sobhe-no.ir
644
دوشنبه، ۰۸ بهمن ۱۳۹۷
12

نصرالله قادری در نشست تخصصی «بررسی تئاتر پس از انقلاب» بیان کرد:

تئاتر؛ سرزمین پیامبران بدون امت

نشست تخصصی «بررسی تئاتر پس از انقلاب» با سخنرانی آقای نصراله قادری، آقای مجید سرسنگی و آقای مهرداد رایانى مخصوص عصر شنبه 6بهمن و در خاتمه سمینار علمی «بررسی تئاتر پس از انقلاب اسلامی» با حضور آقایان شهرام کرمی، نادربرهانی مرند، محمود فرهنگ، محمد دشتگلی، سعید اسدی، کریم اکبری‌مبارکه، مجید گیاهچی، محسن سلیمانی فارسانی، محمد ساربان، مسلم قاسمی، محمدحسین ناصر بخت، محمودرضا رحیمی، شاپور حمزه‌زاده، رضا حسینی و... برگزار شد. متن پیش رو خلاصه‌ای از سخنرانی‌های این نشست است.

صبح نو

نصرالله قادری در نشست تخصصی «بررسی تئاتر پس از انقلاب» بیان کرد:

تئاتر؛ سرزمین پیامبران بدون امت

نشست تخصصی «بررسی تئاتر پس از انقلاب» با سخنرانی آقای نصراله قادری، آقای مجید سرسنگی و آقای مهرداد رایانى مخصوص عصر شنبه 6بهمن و در خاتمه سمینار علمی «بررسی تئاتر پس از انقلاب اسلامی» با حضور آقایان شهرام کرمی، نادربرهانی مرند، محمود فرهنگ، محمد دشتگلی، سعید اسدی، کریم اکبری‌مبارکه، مجید گیاهچی، محسن سلیمانی فارسانی، محمد ساربان، مسلم قاسمی، محمدحسین ناصر بخت، محمودرضا رحیمی، شاپور حمزه‌زاده، رضا حسینی و... برگزار شد. متن پیش رو خلاصه‌ای از سخنرانی‌های این نشست است.

رایانی:
 همه شاخص‌ها از رشد چشمگیر تئاتر حکایت می‌کنند
 این نشست که به تحلیل و ارائه راهکارهای خلأهای موجود در فضای حرفه‌ای و آموزشی تئاتر می‌پرداخت، با صحبت‌هایی از «مهرداد رایانی‌مخصوص» آغاز شد، رایانی‌مخصوص پس از ارائه آماری مبنی بر رشد و تکامل تئاتر ایران در زمینه‌های آموزش، پژوهش، افزایش تعداد هنرمند و مخاطب، جشنواره‌های فعال حوزه تئاتر و آمار سالن‌ها، وضعیت تئاتر را خوب ارزیابی کرد و گفت: «بزرگ‌ترین آسیب اکنون ما این است که تئاترمان نقشه راه ندارد و چشم‌اندازی برای آینده‌اش موجود نیست، همین امر 
سبب شده تا نتایج به‌دست‌آمده، نتایج درخشانی نباشد (هرچند نتایج خوبی است)، هیچ برنامه‌ای برای سنجش جشنواره‌ها و برنامه‌های تئاتری وجود ندارد و هر کسی متناسب با دیدگاه‌های خود، مطالبات خویش را می‌طلبد و گاه این معیارهای قائم به خود، تنها نارضایتی به بار می‌آورد، هرچند که گاه حتی قرار نبوده که این مطالبات در یک جشنواره یا رویداد برآورده شود؛ اما وقتی معیارها مشخص نیست، آسیب‌ها و گلایه‌ها از منظر شخصی
 بیان می‌شود.» 
او افزود: «در زمینه تئاتر کتابی به نام «کتاب اول» موجود است که تمامی اطلاعات آماری در آن چاپ شده است، در این کتاب آمده اولین تئاتر ایران حدود 170‌سال پیش به صحنه رفته و حدود 131‌سال پیش اولین تماشاخانه شکل گرفته است، پیش از انقلاب پنج سالن تئاتر داشتیم و اکنون 24‌سالن به شکل دولتی، خصوصی یا خصولتی در حال فعالیت هستند، 17000‌هنرمند فعال تئاتر در کشور هستند و 5/1درصد جمعیت ایران مخاطب این هنرند. 71‌سالن در شهرستان‌ها داریم و در تهران 42‌سالن، 6630‌نمایش در کل کشور اجرا شده و بالغ بر پنج‌هزار مخاطب داشته‌ایم. پیش از انقلاب دو دانشگاه هنری داشتیم؛ اما اکنون تعداد آموزشگاه‌های دولتی تئاتر با مقاطع و گرایشات مختلف به عدد‌9 رسیده است. هفت هنرستان هنرهای زیبای پیش از انقلاب را تبدیل به 40‌مرکز کرده‌ایم. چهار فصل‌نامه، دو ماهنامه نمایشی، دو روزنامه با ستون ثابت تئاتر  و 28‌سایت تئاتری داریم. 10‌جشنواره بین‌المللی، 161‌جشنواره استانی و شهرستانی و 17‌جشنواره سراسری و ملی داریم. چهار مرکز فعال در حوزه بین‌الملل موجود است که تمام این مراکز بعد از  انقلاب تشکیل شده‌اند.» 
رایانی ادامه داد: «تئاتر خصوصی و دفاع مقدس دو مقوله ویژه  تئاتر ما هستند و نباید تنها انگشت اتهام را به سوی تئاتر خصوصی گرفت، بلکه باید ویژگی‌ها و قابلیت‌هایش را شناخت و برای توسعه آن برنامه‌ریزی مدون و نقشه مسیر ترسیم کرد.»  
مهرداد رایانی‌مخصوص در پایان صحبت‌هایش گفت: «به لحاظ کمی در مقوله تئاتر جایگاه خوبی داریم و این جایگاه با علاقه‌مندی و گاهی از خود‌گذشتگی بسیار هنرمندان‌مان شکل‌گرفته، من زاده این انقلابم و اگر تئاتر به داد من نمی‌رسید، قطعاً امروز جای دیگری بودم و به همین دلیل بسیار به تئاتر مدیونم و این 40‌سال را ستایش می‌کنم.»
 
