640
سه شنبه، ۰۲ بهمن ۱۳۹۷
11
معرفی کتابی که به فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل‌گیری خاورمیانه معاصر می‌پردازد

با اختراع بریتانیا بیشتر آشنا شوید:«خاورمیانه»

«صلحی که همه صلح‌ها را بر باد داد». این، نام کتابی است که یک مورخ آمریکایی به نام «دیوید فرامکین» نوشته است و نشر ماهی آن را با ترجمه آقای «حسن افشار» منتشر کرده است. در این گزارش به معرفی مختصر این کتاب تاریخی جذاب می‌پردازیم.

قصه‌ای ترکی  برای تبریک به دبیر جدید شورا

یادداشت حبیب احمدزاده نویسنده

صبح نو

معرفی کتابی که به فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل‌گیری خاورمیانه معاصر می‌پردازد

با اختراع بریتانیا بیشتر آشنا شوید:«خاورمیانه»

«صلحی که همه صلح‌ها را بر باد داد». این، نام کتابی است که یک مورخ آمریکایی به نام «دیوید فرامکین» نوشته است و نشر ماهی آن را با ترجمه آقای «حسن افشار» منتشر کرده است. در این گزارش به معرفی مختصر این کتاب تاریخی جذاب می‌پردازیم.

