574
دوشنبه، ۲۳ مهر ۱۳۹۷
13
احمد پاکتچی در نشست «عدالت اجتماعی از منظر امام علی؟ع؟»

عالمان اسلامی درباره «عدالت توزیعی» کم‌کاری کرده‌اند

نشست «عدالت اجتماعی از منظر امام‌علی؟ع؟» با حضور دکتر احمد پاکتچی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق؟ع؟، هفته جاری در بنیاد نهج‌البلاغه برگزار شد.

یادداشت

نقش سلاطین و خلفای جائر  در تمدن اسلامی

دکتر موسی نجفی

صبح نو

احمد پاکتچی در نشست «عدالت اجتماعی از منظر امام علی؟ع؟»

عالمان اسلامی درباره «عدالت توزیعی» کم‌کاری کرده‌اند

نشست «عدالت اجتماعی از منظر امام‌علی؟ع؟» با حضور دکتر احمد پاکتچی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق؟ع؟، هفته جاری در بنیاد نهج‌البلاغه برگزار شد.

پاکتچی ابتدا با مطرح کردن بحث «عدالت اجتماعی» و تمایز آن با انواع دیگر عدالت گفت: در عدالت اجتماعی جامعه همیشه در نظر گرفته می‌شود. اینجا نسبت میان افراد و جامعه و نسبت میان فرد و کلیت جامعه مطرح است. 
من در قبال جامعه وظایفی دارم و جامعه نیز وظایفی در قبال من دارد. از این رو عدالت رابطه‌ای دوطرفه است. 
اینجا دو فرد دو آدم نیستند، اینجا فرد و جامعه هستند که در قبال یکدیگر وظایفی دارند. وقتی در سنت اسلامی می‌گفتیم عدالت «اعطا کل ذی‌حق حقه» است، فکر می‌کردیم حق باید عادلانه تقسیم شود اما اینکه فرد یا گروهی اجتماعی را در نسبت با جامعه بگیریم، دستاوردی جدید در مفهوم عدالت است. خیلی از جوامع معتقدند که این درک به دوره صنعتی شدن بشر بازمی‌گردد. بنده متعادل‌تر می‌گویم که در گذشته تاریخی با این درک از عدالت مواجه بودیم اما خیلی کم و محدود. بنده نشان خواهم داد که این تصور از عدالت در بیانات امام‌علی؟ع؟ وجود داشته است، هر چند مخاطبان در آن عصر خیلی قادر به درک این تصور از عدالت نبودند.
 
عدالت تصحیحی و عدالت توزیعی
پاکتچی دو گونه «عدالت تصحیحی» و «عدالت توزیعی» را تشریح کرد و گفت: مراد از عدالت توزیعی یعنی اینکه شما وقتی می‌خواهید حق افراد را به آن‌ها بدهید، سامانه‌ای را ایجاد می‌کنید که به‌نحو عادلانه‌ای سهم افراد را توزیع کند؛ امکان تحصیل، برخورداری از رفاه و ... . در این نوع سیستم‌ها عدالت جنبه پیشینی دارد. عدالت تصحیحی یعنی هر جایی که احساس بی‌عدالتی دست داد، برای تصحیح بی‌عدالتی مداخله شود. نظام‌های قانونی و حقوقی اساس‌شان عدالت تصحیحی بوده است. همیشه عدالت تصحیحی پاسخگو نیست. بهتر است سیستم را طوری تنظیم کنیم که جرمی اتفاق نیفتد. این بسیار جدی است که سیستم اجتماعی طوری تنظیم شود که افراد به سمت رفتار غیرعادلانه 
سوق نیابند. وقتی شما سیستم را اصلاح می‌کنید که به‌گونه‌ای انگیزه و فایده‌ای مترتب جرم نباشد، جرمی رخ نخواهد داد. وزن این دو عدالت با هم قابل قیاس نیست. نیاز به عدالت تصحیحی داریم اما سرمایه اصلی باید روی عدالت توزیعی باشد.
او درباره نظر اسلام در خصوص عدالت توزیعی و تصحیحی گفت: اسلام قرار نیست بین این دو یکی را انتخاب کند. مسأله میزان سرمایه‌گذاری بین او دو است؟ آنچه در سنت ما عملاً روی داده است آن است که علوم اسلامی گرایش به عدالت تصحیحی دارند. ما کمتر براساس آیات و احادیث و الگو عدالت توزیعی را استخراج کنیم. بیشتر به دنبال آن هستیم که چه کسی مجرم است تا ما جلوگیری کنیم. هر دو در سنت اسلامی سابقه دارد و زمان آن فرارسیده که سرمایه‌گذاری بهتری براساس متون اسلامی در مورد عدالت توزیعی انجام دهیم.
 
