630
سه شنبه، ۱۸ دی ۱۳۹۷
12
پاسداشت مقام استاد محمدرضا لطفی به مناسبت سالروز تولدش

مبشر «سپیده» انقلاب

دیروز سالروز تولد پاسدار موسیقی ایرانی، محمدرضا لطفی بود. مرسوم است برای تجلیل از بزرگان می‌گویند فلانی فقط آهنگساز یا فیلم‌ساز یا هر آنچه بود نبود، او از این‌ها فراتر بود. اما لطفی نیازی به چنین توصیفی ندارد. لطفی آهنگساز بود. آهنگسازی که تبدیل به معیاری برای آهنگساز بودن شد. صاحب‌نظری در عرصه موسیقی نظری که بهترین و ماندگارترین قطعات موسیقی معاصر را ساخت، تأثیرگذارترین گروه موسیقی ایرانی را تأسیس کرد و با حضور به موقعش در لحظات حساس سیاسی اجتماعی ایران «هنرمندی» خود را اثبات کرد. در این گزارش ضمن مرور اجمالی کارنامه لطفی، بخشی از مصاحبه او با مجله کیهان فرهنگی در سال‌1386 و پس از بازگشتش از آمریکا را به شما تقدیم می‌کنیم. او در این بخش از مصاحبه درباره اثر درخشانش «سپیده» و دوران حضورش در جبهه‌های جنگ توضیح داده است. در این مصاحبه دکتر مهدی کلهر از مدیران موسیقی در دهه‌60 هم حاضر بوده است. این شما و این استاد محمدرضا لطفی.

صبح نو

پاسداشت مقام استاد محمدرضا لطفی به مناسبت سالروز تولدش

مبشر «سپیده» انقلاب

دیروز سالروز تولد پاسدار موسیقی ایرانی، محمدرضا لطفی بود. مرسوم است برای تجلیل از بزرگان می‌گویند فلانی فقط آهنگساز یا فیلم‌ساز یا هر آنچه بود نبود، او از این‌ها فراتر بود. اما لطفی نیازی به چنین توصیفی ندارد. لطفی آهنگساز بود. آهنگسازی که تبدیل به معیاری برای آهنگساز بودن شد. صاحب‌نظری در عرصه موسیقی نظری که بهترین و ماندگارترین قطعات موسیقی معاصر را ساخت، تأثیرگذارترین گروه موسیقی ایرانی را تأسیس کرد و با حضور به موقعش در لحظات حساس سیاسی اجتماعی ایران «هنرمندی» خود را اثبات کرد. در این گزارش ضمن مرور اجمالی کارنامه لطفی، بخشی از مصاحبه او با مجله کیهان فرهنگی در سال‌1386 و پس از بازگشتش از آمریکا را به شما تقدیم می‌کنیم. او در این بخش از مصاحبه درباره اثر درخشانش «سپیده» و دوران حضورش در جبهه‌های جنگ توضیح داده است. در این مصاحبه دکتر مهدی کلهر از مدیران موسیقی در دهه‌60 هم حاضر بوده است. این شما و این استاد محمدرضا لطفی.

