619
دوشنبه، ۰۳ دی ۱۳۹۷
14

خبر

طی مراسمی در حوزه هنری از مستندپرتره مرتضی سرهنگی با عنوان «متولد آذر» رونمایی شد

سرباز هزار ستاره

معمولاً از حضور در برنامه‌های پوششی گریزانم ولی از یک هفته قبل آماده‌باش این برنامه بودم. چند دقیقه قبل از ساعت سه رسیدم حوزه هنری. به سالن سوره رفتم ولی خالی بود. یکی از معدود افراد در لابی سالن گفت که قرار است در حیاط حوزه هنری نهالی به نام آقای مرتضی سرهنگی غرس شود. به حیاط که رفتم دیدم دور و بر نهال آماده غرس شلوغ است. از مدیران حوزه هم تک و توکی بودند. بیشتر خبرنگاران و عکاسان و تصویربرداران صداوسیما حضور داشتند. البته خبر دیگری هم بود و آن برپایی کلاس مجردهای آقای شهاب مرادی بود که ظاهراً خیلی افراد به خاطر آن برنامه در حوزه دیده می‌شدند، دختران جوان عموماً محجبه. شاید خیلی‌هاشان سرهنگی را هم نمی‌شناختند و همین باعث نگاه کنجکاوانه آن‌ها به افراد در حیاط بود.

صبح نو

طی مراسمی در حوزه هنری از مستندپرتره مرتضی سرهنگی با عنوان «متولد آذر» رونمایی شد

سرباز هزار ستاره

معمولاً از حضور در برنامه‌های پوششی گریزانم ولی از یک هفته قبل آماده‌باش این برنامه بودم. چند دقیقه قبل از ساعت سه رسیدم حوزه هنری. به سالن سوره رفتم ولی خالی بود. یکی از معدود افراد در لابی سالن گفت که قرار است در حیاط حوزه هنری نهالی به نام آقای مرتضی سرهنگی غرس شود. به حیاط که رفتم دیدم دور و بر نهال آماده غرس شلوغ است. از مدیران حوزه هم تک و توکی بودند. بیشتر خبرنگاران و عکاسان و تصویربرداران صداوسیما حضور داشتند. البته خبر دیگری هم بود و آن برپایی کلاس مجردهای آقای شهاب مرادی بود که ظاهراً خیلی افراد به خاطر آن برنامه در حوزه دیده می‌شدند، دختران جوان عموماً محجبه. شاید خیلی‌هاشان سرهنگی را هم نمی‌شناختند و همین باعث نگاه کنجکاوانه آن‌ها به افراد در حیاط بود.

