624
دوشنبه، ۱۰ دی ۱۳۹۷
7
با نزدیک شدن به روزهای آخر سال دستفروشی هم رونق گرفته است

بساط زندگی در خیابان پهن است

راه برای رد شدن نیست. عرض پیاده‌روی دو متری به نصف رسیده است. این در حالی است که دستفروش‌ها خود در داخل باغچه کنار پیاده‌رو ایستاده‌اند تا عرض کمتری از پیاده‌رو را بگیرند. البته با اینکه تردد به سختی انجام می‌شود اما خود شهروندان نیز دلیل اصلی دیگر برای حضور دستفروش‌ها هستند. افراد بسیاری هستند که در کسوت مشتری روبه‌روی بساط‌ها می‌ایستند. یکی چتر می‌خرد چون امسال خدارا شکر بارندگی زیاد است و دیگری به‌دنبال دستکش و کلاه پشمی دستبافت است. مرد میانسال بساطی هم تا می‌بیند عکس می‌اندازم می‌گوید: آقا ننداز... ما آبروداریم! این وضعیت بسیاری از خیابان‌ها و میادین مرکزی پایتخت است که در روزهای پایانی سال هر روز شلوغ‌تر از قبل می‌شود.

محسن هاشمی جلسه دیروز شورای شهر را ترک کرد

قهر بازی

صبح نو

با نزدیک شدن به روزهای آخر سال دستفروشی هم رونق گرفته است

بساط زندگی در خیابان پهن است

راه برای رد شدن نیست. عرض پیاده‌روی دو متری به نصف رسیده است. این در حالی است که دستفروش‌ها خود در داخل باغچه کنار پیاده‌رو ایستاده‌اند تا عرض کمتری از پیاده‌رو را بگیرند. البته با اینکه تردد به سختی انجام می‌شود اما خود شهروندان نیز دلیل اصلی دیگر برای حضور دستفروش‌ها هستند. افراد بسیاری هستند که در کسوت مشتری روبه‌روی بساط‌ها می‌ایستند. یکی چتر می‌خرد چون امسال خدارا شکر بارندگی زیاد است و دیگری به‌دنبال دستکش و کلاه پشمی دستبافت است. مرد میانسال بساطی هم تا می‌بیند عکس می‌اندازم می‌گوید: آقا ننداز... ما آبروداریم! این وضعیت بسیاری از خیابان‌ها و میادین مرکزی پایتخت است که در روزهای پایانی سال هر روز شلوغ‌تر از قبل می‌شود.

در حاشیه یکی از میدان‌های شلوغ شهر، سیامک انواع تی‌شرت‌های پسرانه را کنار پیاده‌رو چیده، چندتایی هم از درخت آویزان کرده است. زیر نور چراغ‌های بزرگ میدان 
رنگ و لعاب لباس‌ها بهتر دیده می‌شود. کسبه دیگری هم هستند. از مانتو گرفته تا انواع رنده و پوست‌کن در بازار دستفروشی این میدان وجود دارد. سیامک می‌گوید: از من عکس نگیر. من مغازه‌دار بودم، در پلاسکو. دو سال است که بیچاره شده‌ام. مغازه را اجاره کرده بودم. پلاسکو که ریخت زندگی من هم دود شد. کلی بدهی بالا آوردم و کارم به اینجا رسیده. حالا خدا را شکر بعضی همکاران معرفت به خرج دادند و کمک­‌مان کردند. الان از بار بدهی‌ام کم شده
و توانسته‌ام کمی جنس بخرم. او درباره دستفروشی می‌گوید: فکرش را نمی‌کردم که دستفروشی کنم البته کار که عیب نیست. خیلی از افرادی هم که اینجا می‌بینید آبرودار هستند. او در ادامه به نکته دیگری هم اشاره کرده و می‌گوید: البته خود من برخی افراد را هم دیده‌ام که در قالب دستفروشی اجناس خلاف به مردم می‌فروختند. این‌ها باعث بدنامی بقیه می‌شوند. او درباره برخورد با مأموران شهرداری هم می‌گوید: الان که اوضاع آرام‌تر شده. خود مأموران شهرداری هم می‌دانند که در اوضاع اقتصادی الان نمی‌توان خیلی به دستفروش‌ها فشار آورد. اگر اینجا کار نکنیم که زندگی‌مان تعطیل است. سیامک درباره برخی صحبت‌ها درباره احتمال دریافت پول از سوی مأموران شهرداری می‌گوید: من با این مسائل کاری ندارم. 

