640
سه شنبه، ۰۲ بهمن ۱۳۹۷
14
گفت‌وگو با دکتر ساعی، کارشناس ارتباطات و فضای مجازی درباره صحبت‌های پرحاشیه رییس‌جمهوری

فضای مجازی، قربانی فضاسازی سیاسی

روز گذشته دکتر حسن روحانی؛ رییس‌جمهوری، در جمع کارکنان و مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات صحبت‌هایی درباره فیلترینگ مطرح کرد. صحبت‌هایی که باحاشیه‌های فراوانی همراه بود. برای بررسی کارشناسانه این صحبت‌ها به سراغ آقای دکتر محمدحسین ساعی؛ دکتری ارتباطات و رییس دانشکده ارتباطات دانشگاه صداوسیما رفتیم. ساعی در این گفت‌وگو با لحنی دلسوزانه و ارائه مثال‌های متعدد تاریخی نظرات خود را توضیح داد. شنیدن بعضی از آمارها و اطلاعات این مصاحبه برای ما هم تازگی داشت. اگر می‌خواهید از دلایل فیلترینگ تلگرام و مسائل روز فضای مجازی مطلع شوید گفت‌وگوی ما با ایشان را از دست ندهید.

صبح نو

گفت‌وگو با دکتر ساعی، کارشناس ارتباطات و فضای مجازی درباره صحبت‌های پرحاشیه رییس‌جمهوری

فضای مجازی، قربانی فضاسازی سیاسی

روز گذشته دکتر حسن روحانی؛ رییس‌جمهوری، در جمع کارکنان و مسوولان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات صحبت‌هایی درباره فیلترینگ مطرح کرد. صحبت‌هایی که باحاشیه‌های فراوانی همراه بود. برای بررسی کارشناسانه این صحبت‌ها به سراغ آقای دکتر محمدحسین ساعی؛ دکتری ارتباطات و رییس دانشکده ارتباطات دانشگاه صداوسیما رفتیم. ساعی در این گفت‌وگو با لحنی دلسوزانه و ارائه مثال‌های متعدد تاریخی نظرات خود را توضیح داد. شنیدن بعضی از آمارها و اطلاعات این مصاحبه برای ما هم تازگی داشت. اگر می‌خواهید از دلایل فیلترینگ تلگرام و مسائل روز فضای مجازی مطلع شوید گفت‌وگوی ما با ایشان را از دست ندهید.

آقای دکتر ساعی نخستین برداشت‌تان از صحبت‌های رییس محترم جمهوری در جمع کارشناسان وزارت ارتباطات چیست؟ آقای روحانی گفتند که وجود فضای مجازی در زمان حاضر مدیون فعالیت‌ها و مقاومت دولت است.
من از صحبت‌های رییس‌جمهوری محترم در جمع کارشناسان وزارت ارتباطات تا حد زیادی متعجب شدم. سال‌هاست که منتقدان دلسوز دولت و شخص آقای روحانی، تذکر داده‌اند که رویکرد دیوسازی از جناح‌ها و رقبا تا اندازه‌ای جواب می‌دهد و این‌گونه نیست که همیشه نتیجه مطلوب داشته باشد. به نظر می‌رسد که مردم هم از این رویکرد خسته شده باشند. حمله به گذشتگان بعد از مدتی به ضد خودش تبدیل می‌شود. شاید بهتر باشد دوستانی که برای سیاست رسانه‌ای دولت برنامه‌ریزی می‌کنند در این باره تجدیدنظر کنند. خاطرم هست در ابتدای دولت آقای خاتمی اولین جلسه‌ای که وزیر وقت ارشاد در قالب شورای‌عالی انقلاب فرهنگی خدمت رهبر انقلاب می‌رسند گزارشی از شکست سیاست‌های مبارزه با ماهواره ارائه می‌دهند. آن‌جا استدلال می‌کنند مردم ذائقه‌شان تغییر کرده است و رفتارشان عوض شده. رهبری هم یک جواب ساده می‌دهند. می‌گویند خب شما بروید و آن سیاست‌های قبلی را اصلاح کنید. به نظر می‌رسد دولت محترم اکنون پس از گذشت شش سال هنوز برنامه مشخصی برای حوزه فضای مجازی ندارد. حتی برنامه‌ای برای تولید شغل از این فضا که یکی از اهداف دولت است و آقای رییس‌جمهوری هم در این نشست به آن اشاره کردند، ندارد. 
آیا با این رویکردی که دولت به فضای مجازی دارد، می‌شود آن تعداد شغلی را که وعده داده شده ایجاد کرد. حتی اگر این شغل‌ها ایجاد شد آیا پایدار خواهد بود؟ به جای این که ما در صحبت‌های رییس‌جمهوری محترم پاسخی برای این سؤال‌ها ببینیم باز هم با انتقادات و حملاتی نامفهوم مواجهیم. 
 
