزی از آن ماست. مشابه این دوران‌ها را داشتیم که سختی‌های فراوانی بر ما تحمیل شده، اما عبور کردیم و از این گردنه هم عبور خواهیم کرد. نباید کوتاهی کنیم و باید این روحیه را در میان مردم تقویت کنیم تا ان‌شاء‌الله آینده خوبی را شاهد باشیم.

captcha
شماره‌های پیشین