584
سه شنبه، ۰۸ آبان ۱۳۹۷
13
گزارشی از رویکرد تمدنی اندیشمندان به راهپیمایی اربعین

سفر تاریخی امت به‌سوی تمدنی امام‌محور

مواجهه تئوریک با راهپیمایی اربعین، در سال‌های اخیر اشکال گوناگونی داشته است و هر یک از سنت‌های نظری تحلیل خاصی از این پدیده ارائه داده‌اند. یکی از این مواجهه‌ها رویکرد «تمدنی» به اربعین است. هر چند این رویکرد در مراحل ابتدایی تکوین خود است اما می‌توان امید داشت که در صورت مفهوم‌پردازی‌های دقیق‌تر، جای درخوری برای خود در فضای فکر و اندیشه دست‌وپا کند. در این گزارش مروری بر چند اظهار نظر از چهره‌های شاخصی می‌پردازیم که رویکرد تمدنی به اربعین دارند.

خبر

صبح نو

گزارشی از رویکرد تمدنی اندیشمندان به راهپیمایی اربعین

سفر تاریخی امت به‌سوی تمدنی امام‌محور

مواجهه تئوریک با راهپیمایی اربعین، در سال‌های اخیر اشکال گوناگونی داشته است و هر یک از سنت‌های نظری تحلیل خاصی از این پدیده ارائه داده‌اند. یکی از این مواجهه‌ها رویکرد «تمدنی» به اربعین است. هر چند این رویکرد در مراحل ابتدایی تکوین خود است اما می‌توان امید داشت که در صورت مفهوم‌پردازی‌های دقیق‌تر، جای درخوری برای خود در فضای فکر و اندیشه دست‌وپا کند. در این گزارش مروری بر چند اظهار نظر از چهره‌های شاخصی می‌پردازیم که رویکرد تمدنی به اربعین دارند.

