647
شنبه، ۱۳ بهمن ۱۳۹۷
14
گزارشی از برنامه «زاویه» با موضوع «تحلیل نظری انقلاب» با حضور موسی نجفی و تقی آزاد ارمکی

گفتمان توسعه، انحرافی در محتوای انقلاب بود

تحلیل نظری انقلاب اسلامی، موضوع برنامه «زاویه» در هفته گذشته بود که دکتر موسی نجفی؛ عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دکتر تقی آزاد ارمکی؛ عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در آن به ارائه نظرات خود پرداختند.

صبح نو

گزارشی از برنامه «زاویه» با موضوع «تحلیل نظری انقلاب» با حضور موسی نجفی و تقی آزاد ارمکی

گفتمان توسعه، انحرافی در محتوای انقلاب بود

تحلیل نظری انقلاب اسلامی، موضوع برنامه «زاویه» در هفته گذشته بود که دکتر موسی نجفی؛ عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دکتر تقی آزاد ارمکی؛ عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، در آن به ارائه نظرات خود پرداختند.

موسی نجفی در ابتدای برنامه گفت: نگاه من به انقلاب به‌صورت یک تابلوی ثابت نیست بلکه به شکل یک فیلم است. در فیلم برای فهم یک صحنه نیاز دارید صحنه‌های قبل را ببینید و همچنین باید فیلم را کامل تا آخر ببینید تا ببینید صحنه‌های بعدی چیست؟ در تبیین نظری انقلاب شاید به سه مرحله بتوان فکر کرد؛ مرحله جنبش و نهضت، مرحله نظام و درنهایت آینده‌پژوهی انقلاب. وقتی درباره پدیده انقلاب صحبت می‌کنیم به نظر می‌رسد رشته‌های علوم سیاسی، تاریخ و جامعه‌شناسی را شامل می‌شود. بهتر است بگوییم از یک پدیده بین‌رشته‌ای داریم صحبت می‌کنیم. اگر بخواهیم ابن خلدونی فکر کنیم شاید بتوانیم بگوییم از یک علم جدید صحبت می‌کنیم.
او افزود: نباید انقلاب را با خواسته‌های آنی آن زمان مردم فقط بررسی کرد. ایمان مردم مثل انبار باروت می‌ماند. گاهی اوقات برای انفجار تنها نیاز به یک جرقه دارد. رهبران جامعه باید تلاش کنند این انبار باروت نم نکشد و الا با جرقه‌های مختلف هم اتفاقی نخواهد افتاد. از طرفی این‌که ابزار تحلیل ما چیست مهم است. اگر انقلاب اسلامی یک پروسه است باید ببینیم در دل چه چیزی تعریف می‌شود؟
 
انقلاب، واکنشی به رژیم وابسته و غیراخلاقی
آزاد ارمکی با تأکید بر اینکه نباید انقلاب را از واقعیت اجتماعی آن منفک کنیم، گفت: نوگراهای ایرانی انقلاب اسلامی را در سایه انقلاب مشروطه توضیح داده‌اند. یا گروهی داریم که انقلاب اسلامی را در رابطه با انقلاب حضرت مهدی ؟عج؟ توضیح می‌دهند. باید انقلاب اسلامی را با رژیم پیشین توضیح دهیم. جریان اندیشه‌ای، فکری، فقهی، اجتماعی و سیاسی آن و همچنین نیروهایی که در آن شرایط ظهور کرده‌اند. متأسفانه انقلاب اسلامی را با رژیم قاجار توضیح می‌دهند که با این کار انقلاب را به خیلی قبل برده‌ایم.
او ادامه داد: رژیم پهلوی، وابسته و یک رژیم آمریکایی بود و جامعه آن زمان یک جامعه غیراخلاقی بود. انقلاب علیه رژیم پیشین و جامعه پیشین بود. بعد از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی متولد می‌شود. یعنی رژیمی متناسب با خواسته‌های مردم که وابسته نیست و این استقلال، اصلی‌ترین اتفاقی است که با انقلاب محقق شد. نکته بعدی رسیدن به جامعه اخلاقی است که در اینجا مناقشه وجود دارد. امروز مشکل اساسی جمهوری اسلامی مربوط به جامعه اخلاقی است.
آقای موسی نجفی با طرح این سؤال که مردم چرا این اهداف را داشتند، بیان کرد: اینجا به فرهنگ و هویت می‌رسیم و این‌که روح جامعه ایرانی مستقل است. این مسأله در یک‌زمان شکل نمی‌گیرد. 
نکته دیگر این‌که پهلوی‌ها تنها نظام ایران هستند که وابسته‌اند. زشتی وابستگی خانواده پهلوی را کاملاً در همه آن‌ها می‌بینیم و چیزی نیست که قابل‌تطهیر باشد. چرا حساسیت ما به وابستگی را برخی از همسایگان ما مثل عربستان ندارند؟ این به هویت عمیق تاریخی ما برمی‌گردد. سؤال اینجاست آیا انقلاب ما هویتی است یا هویت ما انقلابی است؟ قسمتی از هویت ما، انقلابی است.
آزاد ارمکی با اشاره به این پرسش که چرا مشروطه سریع‌تر از انقلاب اسلامی محقق می‌شود، گفت: چون ما به اضطرار وارد انقلاب شدیم. مردم ما بسیار سازگار هستند؛ نه سازشکار بلکه سازگار. این سازگاری به آن‌ها یک متانت ادبی، فرهنگی، اخلاقی و کلامی می‌دهد که آن‌ها را تاریخ‌مند می‌کند و به کنشگران برای تصمیم‌گیری فرصت می‌دهد. اگر رژیم پیشین نبود مردم ما به‌هیچ‌وجه انقلاب نمی‌کردند و راه دیگری را انتخاب می‌کردند.
او افزود: در رژیم گذشته توسعه - حالا هر نوعی از توسعه- شکل گرفته بود. چرا با این‌که آن رژیم توسعه را دنبال می‌کرد مردم علیه آن انقلاب کردند؟ چون مردم دغدغه جامعه اخلاقی داشتند و از جمهوری اسلامی این خواسته را داشتند و به همین دلیل روحانیت به میان می‌آید. 
چرا روحانیت رییس‌جمهوری می‌شود؟ چون هدف جامعه اخلاقی است. امروز دچار تفاوت میان محتوا و صورت در تکنیک‌های رسیدن به جامعه اخلاقی هستیم. صورت‌ها مثل دموکراسی‌خواهی، مشارکت مردم و ... است. ما محتوا را در جمهوری اسلامی فراموش کردیم و منازعات جریان‌های ما تنها شده مسأله صورت. نباید در محتوا کوتاه می‌آمدیم اما کوتاه آمدیم.
 
