646
چهارشنبه، ۱۰ بهمن ۱۳۹۷
15
سردبیر «شب سینما» در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از ضرورت «مطالعات فیلم» می‌گوید

سینما با فلسفه سینما می‌شود

برنامه‌های سینمایی تلویزیون بیش از این که در یک نمای کلی به «سینما»، آن‌چنان که سینماست، بپردازند به «فیلم» و نقد آن توجه می‌کنند. در میان برنامه‌هایی که یا به حواشی اکران و اخبار زرد ستاره‌های سینما می‌پردازند یا تنها فیلم را از زاویه فرم نقد و بررسی می‌کنند، برنامه «شب سینما» به سردبیری آقای سیدسعید هاشم‌زاده؛ پژوهشگر جوان مطالعات فیلم حکایت دیگری دارد. «شب سینما» نه‌تنها از جهت رویکرد و مضمون بدیع و تجربه‌نشده است که با آشنایی‌زدایی از چهره رسانه‌ای آقای مسعود فراستی، وجه کمتر دیده‌شده‌ای از شخصیت او را به نمایش گذاشته است. در گفت‌وگو با سعید هاشم‌زاده از اهمیت رویکردهای مختلف مطالعات فیلم از روانکاوی تا مطالعات فرهنگی صحبت کردیم و از سختی‌های ساختن چنین برنامه‌ای در تلویزیون پرسیدیم.

خبر

صبح نو

سردبیر «شب سینما» در گفت‌وگو با «صبح‌نو» از ضرورت «مطالعات فیلم» می‌گوید

سینما با فلسفه سینما می‌شود

برنامه‌های سینمایی تلویزیون بیش از این که در یک نمای کلی به «سینما»، آن‌چنان که سینماست، بپردازند به «فیلم» و نقد آن توجه می‌کنند. در میان برنامه‌هایی که یا به حواشی اکران و اخبار زرد ستاره‌های سینما می‌پردازند یا تنها فیلم را از زاویه فرم نقد و بررسی می‌کنند، برنامه «شب سینما» به سردبیری آقای سیدسعید هاشم‌زاده؛ پژوهشگر جوان مطالعات فیلم حکایت دیگری دارد. «شب سینما» نه‌تنها از جهت رویکرد و مضمون بدیع و تجربه‌نشده است که با آشنایی‌زدایی از چهره رسانه‌ای آقای مسعود فراستی، وجه کمتر دیده‌شده‌ای از شخصیت او را به نمایش گذاشته است. در گفت‌وگو با سعید هاشم‌زاده از اهمیت رویکردهای مختلف مطالعات فیلم از روانکاوی تا مطالعات فرهنگی صحبت کردیم و از سختی‌های ساختن چنین برنامه‌ای در تلویزیون پرسیدیم.

برنامه شب سینما بر اساس شخص «مسعود فراستی» شکل گرفت یا یک ایده‌ای وجود داشت که مسعود فراستی بهترین گزینه برای تحقق آن بود؟
 وقتی مسوولین شبکه از ما درخواست کردند که برای برنامه شب سینما طرح بدهیم، یک‌سری دغدغه‌ها در حوزه مطالعات سینما مربوط به خودم بود و جای این دغدغه‌ها را در تلویزیون خالی دیدم. چون وقتی تحقیق میدانی کردم، دیدم تلویزیون اساساً به رویکردهای مطالعاتی و انتقادی سینما نمی‌پردازد. یکی دو رویکرد در تلویزیون وجود داشت که رویکرد جاری منتقدان سینمای ایران بود که اغلب مبنی‌بر روایت و فرم اثر است. رویکردهایی مانند روانکاوی و نشانه‌شناسی و فلسفه و جامعه‌شناسی و مکاتب سینمایی جایش خالی بود. می‌خواستیم بحث‌های تئوریک و میان‌رشته‌ای درباره سینما داشته باشیم که در مقوله مطالعات فرهنگی می‌گنجد. این بحث می‌تواند هم به منتقدان ما کمک کند و هم به فیلم‌سازان‌مان؛ چون از این طریق متوجه می‌شویم که سینمای جهان چگونه رشد کرده و به‌لحاظ فکری بارور شده است. در این 16‌برنامه‌ای که داشتیم درست است که چیدمان مدنظرمان به‌صورت ایده‌آل صورت نگرفته است؛ اما توانستیم بحث‌های مطالعات فرهنگی و میان‌رشته‌ای را مطرح کنیم. ما می‌خواستیم این جای خالی را پر کنیم، نه اینکه برنامه «هفت» دیگری بشویم.

