637
شنبه، ۲۹ دی ۱۳۹۷
13
روایتی دیگر از حقوق بشر آمریکایی در نگاهی به زندگی پزشک شهید افغانستانی

اسیر آمریکایی‌ها که توسط داعش شهید شد

دکتر سید محمدعلی شاه ‌موسوی، پزشکی افغانستانی بود که چهار سال از عمرش را بدون هیچ اتهامی در زندان‌های بگرام و سپس گوانتانامو سپری کرد. این پزشک مجاهد پس از آزادی، دوباره به وطن خود بازگشت و در حین خدمت به هموطنانش قربانی عملیات تروریستی داعش‌ شد. در این گزارش کوتاه تلاش کرده‌ایم به مناسبت دستگیری خانم مرضیه هاشمی (ملانی فرانکلین) توسط ایالات متحده، نگاهی به سرگذشت شهید دکتر موسوی بیندازیم. پزشکی که او هم مانند خانم هاشمی بدون هیچ دلیلی توسط آمریکایی‌ها بازداشت شده بود.

در زندان‌های آمریکا چه می‌گذرد

مروری بر کتاب‌های منتشرشده از زندانیان زندان مخوف گوانتانامو

خانم مرضیه هاشمی، خبرنگار شبکه انگلیسی‌زبان «پرس‌تی‌وی» نزدیک یک هفته است که در بازداشت دولت آمریکاست و خانواده وی از شرایط بد نگهداری‌اش در زندان این کشور خبر داده‌اند. به این بهانه برخی کتاب‌ها که توسط افراد آزادشده از زندان مخوف گوانتانامو -که توسط دولت این کشور اداره می‌شود- را معرفی می‌کنیم. البته قبل از آن یک کتاب داخلی معرفی می‌کنیم و بعد می‌رویم سر وقت آثار خارجی.

صبح نو

در زندان‌های آمریکا چه می‌گذرد

مروری بر کتاب‌های منتشرشده از زندانیان زندان مخوف گوانتانامو

خانم مرضیه هاشمی، خبرنگار شبکه انگلیسی‌زبان «پرس‌تی‌وی» نزدیک یک هفته است که در بازداشت دولت آمریکاست و خانواده وی از شرایط بد نگهداری‌اش در زندان این کشور خبر داده‌اند. به این بهانه برخی کتاب‌ها که توسط افراد آزادشده از زندان مخوف گوانتانامو -که توسط دولت این کشور اداره می‌شود- را معرفی می‌کنیم. البته قبل از آن یک کتاب داخلی معرفی می‌کنیم و بعد می‌رویم سر وقت آثار خارجی.

