644
دوشنبه، ۰۸ بهمن ۱۳۹۷
4
جشن‌های 2500‌ساله، تلاش مذبوحانه شاه برای ارائه تصویری پر ابهت از حکومتش بود

مضحکه پر زرق‌و‌برق

حکومت پهلوی دوم در مهرماه سال‌۱۳۵۰ با برنامه‌ریزی از قبل طراحی‌شده تصمیم گرفت جشن‌های ۲۵۰۰‌ساله شاهنشاهی را برگزار کند. مانور قدرت در منطقه و همچنین مشروعیت‌بخشی به نظام شاهنشاهی، بر اساس برآوردها ۳۰۰‌میلیون دلار برای حکومت پهلوی آب خورد. رژیم در قالب این جشن‌ها تعدادی از سران کشورهای جهان را به ایران آورد تا به زعم خود، فرّ و شکوهش را در معرض دید جهانیان قرار دهد، در حالی که تنها فروپاشی خود را تسریع بخشید و هفت سال پس از آن، انقلاب اسلامی ایران به ثمر نشست.

صبح نو

جشن‌های 2500‌ساله، تلاش مذبوحانه شاه برای ارائه تصویری پر ابهت از حکومتش بود

مضحکه پر زرق‌و‌برق

حکومت پهلوی دوم در مهرماه سال‌۱۳۵۰ با برنامه‌ریزی از قبل طراحی‌شده تصمیم گرفت جشن‌های ۲۵۰۰‌ساله شاهنشاهی را برگزار کند. مانور قدرت در منطقه و همچنین مشروعیت‌بخشی به نظام شاهنشاهی، بر اساس برآوردها ۳۰۰‌میلیون دلار برای حکومت پهلوی آب خورد. رژیم در قالب این جشن‌ها تعدادی از سران کشورهای جهان را به ایران آورد تا به زعم خود، فرّ و شکوهش را در معرض دید جهانیان قرار دهد، در حالی که تنها فروپاشی خود را تسریع بخشید و هفت سال پس از آن، انقلاب اسلامی ایران به ثمر نشست.

