639
دوشنبه، ۰۱ بهمن ۱۳۹۷
13
حجت‌الاسلام واسطی نظریه‌اش درباره اجتهاد را ارائه و به نقد گذاشت

اعتبار «الگوریتم اجتهاد» بر اساس قواعد تکوینی حکمت متعالیه

کرسی علمی، ترویجی «الگوریتم اجتهاد» با ارائه حجت‌الاسلام دکتر عبدالحمید واسطی، نویسنده کتاب «فلسفه اجتهاد تمدنی» و با حضور ناقدان حجت‌الاسلام ابوالقاسم مقیمی حاجی و دکتر مسعود فیاضی هفته گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم برگزار شد.

سلفیه وهابی و نقل‌گرایی افراطی

یادداشت حجت‌الاسلام علی فتحی عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

صبح نو

حجت‌الاسلام واسطی نظریه‌اش درباره اجتهاد را ارائه و به نقد گذاشت

اعتبار «الگوریتم اجتهاد» بر اساس قواعد تکوینی حکمت متعالیه

کرسی علمی، ترویجی «الگوریتم اجتهاد» با ارائه حجت‌الاسلام دکتر عبدالحمید واسطی، نویسنده کتاب «فلسفه اجتهاد تمدنی» و با حضور ناقدان حجت‌الاسلام ابوالقاسم مقیمی حاجی و دکتر مسعود فیاضی هفته گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم برگزار شد.