 
هی یو ایرانی!
 آقای سعید ابوطالب که معرف حضور هست؟ نماینده دوره هفتم مجلس ششم شورای اسلامی و بعد از آن هم برنامه‌ساز صداوسیمای جمهوری اسلامی. وی قبل از این‌ها مستندساز بوده و در هنگام حمله آمریکا به عراق به همراه سهیل کریمی برای ساخت مستند روانه عراق می‌شود که در همان روزهای اول بازداشت شده و چهارماه در اسارت آمریکایی‌ها می‌ماند. ابوطالب چند سال بعد از آزادی خاطرات بازداشت خود را در کتابی به نام «هی یو» می‌نویسد که با استقبال خوبی هم مواجه می‌شود. لحظه دستگیری وی به نقل از کتاب به این شرح است: «من در حال ضبط گفت‌وگو با یک نوجوان اهل همان منطقه بودم که به نظرم رسید یک افسر آمریکایی از روی بلندی یک ساختمان داخل پایگاه علامت می‌دهد که جلو برویم تا با ما صحبت کند. فکر می‌کردم باید به سرعت از آن‌جا دور شویم.
 حسن راننده یک بار دیگر به سمت کوت دور زد: - این آمریکایی‌ها را حساس کرد... نباید دور می‌زدیم.
 10روز بعد به این نتیجه رسیدیم: - نباید دور می‌زدیم. حالا اما چه فرقی می‌کند! ... ساعت کمی از پنج بعد از ظهر می‌گذشت؛ وقتی ما با خیال آسوده از ستونی از ماشین‌های عراقی که پشت است بازرسی صف بسته بودند، فیلم می‌گرفتیم. یک خودروی «هامر» آمریکایی از زیرپل بالا می‌آمد. آن لحظه نگاه من به سربازی بود که یک عراقی را با دشداشه سفید بازرسی بدنی می‌کرد. فقط خالد نظامی‌هایی را که از هامر پیاده و آرام به من نزدیک می‌شدند، می‌دید. او در این موقع زبانش بند می‌آید اما دید که یک درجه‌دار سیاه‌پوست از پشت به من نزدیک می‌شود و دوربین را از دست من بیرون می‌کشد و بعد هر دو دست مرا از پشت با یک تسمه سیاه پلاستیکی می‌بندد. همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. حالا من هم می‌دیدم که دو آمریکایی دیگر به سراغ سهیل رفتند و دوربین را از او گرفتند و دستانش را از پشت بستند.
از موریتانی تا گوانتانامو
 کتاب «خاطرات در گوانتانامو» را محمد ولد صلاحی 35‌ساله از کشور موریتانی نوشته است. محمد زمانی که تنها 22‌سال داشت به اتهام تروریسم در گوانتانامو زندانی شد. «محمد ولد صلاحی» نوامبر سال‌2001 در موریتانی دستگیر  و از آنجا توسط نیروهای مسلح اردنی به امان انتقال داده شد. صلاحی در آنجا به مدت هفت‌و‌نیم ماه در زندان انفرادی نگه داشته شد؛ کتاب در سال‌۲۰۰۵ به زبان انگلیسی (صلاحی در گوانتانامو این زبان را یاد گرفت) با مداد روی کاغذ نوشته شده و در سال‌۲۰۱۳ وکلای او پس از سال‌ها جنگ با نظام قضایی-امنیتی آمریکا توانسته‌اند آن را از وضعیت فوق محرمانه خارج کنند و در حالی که خود صلاحی هنوز در زندان بود، آن را به چاپ برسانند.
در بخشی از خاطرات وی می‌خوانیم: «برای این‌که مرا از تمام لوازم آسایش محروم کنند هر بار قوانین جدیدی اضافه می‌کردند: اول: هر بار که نگهبانی نزدیک غار من می‌شد باید بیدار می‌شدم یا این‌که هر موقع نگهبانی وارد محوطه من می‌شد باید از خواب بیدار می‌شدم. خواب، به معنایی که می‌دانیم، وجود نداشت. قانون دوم این بود که توالت من باید همیشه خشک می‌بود. وقتی که من ادرار می‌کردم و بعد آب می‌ریختم باید چه‌کار می‌کردم؟ برای این‌که این قانون را رعایت کنم باید با تنها یونیفرمم توالت را تمیز می‌کردم و خودم خیس از نجاست می‌شدم... بازجوها در روزهای بعد، بازجویی از من را آغاز کردند. همه در تیم بازجویی می‌دانستند که چیزی نمانده من به خاطر وضعیت فیزیکی و روانی که دارم عقلم را از دست بدهم. خیلی وقت بود که در انزوا نگاه داشته شده بودم. گفتم: لطفاً من را از این جهنم نجات بدهید. یکی از بازجوها گفت: «به این زودی‌ها بین جمع برنمی‌گردی.» جوابش سخت ولی صادقانه بود. برنامه‌ای برای برگرداندن من وجود نداشت. تأکید آن‌ها این بود که من را تا آن‌جا که می‌شد منزوی نگاه دارند تا از من اطلاعات بیرون بکشند.»

دیپلمات طالبان در زندان آمریکا
 ملا عبدالسلام ضعیف، سفیر پیشین طالبان در پاکستان بود که ابتدا توسط پاکستان دستگیر و توسط آمریکایی‌ها به گوانتانامو برده شد. خاطرات وی با عنوان «تصویری از گوانتانامو» به زبان پشتو منتشر شد. 
این دیپلمات طالبان شرایط این زندان مخوف آمریکا را اینچنین تشریح کرده است: «باز هم جامه‌هایم را با کارد و چاقو پاره‌پاره کردند. آن‌ها بیش از حد فشار می‌دادند و ما گمان می‌کردیم با همین تیغ‌ها گلوی ما را خواهند برید. در یکی از این حالات، پنداشتم که مبادا همین اکنون حلال‌(ذبح)‌مان کنند... یک بار دیگر، مرا برهنه وادار به ایستادن کردند. از ترس و رنج فراوان، نه‌تنها سرما فراموشم شد، بلکه عرق گرم نیز بر سراپایم نشست.»

captcha
شماره‌های پیشین