رد پای یهود
 برای نخستین‌بار در سال‌۱۳۳۷، شجاع‌الدین شفا که سمت مشاور فرهنگی دربار شاهنشاهی را برعهده داشت، پیشنهاد برگزاری جشن‌های شاهنشاهی را مطرح کرد. بعدها اسدالله علم در مقام نخست‌وزیر به‌دنبال توسعه جهانگردی در ایران، به سوی اسرائیلی‌ها دست دراز کرد و آن‌ها نیز بلافاصله این‌گونه تشخیص دادند که باید رویدادی گسترده در ایران رخ دهد تا در خاطره‌ها باقی بماند. جالب آن است که رییس اتحادیه توریستی اسرائیل نیز بعدها اعتراف کرد، تصور نمی‌کرد اسراف فراوان جشن‌های شاهنشاهی، همان الگویی بوده باشد که وی ارائه کرده بود.
تبلیغات رژیم، به مناسبت برگزاری این جشن‌ها، به حدی گسترده و پر‌هزینه بود که با واکنش بیشتر محافل سیاسی و اجتماعی جهان و روزنامه‌های معتبر و بزرگ روبه‌رو شد و همه آن‌ها، به گونه‌های متفاوت، زبان به اعتراض گشودند. رژیم که معمولاً به این‌گونه انتقادها بی‌تفاوت بود، در این برهه نتوانست مقاومت کند.
امیر اسداللّه علم، وزیر دربار شاه در برابر سیل اعتراضات، در مصاحبه‌ای اعلام کرد که «برگزاری جشن‌های دوهزار و پانصدساله را نمی‌توان با پول سنجید!» شاه نیز پس از برگزاری جشن‌ها گفت: «بیشترین هزینه جشن‌ها را خود مردم پرداخته‌اند.» هر دو اظهار‌نظر در اصل درست بود؛ هزینه‌ها به قدری زیاد بود که سنجیدن آن با «پول» غیرممکن بود. این مخارج سرسام‌آور، در واقع از کیسه مردم تأمین شده بود. ولخرجی‌ها به قدری بود که محاسبه دقیق آن به هیچ وجه امکان نداشت.
رژیم برای جلوگیری از اعتراضات جمعی دانشجویان، دانشگاه‌های کشور را از 19 تا 26مهر تعطیل اعلام کرد و این گونه توجیه کرد که «این تعطیلی، به منظور امکان شرکت دانشجویان در مراسم بزرگداشت جشن‌های شاهنشاهی در نظر گرفته شده است!» همچنین در آغاز این جشن‌ها، عده زیادی برای احتیاط، بازداشت شده بودند و چنین به نظر می‌رسید که تا شعاع 120‌کیلومتری تخت جمشید، هیچ‌گونه مزاحمی وجود ندارد.
در مجموع اقدامات شدید امنیتی، فضایی همچون حکومت نظامی را بر کشور حاکم ساخته بود. دهکده سران نیز توسط چهار هزار تکاور تفنگدار نیروی دریایی و یک سیستم فوق‌العاده امنیتی خودکار که به چشم نمی‌آمد، محافظت می‌شد. ارتش در تمام مدت برگزاری جشن، 
به حالت آماده‌باش درآمده بود. صدها هواپیمایی که شاه تا آن زمان خریده بود، آماده محافظت از او بودند که سران کشورها را به مهمانی تخت جمشید فراخوانده بود؛ اما با وجود تلاش گسترده رژیم در طول برگزاری جشن، گروه‌های مخالف، طی عملیاتی با منفجر کردن قسمتی از تأسیسات برق پایتخت، برای مدتی برق بخشی از تهران را قطع کردند. آن‌ها حتی سعی داشتند که یک هواپیمای متعلق به شرکت «ایران ایر» را بربایند که به‌دنبال عدم توفیق در این کار، 9‌تن از مخالفان دستگیر شدند.
خشم مردم و گروه‌های مبارز، فزونی گرفت؛ عوامل ساواک برای سرکوب آن‌ها بسیج شدند و چند روز مانده به آغاز جشن‌ها، اخبار روزنامه‌ها از برخورد مأموران ساواک با گروه‌های مبارز حکایت می‌کرد. از جمله این خبر را می‌خوانیم: «در زدوخورد و تیراندازی ظهر سه‌شنبه، یک خرابکار مسلح و یک پلیس کشته شدند.» ایجاد خفقان و ادامه سرکوب توسط ساواک، شاه را چنان خشنود ساخت که نعمت‌اللّه نصیری، رییس ساواک را از «سپهبدی» به «ارتشبدی» ارتقاء داد. ضمناً برای فریب مردم، مجلس شورا را به تصویب لایحه‌ای صوری مبنی‌بر آزادی پنج‌هزار زندانی وادار کرد.
 
استقبال نکردن سران غربی
دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان جشن‌های ۲۵۰۰‌ساله، مهمانان این مراسم را در دو سطح مختلف طراحی و دعوت کرده بودند. دسته نخست دربرگیرنده سلاطین و امپراتورانی مانند هایله سلاسی (امپراتور حبشه)، قابوس (سلطان عمان) و ملک حسین (پادشاه اردن) بودند؛ دسته دوم نیز عبارت بودند از رؤسای جمهور، امرا و شیوخ خلیج‌فارس. از دسته اول، شاه شخصاً در تخت جمشید استقبال می‌کرد و در آنجا مراسم سان و موزیک و پرچم اجرا می‌شد. برای دسته دوم، نخست‌وزیر برنامه استقبال را در فرودگاه شیراز اجرا می‌کرد.با این وجود، شخصیت‌های سیاسی جهان خود را خدمتگزار شاه نمی‌دانستند. نیکسون، رییس‌جمهوری وقت آمریکا شخصاً در این مراسم حضور پیدا نکرد و به اعزام نماینده خود اکتفا کرد و از سوی دیگر پمپیدو، رییس‌جمهوری فرانسه نیز پا در تخت جمشید نگذاشت و معاون خود را برای این مراسم اعزام کرد تا بدین طریق شرکای دیرینه پهلوی دوم از حضور در این مراسم سرباز بزنند.
نیامدن پمپیدو بیشتر به چشم می‌آمد، زیرا سخت‌افزار این جشن عمدتاً متعلق به فرانسویان بود، دیگر مقامات مهم اروپایی نیز استقبال چندانی از این جشن‌ها به عمل نیاوردند و تنها معدودی از آن‌ها مانند مارشال تیتو، رییس‌جمهوری یوگسلاوی در این جشن حضور یافتند. رییس‌جمهوری آلمان شرقی نیز با وجود دعوت رسمی سفیر ایران، حاضر به حضور در جشن‌های ۲۵۰۰‌ساله شاهنشاهی نشد؛ ملکه انگلستان و ملکه هلند نیز شرایط مشابهی داشتند و از حضور در این جشن انصراف دادند و جشن بزرگ شده در ذهن محمدرضا را توخالی‌تر کردند.
 
