623
یکشنبه، ۰۹ دی ۱۳۹۷
3
استمرار موج پشیمانی اصلی­‌ترین حامی دولت اعتدال

اشتباه تاریخی اصلاحات

«حمایت تام و تمام از آقای روحانی اشتباه تاریخی اصلاح‌طلبان بود.»؛ این اصلی‌ترین گزاره آقای محمدرضا تاجیک است. اعتراف تاریخی ایده‌پرداز طیف هویت‌گرای اصلاحات از «تکرار» تحکمی رأس اصلاحات. تاجیک مقطع فعلی را هنگامه نقد آگاهانه و شجاعانه برای شناخت کج‌راهه و بیراهه می‌داند.

«9 دی؛ روز بصیرت»

یادداشت دکتر علی دارابی

صبح نو

«9 دی؛ روز بصیرت»

یادداشت دکتر علی دارابی

انتخابات سال‌88 در مشارکت سیاسی مردم و حضور گرایش‌های سیاسی و پر‌رنگ چهره‌های انقلاب «نقطه عطف‌ رقابت‌های انتخاباتی» محسوب می‌شود. اگر چه در سال‌1376 نیز چنین رقابت‌های سیاسی را شاهد بودیم؛ اما انتخابات‌88 تفاوت معناداری داشت. مناظره‌های انتخاباتی دو‌به‌دو اولین بار بود که در تلویزیون 
رخ داد. همین امر نرخ مشارکت سیاسی مردم و رقابت را به‌شدت بالا برد (البته اگر برخی بد‌‌اخلاقی‌های نامزدها و انتخابات در این مناظره‌ها را نادیده بگیریم). در این انتخابات رییس‌جمهوری مستقر‌(آقای احمدی‌نژاد) با رأی قاطع مردم پیروز شد. اما نامزدهای رقیب‌(آقایان میرحسین موسوی- مهدی کروبی) به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند. آقای موسوی در روز رأی‌گیری که هنوز انتخابات به اتمام نرسیده بود در کنفرانس خبری خود را «پیروز انتخابات» اعلام کرد. و همه ماجرا از همین جا 
آغاز شد. جایی که نامزد انتخاباتی خود را پیروز دانست و به رأی نهادهای مرتبط‌(شورای نگهبان - وزارت کشور) تمکین نکرد. از خرداد‌88 تا دی‌ماه، 9ماه برخی از شهرها و البته پایتخت درگیر آشوب و کشمکش بود. کار تا جایی بالا گرفت که به سمت بسیجیان در مسجدی در تهران رگبار گلوله بستند و یکی از آن‌ها به شهادت رسید. اما باز معترضان که حالا آشوبگران و اغتشاشگران هم در داخل آن‌ها نفوذ و رهبری جریانات را به‌دست گرفته‌اند به «نمادهای مقدس شیعی» در روز عاشورا و ایام محرم تعرض کردند. و مورد حمایت رسانه‌های بیگانه و سران استکبار هم قرار گرفتند. اما با فرا رسیدن «9 دی» در سراسر کشور خروش میلیونی مردم در شهرها و خیابان‌ها به‌راه افتاد و «کمر فتنه» را شکست و نقشه دشمنان را ناکام ساخت . انتخاباتی که می‌توانست موجب 
مجد و عظمت ملت ایران باشد، توسط نامزدهای انتخاباتی شکست‌خورده و معترضان موجب رفتن «انقلاب تا لبه پرتگاه» شد! سؤال اصلی این است که بازخوانی 9‌دی و عبرت‌آموزی آن برای امروز و فردای ما چه اهمیتی دارد؟
یکم ؛ انتخابات، حق رأی‌، مشارکت سیاسی، آزادی و استقلال، همه و همه 
از دستاوردهای بزرگ و ارمغان انقلاب اسلامی برای ملت ایران بوده است. قدر این موهبت را باید پاس بداریم و «مردم‌سالاری دینی» را صیانت و مراقبت کنیم.
دوم‌ ؛ انتخابات و مشارکت در آن لوازمی دارد، قانون باید فصل‌الخطاب همگان باشد. البته که قانون انتخابات دارای نارسایی‌هایی هست که باید اصلاح شود. هر قدر از حوزه سلیقه‌ها و رفتارهای شخصی فاصله بگیریم و مکانیزم‌های شفاف و قانونی را سرلوحه اداره کشور قرار دهیم گامی محکم‌تر برای حکمرانی خوب محسوب می‌شود.