همان‌طور که می‌دانید مطالعات فرهنگی، 
در بررسی‌های خودش سمت مخاطب می‌ایستد و عبارت «فرهنگ عامه» بسیار برجسته است؛
 اما چیزی که در شب سینما می‌بینیم این است که سراغ خود اثر و مؤلف می‌رود. البته در مطالعات فرهنگی رویکردهای مختلفی هم وجود دارد.
 بله. ما دوبحث داریم؛ یکی «Film Making»  و دیگری 
«Film Studies». در مورد اول ما فیلمسازی و خود فیلم را مورد هدف قرار می‌دهیم؛ اما در مورد دوم ما مباحث تئوریک سینمایی را بررسی می‌کنیم که یکی از آن‌ها مطالعات فرهنگی است، یکی مکاتب سینمایی است و دیگری مباحث میان‌رشته‌ای بین سینما و رشته‌های دیگر است. این مطالعات فیلم است که بسیار گسترده هم هست و مطالعات فرهنگی یکی از اجزای آن است. ما جست‌وجو کردیم که چه کسی می‌تواند در این زمینه‌‌ها صحبت کند. چون ما اصلاً مطالعات فیلم در دانشگاه‌مان نداریم. دانشجوها برای فیلمسازی به دانشگاه‌های سینما می‌آیند و با این مطالعات فیلم کج و معوج مواجه می‌شوند. من همه این آشفتگی‌ها را به یک شکلی سامان دادم و برایش تیتری انتخاب کردم: «رویکردهای مطالعات سینما».
 
چطور برای تحقق این ایده که سینما را امری شناور و قرائت‌پذیر می‌داند، مسعود فراستی‌ را انتخاب کردید که سینما را به‌مثابه «فرم» به رسمیت می‌شناسد؟
 اول اینکه باید ببینیم مسعود فراستی چه شخصیتی دارد. او در فرانسه و ایتالیا جامعه‌شناسی و هنرهای تجسمی خوانده است. او شخصی است که مباحث آکادمیک میان‌رشته‌ای را ترجمه کرده است. آثاری در جامعه‌شناسی و نشانه‌شناسی ترجمه و پیش از سینما تجربه کرده است. او همچنین قاب را می‌شناسد و می‌تواند در رسانه مجری و مباحثه‌کننده خوبی باشد. او پیش از این تجربه برنامه «هفت» را هم داشت، اما در هفت قرار بود درباره فیلم صحبت کند و نه درباره سینما. وقتی شما درباره فیلم صحبت می‌کنید، متر و معیار، فرم است؛ اما در شب سینما ما مسیر را عوض کردیم. او جزو معدود منتقدانی است که مباحث میان‌رشته‌ای را می‌داند. اینجا فراستی کاراکتر علمی خودش را باید نشان می‌داد.

بعد از آن چه شد که به سید‌حسن حسینی رسیدید؟
 او جزو کسانی است که مطالعات فیلم، تمرکز مطالعاتی‌اش است. کمتر کسی داریم که مثل حسن حسینی در کتابخانه‌اش آثاری در مطالعات فیلم وجود داشته باشد. البته او را به ژانرشناسی و تاریخ سینما می‌شناسند؛ اما اصلاً این‌طور نیست. همان‌طور که بقیه فکرمی‌کردند فراستی فقط فرم می‌داند. حسینی، بسیار به دانشجویانی که می‌خواستند مطالعات فیلم داشته باشند، کمک کرده است.
 
 آیا برنامه شما یک برنامه روشنفکری است که می‌خواهد از فرصت تلویزیون استفاده کند و به سؤالات و دغدغه‌های ذهنی خودش پاسخ دهد؟
 برنامه روشنفکری نمی‌دانم یعنی چی. من روشنفکری را واژه خوبی می‌دانم؛ یعنی کسی که قرار است روشنگری کند و مسائلی را باز کند و دانش تولید کند. فردی که چراغ‌های آگاهی را در ذهن مخاطبانش روشن می‌کند. روشنفکری، این روزها فحش شده است و مسعود فراستی هم واژه روشنفکر را فحش می‌داند، در حالی که خودش روشنفکر است. نماد روشنفکران چپ‌ها شده‌اند، 
در حالی که به نظر من اینطور نیست. بله؛ برنامه ما روشنفکرانه است، به این معنا که مباحثی مطرح می‌کند که چراغ‌هایش در مخاطبان جدی سینما روشن نشده است. قرار است نگره‌هایی بررسی شود که تاکنون این بررسی صورت نگرفته است. مثلاً بحث‌های فروید، لکان، دلوز و مباحث کلی جامعه‌شناختی و روانکاوی و فلسفی درباره سینما در تلویزیون مطرح نشده بود.
 