۸۰۰‌میلیون دلار برای آتش‌بازی در تخت جمشید
مجموع هزینه‌های این جشن ۳۰۰‌میلیون دلار برآورد شد؛ اما چنان‌که منصور رفیع‌زاده، آخرین رییس شعبه ساواک در آمریکا در کتاب خاطراتش نقل کرده «مسلماً هزینه‌های واقعی به مراتب بیش از مبلغ فوق بود و طبق یک برآورد تقریبی، توسط شاه ۸۰۰میلیون دلار در این جشن هزینه شد.» به گفته آخرین رییس شعبه ساواک در آمریکا، «مدت‌ها قبل از جشن، شاه به ساواک دستور داده بود جلوی درز هرگونه خبری در مورد هزینه‌های گزاف و ولخرجی‌هایش را مخصوصاً به روزنامه‌های نیویورک و لوموند بگیرد.»
 
بازتاب هزینه‌های گزاف شاه مخلوع در رسانه‌های غربی
در این مراسم، 600‌روزنامه‌نگار، عکاس، فیلم‌بردار و مفسر از سراسر جهان -که حتی برخی از آنان به هزینه دولت ایران به شیراز آمده بودند- خبرهای این مراسم را برای جهانیان گزارش کردند. حساسیت نسبت‌به نگاه خارجیان به قدری بود که حتی فقر را در روستاهای مخروبه تخت جمشید با دیوارهای آجری بلند، محبوس و از چشم بینندگان مخفی کردند.با وجود فقر و فاقه گسترده در ایران، هزینه‌های سرسام‌آور برای جشن‌های ۲۵۰۰‌ساله شاهنشاهی، تعجب رسانه‌های جهانی را به دنبال داشت؛ به گونه‌ای که خبر ولخرجی‌های این ضیافت شاهانه، در نشریات مهم جهانی، از برگزاری خود مراسم مهم‌تر شد.
برگزاری جشن‌های 2500‌ساله شاهنشاهی در ایران، تنها در هنگام برگزاری آن، به شاه، ابهت و شخصیت ظاهری داد؛ اما دیدار شخصیت‌ها و خبرنگاران خارجی از ایران، آن‌ها را با فقر و تنگدستی بسیاری از اقشار شهری و روستایی ایران آن روز، آشنا کرد و شاه در معرض انتقادات و اعتراضات داخلی و خارجی قرار گرفت؛ به گونه‌ای که دربار پهلوی تا مدت‌ها مشغول ارائه توجیهات، درباره لزوم برپایی این جشن بود.
روزنامه «تریبون ناسیون» پاریس با عنوان «آتش‌بازی در تخت جمشید»، با بیان هزینه‌های چند صد میلیون دلاری جشن‌ها اضافه کرد که سازنده این تاریخ، ملت ایران است، ولی او را حتی به‌عنوان کمک‌آشپز هم دعوت نکرده‌اند. روزنامه «ایونینگ هرالد» تصریح کرد که دربار ایران در کنار خرابه‌های تخت جمشید میلیاردها دلار پول ریخته است، درحالی‌که «من(خبرنگار این روزنامه) در راه تهران و اصفهان روستاهای بسیاری را دیدم که در فقر غوطه‌ور بودند، من مردمی را دیدم بیمار، خسته و بیکار.»
روزنامه «دیلی رکورد» چاپ انگلستان در 28‌مهر‌1350 چنین نوشت که «شهرت آشپزهای ایرانی از مرز‌و‌بوم این کشور گذشته است. هیچ خارجی نیست که یک‌بار غذای ایرانی را نچشیده و با تحسین از آن یاد نکرده باشد. پس چرا میلیون‌ها دلار به رستوران ماکسیم پول دادند که حتی سالاد گوجه فرنگی را از فرانسه وارد کند؟»
نشریه «‌16‌آذر»، ارگان کنفدراسیون جهانی محصلان و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، باعنوان «جشن دو‌هزار و پانصد‌ساله یا جواهر آویزان کردن کوروش صغیر و تخت لرزان او» این جشن‌ها را «مضحکه پر زرق‌و‌برق کبیر ساختن یک صغیر» قلمداد کرد.مجله «اشپیگل» چاپ آلمان غربی نیز در برخی مقالات خود، جشن‌های شاهنشاهی را مضر دانست. جرج بال از شخصیت‌های معروف آمریکایی نیز درباره این جشن‌ها اظهار داشت: «این مراسم هم باشکوه و هم ناراحت‌کننده بود. چیزی که ما را ناراحت کرد این بود که هیچ نشانی از سنن اسلامی در آن دیده نمی‌شد.»
 