استاد حسن رحیم‌پور یکی از اندیشمندانی است که این رویکرد را مطرح کرده است. او مفهومی را که می‌تواند میان تمدن و اربعین به‌عنوان حلقه واسط عمل کند، «امت» می‌داند و توضیح می‌دهد: بهترین تعبیر برای حرکت این جمعیت مفهوم امت است، چرا که راهپیمایی اربعین به‌عنوان یک امت موقت چند‌روزه در یک مسافت محدود کاملاً قابل ارائه است و کلمه امت به یک جمع متحد هدفمند اشاره دارد که همه افراد در واقع یک نفراند که با رهبری مشخص برای یک هدف واحد حرکت می‌کنند.او همچنین می‌گوید: در کشورهایی نظیر چین و هند با جمعیت یک‌میلیاردی که سابقه راهپیمایی‌های اعتراضی دارند نیز تا‌به‌حال چنین راهپیمایی عظیمی تجربه نشده است. جمعیت و مسافت و نظم خودجوش راهپیمایی اربعین یک معجزه است و تک تک افراد به‌گونه‌ای منظم، هماهنگ و دوستانه حرکت می‌کنند که گویی از یک‌سال پیش آموزش دیده‌اند؛ در حالی که زائران از ده‌ها کشور می‌آیند و همدیگر را نمی‌شناسند. هیچ‌کس در ابتدا برای شکل‌گیری این راهپیمایی برنامه‌ریزی نکرده است و این حرکت یک حرکت خودجوش حسینی بوده و امتی است که به جای اینکه مشکلی ایجاد کند، حلال مشکلات است.
حجت‌الاسلام علیرضا پیروزمند که عضو فرهنگستان علوم اسلامی قم است با ترسیم یک سیر تاریخی از حرکت شیعه، جایگاه عاشورا و اربعین را در نسبت با «غدیر» و «ظهور» تبیین می‌کند و غدیر را مبدأ و مبنای تمدن‌سازی، ظهور را مقصد و غایت تمدن اسلامی و عاشورا را راهبرد حرکت به سمت تمدن اسلامی معرفی می‌کند. 
حجت‌الاسلام مصطفی جمالی، یکی دیگر از اعضای فرهنگستان علوم اسلامی قم، با موشکافی مفهوم تمدن، ابعاد مختلف آن را با اربعین مرتبط می‌کند. او سه رکن اصلی تمدن را این‌چنین برمی‌شمارد: نـظام گـرایش، نـظام انـدیشه و فـرهنگ، سبک زندگی و نظام محصولات. جمالی با ارائه مظاهر مختلف از نظام گرایش‌ها، اندیشه و سبک زندگی درخصوص اربعین، این پدیده را دارای بعد تمدنی می‌داند. او درباره نظام گرایش‌های متمایز در اربعین می‌گوید: مهم‌ترین جلوه همایش عظیم اربعین بروز ناب‌ترین تمایلات انسانی است کـه به‌خوبی می‌تواند پایه اساسی شـکل‌گیری تـمدن اسـلامی گردد. محبت بـه دیـگران، از سر عشق به انـسان‌های دیـگر احترام گذاشتن، تواضع و خلوص بالای انسانی و میل به از خود و مال خود گذشتن در راه اعتلای مـکتب و پیـام عاشورا و… همه این‌ها نشان از شکل‌گیری زیـبایی‌شناسی الهـی و نظام تـمایلات نـاب انـسانی برمدار حب بـه خدا و اولیای الهی دارد که تفاوت جوهری با نظام تمایلات دنیای مدرن برمدار حب بـه دنـیا و خودپرستی، دارد. در تبیین این معنا ابـتدا بـاید تـوجه داشـت کـه تغییر تمایلات اجـتماعی خـاستگاه اولیه شکل‌گیری هر تمدنی است.او همچنین نظام اندیشه جدید را منوط به نظریه‌پردازی می‌داند و درباره نظام سبک زندگی و محصولات تمدنی می‌گوید: اربعین در فضای دنـیای مـدرن امروز فرصتی برای انـسان فـراهم می‌آورد که مواجهه با تجربه دیگری از سبک زندگی داشته باشد. شادابی و نشاط بالای معنوی، دستگیری از دیگران، محبت و عـشق بـه همدیگر، رنگ‌باختن همه رنگ‌های نژادی و قومی، عشق به دیگران، پاکدامنی و از همه بالاتر یاد خدا و غرق شدن در موج معنوی؛ همه این‌ها خبر از امکان شکل‌گیری سبک زندگی جدیدی در دنیای پر رنگ‌و‌لعـاب و خـالی از هرگونه معنویت و آرامش است. شاید بتوان بالاترین جلوه سبک زندگی مؤمنانه را در این همایش عظیم، بروز بالاترین حد ایـثاری دانست که از طرف میزبانان این همایش مردمی در عصر استکبارهای فردی و اجـتماعی دنـیای امـروز به نمایش گذاشته می‌شود.