585
جمعه، ۱۱ آبان ۱۳۹۷
13
فریبا علاسوند در نشست «عدالت جنسیتی»:

جنسیت ایدئولوژی فمینیست‌هاست

نشست علمی «عدالت جنسیتی» از سلسله ‌نشست‌های انجمن مطالعات زن و خانواده جامعه الزهرا با سخنرانی خانم فریبا علاسوند، عضو هیأت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان و خانواده هفته گذشته در جامعه الزهرا برگزار شد.

یادداشت

زندگی محمدی در مکتب امام حسین (ع)

دکتر سید جواد میری

صبح نو

فریبا علاسوند در نشست «عدالت جنسیتی»:

جنسیت ایدئولوژی فمینیست‌هاست

نشست علمی «عدالت جنسیتی» از سلسله ‌نشست‌های انجمن مطالعات زن و خانواده جامعه الزهرا با سخنرانی خانم فریبا علاسوند، عضو هیأت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان و خانواده هفته گذشته در جامعه الزهرا برگزار شد.

علاسوند در ابتدا درباره مفهوم عدالت جنسیتی گفت: «عدالت جنسیتی» از جهات مختلف برای ما مهم است، چرا که این اصطلاح از طرف پارادایم‌های کاملاً رقیب، استفاده می‌شود. مسأله اصلی در عدم تعین این مفهوم است و طبعاً به دنبال این عدم تعیین، تفسیرپذیری گسترده‌ای به وجود می‌آید و این در حالی است که هر کس این واژه را متناسب با مبدأ فکری خود به‌کار برده است. عدالت جنسیتی برآیند همه تطورات معنایی است که در واژه عدالت و جنسیت وجود دارد. ‌«عدالت» پربسامدترین اصطلاح در فلسفه سیاسی و سنت فلسفی به طور کلی است. واژه عدالت برای ادراک نابرابری‌ها به کار می‌رود. پس عدالت آمده است تا نابرابری‌ها را ببیند نه برابری‌ها. لذا تعریف عدالت اعطای برابر برای برابرها و اعطای نابرابر در مقابل نابرابری‌هاست. اینجاست که کلمه عدالت ساخته و جعل می‌شود. اینکه نابرابری‌ها فربه‌تر شدند و هزار دلیل برای نابرابری ساختند و پادشاهان و دیکتاتورها آمدند و دلیلی برای نابرابری شد، مردم دیدند حقوق‌شان نابرابر است تا برابر. عدالت برای فهم نابرابری آمد اما سوء‌استفاده از این مفهوم هم در کنار آن ایجاد شد. از زمانی که اعلامیه حقوق بشر می‌گفت برابری یعنی اینکه فاکتورهایی مثل نژاد، جنسیت، مذهب و رنگ و این‌ها نباید مبنای نابرابری شود؛ فکر می‌کردند چطور برسند به برابری تا بگویند جامعه ما عادلانه است. اینجا، عدالت مفهومی انتزاعی برای رسیدن به جامعه عادلانه شد.