ایشان سوادرسانه‌ای را مهم‌ترین استراتژی مواجهه با تهدیدات فضای مجازی دانستند. نظر شما در این باره چیست؟
اگر از ما هم بپرسند می‌گوییم سواد رسانه‌ای یکی از مهم‌ترین استراتژی‌ها برای استفاده معقول و منطقی از فضای مجازی است. اما آیا تنها راه است؟ اگر کسی در موضع سیاست‌گذاری کلان، سوادرسانه‌ای را به‌عنوان تنها راه معرفی کند غلط است. فکر نمی‌کنم هیچ‌کس، حتی از میان منتقدان دولت، کسی مخالف سواد رسانه‌ای باشد. باید بسته‌ای از اقدامات وجود داشته باشد تا ما بتوانیم یک استفاده حداقلی مادی و اقتصادی از فضای مجازی داشته باشیم. حالا بنده اصلاً کاری با بحث‌های معنوی و فرهنگی ندارم. این که بگوییم فضای مجازی باید یک فضای رها و بدون نظارت باشد حرف درستی نیست. همین یکی، دو ماه قبل همایش IGF در فرانسه برگزارشد. بحث محوری این همایش نحوه نظارت و حاکمیت بر اینترنت بود. ما به عنوان یک کشور پیشرو باید در این حوزه ادبیات نظری تولید کرده باشیم و حرفی برای زدن داشته باشیم. بسیاری از کشورهای پیشرو در فضای مجازی مانند کشورهای اروپایی، چین، روسیه و کره این کار را کرده‌اند. ما در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری هم نکرده‌ایم. باید مسوولان پاسخگو باشند که چرا در این حوزه‌ها هیچ سرمایه‌گذاری اتفاق نیفتاده است. این که فضایی ایجاد بکنیم که گویی افرادی در کشور مخالف فضای مجازی هستند درست نیست. 
بنده از مؤثرین کشور کسی را سراغ ندارم که مخالف فضای مجازی باشد. بحث اصلی نحوه جایابی و سیاست‌گذاری فضای مجازی است تا بتوانیم حداکثر بهره را ببریم و حداقل آسیب را ببینیم. مسوول این کار هم شورای عالی فضای مجازی است که رییس‌جمهوری ریاست آن را به عهده دارد. 
 
