582
شنبه، ۰۵ آبان ۱۳۹۷
11
گفت‌وگوی«احسان‌عبدی‌پور»با«صبح‌نو»درباره‌«پاپ»،«آرماندو»و«کیوسک»

فیلمی را که تسخیرم کند، می‌سازم

اخیراً فیلم سینمایی «پاپ» به کارگردانی آقای احسان عبدی‌پور پس از مدتی توقیف به اکران درآمد.

خبر

صبح نو

گفت‌وگوی«احسان‌عبدی‌پور»با«صبح‌نو»درباره‌«پاپ»،«آرماندو»و«کیوسک»

فیلمی را که تسخیرم کند، می‌سازم

اخیراً فیلم سینمایی «پاپ» به کارگردانی آقای احسان عبدی‌پور پس از مدتی توقیف به اکران درآمد.

احسان عبدی‌پور، فیلمساز جوانی است که با «تنهای‌تنهای‌تنها» به شهرت رسید و سپس «پاپ» را ساخت. این فیلم به نمایش درنیامد و به همین خاطر، فیلمساز جنوبی کشورمان «تیک‌آف» را کارگردانی کرد.
 او در سال گذشته سریال «آرماندو» را هم ساخت و اخیراً در برنامه تلویزیونی «کیوسک» هم به اجرا می‌پردازد. به مناسبت اکران باتاخیر پاپ و دیگر مسائل با احسان عبدی‌پور گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

وقتی فیلم‌نامه «پاپ» را می‌نوشتید، گمان می‌کردید فیلم‌تان مدتی توقیف شود؟
ابداً این را تصور نمی‌کردم. به هرحال شخص، قواعد بازی را پذیرفته که وارد آن شده است. واقعاً انتظار این اتفاق را نداشتم. برای مثال موضوع مربوط به مسیحیت به نظرم نوعی کج‌سلیقگی و کج‌فهمی بود. 

این فیلم هم مانند «تنهای‌تنهای‌تنها» فضایی ملی‌گرایانه دارد و پایانش کاملاً مثبت و روشن است؛ چطور شد که این همه حساسیت برای پاپ به وجود آمد؟
بله همین‌طور است. خودم هم نکته‌ام همین بوده است.
 به یاد دارم وقتی فیلم را در یک جشنواره خارجی نمایش دادیم، در جلسه نقد و بررسی‌اش، پرسیدند که چگونه گذاشته‌اند این فیلم را در ایران بسازید؟! من هم گفتم بله این فیلم را همان‌طور که دیدید در ایران ساخته‌ام! راستش دقیق نمی‌دانم؛ شاید آن‌ها هم نکاتی در فیلم دیده بودند که این سؤال و تعجب برایشان ایجاد شده بود. این مسأله برای خودم هم جالب بود.

فرم فیلم شما نزدیک به فیلم‌هایی مثل «بیست‌و‌یک گرم» است. این نوع روایت در دنیا عادی و جاافتاده است اما در سینمای ایران هنوز هم نوعی ضدجریان و حتی روشنفکری شناخته می‌شود. با این اوصاف دلیل انتخاب این فرم چه بود؟
من بسیار غریزی‌تر از این مسائل که گفتید فیلم را ساختم. همان زمان هم پول بود که از بازیگران مشهور استفاده بکنم. من محاسباتی بسیار مهم‌تر ازاین موارد را نادیده گرفتم؛ موضوع نوع روایت که جای خود دارد! این مسأله در اولویت دوم و سومم بود. اگر قرار باشد یکی از فیلم‌های خوب سال‌های اخیر را اسم ببرم حتماً «لطفاً مزاحم نشوید» آقای محسن عبدالوهاب را انتخاب خواهم کرد؛ آن فیلم هم سه اپیزودی است. من سه قصه داشتم که هرکدام از آن‌ها سایز یک فیلم مجزا نبود. آن‌ها تم مشترک عشق داشتند و تصمیم گرفتم این‌گونه به آن‌ها بپردازم. فیلم «قصه‌های وحشی» چند اپیزود دارد که در فضای خشونت‌آمیز است. به نظرم اگر این فیلم ساخته نشده بود، سینما چیزی کم‌داشت. باید این فیلم‌ها هم ساخته شوند. چند قصه کوتاه کنار هم می‌آیند و یک فیلم بلند را می‌سازند. 

می‌شود گفت شما بهترین انتخاب را کردید و مانند برخی از فیلمسازان محض شوآف فرمالیستی نبوده است؟!
اصلاً شوآف مطرح نیست. شکست زمان در فیلم من به هیچ‌وجه خلاقانه نیست. این حرکت به کلاسیک‌ترین شکل ممکن رخ داده است. هیچ نوآوری در آن وجود ندارد. نوآوری یعنی «پالپ فیکشن» آقای تارانتینو؛ این‌ها که نوآوری نیست!

باتوجه به بکر بودن مسأله؛ چه شد که تصمیم گرفتید به موضوع سیاه‌پوست‌های ایرانی اشاره کنید؟
خیلی ساده بود. با این موضوع مواجه شدم و تسخیرم کرد. این اتفاقی است که ممکن است برای هر آدم دیگری در موسیقی، نقاشی و... بیفتد. به نظرم رسید خیلی عجیب و غریب است که ما فکر می‌کنیم چنین داستانی در کشورمان وجود ندارد اما یک سیاه‌پوست ایرانی خودش را جزو سیاهان جهان می‌داند. این در بوشهر است و می‌توانید آن را ببینید. دو قصه دیگر که تم آن‌ها هم عشق بود درکنار این قرار گرفتند و فیلم پاپ ساخته شد. البته با توجه به شرایط سیاسی-اجتماعی سال88 هم حرف‌هایی در فیلم‌نامه وجود داشت که همه این‌ها همدیگر را تأمین و کامل کردند.