چرا پرداختن به لکان و دلوز و فروید و روانکاوی مهم است؟
من کارشناسی‌ارشد هنر دارم و با مطالعه تاریخ هنر متوجه شده‌ام که نحله‌ها و جنبش‌های فکری به هنرمندان کمک کرده‌اند. مؤلفان تحت تأثیر این فکرها و جنبش‌ها و حتی گزاره‌ها و افراد متفکر بوده‌اند. من به عنوان منتقد کارم را شروع کرده‌ام و بحثم همیشه این بوده است که آیا در ایران ما مطالعاتی درباره این نحله‌ها و جنبش‌ها داشته‌ایم؟ چون به نظر من چنین مطالعاتی واجب است. باید بپرسیم که آیا در ایران ما چنین تأثیراتی (یعنی تأثیر فکر بر هنر) داشته‌ایم؟ یا اینکه هنر ما اساساً یک هنر فردی و ذوقی است که گاهی بارقه‌هایی داشته است و دوباره تاریک شده است؟
 به نظرم جواب روشن است. هنر ما فردی است. در صورتی که ما این فکر را داریم. من اگر فصل بعدی این برنامه را بسازم، خواهم گفت که ما چه متفکران شرقی‌ای داریم که از آن‌ها می‌توانیم برداشت‌هایی برای هنر داشته باشیم. شاید بگویید تو قصدت درس دادن به ماست؟ من می‌گویم نه. 
من می‌خواهم کاری کنم که چیزی که دیده نشده، دیده شود. این به‌مثابه یک ایده باید بتواند ریسمان خودش را به چند طرف پرتاب کند. اول اینکه برای منتقدان ما روشن کند که نقد فیلم فقط نقد داستان‌گویی نیست؛ بلکه مهمترین نقدی که روی هیچکاک می‌شود، نقد‌روانکاوی است. به ضرس قاطع به‌جز و 5، 6نفر از منتقدان ما این را نمی‌فهمند، در حالی که خود هیچکاک این را می‌فهمیده است. از طرف دیگر این بحث روشنگری برای فیلمسازان ماست که بدانند طبق چه فکری فیلم می‌سازند. 99/99‌درصد فیلمسازان ما براساس ذوق فردی یا کپی از آن طرف آب فیلم می‌سازند. به همین دلیل ما سینما نداریم، فقط فیلم داریم.
  
گفتید چالش‌هایی داشتید. چه کاری می‌خواستید بکنید که نتوانستید؟
ما می‌خواستیم افرادی را دعوت کنیم که از دانش‌شان استفاده کنیم؛ اما حاضر نشدند به تلویزیون بیایند. این که من به آن‌ها حق می‌دهم یا نه بحث دیگری است؛ اما کاش می‌آمدند. حتی بعضی از اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها هم حاضر نشدند بیایند.
 
اولویت موضوعات از مهمانان آمد یا از ایده‌تان؟
ما معیاری داشتیم. از منظر ما سینمایی که قابل بررسی بود، در مرحله اول باید تبدیل به فرم می‌شد. بنابراین دو جلسه اول را درباره فرم، فرمالیسم و نئوفرمالیسم گذاشتیم. بعد از آن به نظریه مؤلف رسیدیم. دومین معیار این بود که افرادی که می‌خواستند صحبت کنند
 به سینما تسلط حداقلی داشته باشند. فرم را بشناسند یا سینمای کشوری را بررسی کرده باشند یا مقاله و کتابی چاپ کرده باشند. البته این باید از فیلتر برنامه عبور می‌کرد. به جز دو سه برنامه این اتفاق افتاد.
 
یک مقدار درباره متفکران شرقی صحبت کنید.
 ما کسی که درباره سینما صحبت کرده باشد داریم؟
 اول اینکه وسعت شرقی‌ها را باید بیشتر کنیم. آسیای شرقی را هم ببینیم. من خودم روی کوروساوا، اوزو، میازاکی و تاکاتا تحقیق کرده‌ام. نگاه فلسفی شرق که در این فیلمسازان نمود پیدا کرده است، بسیار به ما نزدیک‌تر از غرب است. اما درباره رفتن به سراغ متفکران ایرانی اجازه بدهید من در آینده و با یک برنامه‌ریزی دقیق‌تر با شما صحبت کنم. ما پیش از انقلاب و پس از آن نظریه‌پردازانی داریم که هر کدام گزاره‌هایی را مطرح کرده‌اند. اولین سؤال این است که آیا توانسته‌اند این گزاره‌ها را به سر منزل مقصود برسانند یا نه؟ و سؤال دوم این است که چگونه می‌شده که این اتفاق بیفتد و آن گزاره‌ها به نتیجه برسد.
 
در دور جدید برنامه با سید‌حسن حسینی به سراغ چه موضوعاتی خواهید رفت؟
 ما در اولین برنامه به سراغ سینما و ایدئولوژی می‌رویم. درباره تأثیر ایدئولوژی بر سینما و مکاتبی که شکل داده است، صحبت خواهیم کرد؛ درباره نگاه ایدئولوژیکی که متفکران به سینما داشتند و به سینما به‌مثابه ابزاری برای نمود ایدئولوژی نگاه می‌کردند. مانند نگاه مارکسیستی «کایه‌دو سینما» که معتقد بودند سینما چه بخواهد چه نخواهد یک امر سیاسی است. ما در یک نگاه تاریخی از آلمان نازی تا سینمای شوروی را بررسی می‌کنیم و سعی می‌کنیم حرف‌هایی بزنیم که تاکنون زده نشده است. همیشه از سینمای آلمان نازی صحبت می‌شود؛ اما کمتر گفته می‌شود که در آن دوران 1200فیلم تولید شد که خیلی از آن‌ها بسیار جدی بودند و تأثیرات زیادی را هم در زمان خودشان و هم پس از آن به جا گذاشتند. 
در نهایت به مباحث نظری می‌رسیم و ابعاد نظری تأثیر ایدئولوژی بر سینما را بررسی می‌کنیم.
 

captcha
شماره‌های پیشین