نگاه فرهنگستانی‌ها به‌طور کلی نگاهی تاریخی و تمدنی است. آن‌ها بر مبنای تفسیر تاریخ به جدال حق و باطل، پدیده‌های گوناگون از جمله پیاده‌روی اربعین را تحلیل می‌کنند. حجت‌الاسلام میرباقری، رییس فرهنگستان، در یک سخنرانی بر جایگاه «سفر» در تاریخ نزاع حق و باطل تأکید می‌کند. سفری که در اینجا مقصودش پیاده‌روی اربعین است. او از خود سفر، از خویش و از دنیای ظلمانی برون‌رفتن و جمع‌شدن امت پیرامون امام می‌گوید. او برای این سخن، از تاریخ مثالی می‌زند که «هجرت امام‌رضا؟ع؟ باعث شد که شیعه جغرافیا پیدا کند.» با این بیان، او در واقع به سفر امام؟ع؟ و شکل‌گیری جامعه شیعی در ایران، روایتی متفاوت می‌بخشد.او همچنین تمایزی را میان سفر و توریسم (در تفکر غربی) قائل می‌شود. او می‌گوید: «توریسم، سفری غیرسیاسی و البته به‌شدت سیاسی است. توریسم، انتقال فرهنگ و در عین حال زدودن آن است».توریسم در نظر او در جهت پروژه سیاسی توسعه عمل می‌کند؛ درحالی‌که رفتن به زیارت امام‌حسین؟ع؟ از حیث معنوی، هجرتی از خود به سوی حقیقت روشنی‌بخش و از حیث مدنی، جنبشی در برابر فرهنگ توسعه است.یکی دیگر از اندیشمندانی که نگاه تمدنی به اربعین را صورت‌بندی کرده است، دکتر موسی نجفی است. او تمدن غرب را یک تمدن «تک‌ساحتی» و در مقابلش تمدن اسلامی را «چندساحتی» می‌داند. او می‌گوید: تظاهرات اربعین با محوریت «انسان کامل» و به‌شکل میلیونی، نوید و نشانه و نماد خواست عمیق انسان معاصر در مقابل «قدسیت‌زدایی» از عالم است و برگشت انسان پسا‌مدرن از بهشت زمینی (اتوپیای فیلسوفان عصر جدید) به ساحت قدسی و ملکوتی عالم را بعد از سکولاریزه‌نمودن آن نوید می‌دهد.نجفی با تأکید بر دو مفهوم «گسستگی» و «پیوستگی» سیر تاریخی به سمت تمدن اسلامی را توضیح می‌دهد و می‌گوید: ما می‌دانیم تمدن غرب نه در شکل «ابزاری-‌تکنولوژیک» آن بلکه در شکل فرهنگی و بسط فکری‌اش در اغلب جوامع غیر غربی بحران هویت و گسستگی فرهنگی ایجاد نموده است؛ این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران با احیای سنت در عصر مدرن نوعی گشودگی و انفتاح و افق جدید را ایجاد کرده است و در این راستاست که فرهنگ قدسی اربعین در این شکل و نمای جدید، نوعی امتداد از گذشته به‌سوی آینده را نشان می‌دهد و به عبارتی این پیوستگی بین گذشته و حال و آینده در نسبت بین اربعین و انقلاب اسلامی مصداق و عینیت‌بخش «نظریه پیوستگی» و اتصال گذشته و حال و آینده است.او در نهایت این‌طور می‌گوید: وقتی از مراسم اربعین سخن می‌گوییم جوهره اصلی تمدن اسلامی در مقابل تمدن غرب در آن خودنمایی آشکاری دارد و آن محوریت دو عنصر مهم «معنویت و عدالت» حول محور «انسان کامل» و ولی خدا یعنی امام معصوم؟ع؟ است. این در حالی است که مادیت و آزادی با ریشه‌یابی سکولاریسم و اباحه‌گری در قلب تمدنی غرب جلوه‌گری می‌کند. بازگشت مفهوم عدالت در زندگی اجتماعی و سیاسی بشر در اندیشه‌ها و مکاتب دیگر هم دیده می‌شود ولی این فضیلت یعنی عدالت که گم‌شده بشر قدیم و جدید است همیشه با دشمنان و آسیب خاص خودش روبه‌رو بوده است، مثلاً جریان سوسیالیسم که روزگاری نیمی از جهان را در اختیار داشت در مقابل جبهه رقیب یعنی لیبرالیسم از عدالت سخن می‌گفت ولی نه این عدالت واقعی بود و نه بشر می‌تواند در سایه اندیشه‌های ناسوتی و غیر‌الهی، این گوهر ناب را در وجود خود و در حیات سیاسی‌اش صیقل دهد. حتی عدالت در اندیشه‌های دنیای اسلامی و در تاریخ اسلام بدون حضور امام معصوم به‌وسیله «مصلحت و امنیت» بارها به مسلخ برده شده است. در راهپیمایی اربعین این مفهوم کلیدی و محوری اسلام شیعی در مساوات اسلامی و رفتار و مناسک مختلف، نه در نظر که در عمل و به عینه قابل رویت است. 

captcha
شماره‌های پیشین