کم‌کاری علوم اسلامی درباره عدالت
او افزود: بحث عمده در فلسفه حقوق غرب، بحث عدالت و آن هم ابعاد عمل‌گرایانه‌تر درباره عدالت است. آنچه مهم است این که حق بر هر چیزی مقدم است. حتی حق بر خیر مقدم است، چون هر جهان‌بینی تعریفی از خیر دارد؛ جان لاک دغدغه‌اش اقلیت‌های اجتماعی و گروه‌های کم‌برخوردار است و حرفش این است که چگونه امکانات را فراهم آوریم تا افراد کم‌برخوردار هم برخوردار شوند، بعد به سمت عدالت توزیعی می‌رود. در علوم اسلامی عدالت بحثی است که بسیار کم به آن پرداخته شده است، به ویژه ابعاد عمل‌گرایانه آن. علامه طباطبایی در کتاب المیزان به بحث عدالت که رسیده‌اند صرفاً به این نکته که مساوات و حق هر کسی به خودش و اعطای برابر به برابرها و نابرابری به نابرابرها، اکتفا می‌کنند. در این زمینه ما وسیع کار نکرده‌ایم، من پرهیز دارم بگویم در عدالت جنسیتی دست ما خالی است.
او با اشاره به تفاوت مفهوم جنس و جنسیت گفت: در اسناد بین‌المللی Gender Justice یعنی برابری جنسیتی. من Gender را با جنسیت معنا نمی‌کنم. فرهنگستان گفته به جای واژه sex، واژه جنس و به جای Gender، واژه جنسیت را به‌کار ببرید. فارغ از اینکه Gender یک ایدئولوژی است. تا قبل از دهه هفتاد میلادی بین جنس زن و مرد تفاوت وجود داشت اما بعد از اینکه فمینیسم به شکل مکتب درآمد، نخستین کاری که کرد، مفهوم‌سازی بود و نخستین تفکیک را بین مفهوم sex و Gender ایجاد کرد. این مفهوم می‌گوید یک مردانگی و زنانگی بیولوژیکی می‌بینیم و یک مردانگی و زنانگی اجتماعی، فرهنگی و تربیتی. یعنی تمام تفاوت‌های روانی، ذهنی و گرایشی که منشاء تربیتی، فرهنگی و آموزشی دارد. رگ حیات فمینیسم Gender شد. ایدئولوژی Gender بیشترین آسیب را به نهاد خانواده وارد کرد. مسأله ما با غرب حقوق زن نیست. قبل از آن بحث معناشناختی و ترمینولوژی است. غرب این مفهوم را درست کرده و همه جا با آن مفهوم وارد شده است در حالی که ما آمده‌ایم و آن را صرفاً به یک لغت تقلیل داده‌ایم؛ یعنی تفاوت‌های فرهنگی، تربیتی و اجتماعی که از نظر فمینیست‌ها منشاء بیولوژیک ندارد.
 
پشت پرده شعار ده‌ساله سازمان ملل متحد: 
«زنان و توسعه» 
علاسوند گفت: زمانی Gender Justice مطرح شد که استراتژی سازمان ملل متحد درباره زنان تغییر کرد. سازمان ملل متحد یک شعار ده‌ساله تحت عنوان شعار «زنان و توسعه» داشت که براساس آن می‌بایست نظام‌ها و حکومت‌ها، موانع پیشرفت زنان را برطرف سازند؛ مثلاً اگر امکان کاندیداتوری زنان در ریاست‌جمهوری امکان‌پذیر نیست، باید موانع را بردارند.
 اگر ورود زنان به رشته‌هایی چون معدن محدودیت دارد، باید محدودیت‌ها حذف شوند. با این وجود فمینیست‌ها حذف این محدودیت‌ها را نیز کافی ندانستند. جنسی است و توسعه را جایگزین کردند و مأموریتی خاص برای دولت‌ها ایجاد شد مبنی بر اینکه نه تنها باید برای زنان رفع موانع کنند، بلکه باید امتیاز مثبت و امکانات بیشتری به آن‌ها بدهند 
حتی اگر به ضرر مردان باشد؛ که آن را با عنوان «عدالت جنسیتی» خواندند؛ یعنی اول در اسناد، برابری جنسیتی داشتیم، بعد گفتند کافی نیست و تبدیل به عدالت جنسیتی شد. گفتند، واژه «برابری جنسیتی» برای فرصت‌های برابر است در حالی که باید امتیازات ویژه‌ای به زنان بدهیم تا فرصت‌ها هم برابر شود. وقتی دیدند بسیاری از کشورها به اندازه کافی با Gender Justice پیش رفتند و نیاز به تبعیض مثبت نیست، شعار را برگرداندند به طوری که در سند توسعه ۲۰۳۰ اثری از «عدالت جنسیتی» نمی‌بینید.
او بیان کرد: اتفاق دیگر، ظهور LGBT (اختصاری از Gay,Lesbian,Bisexual و Transgender) است. در این راستا سازمان‌ها و نهادهای مختلف در راستای تحقق عدالت برای همه جنسیت‌ها وارد کار شدند. با این تحولات آموزش، اهداف توسعه پایدار و آموزش جنسی و برابری اهمیت بیشتری یافت. به‌گونه‌ای که اگر کشوری حق یک جوان دوجنسه یا همجنسگرا را به رسمیت نشناسد، عدالت جنسیتی وجود ندارد. اکنون انواع جنسیت‌ها مطرح است.Gender دیگر تنها به معنای مادرانه و زنانه و تقاوت‌های فرهنگی و اجتماعی زنان و مردان نیست، بلکه دقیقاً به معنای انواع جنسیت‌هاست. در اجلاس کشورهای آفریقایی و سایر اجلاس‌ها و جلسات، همه موضوعات یک طرف، حقوق LGBTها یک طرف است؛ به گونه‌ای که برابری جنسیتی بدون حقوق اینها معنا ندارد.
 