مبدأ دستفروشی کجاست؟
تا همین یک‌سال قبل اگر دستفروشی سدمعبر می‌کرد و مأمور شهرداری برای اخطار به وی نزدیک می‌شد ده‌ها نفر موبایل به دست آماده تصویربرداری از اتفاق احتمالی بودند و امیدوار به اینکه درگیری شکل بگیرد تا بتوانند هیجانی در فضای مجازی به وجود بیاورند اما خوشبختانه از شهریورماه سال گذشته این تب و تاب فروکش کرده و حتی برخی وابستگان به جریانات اصلاح‌طلبی هم دیگر حرفی از برخورد مأموران شهرداری با دستفروش‌هااز یکسو و لزوم مقابله با این پدیده نمی‌زنند. حتی آش به قدری شور شده که برخی سد معبر و حضور پررنگ دستفروشان در پیاده‌روها را نشانه یک شهر زنده می‌دانند تا مشکلات اقتصادی احتمالی و ناتوانی برخی از هموطنان در تأمین معیشت خانواده خود. البته از این نکته هم نباید غافل شد که برخی باندهای خلافکار هم تلاش می‌کنند در قالب دستفروشی فعالیت کنند. این در حالی است که فعالیت دستفروشان موجب شده تا برخی افراد سودجو نیز اقدام به تشکیل باندهای دستفروشی کنند. معمولاً این افراد در مواجهه با مأموران شهرداری اقدام به درگیری می‌کنند. 
آقای حمیدرضا تحصیلی، مدیر عامل شرکت ساماندهی صنایع و و مشاغل شهر تهران در گفت‌و‌گو با «ایلنا» گفته است: لازم است برای دستفروشانی که واقعاً نیازمندند و از اعضای مافیای دستفروشی نیستند، بازارچه‌های موقت راه‌اندازی شود. در تلاش هستیم که این بازارچه‌ها را تا پیش از عید راه‌اندازی کنیم. وی درباره فعالیت باندهای مافیایی نیز گفته است: معتقدم بخشی از دستفروشان مافیاهایی هستند که اصلاً نباید باشند. بخشی از آن‌ها توسط عده‌ای اجیر شده‌اند و خیابان‌های ما را درنوردیده‌اند و متأسفانه تمام خیابان‌ها را اجاره داده‌اند که ما قطعاً با این افراد برخورد قهری خواهیم کرد، چراکه آنان را شناسایی کرده‌ایم.
این در حالی است که شهرداری تهران پیش از این فضاهایی را برای حضور دستفروشان راه‌اندازی کرده بود. نمونه این بازارچه‌ها را می‌شد در خیابان باب همایون یا میدان تجریش دید. گویا شهرداری تهران در حال حاضر نیز فضاهایی را که در نزدیکی اماکن مورد توجه دستفروشان قرار دارد در نظر گرفته است تا بازارهای ساماندهی شده در این اماکن راه‌اندازی شوند. تحصیلی درباره این مسأله هم گفته است: به زودی این افراد را به آن نقاط منتقل خواهیم کرد، به طور مثال چهارراه ولیعصر ابتدای خیابان سرمد و روبه‌روی تالار وحدت یکی از نقاطی است که برای این کار در نظر گرفته‌ایم، قسمت شمال غربی چهارراه ولیعصر هم محل دیگری است که انتخاب کرده‌ایم. همچنین تصمیم داریم خیابان فخر رازی را بسته و ورود و خروج خودرو را در آن متوقف کنیم تا تحت عنوان خیابان هنر بتوانیم کتابفروشان را در آن ساماندهی کنیم. امیدواریم با همکاری مناطق شهرداری تهران بتوانم این کار را انجام دهیم.