وظیفه شورای‌عالی فضای مجازی است؟ این شورا در مسیر مدیریت فضای مجازی چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد؟
شورای‌عالی فضای مجازی باید گروه‌ها و افراد مختلف ذی‌نفع و صاحب‌نظر را دعوت کند و فضایی برای گفت‌وگوی این گروه‌ها ایجاد کند، آن‌ها را به نتایج مشترکی برساند و بر اساس آن نتایج اقدام بکند. اقدامی که در درازمدت به نفع ما باشد. شما ممکن است بگویید صنعت برق، صنعت خوبی است. بله صنعت خوبی است؛ اما موقعی این صنعت برای ما ارزش افزوده خواهد داشت که بخش‌های مختلف آن در اختیار ما باشد. یعنی نیروگاهش را بسازیم، شبکه توزیعش را داشته باشیم و توان تولید ابزار الکترونیکی را هم داشته باشیم. اگر فقط یک سیم‌کشی کرده باشیم و حتی مالکیت آن سیم‌هایی که برق را به خانه‌های مردم می‌رساند در اختیار ما نباشد و همه را به یک کشور بیگانه سپرده باشیم، آن وقت دیگر نباید از انتقادات کارشناسان مبنی بر این که این صنعت در راستای امنیت پایدار اقتصادی کمکی به ما نمی‌کند، ناراحت شویم. 
اگر کسی چنین انتقادی از ما کرد، با صنعت برق مخالف نیست، علیه برق حرف نمی‌زند، علیه سیاست‌های غلطی صبحت می‌کند که امنیت اقتصادی را از بین برده و حاکمیت را تضعیف کرده است. سپردن همه به دست شرکت‌هایی در خارج از این مرزها که هیچ تعهدی به منافع ملی ما ندارند هر لحظه می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری به بار بیاورد. او می‌تواند همه تلاش‌های چندین ساله شما را، ظرف یک شب و با فشار دادن یک دکمه از بین ببرد. در حوزه اینترنت با چنین فضایی مواجهیم. دوستان ما در مجموعه نه از فضای مجازی که از یک شرکت خاص خارجی دفاع می‌کنند. وضع ما در فضای مجازی مثل این است که دولت از تولید خودروهای داخلی حمایت نکند، جلوی ورود خودروهای خارجی مختلف را هم بگیرد و همه را ملزم کند که تنها از یک شرکت خاص خودرو بخرند. 
اگر کسی به‌عنوان ناظر نسبت به دلایل چنین تصمیمی شک‌کند، اشتباه کرده است؟ نباید به این فکر کرد که معادلاتی غیر از خرید خودرو و استفاده مردم در این وجود دارد؟ به نظر می‌رسد چنین شکی شک بی‌جایی نیست. در حوزه فضای مجازی با چنین وضعی مواجهیم. این مسائل به قدری اهمیت دارد که اگر به اثبات برسد باید صلاحیت‌های حاکمانی را که چنین تصمیماتی گرفته‌اند سلب بکنیم. چرا ما به وضعی رسیدیم که دولت پیگیری یک شرکت خاص خارجی را می‌کند که بارها اعلام‌کرده هیچ تعهدی به قوانین کشور ندارد. شما این وضعیت را برای یک اندیشمند فضای مجازی در انگلستان، چین، آلمان، فرانسه و حتی آمریکا طرح بکنید بی‌تردید اولین و کمترین واکنششان تعجب است. 
 ممکن است دوستان دولت در پاسخ به این حرف شما بگویند ما که از بدو امر تلگرام را تبلیغ نکردیم. ابتدا مردم از آن استفاده کرد و بعد ما از آن حمایت کردیم. پاسخ شما چیست؟
تاریخچه اتفاقات صحت این ادعا را نشان نمی‌دهد. برخی موارد و اخباری که منتشر شده و برخی اخبار منتشر نشده خلاف این را نشان می‌دهد. مطلعین و پژوهشگران این حوزه به خوبی این موضوع را می‌دانند. در همان روزهای آغاز اقبال به تلگرام دولت از آن حمایت کرد. دوستانی که روزی در دل دولت استدلال می‌کردند باید از تلگرام حمایت شود باید امروز پاسخ تصمیم‌های خود را بدهند.
 ما در آن زمان انتخاب‌های گسترده و متنوعی داشتیم. البته همه این انتقادات مستقیم مربوط به دولت نیست. برخی از این انتقادات مربوط به شورای‌عالی فضای مجازی است که وظیفه سیاست‌گذاری کلان را به عهده دارد. ما وقتی به پیام‌رسان‌های داخلی می‌رسیم انواع محدودیت و فشارها را برای آن‌ها ایجاد می‌کنیم اما برای پیام‌رسان خارجی بدون‌هیچ تعهد و تضمینی انواع حمایت‌های سیاسی و اقتصادی را نسبت به آن‌ها انجام می دهیم.
 اگر همان‌جوری که از پیام‌رسان‌های خارجی حمایت کردیم و دستشان را باز گذاشتیم از پیام‌رسان‌های داخلی حمایت می‌کردیم الان به یک نقطه مطلوبی رسیده بودیم. 
شما خاطرتان هست که دولت چه فضای سنگین علیه پیام‌رسان سروش ایجاد کردند. ضدتبلیغ گسترده که این پیام‌رسان ناامن است و... . 
بعد شما می‌بینید که طبق کمترین آمار 25 میلیون نفر از‌پوسته‌های داخلی تلگرام استفاده می‌کنند که مستقیماً زیرنظر نهادهای اطلاعاتی است. این نشان می‌دهد علت به اجماع نرسیدن ما برای حمایت از یک پیام‌رسان داخلی بیشتر علت سیاسی دارد. اگر همین حالا مجموعه نخبگان و کسانی که دور میز شورای‌عالی فضای مجازی می‌نشینند به این نتیجه برسند که از یک پیام‌رسان حمایت کنند و به پیام‌رسان ملی تبدیلش کنند، بنده مطمئنم در یک فرآیند یک ساله 80 درصد کاربران امروز تلگرام به آن مهاجرت خواهند کرد. 
 