انقلاب هویتی در برابر بحران غربی
موسی نجفی با بیان اینکه جامعه شیعه دو عنصر عقلانیت و اعتدال را دارد، گفت: چرا در یک مقطعی یک‌دفعه انقلاب صورت می‌گیرد؟ من این را به همان هویت مرتبط می‌دانم. انقلاب ما هویتی است و نه این‌که هویت ما انقلابی باشد. این‌که چرا مردم ما اخلاق را می‌خواهند این را باز به مسأله هویت مرتبط می‌دانم. ما در ذات هویت‌مان حق‌پرستی، معنویت‌خواهی و عدالت‌طلبی را داریم. 
ذات هویت ایرانی با اسلام تقویت‌شده است تا به زمان صفویان می‌رسد و از زمان صفویان به بعد هویت ملی جدیدی را شاهد هستیم. همه بشر این مؤلفه‌ها را دارند اما فرصت نمی‌کنند این را به منصه ظهور برسانند. همه اقوام نمی‌توانند ملت شوند. عصر پهلوی به بحران هویت ما دامن زد. چهار بحران را در تاریخ ایران شاهد هستیم. بحران هلنی، بحران عربی، بحران مغولی و بحران غربی. 
دو تا از این بحران‌ها ایدئولوژیک است. یکی دوره‌ای که ما اسلام را پذیرفتیم اما عربی شدن را نپذیرفتیم. یک دوره هم به بحران غربی مربوط می‌شود. غربی‌ها هم هویت داشتند و هم سلطه. ایرانی‌ها نشان دادند که آن چیزی را که ندارند طالبش هستند یعنی علم اما به سلطه فکر نمی‌کنند. 
انقلاب هویتی باید تکلیف این را مشخص کند. مذهب شیعه توانست عناصر قبلی هویت ما را یک تشخص سیاسی دهد.
آزاد ارمکی با انتقاد از عدم توجه به مناسبات اجتماعی رژیم پهلوی گفت: همه کتاب‌هایی که درباره انقلاب اسلامی نوشته شده فهم رژیم پیشین را از دستور کار خارج کرده‌اند. چهلمین سال انقلاب اسلامی فرصتی بود برای یک فهم جامع درباره رژیم پیشین. نمی‌دانم چرا فکر می‌کنیم جمهوری اسلامی بیش از پهلوی به دوران رژیم قاجار نزدیک است. چرا برخی می‌گویند شما هم مانند رژیم گذشته عمل می‌کنید؟ 
چون پروژه توسعه باید در این کشور پیاده شود و هر کسی بر این سرزمین حاکم بشود این پروژه را انجام می‌دهد. جامعه اخلاقی می‌توانست این مسأله را متفاوت کند.
او ادامه داد: ما حتی به این مسأله نگاهی متعالی‌تر داشتیم و آن جامعه اخلاقی دینی و شیعی بود. فراموشی محتوای انقلاب اسلامی ما را به اینجا رساند. همه‌چیزمان شده خود پیکر جمهوری اسلامی. این است که یکی از بحث‌های ما تعارض میان انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی شده است. جامعه اخلاقی کجا متوقف شد و از دستور کار خارج شد؟ رژیم پهلوی اشتباهش این بود - که ما هم امروز داریم انجام می‌دهیم- که فکر می‌کرد دارد یک جامعه جدید می‌سازد. درنتیجه رژیم پهلوی جامعه را به واکنش بنیادی وا‌داشت. چراکه پهلوی به جامعه بی‌اعتنایی کرده بود. پهلوی ایران را از گذشته تاریخی‌اش جدا کرد؛ این است که جامعه می‌گوید هویت تاریخی من گم شده است. آن چیزی که این جامعه را اخلاقی می‌کند معنای فرهنگ آن است. این‌که می‌گویند انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است همین است.
موسی نجفی با تأکید بر عدم تفاوت هویت و زیست اخلاقی، اظهار کرد: بحث‌های آقای دکتر را قبول دارم به شرطی که یک مقدار با تاریخ مهربان‌تر باشند. من می‌خواهم از قابی که ایشان همه‌چیز را در آن می‌گذارد خارج شوم. برای شناخت هویت انقلاب باید ماهیت پهلوی را بفهمیم و این‌که چرا هویت ما در مقطعی به این صورت شد. ما می‌توانستیم بدون انقلاب و فقط با یک نظام دیگر سرنگونی رژیم‌پهلوی را داشته باشیم، مثل خیلی از کشورها و مثل تمامی حکومت‌های پیشین ایران. در نظام مشروطه هم رژیم قاجار سرنگون نمی‌شود چرا؟ چون ماهیت نظام قاجار با پهلوی فرق می‌کرد و برای حفظ هویت نیاز به سرنگونی آن نبود. مشروطه‌خواهان بیشتر به کار خودشان «نهضت» می‌گفتند. چون آن را ادامه ندادند از دل آن حکومت رضاخانی درآمد. انقلاب اسلامی متکامل‌تر از مشروطه است. 
این مهم است که چرا هویت ما به شکل انقلابی خود را نشان داد؟ وابستگی سیاسی پهلوی باعث شد فرهنگی را ترویج کنند که فرهنگ خودشان نبود. پهلوی یک مثلث است: سکولاریسم، ایران باستان و روشنفکری مدرنیته.
 