سرسنگی:
 تنها رشد کمی ملاک نیست
 پس از او آقای مجید سرسنگی این‌گونه بحث را ادامه داد که: «عنوان «تئاتر بعد از انقلاب» عنوان کلانی است و نمی‌شود در یک نگاه کلی بگوییم تئاتر بعد از انقلاب خوب یا بد، کم یا زیاد بوده، اما در‌نهایت تصور کلی من این است که ما در بعضی مسائل کلی تئاتر کشور دچار رخوت و ایستایی هستیم و این رخوت از آنجایی نشأت می‌گیرد که در مورد مسائل جزئی گاه مدت‌ها گفت‌وگو و چانه‌زنی می‌کنیم؛ اما در مسائل کلی و تأثیرگذار از این گفت‌وشنود گریزانیم. یکی از این کلیات آن است که برای پیشرفت فرهنگ و هنر در یک نظام سیاسی، پیشرفت فرهنگی باید جزو اولویت‌های آن نظام سیاسی باشد که اگر نباشد نمی‌شود انتظار روند مناسبی را در حوزه فرهنگ داشت. این درست است که  تئاتر ما پس از انقلاب رشد داشته؛ اما این رشد متناسب با انتظار ما نبوده، 
رشد کردن به خودی خود دستاورد مهمی به حساب نمی‌آید، فرآیند رشد یک نوزاد با حداقل‌ها و سیر طبیعی افتخارآفرین نیست، افتخار در آن است که این نوزاد را پرورش داده و تبدیل به یک انسان فرهیخته کنیم، رشد فراوان دانشگاه‌ها در موضوعات هنری نه از سر قوت و فرهیختگی این رشته که به جهت نیاز کمی تجهیز کلاس‌ها بوده و همین سبب شده تا این کودک به درستی رشد نکند.»
 او دلایل رشد کم تئاتر پس از انقلاب را به سه دسته تقسیم و آن‌ها را این‌گونه عنوان کرد: «اولویت‌های نظام سیاسی ما بعد از انقلاب منطبق بر رشد تئاتر بر مبنای واقعی نبوده و از سوی دیگر دانش تئاتری ما آن‌چنان بالا نیست، در‌خصوص تئاتر خصوصی و اقتصاد تئاتر زیاد صحبت می‌کنیم؛ اما نمی‌دانیم این کلمات به چه معناست  و نه‌تنها دانش‌مان در تئاتر بسیار کم است، بلکه به دنبال گسترش آن نیز نبوده‌ایم، نه در دانشگاه‌ها و نه در تئاتر حرفه‌ای‌مان. مسأله بعدی فرهنگ تئاتر است، فرهنگ تئاتر یکی از آن چیزهایی است که یا نخواسته‌ایم یا نتوانسته‌ایم که آن را ترویج کنیم. مجموعه این سه عامل سبب شده در چرخه‌ای معیوب قرار بگیریم که علی‌الظاهر همه چیز از جشنواره تا آموزش در تئاتر هست؛ اما خروجی این چرخه تاثیری در فرآیند فرهنگی کشور نمی‌گذارد و تئاتر ما نه در سطح ملی موفق است و نه در سطح بین‌المللی.» سرسنگی در پایان صحبت‌هایش افزود: «ما تئاتر انقلاب نداریم، تئاتر بعد از انقلاب داریم و متأسفانه نتوانسته‌ایم الگویی متأثر از فضای فرهنگی و اجتماعی خود پس از انقلاب تولید کنیم، همین عدم توانایی در تولید یا بازتولید خط فکری آثار سبب شده تا خروجی تئاتر ما بیشتر از آنکه متأثر از نضج و بافت فرهنگی ما باشد، متأثر از بافت فرهنگی جوامع خارجی شود.»
 