دفاع تمام‌قد از مضحکه پر زرق‌و‌برق کبیر
البته مدتی پس از برگزاری این جشن‌ها نشستی مطبوعاتی با محوریت هزینه‌های این جشن برگزار شد و شاه نیز تمام‌قد از هزینه‌های صرف‌شده در این جشن دفاع کرد و گفت: «چه ایرادی دارد که ملتی برای غرور خود هزینه کند؟» شاه معتقد بود که ایران با حداقل هزینه‌ها و به قیمت چند میهمانی این معروفیت جهانی را پیدا کرده است. او همچنین معتقد بود هزینه‌های یادشده صرف ساختارهای توریسم ایران شده و پایدار است.شاه با دعوت از سران کشورهای دنیا و به راه انداختن جشن‌های 2500‌ساله، برای به اصطلاح، به رخ کشیدن قدمت تاریخی ایران در‌صدد جلب حمایت خارجیان بود، در حالی که بیشترین سود از برپایی این جشن‌ها را یهودیان و سران رژیم صهیونیستی بردند و بدون هیچ هزینه‌ای ایده و تئوری خود در راستای بزرگداشت کوروش و ایجاد پیوند بین کوروش و رهایی یهودیان در ایران را عملی کردند.
 
تحریم جشن‌های 2500‌ساله 
با سخنرانی مهم امام خمینی؟ره؟
امام خمینی ؟ره؟ زمانی که هنوز حدود چند ماه به برگزاری «جشن‌های 2500‌شاهنشاهی» مانده بود، در اول تیرماه سال‌1350، سکوت محافل دینی را در آن برهه حساس جایز ندانستند و اعلام کردند: «جشن برای آنی باید گرفت که برای اینکه یک خلخـالی از پای یک نفر معاهد در می‌آید، آرزوی مرگ می‌کند نه کسی که اگر یک دفعه یک شعاری بر خلاف هوای نفس او داده بشود، بفرستد بریزند در دانشگاه. فضاحت‌هایی دیگری که کردند قابل ذکر نیست. چرا؟ برای اینکه شعار دادند که ما جشن 2500‌ساله را نمی‌خواهیم؛ ما گرسنه هستیم؛ گرسنگی مسلمان‌ها را رفع کنید؛ جشن نگیرید؛ روی مرده‌ها جشن نگیرید.»
 با تمام تضییقاتی که برای رسیدن نوار سخنرانی امام خمینی ؟ره؟ توسط رژیم به وجود آمده بود، متن نطق امام به ایران رسید و تأثیر به‌سزایی برجای گذاشت. ساواک، در آن روزها هر نوع اعتراضی را سرکوب می‌کرد و دستگاه‌های تبلیغاتی، اعم از جراید و رادیو و تلویزیون، با تمام توان درباره چگونگی برگزاری جشن‌ها داد سخن می‌دادند؛ اما توده‌های مسلمان و آگاه نسبت به آنچه در کشورشان می‌گذشت، سخت خشمگین بودند و همه جا سخن از ولخرجی‌های شاه و ایادی او بود. بدیهی است سخنان امام در محافل دانشجویی خارج از کشور نیز بازتاب گسترده‌ای داشت. پرسش‌های تند خبرنگاران خارجی -که برای تهیه عکس و گزارش‌های مربوط به جشن‌ها به ایران آمده بودند- از شاه درباره هزینه سنگین جشن‌ها، دلیلی بر آگاهی آن‌ها از موضوع بود و مسلماً این‌گونه موارد، توسط افراد متعهد و مبارز در اختیار آن‌ها گذاشته شده بود. این نطق و دیگر سخنرانی‌های افشاگرانه امام بود که سرانجام به نتیجه انجامید و سرنگونی رژیم شاهنشاهی را در پی داشت.

captcha
شماره‌های پیشین