حجت‌الاسلام واسطی ابتدا در توضیح عنوان نشست گفت: مقصود از «الگوریتم»، روش قدم به قدم حل مسأله است که دارای نقطه شروع، مراحل مشخص، ضوابط معین برای
 هر مرحله و نقطه پایان است. و مقصود از «اجتهاد»، عملیات استنباط فقهی در مکتب فقه جواهری است؛ بنابراین منظور از «الگوریتم اجتهاد»، توصیف و تبیین روش قدم به قدم عملیات استنباط از ادله فقهی برای پاسخ به نیازهاست.
او سپس این مسأله را طرح کرد: آیا می‌توان اجتهاد را الگوریتمی کرد؟ آیا اطلاعات کافی از مراحل و فرآیند استنباط در اختیار هست که بتوان الگوریتم طراحی کرد؟ آیا با وجود اختلاف مبانی و روش‌ها، می‌توان الگوریتم واحدی را طراحی کرد؟ قلمرو این مسأله، در اصل عملیات اجتهاد است یعنی هر مجتهدی با 
هر مبنایی و هر مراحلی و هر ضابطه‌ای که قبول دارد، آیا می‌تواند الگوریتم برای استنباط خود طراحی کند؟ و آیا الگوریتم هر مکتب فقهی را می‌توان استکشاف کرد؟
واسطی درباره روش حل مسأله‌اش گفت: روش تحقیق و بررسی برای دست‌یابی به حل این مسأله، دو محور دارد:
الف- روش استقراء میدانی عملکرد فقهاءِ مختلف، و فقهاءِ دارای الگوی مشترک استنباطی؛
ب- روش تحلیل مفهومی در استدلال‌های اصول‌فقهی برای ضابطه‌دار کردن عملیات استنباط.
او فرضیه خودش را هم شرح کرد و گفت: اجتهاد، دارای روش و ضوابط قابل استخراج و قابل تدقیق تا ریزترین فرآیندهای عملیاتی است و به صورت الگوریتمی قابل طراحی است و هر مکتب و هر مجتهدی دارای الگوریتم استنباطی خاص خود است و تفاوت مکاتب و مجتهدین، در الگوریتم‌های آن‌ها قابل مشاهده، ارزش‌گذاری و اعتبارسنجی است.
واسطی سپس برای حل مسأله و اثبات فرضیه سه استدلال مطرح کرد. استدلال اولی او «عقلی» است. او در این باره گفت: اجتهاد یک عملکرد است، مُنتِج بودن عملکردها اعتباری و تابع سلیقه و ذوق افراد نیست بلکه براساس قوانین حاکم بر «افعال» در هستی و تکوین، صورت می‌پذیرد، لذا عملیات اجتهاد نیازمند تعیین مواردی مانند علل اربع، عوارض تسعه و مقومات سته حرکت است. یعنی در کل عملیات و در هر مرحله، باید تعیین شود که از چه نقطه‌ای شروع می‌شود، چه مراحلی را به چه دلیلی طی می‌کند و چه اثری را      ایجاد می‌کند؟ به تعبیر دیگر: هیچ‌گونه «تجافی» و پَرش در هیچ قسمتی از عملیات اجتهاد    صورت      نمی‌پذیرد   و براساس قوانین علت و معلولی حرکت می‌کند. بنابراین با تلاش برای کشف این قوانین می‌توان    به میزان کشف، عملیات اجتهاد را دقیق‌سازی کرد.
او استدلال «اصول فقهی» هم کرد و گفت: اجتهاد، متن‌محور است و در فهم متن، مؤلف‌محور است لذا نیازمند «کشف مراد متن» است، «کشف» یک امر اعتباری نیست و بدون روش و دقیق‌سازی، مُنتِج و مُعتبر نیست. بنابراین عملیات «استظهار» که رکن اصلی اجتهاد را تشکیل می‌دهد، نیازمند تعیین مراحل و ضوابط است و با تلاش برای دقیق‌سازیِ چگونگیِ کشف معنا از متن، می‌توان فرآیند استظهار را ضابطه‌مند کرد.
استدلال سوم او «استقرایی» بود. واسطی گفت: ملاحظه تحلیل‌های فقهی در کتب فقهاء نشان‌دهنده استفاده از «استدلال» در تمام مراحل استنباط است و هر جا که استدلال جاری شود «روش و ضابطه» سر بر می‌آورند و تا رسیدن به مفاهیم بنیادینِ آن استدلال، قابل تحلیل هستند یعنی تا
 جزئی ترین   عناصر و روابطی که به موضوع شکل می‌دهند
 قابل تحلیل هستند.
واسطی سه نتیجه از بحث خود گرفت: ۱- در صورت الگوریتمی شدن اجتهاد (و به تعبیر بهتر: کشف الگوریتمیِ عملیات اجتهاد)، یک «فقیه یار» به‌دست می‌آید که «یُحترَز به عن الخطا فی الاستنباط». همان‌گونه که علم منطق با وجود اینکه ساختار تکوینی ذهن بشری است ولی نیازمند رعایت خودآگاه قواعد است تا «یُحترَز به عن الخطا فی الفکر» حاصل شود؛ در اجتهاد نیز یک «چک لیست» لازم است تا حجم عظیم عملیات ذهنی را نظارت کند. ۲- در صورت الگوریتمی شدن اجتهاد، می‌توان عملیات استنباط هر فقیه را براساس مبانی و روش خودش اعتبارسنجی کرد و هم‌چنین مطالعه تطبیقی میان اجتهادهای مختلف صورت داد و دقت و میزان اعتبارِ ترجیحی ایجاد کرد.‌ ۳-آموزش اجتهاد، دارای ضابطه و نقشه راه و قابل اعتبارسنجی می‌شود.
