639
دوشنبه، ۰۱ بهمن ۱۳۹۷
15
مراسم رونمایی صدمین کتاب صوتی سوره‌مهر محلی برای بیان مشکلات تولیدکنندگان شد

کارخانه تولید کتاب صوتی نداریم

مراسم رونمایی از صدمین کتاب صوتی انتشارات سوره مهر در حالی با حضور مدیران انتشارات سوره مهر برگزار شد که جمعی از فعالان این حوزه هم در این نشست دغدغه‌ها و مسائل خود را بازگو کردند و برخی نیز به موانع و مسائل موجود این عرصه پرداختند.

پیر دل‌آرام

یادداشت نفیسه‌سادات موسوی

 انتشار ۶‌کتاب تازه از نشر شاهد

مظلومی: هرچقدر نویسندگان درباره همت‌ها و باکری‌ها بنویسند باز هم کم است

صبح نو

پیر دل‌آرام

یادداشت نفیسه‌سادات موسوی

 خاله جان، پیرزنی دوست‌داشتنی بود، با همه مشخصات ظاهری و نوستالژیک یک مادربزرگ شصت-هفتاد ساله: گالش‌های مشکی تو قرمز، جوراب‌های مشکی بلند تا بالای زانو که با کش شلوار محکم می‌شدند، پیراهن گل و گشاد بلند خال‌دار تا زیر زانو، چارقد سفید بلندی که هر دو طرف دستک‌هایش گره زده بود، یک طرف «دمب شیطان» را و طرف دیگر سه تا آبنبات هل‌دار شاه‌عبدالعظیمی را برای 
روز مبادا. با دو تا سنجاق قفلی که جاخوش کرده بودند 
گوشه پیراهنش. خاله ما نبود البته، خاله مادربزرگ‌مان می‌شد.
 ولی چون خودش، به قول خودش اجاق کور بود و شوهرش سر سیاه زمستان سال‌های دور، به رحمت خدا رفته بود، سال‌ها بود نوبتی مهمان خانه‌های ماها می‌شد. آمدنش برای ما بچه‌ترها خیلی دوست‌داشتنی بود. شب‌ها برای‌مان قصه دختر شاه پریان تعریف می‌کرد و بعد ازظهرها با قصه اکوان دیو مجبورمان می‌کرد از ترس بخوابیم. توی بقچه گلداری که به جای ساک با خودش این‌طرف و آن‌طرف می‌برد، همیشه قاقالی‌لی‌لی برای ما داشت، از گلوله‌های کشک خشک کاشان گرفته تا آبنبات‌های مارپیچ راه‌راه زنجبیلی مشهد. 
همیشه در ازای لیوان آبی که می‌دادیم دستش یا وقتی کمکش می‌کردیم بلند شود دوتا دعا می‌کرد در حق‌مان؛ اول می‌گفت: «پیر شی الهی» که از شما چه پنهان به‌خاطرش لب ورمی‌چیدم و ته‌دلم در لحظه بدم می‌آمد ازش! چه می‌دانستم دارد به زبان خودش برایم آرزوی طول عمر می‌کند! فکر می‌کردم می‌خواهد زودتر ضعیف و ناتوان و تنها شوم. پشت‌بندش هم در می‌آمد که : «دل‌آرام‌ باشی» این یکی را حتی نمی‌فهمیدم که بخواهم حسی داشته باشم .   این روزها اما، حالا که تو را کنار خودم دارم، تازه می‌فهمم چه دعایی می‌کرده برای من... و شک ندارم همین داشتن «تو»، استجابت دعای آن سال‌های «خاله‌جان» است. غیر از این هم نمی‌تواند باشد!
من ،
کنار تو ،
  دلم آرام است
 و بیشتر از این
 از تمام دنیا
 چه می‌شود خواست؟

captcha
شماره‌های پیشین