قادری:
 مشکل تئاتر نه نظام‌ سیاسی که قبیله‌های تئاتر است
 آخرین سخنران این نشست آقای نصراله قادری بود که از منظر جدیدی به بحث ورود کرده و گفت: «به مسأله  تئاتر پس از انقلاب می‌توان از دو ساحت کمیت و کیفیت نگاه کرد و آنچه در این میان مغفول مانده انقطاع ارتباط ما با جریان تئاتر قبل از انقلاب بوده که تأثیر آن بر تئاتر بعد از انقلاب انکار‌ناپذیر است. 
با توجه به این انقطاع، به لحاظ کمی رشد کرده‌ایم و همین نشانه این است که سیاست موافق این رشد بوده است و‌الا جلوگیری از این رشد در هر سطحی، کاری بسیار سهل است. آنچه که از رشد مناسب این کودک جلوگیری کرده نه جایگاه‌های کلان سیاسی که قبیله تئاترند. هرگز به نقش قبیله تئاتر پس از انقلاب نگاه نشده است، قبیله تئاتر خود ما اهالی تئاتریم. اصل اساسی و بنیادین تئاتر بر پایه دیالوگ استوار است و ما دو دسته در تئاتر داریم که هرگز حاضر به هیچ گفت‌وگویی با یکدیگر نیستند. مانند قبایلی دور از هم و  بی‌گفت‌وگو به‌سر می‌برند، مذهبی‌ها به تئاترهای غیرخودی بی هیچ درکی از سکولاریسم، نسبت سکولار می‌دهند و روشنفکرنماها به هر نوع تئاتر متعهدی، نسبت روضه‌خوانی می‌دهند. همین سبب شده که تئاتر امروز در جایگاهی این‌چنین قرار بگیرد.»
 قادری اجرا، آموزش و پژوهش را سرلوحه رشد تئاتر دانست و گفت: «به دلیل همین نبود دیالوگ هرگز صاحب‌نظر نمی‌شویم و همین نبود فلسفه اندیشه سبب می‌شود تا تمام این قبیله نظریه‌پرداز شوند، دیالوگ‌پذیر نباشیم و همه تبدیل به پیامبران بدون امت و جزیره‌های تک‌سرنشینی شویم که غیر را برنمی‌تابیم؛ اما ادعای دیالوگ داریم.» این منتقد و اندیشمند در تکمیل سخنان خودگفت: «آفت بزرگ در این است که بیاندیشیم هنر ابزاری است برای ابلاغ پیام و به جز این هیچ چیزی نیست، همین اصرار بر ارسال پیام با هنر، ما را از فلسفه و تفکر خالی کرده و سبب‌ساز این مسأله می‌شود که همه ما تنها در نقد وضعیت موجود پیشتاز باشیم؛ اما برای بهبود آن هیچ حرکتی نکنیم. مانند زمانی که تئاتری‌ها بدون دانش به آموزش می‌پردازند و دانشجوهای این رشته نیز با آنکه از ناآگاهی استاد خود آگاه‌اند تنها به‌سبب دریافت نمره، چشم روی این حقیقت می‌بندند. نبود پژوهش و نظریه‌پردازی سبب شده که در سابقه تاریخی ما نیز هنر همواره امری انفرادی باشد. اکنون به شرایطی رسیده‌ایم که پول تنها معیار و ارزش شده است، همه چیز ذیل عنوان مادیات معنا گرفته و معنویت از تئاتر فاصله گرفته است.» او در پایان سخنانش افزود: «مردم، حکومت و فرهنگ ما تئاتر‌پذیر نیست، ما به‌عنوان کسانی که تئاتر زندگی‌مان است برای بهبود این اوضاع چه کرده‌ایم؟ برای آشتی مردم با تئاتر و  نه نمایش، چه کرده‌ایم؟ تلاش‌مان برای پرکردن این حفره چه بوده؟ طرح‌مان چه بوده که به حکومت بفهمانیم تئاتر لزوماً سیاسی نیست؟ واقعیت این است که این قبیله، نقش تئاتر در ارتباط با مردم را جدی نگرفته و تئاترش پس از انقلاب در همه اشکالش سیاست‌زده است نه سیاسی.»
 

captcha
شماره‌های پیشین