617
شنبه، ۰۱ دی ۱۳۹۷
15
«مارموز»باسوژه‌بیات‌20سال‌قبل‌به‌سینماهاآمد

آش‌شورکارگردان«مارمولک»وتهیه‌کننده«خرس»

فیلم سینمایی «مارموز» به کارگردانی آقای کمال تبریزی و تهیه‌کنندگی آقای جواد نوروزبیگی در‌سینماهای کشور در حال اکران است. این درحالی است که هم‌زمان با اکران این فیلم انتقادات زیادی نسبت به مارموز صورت گرفته است.

خبر

صبح نو

«مارموز»باسوژه‌بیات‌20سال‌قبل‌به‌سینماهاآمد

آش‌شورکارگردان«مارمولک»وتهیه‌کننده«خرس»

فیلم سینمایی «مارموز» به کارگردانی آقای کمال تبریزی و تهیه‌کنندگی آقای جواد نوروزبیگی در‌سینماهای کشور در حال اکران است. این درحالی است که هم‌زمان با اکران این فیلم انتقادات زیادی نسبت به مارموز صورت گرفته است.

کمال تبریزی یکی از فیلمسازان مشهور سینمای ایران است که به طور ویژه با «لیلی با من است» شناخته شد. این کارگردان که به ژانر کمدی علاقه زیادی نشان می‌داد، توانست پس از ساخت چند فیلم متوسط، در سال82 «مارمولک» را بسازد؛ فیلمی که در زمان خودش سروصدای بسیاری
 به پا کرد و از تبریزی یک فیلمساز مشهور ساخت. تبریزی در سینما و تلویزیون کمی متفاوت است. در سال‌های اخیر به یک کارگردان معمولی در سینما تبدیل شده اما در عین‌حال در تلویزیون مجموعه موفق «شهریار» را ساخته است.
 او «سرزمین مادری» را هم مدت‌هاست تولید کرده که با وجود عدم پخش، طبق شنیده‌ها ماحصل کارش موفق و دیدنی شده است. آخرین محصول کمال تبریزی سینمایی مارموز است که این روزها در سینماهای کشور در حال اکران است. اما مارموز در کارنامه حرفه‌ای کارگردان «یک تکه نان» در چه جایگاهی قرار دارد؟

سکانس‌اول-افول‌کمال
فیلم‌های کمال تبریزی را می‌توان ترکیبی از کمدی، علاقه به جناح اصلاح‌طلب و ساختارشکنی دانست. شاید همین رویه باعث شده که تبریزی یکی از فیلمسازانی باشد که در کارنامه‌اش فیلم و سریال حاشیه‌دار کم نداشته است. مرور آثار کمال نشان می‌دهد که او سه یا چهار فیلم موفق و دیدنی دارد و بقیه فیلم‌هایش متوسط یا رو به پایین بوده است. اما خوب یا بد در سینمای ایران این‌گونه است که اگر فیلمسازی به همین تعداد فیلم خوب بسازد دیگر تا آخر عمرش به عنوان یک کارگردان شش‌دانگ و حرفه‌ای به حساب می‌آید! تبریزی پس از «همیشه پای یک زن درمیان است» هر چه ساخته ناموفق بوده است. «از رییس جمهور پاداش نگیرید»، «دونده زمین»، «خیابان‌های آرام»، «طبقه حساس»، «طعم شیرین خیال» و «امکان مینا» فیلم‌هایی است که شاید اگر یک فیلمساز جوان و ناشناخته آن‌ها را ساخته بود مورد توجه قرار می‌گرفت اما وقتی نام کمال تبریزی در تیتراژ آن‌هاست، رضایت بیشتر منتقدان جلب نخواهد شد. 
تکلیف «مارموز» از زمان انتشار اولین تیزرتبلیغاتی‌اش مشخص شد؛ ادابازی دم‌دستی با دیالوگ‌های سطحی-بخوانید تیکه‌های تلگرامی- و نمایش چند روزنامه اصلاح‌طلب به اندازه کافی نشان‌دهنده دست‌پخت فیلمساز و نویسنده برای مخاطب بود.
 آقای حامد بهداد در یکی از ضعیف‌ترین بازی‌های عمرش، نقش «قدرت» را بازی می‌کند. مخاطب متوجه نمی‌شود «قدرت» همان شخصیت لاشخور «رضا» در «مارمولک» است؛ «مسعود شصت‌چی» در «مردهزارچهره» است یا ... . شاید هم بهتر است بگوییم همه این‌ها یا هیچ‌کدام! چون اصلاً شخصیتی خلق نشده که بتوان آن را با نقش دیگری مقایسه کرد. نه تنها حامدبهداد که ویشکا آسایش، مانی حقیقی و آزاده صمدی هم به شدت تیپ‌اند و اندکی به خلق شخصیت تبدیل نمی‌شوند. این‌ها آن‌قدر گنگ و بی‌روح هستند که مخاطب تا آخرین پلان فیلم هم نمی‌داند نقش‌های مذکور مثبت، منفی یا خاکستری است! 
وقتی فیلم شروع می‌شود تا چند دقیقه دندان برجگر می‌گذاری که شاید اتفاق خاص در داستان رخ بدهد اما خبری از غافلگیری نیست! گویا کمال تبریزی و دیگر سازندگان مارموز در سوژه‌های جذاب 20سال پیش که در زمان دولت اصلاحات پررنگ شده بود گیر کرده‌اند و هم‌چنان در آن سیر می‌کنند. 
یعنی نمایش چند آدم تندرو با ظاهر مذهبی که درگیر مریدومراد بازی‌اند و با چوب و چماق در خیابان رژه می‌روند و کنسرت تعطیل می‌کنند، هم‌چنان برای کمال تبریزی و جواد نوروزبیگی جذاب است؟ حال درست است شهر بی‌کلانتر شده و هرکس هرچه دلش می‌خواهد به اسم کمدی به خورد مخاطب می‌دهد و میلیاردی هم می‌فروشد اما حیای سینماگر کجا رفته است؟!