محمدرضا لطفی متولد 1325 در گرگان است. پدر و مادر او
 هر دو معلم بودند. به واسطه برادرش با موسیقی آشنا شده و به قول خودش با تار برادرش بزرگ شده است. لطفی در سال‌1350 با دلالت استاد هوشنگ ابتهاج به رادیو رفت. رادیو در دوران ابتهاج مهم‌ترین مرکز موسیقی سنتی ایرانی بود. لطفی در برنامه «گل‌ها» رادیو مشغول به کار شد. 
در همان ایام و پیشنهاد ابتهاج یک گروه موسیقی با همراهی خانواده «کامکارها» به راه انداخت و نامش را «شیدا» گذاشت. نامی که در آن سال‌ها به موسیقی سنتی ایرانی معنایی تازه بخشید. «تار» زدن‌های استادانه لطفی در رادیو شوری در جامعه جوان ایران به راه انداخت، چنان که ابتهاج سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای گفته بود: «تار آن زمان دو تومان بود بعد از اجراهای لطفی شد پنجاه تومان، لطفی تار را گران کرد.» 
لطفی در هجدهم شهریورماه سال‌1357 و پس از ماجرای کشتار مردم توسط گارد شاهنشاهی در ماجرای 17‌شهریور میدان ژاله سابق از رادیو استعفا داد. او خودش درباره آن ماجرا می‌گوید: «وقتی که روز بعد برای تمرین به رادیو رفتم دیدم که نیروهای مسلح گارد برای این که توسط مردم دیده نشوند
 در محوطه رادیو مستقر شدند.
 این صحنه من را بسیار متأثر کرد. از طرف دیگر رییس‌جمهور چین روز قبل برای مذاکره با شاه وارد تهران شده بود و این جریان و اتفاقات ۱۷شهریور و دیدن نیروهای مسلح در محوطه رادیو از طرف دیگر، همگی باعث شد که من با حالت ناراحت به دفتر آقای ابتهاج، رییس مرکز واحد تولید موسیقی رفتم و
 با حالت معترضانه رویارو شدم که: من به‌عنوان یک موسیقی‌دان نمی‌توانم بیایم در رادیویی که پایگاه نیروهای مسلح شده کار کنم. او هم با حالتی خیلی متأثر در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود رفت و پشت به من در کنار پنجره ایستاد. چرا که نه می‌توانست جواب من را بدهد و نه جواب خودش را. 
من هم نزد گروه آمدم و جریان را با آن‌ها در میان گذاشتم و گفتم که می‌خواهم به خاطر اعتراض به کشتار ۱۷‌شهریور استعفا بدهم. از آن‌ها خواستم که من را دنبال نکنند، چرا که ممکن بود برای آن‌ها دردسرساز شود، چون هنوز رژیم کاملاً برپا بود. بچه‌ها خیلی منقلب بودند، چرا‌که تا آن موقع یک امنیتی برقرار بود و ناگهان یک کشتاری فوق تصور صورت گرفت. 
یکی از بچه‌ها گفت قبل از این کار بگذارید به آقای سایه هم بگوییم بیاید و ببینیم نظر ایشان چیست. آقای سایه به جمع ما آمدند و به من گفتند: این کار را نکن، چون اگر تو به تنهایی استعفا دهی ممکن است مستقیماً تو را بازداشت کنند و بهترین راهش این است که همه با هم استعفا دهیم. این شد که ما به اتقاق نامه‌ای نوشتیم و روز بعد یعنی یکشنبه آن را برای مدیرعامل رادیو تلویزیون وقت فرستادیم.»
 آن نامه به خط آقای محمدرضا شجریان نوشته شده بود. روز بعد از استعفای گروه شیدا از رادیو، ابتهاج هم استعفا داد و از رادیو بیرون آمد. چند روز بعد از استعفای اعضای گروه شیدا بود که گروه عارف و پرویز مشکاتیان هم به آن‌ها پیوستند و آن‌ها نیز از رادیو استعفا دادند تا موسیقی‌دانان جوان این دو گروه به قول بیژن کامکار حتی پیش از کارکنان شرکت نفت به انقلاب اسلامی مردم ایران بپیوندند.
این جمع یاغی خیلی سریع در زیرزمین خانه لطفی دور هم جمع شدند و «چاووش» را تأسیس کردند. نخستین محصولات این گردهمایی دو تصنیف «شب نورد» و «آزادی» بود. مطلع شب نورد این بیت‌ها بود: «شب است و چهره میهن سیاهه/ نشستن در سیاهی‌ها گناهه». لطفی و یارانش در سیاهی‌ها نماندند. آن‌ها موسیقی سنتی ایران را -که همواره صورت بزمی و عاشقانه داشت- به مضامین سیاسی اجتماعی کشاندند و افقی تازه پیش روی این موسیقی اصیل گشودند. 
موسیقی سنتی و دستگاهی ایران، تا قبل از پیدایش «محمدرضا لطفی» و مجموعه گران‌سنگ «چاووش» چیزی به نام موسیقی سیاسی، اجتماعی در خدمت مردم نداشته است. این همان اتفاقی است که او شخصاً و با آگاهی کامل از ابتدا تا روزهای آخر عمر، خلاف همراهان روزهای نخست خود، به آن فکر می‌کرد و آن را پیش می‌برد؛ چه در آثاری که می‌ساخت و گاهی از گذشته تا امروز در میان دوستانش مخالفانی داشت، چه در نوشته‌ها و مقالاتش در مجلدات «کتاب سال شیدا» و چه در گفت‌وگوها و مصاحبه‌هایش از دیروز تا امروز.