محتوای انقلاب را نبینیم، متحجر می‌شویم
آزاد ارمکی گفت: مشکل انقلاب اسلامی ساحت ایدئولوژیک رژیم پهلوی است.
ما در مناسبات ایدئولوژیک باقی‌مانده‌ایم. مشکل هویتی ما امروز به این دلیل است که به عنصر انسجام‌بخش جامعه‌مان بی‌اعتنا بودیم و درگیر صورت شده‌ایم. چرا امروز جامعه بر دیسکورس فساد تأکید می‌کند؟ دغدغه انقلاب اسلامی یک جامعه کاملاً توسعه‌یافته نبود و در کلام امام ؟ره؟ این را نمی‌بینیم. گفتمان توسعه بعدها شکل می‌گیرد. اخلاق گمشده است که به نابرابری، کاهش عدالت و آزادی می‌تواند بینجامد.
نجفی سپس بیان کرد: اگر بخواهیم درست‌تر نگاه کنیم این یک بیداری اسلامی وسیع است که تنها به ایران هم مربوط نیست. امروز چون استعمار به «استعمار فرانو» تبدیل شده است بیداری اسلامی هم عمیق‌تر شده است. انقلاب اسلامی از طرفی معلول عمق بیداری اسلامی و از طرفی نیز علت بیداری اسلامی جدید است. 
ایده آقای آزاد و بنده ظاهراً به دو زبان دارد بیان می‌شود و خیلی اختلافی نداریم. درست است که امروز مشکلات هویتی و اخلاقی داریم اما توجه کنیم که آسیب‌های ما هم به‌تدریج عمیق‌تر شده است. فرق انقلاب ما با انقلاب‌های سکولار این است که رهبران راه ایجاد نمی‌کنند. انبیا از پیش راه را ایجاد کرده‌اند. در انقلاب‌های سکولار رهبران راه ایجاد می‌کنند.
آزاد ارمکی در ادامه گفت: تفاوت ما با عصر صفویه در حاکمیت است. در اینجا رأی مردم، ولایت‌فقیه، مکانیسم قانون اساسی، عقل مدرن و اجماع و ... مطرح است. مدرن‌ترین انقلاب جهان، انقلاب اسلامی است که می‌خواهد دو جهان را نجات دهد و مردم را ارتقا دهد.
 اما چرا به‌یک‌باره مشکلات مردم را فراموش می‌کنیم؟ وقتی ذهن را به گذشته تاریخی و ساحت ایده‌آلیستی می‌بریم نمی‌خواهیم به واقعیت توجه کنیم و در متن آن را ببینیم. اگر به محتوای انقلاب توجه نکنیم دچار تحجر می‌شویم و به دام دشمنان انقلاب می‌افتیم.
موسی نجفی در انتها گفت: انقلاب اسلامی یک انقلاب هویتی است ولی در ایستگاهی این هویت انقلابی شد چون رژیم پهلوی با ذات این هویت مشکل پیدا کرد و آن را دچار مشکل کرد. اما این همه ماجرا نبود. انقلاب آرام‌آرام هویت خود را نشان داد و نسبت به جهان مدرن دارد واکنش‌های خودش را نشان می‌دهد که می‌تواند علاوه بر حالت سلبی حالت ایجابی نیز داشته باشد. 

captcha
شماره‌های پیشین