چقدر شرایط سیاسی-اجتماعی آن دوره در ساخت این فیلم نقش داشت؟ چه شد که بعد از تنهای‌تنها به پاپ رسیدید؟
باید بپرسید چه شد که فیلم‌های اولت را ساختی. تفاوت من، شما و نفر سوم در سنسورهایمان است. ما سه نفر اگر دوربین به دست سراغ یک سوژه مشترک برویم، احتمالاً از سه زاویه و در زمان‌های مختلف از آن عکس بگیریم. بستگی دارد چه کسی، چه چیزی را تعریف می‌کند. 
قصه پاپ درگیرم کرد و راه علاج دیگری سراغ نداشتم. معادلات دیگری در من حادث نیست.

فیلم‌هایتان را در مسیر هم می‌دانید؟
فیلم‌هایم را در مسیر خودم می‌دانم.

برخی معتقدند تخصص عبدی‌پور در قصه‌ها و آدم‌های جنوب کشور است و احتمالاً در غیر از آن محدود باشد؛ موافقید؟
این که گفتید حتی اگر به‌عنوان یک مسأله منفی درمورد من مطرح شود، هیچ اشکالی ندارد. چه ایرادی دارد چنین فیلمسازانی هم داشته باشیم؟ مگر در تهران و بدنه اصلی فیلمسازان کمی داریم؟ اجازه بدهیم برخی هم در شهرهای دیگر فیلم بسازند. اصلاً فرض کنید شخصی
 بلد نیست غیر از خوزستان در جای دیگری فیلم بسازد. فعلاً قصه‌هایی که من به آن‌ها پرداخته‌ام طوری بوده که تا به خودم آمده‌ام دیده‌ام این هم برای جنوب است.

آیا با همین توضیحات می‌توان این‌گونه تفسیر کرد که دلیل عدم موفقیت سریال «آرماندو» همین بوده است؟
آرماندو از جای دیگری ضربه خورد. علت این موضوع اختلاف سلیقه نویسنده و کارگردان بود. کار غیر اصولی من این بود که با سه فیلم‌نامه تولید را شروع کردم؛ نباید این کار را انجام می‌دادم. احتمالاً اگر با نویسندگان آرماندو هم مصاحبه بکنید بگویند عبدی‌پور قصه مارا خراب کرد و من هم معتقدم سر قصه به سمت جهان من کج نشد! متأسفانه دلیلش فیلم‌نامه بود.

پس چرا ساختش را پذیرفتید؟!
لانگ شات قصه برایم جذاب بود. متاسفانه از آرماندو به عنوان یک تجربه خوب یاد نخواهم کرد.

برخلاف دیگر مجریان برنامه‌های سینمایی، ورودتان به بحث مهمانان در برنامه «کیوسک» کم نیست؟
نخواسته‌ایم این‌گونه باشد اما یکی از سیاست‌هایمان
 این است که شرایط طوری نباشد که سینماگران به برنامه نیایند. تعدادی از فیلمسازانی که هم‌اکنون در روی پرده فیلم دارند هنوز به برنامه نیامده‌اند. وقتی علتش را از همکارانم جویا می‌شوم می‌گویند آن‌ها می‌ترسند که درباره فیلم‌شان بحث کنیم! این مسأله باعث شده که ورودم به مباحث را کنترل کنم و ضمناً مسأله اصلی یک برنامه مهمانش است. درست یا غلط باید حرف‌هایش را بشنویم. من حتی اگر بلد هم باشم، در قامت یک منتقد حاضر نمی‌شوم.

اگر احسان عبدی‌پور که خودش سینماگر است به مباحث ورود نکند، فرقش با یک مجری غیرمتخصص در چیست؟
این را که شما می‌گویید قبول ندارم. گاهی وقتی برنامه تمام می‌شود دوستان می‌گویند اجازه بده مهمان حرفش را بگوید و خیلی در مقابلش مقاومت نکن! 

پس گاهی خودسانسوری می‌کنید؟
شاید کمی لازم باشد. سیاست این است که من میزبانم و مهمانی به خانه‌ام دعوت شده است. او یک هنرمند یا کارشناس است که باید حرف‌هایش را بگوید و ما هم بشنویم.

تا به امروز از خروجی کیوسک راضی هستید؟
طبیعتاً هیچ‌یک از تیم کیوسک به طور کامل از خروجی راضی نیستیم. ایده‌آل‌های‌مان چیز دیگری بود. زمان برنامه ما بسیار کم است و به طور کلی برنامه‌ای که زنده نباشد و به صورت تولیدی روی آنتن برود، توانش نصف می‌شود. این را هم از پشت پرده بگویم! برخی از مهمانان می‌گویند به برنامه غیر زنده نمی‌آییم چون احتمال دارد حرف‌های‌مان را قیچی کنید!

نگران نیستید مانند برخی از سینماگران که وارد برنامه‌سازی می‌شوند انگ سیاسی و محفلی بخورید؟
نه چپی هستم و نه راستی؛ من خودمم! این را به شما بگویم که اصولاً هیچ حرکتی را در زندگی‌ام مهندسی‌شده انجام نمی‌دهم! درمعرض یک کار قرار می‌گیرم و تسخیر می‌شوم؛ یا قبول می‌کنم یا رد. فکر کردم می‌توانیم گعده‌ای درست کنیم که به درد سینما بخورد و آن را انجام دادم.

برنامه بعدی‌تان چیست؟
درحال ترمیم فیلم‌نامه فیلم جدیدم هستم. انجام شود تولیدش می‌کنیم.

captcha
شماره‌های پیشین