سکانس اول نهال
مهمانان هم یکی یکی می‌آمدند. آقا مرتضی هم از در کتابفروشی سوره وارد حیاط حوزه شد و اجازه خواست برود تا کتش را روی پولیور آبی‌رنگش بپوشد. همین یک تک‌پا یک‌ربع طول کشید. مهمانان سرشناس‌تر هم آمده بودند حیاط. آقای مجتبی رحماندوست قبل از همه آمده بود. آقای احسان محمدحسنی، رییس موسسه اوج هم خودش را رسانده بود. حجت‌الاسلام شیرازی، نماینده ولی فقیه در سپاه قدس هم آمده بود. در همین وسط‌ها شایعه شد که سردار قاسم سلیمانی هم به مراسم خواهد آمد. آقای محسن مؤمنی هم خودش را رساند و با مهمانان مشغول گپ‌و‌گفت شد. مرتضی سرهنگی هم بالاخره آمد و همگی رفتند سمت نهال. چشم گرداندم دیدم همسر و دختران آقا مرتضی هم هستند و در دست دخترش هدیه‌ای کوچک با کادوی قرمز رنگی بود. کنجکاو بودم کی می‌خواهد این هدیه را بدهد. 
بالاخره نهال به دست آقا مرتضی کاشته شد. لبخند از روی لبان آقا مرتضی کنار نمی‌رفت. بیل را که دست گرفت به شوخی و خنده گفت: «برگشتیم به شغل آبا و اجدادی‌مان». کار که تمام شد کنار نهالش نشست و عکاس‌ها عکس گرفتند. تا آمد بیاید پایین تصویربرداران صداوسیما دوره‌اش کردند و او هم با خنده همیشگی و دوست‌داشتنی‌اش جواب‌شان را می‌داد. نگاهم به دخترش بود که منتظر فرصت دادن هدیه‌اش بود که ظاهراً در این زمان موفق به اهدای آن نشد.
سکانس دوم تجلیل
کار نهال که تمام شد همگی به سالن رفتند. وارد که شدم سالن تقریباً پر بود. چشم گرداندم ببینم کی هست که دیدم آقای رضا امیرخانی که اخیراً برنده جایزه جلال هم شده، ردیف وسط نشسته بود. آن سوتر آقای گلعلی بابایی را دیدم. آقای محمد خزاعی، دبیر جشنوراه مقاومت هم بود. همین‌طور می‌چرخیدی نویسنده و اهل فضلی را می‌دیدی که برای آقا مرتضی آمده بودند. جاگیر شدم و حواسم رفت سمت رسالت بوذری، مجری مراسم که می‌گفت این مراسم تبدیل شده به مراسم تجلیل آقا مرتضی و بدون معطلی دعوت کرد از محسن مؤمنی، رییس حوزه هنری برای خیر مقدم. 
در سین برنامه که نگاه می‌کردم دیدم زمان سخنرانی‌ها پنج‌دقیقه است یعنی مهمان‌ها باید موجز سخن بگویند. انصافاً مؤمنی رعایت هم کرد. او از رفاقت 30ساله با مرتضی سرهنگی شروع کرد و او را فرزند زمانه خویشتن خواند: «مرتضی سرهنگی فرزند زمان خویش است. این نکته مهمی است. اگر کسی فرزند زمان خود باشد موقعیتی را که در آن قرار دارد شناخته و دچار اشتباه نمی‌شود. بنابراین کارهای بزرگی انجام می‌دهد. انسانی که فرزند زمان خود باشد هویت‌آفرین و هویت‌ساز می‌شود و آقای سرهنگی، هم زمان خود را شناخت و هم به دیگران شناساند. او در آن زمان اقدام به کاری کرد که کسی اهمیت آن را در آن زمان نمی‌دانست. او برای شناخت مردم ایران گفت که باید سراغ اسرا برویم و از زبان دشمن مردم خود را بشناسیم. این از فرزند زمان خود بودن ناشی می‌شود.»
سخنران بعد آقای محسن یزدی، رییس مرکز مستند سوره است که کار تولید این مستند را بر‌عهده داشته است.
 یزدی می‌گوید راضی کردن آقا مرتضی برای ساخت این مستند خودش پروسه‌ای بوده زمان‌بر و اگر رفاقت سازنده‌اش با وی نبود شاید این مستند ساخته نمی‌شد: «سیدرضا حسینی سازنده این مستند حدود دو سال درگیر آن بود ولی در این طی طریق، سرهنگی هم لطف کرد و علی‌رغم طولانی شدن کار، همراهی‌های خوبی انجام داد تا این کار به نتیجه برسد قاعدتاً پرتره آقای سرهنگی کار سختی است چون همه او را می‌شناسند و انتظار دارند کار فوق‌العاده‌ای ساخته شود.»
 یزدی در ادامه به خلقیات سرهنگی اشاره می‌کند و می‌گوید: «آقای سرهنگی گل است، هر چند ما تازه چند سالی است که وارد حوزه شدیم؛ اما در دوره‌ای که سیستم بروکراسی پرورش‌دهنده خصایص حیوانی آدم‌هاست، در زمانی که افراد زیادی وقتی مدیر می‌شوند، حال‌شان عوض می‌شود، سرهنگی عوض نشد. او آدم عجیبی است. سرهنگی تمام وجودش را وقف کار کرد، برای من منش سرهنگی الهام‌بخش است و الحمدلله در مجموعه‌ای نفس می‌کشم که آقای سرهنگی نفس می‌کشد.»برنامه افتاده روی دور تند و مجری هم امان نمی‌دهد. پس سخنران بعدی را با یک نشانی معرفی می‌کند؛ از متولد ماه مهر تا متولد آذر و همه متوجه می‌شوند که قرار است آقای احمدرضا درویش سخنران بعدی باشد. کارگردانی که آخرین اثرش «رستاخیر» همچنان در انتظار پرده سینماهاست. درویش سخنانش را از سال تولد آقا مرتضی شروع می‌کند که سال کودتای 28‌مرداد است و او را مرد بحران‌ها می‌خواند و حرف‌هایش را به شاگردی تعبیر می‌کند که در توصیف معلمش بیان می‌کند. البته قید می‌کند که رفیق هم هستند. درویش سخنانش را می‌برد به دفاع مقدس و رخنه آن در اجتماع: «دفاع مقدس یک عرصه فراگیر در لابه‌لای بخش‌های مختلف اجتماعی است که رخنه کرده و مُلک مشاع همه ما ایرانیان است و سرهنگی مثل فردی که موزه‌داری می‌کند از ذخیره گرانی صیانت می‌کند و همت می‌گمارد تا مطالبی را گردآوری کند که ذخیره ارزشمندی شمرده می‌شود.» 
 

captcha
شماره‌های پیشین