645
سه شنبه، ۰۹ بهمن ۱۳۹۷
4
موتور روابط اقتصادی ایران و سوریه به حرکت درآمد

تفاهم‌نامه راهبردی بلندمدت میان  تهران - دمشق

پهلوی سرمایه کشور را چگونه خرج می‌کرد

کمک یک‌و‌نیم میلیون پوندی شاه به باغ‌وحش و فاضلاب لندن

محمدرضاشاه بر اساس دکترین نیکسون- کسینجر، برای خود وجهه‌ای اقتدارآمیز دست و پا کرده بود. بر اساس این دکترین که اصطلاحاً دو ستون داشت، ایران به‌عنوان ستون نظامی(ژاندارم) و عربستان سعودی به عنوان ستون اقتصادی، به‌عنوان تأمین‌کننده منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه غرب و جنوب غرب آسیا در نظر گرفته شدند. خودبزرگ‌بینی محمدرضا و تورم این برداشت با تبلیغات پر آب و تاب از سوی رسانه‌های غربی، از یک‌سو و افزایش سرسام‌آور درآمدهای نفتی رژیم در ابتدای دهه 50 شمسی، از سوی دیگر، موجب شد تا پهلوی دوم دست خود را برای حاتم بخشی‌های بی‌حساب و کتاب و حتی استمداد لجستیکی به سایر کشورها باز ببیند. در این گزارش به طور موجز به برخی از این موارد اشارت خواهیم داشت.

صبح نو

پهلوی سرمایه کشور را چگونه خرج می‌کرد

کمک یک‌و‌نیم میلیون پوندی شاه به باغ‌وحش و فاضلاب لندن

محمدرضاشاه بر اساس دکترین نیکسون- کسینجر، برای خود وجهه‌ای اقتدارآمیز دست و پا کرده بود. بر اساس این دکترین که اصطلاحاً دو ستون داشت، ایران به‌عنوان ستون نظامی(ژاندارم) و عربستان سعودی به عنوان ستون اقتصادی، به‌عنوان تأمین‌کننده منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه غرب و جنوب غرب آسیا در نظر گرفته شدند. خودبزرگ‌بینی محمدرضا و تورم این برداشت با تبلیغات پر آب و تاب از سوی رسانه‌های غربی، از یک‌سو و افزایش سرسام‌آور درآمدهای نفتی رژیم در ابتدای دهه 50 شمسی، از سوی دیگر، موجب شد تا پهلوی دوم دست خود را برای حاتم بخشی‌های بی‌حساب و کتاب و حتی استمداد لجستیکی به سایر کشورها باز ببیند. در این گزارش به طور موجز به برخی از این موارد اشارت خواهیم داشت.

وام به کشورهای غربی
رژیم پهلوی در ابتدای دهه 50 و همزمان با بالارفتن ناگهانی قیمت نفت، به درآمدهای خارق‌العاده نفتی دست یافت. درآمد نفتی شاه از ابتدای دهه 50 شمسی یعنی سال1971 تا اواسط این دهه یعنی سال1977، از 1870 میلیون دلار به 20735 میلیون دلار، افزایش 11 برابری قیمت داشته که این افزایش قیمت، در طول سالیان فروش نفت در قبل و بعد از انقلاب اسلامی، سابقه نداشته است.
با این افزایش درآمدها، علاوه بر اینکه شاه، خود را از طبقات اجتماعی مستغنی یافت، باعث گشت تا او در کمک به دیگر کشورها، حتی کشورهای غربی، دست بالا را پیدا کند. پرداخت وام‌های شاه به کشورهای غربی، به‌ویژه از سال‌های 1354 و 1355 آغاز شد. وام‌های اعطایی به کشورهای غربی و به ویژه اروپایی، بیشتر جنبه پرداخت رشوه و باج به کشورهای سلطه‌گر را داشت.
برای نمونه، کمک‌های مالی شاه به مؤسسات علمی آمریکا و انگلیس، تبلیغی مرسوم برای کسب وجهه در خارج از کشور بود. امیرعباس هویدا نخست وزیر، در سال 1353 اظهار داشت که مبلغ وام‌های پرداختی به غربی‌ها، رقمی بالغ بر 9 میلیارد دلار است. عدم برنامه‌ریزی در چگونگی بهره‌برداری از این درآمدهای نفتی، سبب شده بود تا این درآمدها، مورد تاراج بیگانگان قرار بگیرد. وام‌های داده شده به کشورهای غربی، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول با بهره نازل 2.5 درصد بود. حتی برخی از این وام‌ها 
به صورت بلاعوض اعطا شد.

