633
یکشنبه، ۲۳ دی ۱۳۹۷
14

خبر

نگاهی به کتاب «عرفان و عاشورا» که تفسیری عرفانی از اشعار عاشورایی عمان سامانی ارائه می‌دهد

سرور و سرخیل مخموران حسین

ادبیات عاشورایی، از ابتدای ظهورش تاکنون، پدیده‌های شگرفی به خود دیده است. شاید بتوان ناب‌ترین شعرهای فارسی را در میان اشعار عاشورایی پیدا کرد. مشهورترین شعر عاشورایی در میان ایرانیان ترکیب‌بند محتشم کاشانی است که بر کتیبه‌های محرمی نقش بسته است: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است، باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»؛ اما در میان اشعار عاشورایی یکی از درخشان‌ترین آثار «گنجینه اسرار»، مثنوی 812بیتیِ میرزا نورالله مشهور به «عُمّان سامانی»، شاعر شیعه دوران قاجار است؛ منظومه‌ای که سال‌ها پیش حسام‌الدین سراج ابیاتی از آن را در آلبوم «وداع» خوانده بود.این مثنوی، نگاهی تأویلی و عرفانی به قیام امام‌حسین؟ع؟دارد و از این جهت می‌توان آن را در نوع خود متمایز دانست؛ چرا که صرفاً به مصایب امام‌حسین؟ع؟توجه نکرده است. کتاب «عرفان و عاشورا» نوشته آقای حجت‌الاسلام حسن کرمی بر اساس گنجینه اسرار عمان سامانی، تحلیلی عرفانی از نهضت امام‌حسین؟ع؟ ارائه داده است و انتشارات «حقوق اسلامی» آن را منتشر کرده است. در این گزارش به معرفی و بررسی این کتاب می‌پردازیم.

صبح نو

نگاهی به کتاب «عرفان و عاشورا» که تفسیری عرفانی از اشعار عاشورایی عمان سامانی ارائه می‌دهد

سرور و سرخیل مخموران حسین

ادبیات عاشورایی، از ابتدای ظهورش تاکنون، پدیده‌های شگرفی به خود دیده است. شاید بتوان ناب‌ترین شعرهای فارسی را در میان اشعار عاشورایی پیدا کرد. مشهورترین شعر عاشورایی در میان ایرانیان ترکیب‌بند محتشم کاشانی است که بر کتیبه‌های محرمی نقش بسته است: «باز این چه شورش است که در خلق عالم است، باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است»؛ اما در میان اشعار عاشورایی یکی از درخشان‌ترین آثار «گنجینه اسرار»، مثنوی 812بیتیِ میرزا نورالله مشهور به «عُمّان سامانی»، شاعر شیعه دوران قاجار است؛ منظومه‌ای که سال‌ها پیش حسام‌الدین سراج ابیاتی از آن را در آلبوم «وداع» خوانده بود.این مثنوی، نگاهی تأویلی و عرفانی به قیام امام‌حسین؟ع؟دارد و از این جهت می‌توان آن را در نوع خود متمایز دانست؛ چرا که صرفاً به مصایب امام‌حسین؟ع؟توجه نکرده است. کتاب «عرفان و عاشورا» نوشته آقای حجت‌الاسلام حسن کرمی بر اساس گنجینه اسرار عمان سامانی، تحلیلی عرفانی از نهضت امام‌حسین؟ع؟ ارائه داده است و انتشارات «حقوق اسلامی» آن را منتشر کرده است. در این گزارش به معرفی و بررسی این کتاب می‌پردازیم.