در ادامه بحث، مقیمی حاجی در نقد نظریه به این نکات اشاره کرد: تحلیل و واکاوی فرآیند استنباط و احاطه بر عملیات اجتهاد، خطاها را کاهش می‌دهد و ارزشمند است؛ اما تمرکز بر اجرای فرآیند و دقیق‌سازی آن مهم است. این بحث فعلاً در حد یک استدلال ثبوتی است اما مهم روش حل مسأله است، این که با وجود اختلاف مبانی استنباط، چگونه و با چه کیفیتی می‌خواهیم این فرآیند را طی کنیم و آیا تجمیع روش و استنباط، امکان دارد یا خیر؟ آیا با وجود اختلاف در سه ساحت مسأله‌یابی، قرینه‌یابی و دلیل‌یابی، الگوریتم اجتهاد در مرحله عمل دست‌یافتنی است تا در گام بعد بتوان آن را به یک قالب آموزشی و فقیه‌یار تبدیل کرد؟
ناقد دوم دکتر فیاضی هم در نقد مباحث گفت: اشکال اصلی
 در این بحث، نگاه ریاضی‌گون به فقه است؛ یعنی پیش فرض‌ها و زاویه دید ریاضی به مسائل فقهی شده و با همان مفاهیم و گزاره‌ها قصد داریم علم فقه و اجتهاد را تحلیل کنیم؛ در صورتی که میان آن‌ها سنخیتی وجود ندارد.
پیشنهاد من در مرحله نخست این است که واژه الگوریتم، بومی‌سازی   شود و در گام بعد به صرف برخی مشابهت‌ها با علوم دیگر، نوعی قیاس صورت گرفته که این تسری دادن و نتیجه گرفتن ممکن است خطرناک باشد و نتیجه مطلوبی 
نداشته باشد.
او افزود: روش تحقیق این بحث، سه رویکرد و نگرش سیستمی، تحلیل داده کاوی و تحلیل علمی بوده است؛ «پوپر» صاحب این نظریه، نگرش سیستمی را در همه بخش‌های علوم تجربی قابل اجرا نمی‌داند؛ لذا تعمیم این نگرش به علوم انسانی صحیح نیست. در مرحله بعد از تحلیل داده کاوی در صورتی استفاده می‌شود که مجموعه‌ای از داده‌های بی‌ارتباط بدون پشتوانه نظری وجود داشته باشند؛ در صورتی که منابع آیات و روایات ما مملو از نظریات و مطالب مرتبط با یکدیگر است. فقه با عرف و دیدگاه‌های عرفی سروکار دارد؛ از این جهت نمی‌توان ریاضی‌وار با عرف مواجه شد و در فضای عقلی و عرفی حاکم بر فقه به الگوریتم‌سازی پرداخت.
واسطی در پاسخ به نقدها گفت: این حجم عظیم از اختلافات 
در صحنه میدانی فقاهت و در تقابل‌های فقهی هم اکنون وجود دارد و در مباحث تحقیقی فقهی مورد مداقه و مناقشه قرار می‌گیرد، یعنی قابل اکتشاف و قابل اعتبارسنجی است؛ هنر الگوریتم‌ها این است که محقق را در تشخیص و اعتبارسنجی در مواردی که
 از دید پنهان مانده است کمک می‌کند؛ مانند عمکردهایی که در احتمالات و اختلافات در تجزیه و ترکیب در ادبیات، و روابط بین مفاهیم وگزاره‌ها در منطق داریم، مضافاً به اینکه دانش الگوریتم‌سازی به واسطه درگیر شدن با احتمالات بسیار زیاد در صحنه عینیت، توانایی تشخیص و محاسبات پیشرفته پیدا کرده است.
او افزود: پیش‌فرض‌های «الگوریتم‌سازی و سیستم سازی»، 
در مبنای ارائه‌دهنده این کرسی، از «پارادایم شبکه‌ای» که بسته مبانی متخذ از حکمت متعالیه است اخذ شده است و ارتباطی با پارادایم «اثبات گرایی و پوزیتویستی» ندارد؛ از سوی دیگر، نیز پارادایم تفسیری تفهمی که در علوم انسانی مدرن ارائه شده است براساس مبنای معرفت‌شناسی فیلسوفان اسلامی که «مبناگرا» هستند مخدوش است و عدم جریان قوانین تکوینی در کُنش‌های انسانی، از مغالطات علوم انسانی مدرن است.
واسطی در پایان گفت: در علوم اعتباری که فقه نیز از جنس اعتباریات است، اعتبار محضه جاری نیست بلکه کلیه اعتبارات عقلائیه، دارای منشاء اعتبار حقیقی یا منشاء انتزاع حقیقی هستند و براساس همان منشاء نیز قواعد عالم تکوینی در آن‌ها جاری می‌شود مثلاً در زوجیت که یک اعتبار شرعی است، تحلیل و بررسی براساس علت فاعلی، علت مادی، علت صوری، علت غایی، زمان، مکان، کمیت، کیفیت، اجزاء، روابط، نقطه شروع، مراحل تحقق، نقاط بحران و خلل، کیفیت اصلاح، نقطه پایان و … همین الان در تحلیل‌های فقهی مورد استفاده قرار می‌گیرد. آیت‌الله آملی‌لاریجانی نیز در جلد پنج کتاب فلسفه علم اصول، 
به تفصیل دیدگاه عدم جریان برهان و استدلال در اعتباریات را نقد کرده و نقاط ارتباطی میان تکوین و اعتباریات را ارائه کرده‌اند. 

captcha
شماره‌های پیشین