بذل و بخشش، بدون عایدی برای کشور
چنین ولخرجی‌هایی که تنها گوشه ناچیزی از آن عنوان شد، در حالی از سوی رژیم شاه صورت می‌گرفت که ایران جزو کشورهای جهان سوم محسوب می‌شد و وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن مناسب نبود. به عبارتی، در حالی که ثروت نفتی، هیچ عایدی برای بهبود بخشیدن به وضعیت آن روز ایران نداشت، فرایند مهاجرت از روستاها به شهرها و افزودن بر نرخ بیکاری به مرحله‌ای رسید که برای کاهش این نرخ دستور داده شد، ارگان‌ها و سازمان‌های دولتی، به جذب این افراد بپردازند؛ نتیجه این امر، بزرگ شدن بوروکراسی دولتی و فشار روی دوش رژیم جهت تأمین دستمزد نیروهای تازه استخدام یافته شد.

سرکوب جنبش ظفار
جنبش ظفار در سال 1962 میلادی، با هدف استقلال منطقه «ظفار» شکل گرفت. شیوه حکمرانی «سعید بن تیمور» پدر سلطان قابوس کنونی و دولتمردان عمان که همراه با محدودیت‌های شدید در زمینه‌های مختلف از جمله محرومیت مردم از حداقل آزادی‌های مدنی، سرکوب و افزایش محرومیت‌های اجتماعی، بی‌اعتنایی به افکار عمومی، بی‌رحمی و محدودیت‌های ستمگرانه بود، یکی از عوامل مهم آغاز بحران و شورش در عمان بود. البته این محدودیت‌ها برای ساکنان ظفار عمان شدیدتر بود.
با افزایش بحران و بروز جنگ و ناتوانی سلطان سعید در سرکوب کردن قیام ظفار، قابوس که تحصیل کرده آکادمی نظامی معتبری در انگلستان بود، پدر خود سعید را کنار گذاشت و خود حاکم عمان شد. قابوس، با آگاهی از ضعف بنیه نظامی و مالی حکومت خود، از طریق حفظ جوامع عرب و تداوم امنیت انتقال نفت، درصدد جذب حمایت‌های بین‌المللی افتاد و با بین‌المللی کردن جنگ کوشید تا بار آن را تماماً از دوش خود بردارد.
تجربه نظامی آمریکا در ویتنام و عواقب عمیق آن بر جامعه این کشور و دکترین نیکسون مبنی بر استفاده از پتانسیل‌های ملی و منطقه‌ای برای دفع بحران‌ها، پای ایران را به‌عنوان ژاندارم منطقه به عمان باز کرد. بر همین اساس و به‌دنبال تقاضای رسمی سلطان قابوس، نیروهای ارتش ایران در 29 آذرماه سال 1352 وارد خاک عمان شدند.
تلفات انسانی ایران به علت خودداری شاه و پنهان کاری‌اش حتی خودداری از تحویل اجساد سربازان به خانواده‌هایشان، همواره در هاله‌ای از ابهام باقی ماند. محمدرضا پهلوی، پس از خاتمه جنگ و خروج تعدادی از نیروهای ایرانی از عمان، در نطقی تلویزیونی تعداد کشته‌های ایران را فقط 50 نفر اعلام کرد؛ این در حالی بود که در مراسم آیین جاویدان که طی سال‌های 1352 تا 1354 برگزار شد، به بیش از 200 نفر از خانواده‌های کشته‌شدگان ارتش، نشان اعطا شد.