سکانس‌دو-سرهنگ‌جواد!
آقای جواد نوروزبیگی از جمله درجه‌داران سینمای ایران است. مسیر زندگی نوروزبیگی طوری پیش رفته که کت‌و‌شلوار را جایگزین لباس رزم و پوتین نظامی‌اش کرده است. 
جواد نوروزبیگی در گفت‌گویی با «تسنیم» گفته است:« ابتدا تمایلی به سینما نداشتم و سینما نه مسأله خودم بود و نه خانواده‌ام. پاسدار بودم و جنگ تازه تمام شده بود و من به خاطر مسوولیتم در آموزش یگان رزم، مشغولیت‌های دیگری داشتم. اما سال 71 به پیشنهاد آقای روح‌الله برادری که در حوزه بودند، مشاوره نظامی دو کار هراس و گذرگاه را پذیرفتم و به قول دوستان «اگر چلوکباب سینما را بخوری، آلوده‌اش می‌شوی» در سینما ماندیم!» و این‌گونه شد که سرهنگ نوروزبیگی به نوروزبیگی تهیه‌کننده سینما تغییر کرد. این تهیه‌کننده سینما پس از تولید چند فیلم در حوزه دفاع مقدس به مرور خط‌مشی کاری‌اش را عوض کرد و در سال‌های اخیر تقریباً تمام ساخته‌هایش در دایره سینمای روشنفکری و البته کمدی بوده است؛ آن‌هم از نوع بفروشش! به هرحال وضعیت فعلی انتخاب شخصی جواد نوروزبیگی بوده و باید آن را پذیرفت اما قضیه «مارموز» کمی فرق می‌کند. 
جواد نوروز بیگی که چندی پیش توسط روزنامه جوان به دریافت گرین‌کارت از آمریکا متهم شده است در مارموز به سراغ سوژه و فضایی رفته که احتمالاً از حال و هوای جوانی خودش خیلی هم دور نیست! نوروزبیگی و اطرافیانش گذشته‌اش-خوب یا بد- را به خوبی به یاد می‌آورند. نوروزبیگی که برخی فیلم‌هایش را با حمایت یکی از بانک‌های کشور ساخته است در مارموز هرچه دلخوری از گذشته‌اش داشته را به تصویر کشیده است! درفیلم تبریزی و نوروزبیگی چند حزب‌اللهی وجود دارد که همه بی‌سواد، اهل چماق‌کشی، بی‌منطق، ساده‌لوح و حتی اهل بنگ معرفی می‌شوند. در طرف مقابل جناح اصلاح‌طلب که همگی شسته‌ورفته، اهل گفت‌وگو، قربانی شورای نگهبان، مورد غضب دستگاه‌های امنیتی و... هستند! حال برای حفظ ظاهر نقش بی‌دروپیکر مانی حقیقی هم تعریف شده که مثلاً کمی هم به آن طرف لگدی زده باشند! 

سکاسن‌سوم-تکه‌های‌تلگرامی!
سال گذشته حواشی درباره فیلمنامه مارموز به وجود آمد و شخصی مدعی سرقت آن شده بود. به هرحال مارموز ساخته شد و نام آیدین سیار سریع به عنوان نویسنده‌اش در تیتراژ قید شد. سیارسریع یک طنزنویس در رسانه‌های اصلاح‌طلب است که مثل هر نویسنده دیگری، موافقان و مخالفانی دارد. او در جایگاه طنز رسانه‌ای برای خودش شناخته شده است اما آیا او از پس فیلم‌نامه مارموز هم برآمده است؟ 
همان‌طور که گفته شد سوژه مارموز بیات و متعلق به دهه70 است. هیچ‌کدام از نقش‌های داستان از تیپ فراتر نمی‌روند و هیچ هویتی ندارند. 
مشخص نیست که فضای مارموز تخیلی است، فانتزی است یا در عالم واقعی روایت می‌شود. رقابت‌های جناحی در مارموز به شدت باسمه‌ای و مصنوعی است؛ این اوضاع به شکلی است که حتی مخاطبی که اکتیویست سیاسی نیست هم آن را حس می‌کند. اکثر شوخی‌های فیلم نه در حد طراحی یک سکانس سینمایی که کپی‌برداری شده از تکه‌های تلگرامی و توییتری است. 
زبان بدن «قدرت» به طور اغراق‌شده‌ای حاوی نشانه‌هایی از شخصیت‌های سیاسی است که شاید در ابتدا برای مخاطب جذاب باشد اما وقتی به تعدد می‌رسد باعث تعجب خواهد شد؛ مگر می‌شود تمام این نشانه‌ها در یک نفر جمع شود و آن هم در زمان نامناسبی به کار برده شود؟! 
کاش نویسنده محترم پاسخ بدهد چرا و با چه منطقی باید در بیلبوردهای متحرک ترکیه عکس روبوسی رییس‌جمهور سابق و مادر چاوز-آن هم بلافاصله بعداز عکس ترامپ- نمایش داده شود؟! «قدرت» خودسری می‌کند، در یک حالت تخیلی قهرمان می‌شود، توسط امنیتی‌ها بازجویی می‌شود، کاندیدا می‌شود، رد صلاحیت می‌شود، محکوم می‌شود، آزاد می‌شود و به ترکیه می‌رود، پشیمان می‌شود و برمی‌گردد و...! خودتان را گرفته‌اید یا مخاطب را؟!
 
 
 

captcha
شماره‌های پیشین