سوم ؛ رعایت ادب و اخلاق از سوی نامزد و حامیان پیروز و تمکین به رأی اکثریت و تبریک از سوی نامزدهای بازنده و حامیان آن‌ها باید سرلوحه «اخلاق انتخاباتی» قرار گیرد . «توهم پیروزی» خود یک مصیبت بزرگ در رفتار انتخاباتی ما ایرانیان و بالاخص نامزدهای انتخابات است. چرا هر کس فکر می‌کند او پیروز نهایی انتخابات است؟ رسانه‌ها و احزاب سیاسی نقش مهمی در اصلاح این رفتار انتخاباتی دارند.
چهارم ؛ رییس‌جمهوری در چارچوب قانون اساسی وظیفه دارد که قوه‌مجریه را اداره کند؛ اما غالباً تاکنون این‌گونه نبوده است! برابر کدام اصول میثاق ملی، رؤسای جمهور باید خود را برتر از سایر قوا بدانند‌؟ در مقام ایدئولوگ و مفسر انقلاب بنشینند و درباره همه امور جهان بشریت سخن بگویند؟ چرا رؤسای جمهور خود را در «هاله‌ای از تقدیس» قرار می‌دهند که منتقدان حق نقد و انتقاد آن‌ها را نداشته باشند؟ وکیل ملت بودن و برخوردار از مسوولیت و وظایف، الزام پاسخگویی را بالا می‌برد. البته که همچنان بر این باورم «روحانیون محترم» برای همیشه حوزه ریاست‌جمهوری را به غیر روحانیون واگذار کنند و این عمل کردن به نظریه امام خمینی؟ره؟، معمار کبیر انقلاب اسلامی است که موافق حضور روحانیون در عرصه‌های اجرایی نبودند. باور کنید رابطه معناداری بین ریزش اعتماد عمومی به روحانیت و مسوولیت آن‌ها در عرصه ریاست‌جمهوری و اجرایی وجود دارد.
پنجم ؛ خاتمه‌دادن به سلیقه‌ها و برداشت‌های شخصی و حاکمیت بخشیدن قانون و شفافیت در همه مراحل انتخابات یک ضرورت تام و حیاتی است. احراز صلاحیت نامزدهای ریاست‌جمهوری از جمله تعریف «رجل سیاسی» که آیا زنان را نیز شامل می‌شود، باید توسط قانون مشخص شوند. به‌علاوه اینکه برخی افراد در یک دوره واجد صلاحیت و در دوره دیگر فاقد صلاحیت برای نامزدی انتخابات ریاست‌جمهوری هستند، همان عدم اقناع افکار عمومی در این سال‌هاست.
ششم ؛ بر این باورم که اصلاح قانون انتخابات ریاست‌جمهوری باید شرایط عمومی نامزدهای ریاست‌جمهوری را بر پایه اصول زیر تعریف کند:
سن نامزدها بالاتر از 35‌سال و پایین‌تر از 75‌سال باشد.
    تحصیلات آنان فوق‌لیساس (کارشناسی‌ارشد) به بالا باشد.
حداقل 10‌سال سابقه مدیریت موفق و کارآمد در عرصه‌های ملی داشته باشد. (معیارهای عرصه‌های ملی، موفق و کارآمد را در همان قانون باید لحاظ کرد.)
    برخورداری از سلامت جسمی، روحی و توانایی برای انجام کار داشته باشد.
    یک‌صد نفر از مقامات ارشد اجرایی کشور، رؤسای دانشگاه‌ها، استادان و شخصیت‌ها و نخبگان برجسته کشور از او حمایت کنند.
    نامزد ریاست‌جمهوری در زمان ثبت‌نام،‌ فهرست کابینه پیشنهادی خود را را اعلام کند تا مردم شناخت بیشتری از کابینه کاری او به‌دست آورند‌.
با این همه بر این اعتقاد و باورم که باید در زمان مناسب به اصلاح قانون اساسی پرداخت و از «نظام ریاستی» به «نظام پارلمانی‌» عزیمت کرد. البته نظام پارلمانی مبتنی‌بر نظام دو‌مجلسی که در این‌باره قبلاً گفته‌ام و به تفصیل در کتاب «آینده‌پژوهی انقلاب اسلامی» نوشته‌ام.
9‌دی روز بصیرت و میثاق امت با ولایت گرامی باد.

captcha
شماره‌های پیشین