618
یکشنبه، ۰۲ دی ۱۳۹۷
11
نگاهی به فیلم مستند «متولد آذر»؛ پرتره‌ای از استاد مرتضی سرهنگی

شمایل یک سرباز

ما از فیلم مستند چه انتظاری داریم؟ مستند قرار است ما را با «واقعیت» مماس کند. اما واقعیت و چیستی‌اش بسیار پرمناقشه است. واقعیت چیزی نیست که بتوان به آسانی فراچنگ آورد خصوصاً از درون قاب دوربین. قاب با واقعیت در ستیزی دائمی است. قاب واقعیت را برش می‌دهد اما حتی برشی از واقعیت نیست. این برش‌ وقتی در پس و پیش برش‌های دیگر قرار می‌گیرد خود واقعیتی تازه را شکل می‌دهد. واقعیتی که به مدد دوربین و تکنیک‌های فیلم‌سازی خلق شده است. پس سؤال اول را دوباره تکرار می‌کنم. ما از فیلم مستند چه انتظاری داریم؟ یا شاید بهتر باشد سؤالم را این‌گونه اصلاح کنم. ما باید چه انتظاری از فیلم مستند داشته باشیم؟ فیلم مستند پیش از این‌که مستند باشد یک فیلم است. پس ما پیش از این که بخواهیم شاهد واقعیت باشیم باید به دنبال تماشای یک فیلم باشیم. فیلمی که درباره واقعیت یا واقعیت‌هایی ساخته شده است. متولد آذر چنین فیلمی است. فیلم مستند متولد آذر همچنان که مستند است، فیلم است و فیلم خوبی هم هست.

شاید گمان کنیم سرهنگی یک آدم عادی است...

گفتاری از اسماعیل امینی

صبح نو

شاید گمان کنیم سرهنگی یک آدم عادی است...