آقای روحانی در صحبت‌هایش گفته‌اند که من در دو مقاله خوانده‌ام که ما ایرانی‌ها بیش از سایر مردم جهان در فضای مجازی پرخاشگری و رفتار ناشایست داریم. نظر شما درباره این صحبت رییس‌جمهوری چیست؟
بر اساس آنچه ما می‌دانیم این‌جور نیست. چه هرزه‌نگاری چه هرزه‌گرایی در مجموعه جهانی فضای مجازی، مطلوب نیست. برخی تخمین‌ها از مجموع محتواهای فضای مجازی نشان می‌دهد که لااقل یک سوم محتوای فضای مجازی صرفاً محتوای پورنوگرافی است. من نمی‌دانم رییس‌جمهوری محترم این واقعیت‌ها را چگونه با فحشی که یک نفر می‌دهد مقایسه می‌کنند. البته چنین ادعاهایی مختص شخص رییس‌جمهوری نیست. 
در جلسه‌ای که از جامعه‌شناسان مشهور گفتند به علت محدودیت‌های مردم ما نسبت به هرزه‌نگاری‌ها حریص شده‌اند. ایرانی‌ها تمایل‌شان به محتواهای پورن نسبت به سایر کشورها بیشتر است. در ایران هم بیشترین اقبال به این محتواها در قم به‌عنوان مذهبی‌ترین شهر ایران است. بنده در همان جلسه با استفاده از ابزار بسیار ساده GOOGLE TREND به ایشان توصیح دادم که نه زبان فارسی جزو ده زبان اولی است که این محتواها با استفاده از آن سرچ شده، نه هیچ شهر ایران جزو  10شهری است که چنین محتواهایی در آن جست‌وجو شده و در بین شهرهای ایران هم قم شهر اول نیست بلکه شهر دیگری است. ایشان گفت این آمار به خاطر وجود فیلترشکن است که بنده توضیح دادم نحوه جمع‌آوری اطلاعات این سایت به نحوی است که تغییر IP در آن مؤثر نیست. ضمناً درباره جست‌وجوهای زبان فارسی که دیگر خدشه‌ای وجود ندارد. اما باز بعد از مدتی شنیدم که ایشان همین حرف‌ها را زده است.
 
آقای رییس‌جمهوری گفته‌اند ما ایرانی‌ها بیش از سایر کشورها از فضای مجازی استفاده می‌کنیم و یکی از دلایل آن نبود شبکه‌های تلویزیونی خصوصی و متعدد است. نظر شما درباره این ادعای ایشان چیست؟ 
 سال 2015 را در آمریکا سال نقطه عطف نام‌گذاری کردند. منظور از نقطه عطف روزی بود که مصرف فضای مجازی از مصرف تلویزیون پیشی گرفت. ما هنوز از آن مرزی که آمریکا عبور کرده، عبور نکرده‌ایم. این چیزها را با کدام چارچوب نظری توضیح می‌دهیم. این که می‌گویند مخاطب تلویزیون کم شده خب مخاطب روزنامه هم کم شده است. 
مجموعه «ایرنا» بیش از صدمیلیارد تومان در سال کمک دریافت می‌کند در کنار چندهزار کارمند. رتبه alexa و میزان تأثیرگذاری و مراجعه مردم به آن چقدر است؟ وقتی ما این‌ها را نمی‌گوییم و فقط از صداوسیما انتقاد می‌کنیم حرف ما صرفاً سیاسی است. 
حرف من این نیست که صداوسیما بی‌نقص است یا انتقادی به عملکردش وارد نیست. مسأله این است که منطقی که براساس آن انتقادات انجام می‌شود غلط است. اگر هم مشکلی باشد مسوولیت بخش عمده‌اش به عهده دولت است.
 
به‌عنوان آخرین سؤال وظیفه دولت در این عرصه چیست؟
 دولت باید زیرساخت‌ها را آماده کند، قوانین را پیشنهاد بدهد و بسترها را فراهم کند. بیشترین هزینه‌های کارشناسی در داخل دولت انجام می‌شود. دولت باید پژوهش‌هایی را انجام بدهد، همایش‌هایی را برگزار کند که بتواند به مسائل کشور در این حوزه پاسخ بدهد. الان در حوزه علوم انسانی حتی یک رشته مطالعات فضای مجازی نداریم. در این مورد وزارت علوم مقصر است. جمله جالبی رهبری داشتند که باید دید مخاطب بایدها چه کسی است؟ مخاطب بسیاری از بایدها خود دولت است. دوستان باید همتی بکنند که این مشکلات حل‌وفصل بشود. 
 

captcha
شماره‌های پیشین