چالش‌های عدالت جنسیتی در ایران 
علاسوند اظهار کرد: ترویج حقوق برای ایجاد زمینه‌سازی فرهنگی انواع روابط جنسی، شاید قطعه‌ای از پازل صهیونیست‌ها و مانیفست آن‌هاست که براساس آن باید به سمتی رفت که جهان غیر از یهودی‌ها خالی شود. «عدالت» و «جنسیت»، مفاهیم ساده‌ای نیستند. نیاز به تعیین تکلیف ابعاد عمل‌گرایانه آن‌ها در زندگی ما دارند. نباید به راحتی و سادگی مداوم عبارت «عدالت جنسیتی» را به کار برد. «عدالت جنسیتی» کلمه ما نیست. صفحاتی نوشتند و گاهی از ما امضاء گرفتند، بدون آنکه بدانیم چه خبر است؟ 
بعد مدام می‌گفتند شما در بحث‌های مختلف شکاف جنیستی دارید. دولت می‌آید عدالت بین زن و مرد را جاری می‌کند بعد می‌گویند شما این را در برنامه چهارم و ششم برای ما تعیین کردید. در داخل حوزه سیاسی این مشکلات وجود دارند. نتیجه آن دادن امتیاز بیشتر برای برابری‌ها بود؛ و این 
در حالی است که آن طیف نمی‌داند منشأ این بحث‌ها چیست؟ همان بحث‌های شهید مطهری را آوردند و گفتند این یعنی عدالت جنسیتی! در اینکه «عدالت» یک مفهوم بسیار مهم است، شکی نیست؛ اما دولتمردان ما باید مشخص کنند در این حوزه می‌خواهند چکار کنند؟ چرا که در حال حاضر مسأله اساسی در ایران این است که حقوق فقهی زنان را دائماً به مسأله عدالت گره می‌زنیم و با طناب آن‌ها به چاه رفته‌ایم. نظام حقوقی ما ثابت است، در حالی‌که تحولات بسیار وسیع. آیا پا به پای این تحولات قوانین ما نیز بسط یافته است؟ ما در بخش‌های مختلف خلأهای نظری داریم. اینکه نظام اجتماعی ما به زنان به‌عنوان یک مسأله اصلی نگاه می‌کنند، از آن جهت است که زنان ظرفیت مهم سیاسی هستند.
او در پایان گفت:واژه «عدالت» و Gender در فهم حقوقی و فلسفی غرب با آنچه که ما از آن برداشت می‌کنیم، متفاوت است. واژه Gender ایدئولوژی است و برگرداندن و معناکردن آن به جنسیت غلط است. مسأله «عدالت» در علوم اسلامی بسط و توسعه نیافته است. ما برای اینکه مسأله خودمان را تبیین کنیم، نیاز به واژه «عدالت جنسیتی» نداریم؛ مفهوم «عدالت جنسیتی» بسیار بد، نامعلوم و نامشخص است. تطورات عبارت «عدالت جنسیتی» نمی‌دانیم چگونه خواهد بود و به کجا می‌رود؟

captcha
شماره‌های پیشین