این نگاه تازه به موسیقی در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و با برآمدن «سپیده» به اوج بلوغ خود رسید.
 سپیده یا همان تصنیف «ایران ای سرای امید» در همان زیرزمین خانه لطفی نطفه‌اش بسته شد و نخستین‌بار در کنسرت گروه شیدا در دانشگاه شهید بهشتی در بهمن 1358 اجرا شد. این تصنیف در اولین اجرای خود با صدای محمدرضا شجریان اجرا شد؛ اما بعدها و پس از تغییر مسیر شجریان با صدای استاد شهرام ناظری و آقای محمد معتمدی هم به صحنه رفت. «سپیده» تا ابد نوید شکوه شادی ایرانیان در عین دلخونی از مکر روزگار باقی ماند. 
لطفی در سال‌1364 و در حالی که تنها قرار بود دو هفته و برای چند کنسرت به آمریکا برود در آنجا درگیر فرآیند تور کنسرت‌های اروپایی و آمریکایی شد و تا 24‌سال بعد به ایران نیامد.
 او پس از 24‌سال و در روزگاری که موقعیت تثبیت‌شده‌ای در آمریکا داشت، به ایران برگشت و برای موسیقی‌ای که دغدغه همه عمرش بود، موسسه فرهنگی هنری «آوای شیدا» را تأسیس کرد. او دوباره گروه شیدا را سر و شکل داد و در سال‌1387 و در روزگاری که بسیاری از یاران و همراهان قدیمی برای مصاحبه «صدای آمریکا» و رادیو اسرائیل با هم مسابقه می‌دادند «سپیده» را در سالگرد 30سالگی انقلاب در تالار وزارت کشور و با صدای محمد معتمدی اجرا کرد.
او پس از ماجراهای سال‌88 در واکنش به همراهی بعضی هنرمندان خارج‌نشین با براندازان و دولت‌های بیگانه در ایجاد آشوب و ناآرامی در ایران طی مصاحبه‌ای گفت: «من اصلاً دوست ندارم هنرمندان ما تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند… بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو بین‌المللی فرانسه یا سایر رسانه‌های آن‌طرفی در ۱۰‌سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت می‌کشانند. این را ما امروز به‌طور رسمی می‌دانیم و آخرین صحبت‌های وزیر امور خارجه انگلستان نیز، همه مؤید این رویکرد آن‌هاست. طبیعی است وقتی امروز رسانه‌های آن‌طرفی این امکان را به یک هنرمند می‌دهند تا بیاید در بی‌بی‌سی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد. من حق دارم دوست نداشته باشم به عنوان یک هنرمند در صدای آمریکا و بی‌بی‌سی انگلستان که به‌عنوان دو ارگان دولتی مشغول فعالیت هستند، حرف بزنم.من حتی اگر هزار مشکل در ایران داشته باشم، ترجیح نمی‌دهم هرگز در تریبون‌هایی که قصد اصلاح و کمک به مردم ایران را ندارند، هم‌صدا شوم. این سلیقه شخصی من است. ولی کسانی که این کار را می‌کنند، اگر چه به آن‌ها انتقاد دارم؛ اما کار آن‌ها را ممنوع نمی‌دانم. آن‌ها زندگی و مسوولیت خودشان را دارند. ولی باید مسوولیت را فردی نبینند.»در ادامه همچنان که در ابتدای گزارش وعده دادیم بخش‌هایی از مصاحبه او با کیهان فرهنگی، بلافاصله پس از بازگشتش از آمریکا به ایران را مرور می‌کنیم. مصاحبه‌ای که لطفی در آن از عشقش به ایران، حضرت محمد مصطفی؟ص؟، انقلاب اسلامی، شهدا و رزمندگان صحبت می‌کند و در بحث مفصلی تاریخ فعالیت‌های خود را مرور می‌کند. ما بخش‌هایی از این گفت‌وگو را که لطفی در آن از تولد سپیده و حضورش در جبهه‌های جنگ صحبت می‌کند، انتخاب کرده‌ایم.

 استاد لطفی! تصنیف «ایران ای سرای امید» با شعر استاد ابتهاج و صدای شجریان یکی از زیباترین و ماندگارترین آثار شما در عرصه موسیقی و انقلاب است، چطور شد که این اثر را خلق کردید، از حال و هوای ساخت این آهنگ بگویید، چون بعد از «ای ایران» مرحوم خالقی این اثر شما، برجسته‌ترین اثر موسیقیایی حماسی ایران محسوب می‌شود.
محمدرضا لطفی: این موضوع و حس‌و‌حال آن برمی‌گردد به قبل از انقلاب و نگرش‌ها و صحبت‌های قبل از 22‌بهمن‌57 و در واقع ما تحت تأثیر تظاهرات و شور و حرکت مردم بودیم، 
 

captcha
شماره‌های پیشین