گفتاری از اسماعیل امینی


مهم‌ترین ویژگی شخصیتی آقای مرتضی سرهنگی این است که در روزگاری که همه آدم‌ها در پی شهرت، عکس گرفتن، مصاحبه کردن و حرف زدن هستند، او به‌دنبال کار است.
 او به‌جای آنکه حرف بزند کار می‌کند و این مسأله گم‌شده روزگار ماست. آدم‌های امروز مدام شکایت می‌کنند و گلایه دارند و کم‌تر کار می‌کنند. 
اما هر زمان که آقای سرهنگی را ببینید مشغول کار است، او به کارش ایمان دارد، علاقه دارد و عشق می‌ورزد، او با اعتقاد کار می‌کند. آدم‌های اطراف ما عادت کرده‌اند گلایه کنند. یک کارمند ساده از شرایط گلایه دارد تا مدیرکل. 
فردی که مسوولیت‌های متعدد دارد و چندین شغل، او هم گلایه دارد. انسان بیکار هم گلایه دارد، آقای سرهنگی اصلاً اهل شکایت و گلایه نیست. او به‌جای نق‌زدن کار می‌کند.
از ویژگی‌های بارز آقای سرهنگی این است که او بسیار به کارش مسلط و آگاه است. او هیچ‌گاه به دانستن تظاهر نمی‌کند و در مورد مسأله‌ای که شک دارد از اظهار‌نظر دوری می‌کند. زمانی که دست به تحلیل می‌برد و مسأله‌ای را می‌شکافد، به‌خوبی مهارت، تجربه و سواد نظری او مشخص و هویدا می‌شود. 
در تمام این سال‌ها از او حرف تلخ نشنیده‌ام، هیچ‌گاه پشت سر کسی حرف نمی‌زند، ندیده‌ام حرف‌های مأیوس‌کننده بزند، او همیشه با توکل و امید پیش می‌رود و اعتقاد دارد که کارش در مسیر درستی و راستی است و خیر و برکت دارد.
 من خودم انسانی هستم که اهل نق‌زدن هستم و دیدن چنین انسان بزرگی که با آرامش و توانمندی کارش را پیش می‌برد، بسیار اثرگذار و پندآموز است.
ما در نوشته‌های امروز با دو مشکل عمده مواجه هستیم؛ نخست عده‌ای که سخت می‌نویسند تا با نوشته‌های خود بگویند که ما بسیار توانمند هستیم و دوم کسانی که بسیار شلخته می‌نویسند با تصور اینکه این نوع نوشتن ساده‌نویسی است. 
در حالی‌که ساده‌نویسی نوعی مهارت است و حاصل آشنایی و تسلط نویسنده بر موضوع است. سرهنگی بسیار ساده و منسجم می‌نویسد. نوشته‌های او به هیچ عنوان پراکنده نیست و کم‌غلط و تقریباً بی‌غلط است؛ این را من می‌گویم که با وسواسی که دارم به‌سختی می‌توانم از اشتباهات چشم‌پوشی کنم. 
فضایی که مرتضی سرهنگی در آن کار می‌کند شرایطش برای وهمی نوشتن و تخیلی حرف زدن بسیار فراهم است، متأسفانه بسیاری از نویسنده‌های امروز قلم‌شان به سمتی کشیده شده که شعار سر می‌دهند و تخیلی می‌نویسند، اما مرتضی سرهنگی با منطق و استدلال سخن می‌گوید و بسیار معتدل و مستند حرف می‌زند. 
یکی از مسائلی که سرهنگی بسیار خوب از پس آن برآمده مسأله دفاع مقدس است، ما در دفاع مقدس یک روایت رسمی و حقیقی داریم و یک روایت اسطوره‌ای؛ در روایت اسطوره‌ای اشتباهات و مشکلات بیان نمی‌شود و بیشتر مناسب خود زمان جنگ است که به کار تبلیغات بیاید؛ اما بعد از جنگ باید روایت حقیقی را بگوییم، اما عده‌ای از این مسأله نگران هستند، در جنگی که هم از نظر زمانی و هم از نظر وسعت جغرافیایی طولانی بوده قطعاً برخی اشتباهات رخ داده که عده‌ای به شهادت رسیدند، عده‌ای زندگی و سرمایه خود را از دست دادند و... 
اما تصور مسوولان جنگ این است که اگر واقعیت بیان شود ارزش جنگ خدشه‌دار می‌شود. اتفاقاً ارزش جنگ به همان رنج‌هایی است که مردم متحمل شده‌اند. سرهنگی توانست بدون اینکه به ارزش دفاع مقدس خدشه‌ای وارد شود، واقعیت‌های جنگ را بازگو کند. 
او این مسأله را به‌خوبی پیاده‌سازی کرده است. ما در زمان پیروزی انقلاب نسلی بودیم که برای ساخت آرمان‌شهر خود دست به قیام زدیم، خیالاتی هم نبودیم، می‌دانستیم اگر انقلاب به پیروزی برسد بعد از یک یا دوسال به آرمان‌شهرمان نمی‌رسیم. باید تلاش کنیم و رنج‌های بسیار بکشیم. 
در پی این هم نبودیم که مشکلات را انکار کنیم؛ اما عده‌ای در طول مسیر از گذشته خود پشیمان شدند، حتی گذشته خود، حرف‌ها و نوشته‌های خود را انکار کردند، عده‌ای مشاغل و جایگاه‌ها و سمت‌های خود را پنهان کردند؛ اما سرهنگی همچنان با همان شدت به‌دنبال تحقق آرمان‌شهر است، او هیچ‌گاه کاری یا حرفی را بدون اعتقاد مطرح نکرده است، و چون اعتقاد داشته هرگز از گفتن آن‌ها پشیمان نشده است. 
در یک جمعی مرحوم قیصر امین‌پور هم چنین مسأله‌ای را بیان کرد که من به این نحو نیستم که مانند خیلی‌ها چند سالی که گذشت بگویم ما این حرف‌ها و شعرها را نگفتیم؛ من به چیزهایی که گفتم اعتقاد داشتم؛ از جمله شعرهایم. این اصرار و تأکید لج‌بازی نیست، بلکه اصلی منطقی است.

منبع: پایگاه رسمی حوزه هنری
 
 

captcha
شماره‌های پیشین