دستفروشی از مترو تا وانتی‌ها
چند روز قبل تصویری در فضای مجازی منتشر شد که فردی تابلویی در گردن داشت و کتاب خود را در داخل واگن‌های مترو در معرض فروش گذاشته بود. اتفاقی عجیب که نشان‌دهنده وضعیت نابسامان معیشت و نیز بازار محصولات فرهنگی چون کتاب است. اما نمونه‌های دستفروشی در داخل واگن‌های مترو نیز بسیار است. به‌طور روشن، بسیاری از دستفروشان، مترو را ترجیح می‌دهند. دلایلی هم که در این باره مطرح می‌کنند شلوغی واگن‌ها، در امان بودن از باد و باران و سرما، احساس همدلی و همراهی بیشتر مردم در مترو برای خرید و نیز مقابله احتمالی با مأموران مترو و نیز حضور چند ساعته در داخل قطارها و مسیرهای مختلف است. با توجه به این مسأله می‌توان متوجه شد که به اصطلاح سرقفلی واگن‌ها در قطارها و خطوط متروی تهران مشخص است. یکی از خانم‌های دستفروش در مترو که کیسه‌ای بزرگ به همراه دارد می‌گوید: من اجناسی را می‌فروشم که خریدارش خانم‌ها هستند، مثل شانه و گل سر و کش سر. حجیم نیست و دردسر زیادی برای حمل آن‌ها ندارم. او در ادامه می‌گوید: خانم‌ها بهتر برخورد می‌کنند. ضمن اینکه داخل مترو خسته که می‌شوم می‌توان در قطار یا یک ایستگاه بنشینم. در خیابان مزاحمت زیاد داریم. هوا سرد است و باران و برف هم که مشتری‌ها را می‌پراند. او می‌گوید: سه بچه دارد که باید خرجشان دربیاید. پدر خانه هم کارگر ساختمانی است که البته مدتی است بیکار شده چون کسی ساختمان نمی‌سازد. او درباره حضور در بازارچه‌های شهرداری هم می‌گوید: خوب است چون آدم حمایت می‌شود اما مسأله این است که مشتری من در مترو خیلی بیشتر از بازارچه است. اینجا از جنوب تا شمال و از شرق تا غرب شهر را با یک بلیت می‌روم و بر می‌گردم. هزار جور آدم با انواع درآمد اقتصادی می‌بینم که می‌توانند مشتری من باشند اما کنار خیابان و در بازارچه این وضعیت نیست. 
وضعیت وانتی‌ها هم تعریفی ندارد. شب‌ها در بسیاری از معابر شهر به‌خصوص در مناطق میانی و جنوبی شهر وانتی‌های سیاری هستند که معمولاً میوه‌فروش هستند. نکته دیگر درباره فعالیت وانتی‌ها این است که این کاسب‌ها به محض رؤیت پلیس اقدام به حرکت در خیابان می‌کنند که در این وضعیت پلیس هم نمی‌تواند برخورد قانونی با این خودروها داشته باشد. 
آنچه که مشخص است اینکه در شرایط فعلی اقتصادی کشور شاید بسیاری از هموطنان مجبور باشند از راه دستفروشی ارتزاق کنند. این در حالی است که ساماندهی و نیز کمک به آن‌ها دربرپایی بساط‌شان اگرچه اقدام خوبی است اما باید به این واقعیت اشاره کرد که برای رفع این معضل باید فکر جدی به حال معیشت مردم کرد.

captcha
شماره‌های پیشین