نویسنده در مقدمه کتابش تأکید دارد که شرح گنجینه اسرار، 
یک شرح محتوایی و نه ادبی و فنی است. او همچنین تصریح می‌کند که قصد دارد با تکیه بر منظومه گنجینه اسرار، تحلیلی عرفانی از عاشورا ارائه دهد؛ نه اینکه صرفاً گنجینه اسرار را شرح دهد.کرمی در این مسیر، با تکیه بر میراث معرفتی شیعه دست به تحلیل اشعار سامانی زده است تا در‌نهایت بصیرتی عرفانی از قیام عاشورا به دست دهد. ارجاعات و استنادات او در این کتاب که یکی از نقاط قوت و غنای آن محسوب می‌شود، اولاً به قرآن، نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه برمی‌گردد و ثانیاً از منابع حدیثی مانند بصائرالدرجات فی فضائل آل‌محمد، الکافی، آثار شیخ صدوق، کامل الزیارات، آثار شیخ مفید، آثار شیخ طوسی و آثار سید بن‌طاووس بهره برده است. 
او تأکید دارد که همه این منابع معتبر هستند و با بررسی‌های سندی و رجالی استفاده شده‌اند و از روایاتی که اعتبارش با وجود شهرت زیاد ثابت‌نشده، استفاده نکرده است. یکی دیگر از منابع و ارجاعات نویسنده در این کتاب، نوشته‌های فلاسفه اسلامی و عرفای نظری تاریخ اسلام و شاعران عارف، مانند آثار علامه طباطبایی، ابن سینا، شیخ اشراق، ابن عربی، امام خمینی، حافظ شیرازی و... است. کتاب «عرفان و عاشورا»، بر اساس اشعار گنجینه اسرار به 41‌بند تقسیم شده است و در هر بند ابیاتی از این منظومه را شرح می‌دهد. اشعاری که به‌زعم نویسنده می‌تواند از عهده تحلیل عرفانی عاشورا بربیاید.  «عرفان و عاشورا» با آوردن ابیات اولیه منظومه عمان سامانی، بحث «فطرت» را مطرح می‌کند. فطرت یکی از مبنایی‌ترین مباحث در میان عرفا بوده است و بر همین منوال است که عمان سامانی به‌مثابه یک عارف و سالک منظومه خود را این‌گونه آغاز می‌کند:
کیست این پنهان مرا در جان و تن
 کز زبان من همی گوید سخن؟
 این که گوید از لب من راز کیست 
بنگرید این صاحب آواز کیست؟
در من این‌سان خود‌نمایی می‌کند
 ادعای آشنایی می‌کند
کیست این گویا و شنوا در تنم؟
باورم یارب نیاید کاین منم!
 متصل‌تر با همه دوری به من
 از نگه با چشم و از لب با سخن!
 خوش پریشان با منش گفتارهاست 
 در پریشان گویی‌اش اسرارهاست
کرمی معتقد است: «این فریادگر درون همان فطرت الهی آدمی است که خداوند در درون او نهاده است. انسان به فطرت الهی مفطور است و سرشت اولیه هر انسان، الهی و توحیدی است.» 
او سپس فطرت را تعریف واژه‌شناختی می‌کند و از آیات قرآن و تفسیر «المیزان» علامه طباطبایی برای تشریح موضوع بهره می‌گیرد. کرمی بعد از این بر اساس ابیاتی از عمان سامانی مانند:
 ‌ما‌سوی آیینۀ آن رو شدند 
 مظهر آن طلعت دلجو شدند 
پس جمال خویش در آیینه دید 
 روی زیبا دید و عشق آمد پدید
راز خلقت عالم را تحلیل می‌کند و از عشق الهی به ذات خود سخن می‌گوید. کرمی اینجا هم مویدات روایی و قرآنی می‌آورد و همچنین از جملات ابن‌عربی بهره می‌گیرد. سیاق کتاب در سراسر 41‌بند بر همین منوال است. به‌گونه‌ای که می‌توان آن را دوره‌ای جامع از اصول عرفان نظری محسوب کرد. برای مثال او موضوع خلافت انسان را تعبیری عرفانی می‌کند و معتقد است خداوند امانت عشق را به او سپرده است. او سپس با پرداختن به موضوع سیر و سلوک عرفانی و طلب معرفت الهی (که به می و باده تعبیر می‌شود) توسط سالک، وارد بحث عاشورا می‌شود. آنجا که عمان سامانی می‌گوید:
 باز ساقی گفت تا چند انتظار
 ای حریف لاابالی سر برآر
 ای قدح‌پیما درآ، هویی بزن
 گوی چوگانت سرم، گویی بزن
 چون بموقع ساقیش درخواست کرد
پیر می‌خواران ز جا، قد راست کرد
 زینت‌افزای بساط نشأتین 
 سرور و سر‌خیل مخموران حسین
 گفت آن‌کس را که می‌جویی منم
 باده‌خواری را که می‌گویی منم
 نگاهی به عناوین بخش‌‌های مختلف کتاب و سیر آن می‌تواند ما را در فهم سیر منظومه عمان سامانی و تفسیری که کرمی از آن ارائه کرده است، یاری کند. بخش‌هایی مانند: اتحاد عاشق و معشوق، آدمی در قوس نزول، حکمت ابتلای مؤمنان عاشق حق، جدال حق و باطل، امتحان الهی، اشقیا وسیله امتحان اولیا و... . نگاه به این عناوین به ما می‌گوید که اولاً با کتابی عرفانی و مملو از اصطلاحات تخصصی عرفانی مواجه‌ایم و ثانیاً این نگاه عرفانی بر حرکت امام حسین؟ع؟ تطبیق داده شده است. نویسنده با پیروی از منظومه گنجینه اسرار، به صورت مصداقی‌تر وارد قیام عاشورا و ابعاد آن می‌شود.
در پایان این مطلب به‌عنوان نمونه، بند‌35‌ شعر سامانی و شرح کرمی بر آن را ذکر می‌کنیم که درباره مقام حضرت زینب؟سها؟ و لحظات وداع او با امام حسین؟ع؟ در روز عاشوراست. سامانی گفته است:
 از تجلی‌های آن سرو سهی
خواست تا زینب کند قالب تهی
سایه‌سان بر پای آن پاک اوفتاد 
صیحه‌زن غش کرد و بر خاک اوفتاد
از رکاب ای شهسوار حق‌پرست
 پای خالی کن که زینب شد ز دست
شد پیاده، بر زمین زانو نهاد 
بر سر زانو سر بانو نهاد
پس در آغوشش نشانید و نشست
 دست بر دل زد، دل آوردش به‌دست
 گفتگو کردند با هم متصل
 این به آن و آن به این، از راه دل
دیگر اینجا گفتگو را راه نیست
 پرده افکندند و کس را راه نیست
 کرمی درباره این ابیات می‌نویسد: «به راستی چه کسی از اسرار میان برادر و خواهر مطلع است؟ تاریخ و مقاتل و منابع گنجایش و ظرفیت و صلاحیت ورود به این حقایق را نداشته و ندارند... کدام مورخ می‌تواند جذبه نور ولایت در جان بانوی دشت کربلا را بفهمد؟.. این حقایق اسرار پنهانی خاندان رسالت است و عمان سامانی و مابقی افرادی که در این وادی ورود کرده‌اند، تنها نمی از دریای ولایت به آن‌ها رسیده است و از پشت کوه‌های بلند شعاعی دیده‌اند که از آن شعاع به وجود نوری در پشت کوه ره‌یافته‌اند؛ اما آن نور چیست؟ حقیقت آن چیست؟ هیهات هیهات! عقول بشری کجا و درک آن حقایق کجا!»

captcha
شماره‌های پیشین