کمک شاه به باغ‌وحش لندن!
مورد دیگر از کمک شاه به دیگر کشورها، کمک نیم میلیون پوندی باغ‌وحش لندن و کمک یک میلیون پوندی به فاضلاب این شهر بوده است. در این باره، «عبدالمجید مجیدی» رییس سازمان برنامه و بودجه در رژیم پهلوی، در کتاب خاطرات خود آورده است: «مردم در سال ۵۵ حاضر بودند، آب غیربهداشتی را در شهرهای بزرگی همچون کاشان تحمل کنند؛ قطعی متناوب برق را نادیده بگیرند و... اما دست‌کم قبرستانی داشته باشند که درگذشتگان خود را به صورت بهداشتی کفن و دفن کنند نه به صورت غیربهداشتی و در فضای غیرمسقف. تأمین این نیازهای ابتدایی ضروری در برنامه کار دولت نبود چون بازدهی نداشت. ظاهراً کمک یک میلیون پوندی محمدرضا پهلوی برای بازسازی فاضلاب لندن و هدیه نیم میلیون پوندی به باغ وحش این شهر در همین ایام، دارای بازده کوتاه‌مدت و میان‌مدت اقتصادی بود!»
سلیمی‌نمین، پژوهشگر تاریخ نیز درباره این دست از کمک‌های عجیب شاه به کشورهای غربی می‌گوید: «در حالی که ملت ایران در شرایطی اسفناک قرار داشتند، اگر فردی با آگاهی از این‌که حتی باغ‌وحش لندن از درآمد نفت ایران بهره‌مند می‌شود، فریاد اعتراض برمی‌آورد دستگیر و بدترین شکنجه‌ها بر وی روا داشته می‌شد.»

25 سال صادرات مجانی نفت
شاه در جایگاه ژاندارم منطقه، کمک‌های متعدد مالی به کشورهای منطقه ارزانی می‌داشت اما شاید یکی از موارد عجیب این کمک‌ها، صادرات با تخفیف قابل توجه نفت به کشور پاکستان بود. ایران برای قریب به 25 سال نفت با تخفیف قابل توجه یا حتی مجانی را به پاکستان تحویل می‌داد. اگر حجم این نفت تحویلی دستکم، روزی 100هزار بشکه باشد، پاکستان نزدیک به 1 میلیارد بشکه نفت تخفیف‌دار یا مجانی از ایران تحویل گرفته است!
جدا از نفت، پاکستان به صورت گسترده از کمک‌های مالی ایران به شکل کمک نقدی بلاعوض و وام بدون بهره استفاده کرد. در سه برهه، به‌طور مشخص در جنگ سال 1965 و 1971 با هند و شورش بلوچستان، این کمک نقدی بلاعوض چشمگیرتر و بالغ بر صدها ملیون دلار بود. بخش دیگر کمک‌های ایران به پاکستان، خرید اسلحه برای پاکستان و تحویل مجانی سلاح به این کشور بود.

تپانچه عتیقه در برابر یک قاب عکس!
روابط ایران و فرانسه در دوران محمدرضا همه‌جانبه و استراتژیک بود. در دهه 50 شمسی، شرکت‌های فرانسوی در صنایع گاز ایران وارد شدند و اقدامات اولیه در زمینه تحقیقات هسته‌ای برای تولید 5 هزار مگاوات برق آغاز شد. ژنرال دوگل، رییس‌جمهوری وقت فرانسه در سال 1963 میلادی(ابتدای دهه چهل شمسی) به ایران سفر کرد. 
فرح دیبا، همسر محمدرضا در خاطرات خود، درباره بازدید دوگل از کاخ سعدآباد و اتفاقات دیدار رییس‌جمهوری فرانسه با شاه نکته‌ای را یادآور می‌شود که جز شرم، چیز دیگری برای مخاطب باقی نمی‌گذارد.
هر چند فرح از این مبادله نمادین، به‌عنوان دوستی میان سران دو کشور یاد کرده لیکن هر مخاطب عامی، با دقت در ارزش هدایای متبادله متوجه می‌شود که شاه ایران از میراث ملی و گنجینه تاریخی خود بخشیده اما در مقابل، ژنرال فرانسوی هم حساب و کتاب دستش بوده و فقط چند آلبوم عکس هدیه داده است. 
 

captcha
شماره‌های پیشین