عنوان کتاب کنایه‌ای است به رؤیایی که بازیگران اصلی جنگ جهانی اول در سر می‌پروراندند؛ اینکه جنگ جهانی، خاتمه جنگ در دنیا خواهد بود و با استقرار نظم جهانی پس از جنگ و موازنه قوا، دوران طلایی صلح در جهان فراخواهد رسید. این عنوان از جمله «آرچیبالد وِیوِل» گرفته شده است که افسری تحت امر ژنرال آلنبی، یکی از فرماندهان ارتش بریتانیا بود و در فلسطین خدمت کرده بود. جمله وِیوِل این است: «بعد از جنگی که به همه جنگ‌ها پایان داد، ظاهراً در پاریس به صلحی دست یافتند که همه صلح‌ها را بر باد داد». ناگفته پیداست که این رؤیا چقدر خام بود و جهان بلافاصله بعد از جنگ جهانی اول گرفتار یک جنگ عظیم و ویرانگر شد و پس از آن نیز جنگ و ناامنی به سراسر دنیا و به‌ویژه خاورمیانه سرایت کرد. کتاب، برای آنکه به این منظور دست یابد وضعیت «امپراطوری عثمانی» و نحوه فروپاشی آن را بررسی می‌کند و درباره تولد آن‌چیزی که امروز با نام «خاور میانه» می‌شناسیم، صحبت می‌کند. البته کتاب صرفاً به این موضوع محدود نمی‌ماند و از رهگذر بررسی موضوع اصلی، دامنه وسیع‌تری از اطلاعات تاریخی به مخاطب می‌دهد؛ اطلاعاتی درباره جنگ جهانی اول و دنیای پیش از آن، چرچیل، ایران، روابط داخلی کشورهای اروپایی، نقش روسیه در معادلات آن سال‌های جهان و ... 
به تصریح نویسنده کتاب، خاورمیانه اختراع انگلیسی‌ها بود. به تبع آن کشورهایی را مانند عراق و اردن نیز انگلیسی‌ها اختراع کردند و در واقع پس از فروپاشی عثمانی، سیاستمداران انگلیسی، مرزهای جهان را در نقشه‌ای خالی کشیدند. او می‌گوید: حدود عربستان و کویت و عراق را یک کارمند دولت انگلیس در سال 1922 تعیین کرد و مرزهای میان مسلمانان و مسیحیان را فرانسه بین سوریه و لبنان؛ و روسیه بین ارمنستان و آذربایجان شوروی کشید.
کتاب نثری داستان‌گونه دارد و با اینکه سعی کرده است دقت تاریخی و ارجاع به اسنادش بسیار بالا باشد اما روایت را هم گم نکرده است و شما با ترجمه نسبتاً روان کتاب، از خواندن آن خسته نمی‌شوید. دو داستان مهم در این کتاب برای مخاطب روایت می‌شود؛ یکی داستان تقسیم خاورمیانه، بعد از جنگ جهانی اول، بین بریتانیا، فرانسه و روسیه. کتاب نشان می‌دهد که چگونه خاورمیانه جدید حاصل توافق میان این سه کشور بود. بریتانیا که قیم سلطنت‌های تازه‌تأسیس شبه‌ملی در جهان عرب و خاورمیانه بود و نتیجه‌اش تأسیس دولت‌ ملت‌هایی مانند اردن و عراق و عربستان و استقلال صوری مصر و ایران و ... همچنین پدید آمدن دولتی یهودی رژیم صهیونیستی اسراییل با حمایت انگلیس. فرانسه که قیمومیت خود را بر سوریه و لبنان استوار کرد و روسیه هم که با تشکیل اتحاد جماهیر شوروی حکومتش را بر آسیای میانه استوار کرد. داستان دومی که کتاب راوی آن است، مربوط به روابط داخلی بین سیاستمداران انگلیسی است؛ اینکه چگونه در سال‌های آغازین قرن بیستم اوضاع در بریتانیا عوض شد و دولتمردان و سیاستمداران انگلیسی تغییر عقیده دادند و آنها که از حضور روس‌ها و فرانسوی‌ها در خاورمیانه بعد از جنگ استقبال می‌کردند، پس از خاتمه جنگ حضور این دو کشور در خاورمیانه را خطرناک و فاجعه‌آمیز تلقی می‌کردند. در واقع این کتاب صرفاً به نقش اروپا در خاورمیانه نمی‌پردازد؛ تغییرات خود اروپا و به‌ویژه انگلیس را هم بررسی می‌کند. در این میان به طور ویژه به نقش چرچیل که در سال‌های ابتدایی قرن بیستم بسیار جوان بود، می‌پردازد.یکی از مسائلی که کتاب به آن می‌پردازد نقش مذهب در خاورمیانه و حیات سیاسی این منطقه است. همانطور که می‌دانیم دین، عنصری‌ترین محور سیاست و قدرت در غرب آسیا و شمال آفریقا بود و عثمانی هم در واقع «خلافت عثمانی» بود که خود را جانشین پیامبر؟ص؟ می‌دانست. چنانکه بعد از تقسیم خاورمیانه جنبش‌ها و احزاب مبارز و ضداستعماری در جهان اسلام عمدتاً با صبغه دینی شکل می‌گرفت و تا همین اواخر در چارچوب‌های گوناگونی ادامه پیدا کرده است. کتاب توضیح می‌دهد که چگونه قدرت‌های استعماری با تحمیل نقشه‌های خود در خاورمیانه که عنصر محوری دین را هدف گرفته بود، موجب بحران‌های متعدد در منطقه شدند. فرامکین در پیشگفتار کتاب می‌نویسد: قدرت‌های اروپایی آن زمان‌بر بودند که باید نوعی نظام حکومتی مصنوعی در خاورمیانه به وجود آورند تا اساس موجودیت سیاسی آسیای مسلمان را تغییر دهند. از این رو، خاورمیانه به مجموعه‌ای از کشورهایی تبدیل شد که هنوز که هنوز است، ملت نشده‌اند. شالوده حیات سیاسی در خاورمیانه، یعنی دین را روس‌ها با کمونیسم‌شان و انگلیسی‌ها با ناسیونالیسم یا وفاداری دودمانی [قبیله‌ای] زیر سؤال بردند. ایران انقلابی در جهان تشیع و اخوان‌المسلمین در مصر و سوریه و سایر کشورهای سنی‌مذهب این قضیه را زنده نگه داشته‌اند. دولت فرانسه، تنها قدرتی که اجازه داد دین اساس سیاست-ولو سیاست فرانسه- در خاورمیانه باقی بماند، از فرقه‌ای در برابر دیگران حمایت کرد. بدین‌سان، اینجا هم پرونده باز ماند و مناقشات فرقه‌ای در دهه‌های هفتاد و هشتاد لبنان را به خاک و خون کشید.
«صلحی که همه صلح‌ها را بر باد داد» از 12 بخش تشکیل شده است که این 12 بخش به 61 فصل تقسیم شده است. نگاهی به عناوین این بخش‌ها و فصل‌ها، خود یکی از عواملی است که می‌تواند جذابیت کتاب را به ما نشان دهد: نفس‌های آخر اروپای کهن، ترک‌های جوان در جست‌وجوی هم‌پیمان، کیچنر سکان را به دست می‌گیرد، فرماندهان عثمانی در آستانه شکست، وعده به عرب‌ها، قیام ملک حسین امیر مکه، صهیونیسم لوید جرج، پیش به‌سوی اعلامیه بالفور، ارض موعود، کریسمس در بیت‌المقدس، در سواحل تروا، دنیای غیرواقعی کنفرانس صلح، فلسطین-عرب و یهود، ایران: 1920، مزاحمت شوروی در خاورمیانه، چرچیل و مسأله فلسطین، تراژدی یونانی و ... از فصول این کتاب است که حتی می‌توان بدون در نظر گرفتن سیر کتاب، به صورت جداگانه هم آن را مطالعه کرد و اطلاعات خوبی از ان به دست آورد. برای مثال یکی از فصول کتاب درباره «ایران» است که نقش انگلیس در قراردادهای استعماری و روی کار آوردن رضاخان توسط انگلیس و ایجاد راه‌آهن به نفع انگلیسی‌ها و ... را توضیح می‌دهد.
خواندن این کتاب (هر چند می‌توان انتقاداتی را به آن وارد دانست) نه صرفاً به عنوان یکی از منابع دانستی‌های تاریخ؛ که به مثابه توجه به آن‌چیزی است که در آینده با آن مواجه هستیم: طرح خاور میانه جدید.
 این طرح که در زمان ریاست جمهوری جرج بوش به‌شدت پیگیری می‌شد اکنون به‌صورت مصرح روی میز نیست. آن زمان ناآرامی‌های خاورمیانه با عنوان درد زایمان خاورمیانه جدید یاد می‌شد. 
رفته‌رفته جبهه مقاومت در کشورهای اسلامی طرح‌های ابرقدرت جهان را شکست داد اما این به آن معنا نیست که ابرقدرت به دنبال اجرای طرحی نیست که سلطه خودش را بر این منطقه بسط دهد. خواندن چنین کتاب‌هایی به ما این بصیرت را می‌دهد که استعمار چگونه با حربه جنگ و صلح، نقشه جغرافیا را به نفع سلطه خودش تغییر می‌دهد.

captcha
شماره‌های پیشین