مسأله اصلی، دامنه عدالت است
پاکتچی موضوع دامنه فراگیری عدالت را مورد بحث قرار داد و گفت: در کشورهای غربی شعار عدالت جدی است و همواره خود را اعدل عُدَلا می‌دانند، این در حالی است که عده‌ای مهاجر و پناهجو وارد کشورشان می‌شود و آن‌ها می‌گویند ما این امکانات را به وجود آورده‌ایم و نباید با پناهجویان حقوق برابر داشته باشیم. اما نظریه‌هایی هست که از عدالت جهان‌شمول صحبت می‌کند و فارغ از اینکه انسان در کجاست و نژاد و جنسیتش چیست، از حقوقی برخوردار است. یک بخش از این حقوق در حقوق بشر جای می‌گیرد اما دایره آن می‌تواند وسیع‌تر باشد. عین این پرسش در خصوص عدالت در اسلام وجود دارد. پیش‌تر گفته‌ام مهم‌ترین اتفاقی که در حوزه اخلاق روی داده مسأله بُرد اخلاق اسلامی است. 
تفاوت در خصوص حُسن و قبح بین اخلاق جاهلی و اسلامی تفاوت بسیار کم است اما تفاوت عمده در خصوص برد و دامنه اخلاق است. یکی از مسائل بسیار محوری در نظریه عدالت متقابل بودن حق و وظیفه است و هیچ وظیفه‌ای نداریم که در برابرش حقی نباشد و برعکس. هر وظیفه‌ای در مقابل حقی است.
او به نمونه‌ای از نهج‌البلاغه در این زمینه اشاره کرد و گفت: در خطبه ۲۱۶ بحث جالبی در خصوص حق وجود دارد. 
در اینجا تقابل حق و وظیفه دیده شده است و امام؟ع؟ می‌گوید شما هم بر من حقی دارید به اندازه حقی که من بر شما دارم. بیان امیرمؤمنان؟ع؟ دقیقاً در خصوص آن چیزی است که در اجرای عدالت مشکل ایجاد کرده است. درست وقتی می‌خواهید تقسیم کنید، می‌بینید چقدر ماجرا سخت و دشوار می‌شود و وقتی در خصوص حقوق می‌خواهیم حرف بزنیم امکان بیشتری در این مورد داریم اما وقتی می‌خواهیم آن را عملی کنیم، می‌بینیم با منابع لایزال سروکار نداریم. اینجا تشخیص استحقاق‌ها بسیار دقیق است و نمی‌توان به سادگی از حقوق عده‌ای به نفع عده دیگری صرف‌نظر کرد. حضرت امیر؟ع؟ ادامه می‌دهند در اینجاست که اگر حقی به نفع کسی به کار برده شود، علیه او به کار برده‌اید، اگر عدالت سیستمی در نظر گرفته شود، می‌بینید ممکن است عدالت به نفع فرد نباشد اما در کلیت به نفع او شود. 
او افزود: در خطبه ۸۷ در صفات متقین می‌گویند متقی کسی است که خود را ملتزم عدل کرده است، اما نکته شروع عدل این است که هوای نفس را کنار بگذارید. هوای نفس یعنی جایی که نفس من به چیزی میل دارد که پشتوانه عقلی ندارد و معقول نیست. قدم دوم متقی کسی است که هم عدل را وصف می‌کند و هم در عمل آن را رعایت می‌کند، 
اگر خیر و نیکوکاری غایتی داشته باشد آن را قصد می‌کند. یک فرد باید آموزش سلوکی را تجربه کرده باشد و با سبک زندگی اخلاقی آشنا شده باشد که بتواند عادل باشد. در سنت اسلامی می‌گوییم امام جماعت باید عادل باشد، شاهد باید عادل باشد و در جاهای مختلفی در شریعت ما اعتماد وابسته به عادل بودن است، اگر عادل بودن به این معناست که درست قضاوت کند این ربطی به نماز خواندن ندارد، بلکه مسأله در ساحت عدالت توزیعی معنا دارد، یعنی من در زندگی اجتماعی عادل باشم و عدالت را مقدم به هوای نفس بدانم. این سخنان سیستم عدالت اجتماعی ارائه می‌دهد که آن را به نصیحت معمولی تقلیل داده‌ایم. در بحث طلحه و زبیر امام علی؟ع؟می‌فرمایند انسان‌های درستکار نخستین قدم عدل‌شان این است که بتوانند بر ضد خود حکم صادر کنند.
 
قانون طلایی عدالت و اخلاق
او قانون طلایی عدالت در نهج‌البلاغه را توضیح داد و گفت: حضرت در خطبه‌۱۵ می‌فرمایند که عدل گشایش به وجود می‌آورد و اگر کسی قدرت تحمل عدل را نداشته باشد، قدرت تحمل ظلم را به طریق اولی نخواهد داشت. ماجرا این است که امکانات اجتماعی محدود است و در بهترین حالت می‌توانید آن‌ها را عادلانه توزیع کنید. در اینجا مراد ساختار است و الا معلوم است که فرد می‌تواند با ظلم به گشایش برسد. قانون طلایی اخلاق را داریم که می‌گوید برای دیگران همان را بخواه که برای خود می‌خواهی. اینجا نیز نگاه ساختاری وجود دارد و قانون طلایی زمینه تحقق عدالت گرفته شده است.
پاکتچی در انتها گفت: ایشان بین عدالت و وفاق اجتماعی نسبت مستقیم می‌بینند و فرازهایی در نهج‌البلاغه دارند از جمله اینکه عدل مردم را اصلاح می‌کند و عدل موجب پابرجایی مردم است و ... برخی از عبارت در قرآن از جمله آیه‌۱۷۹ سوره بقره در این راستاست. اگر قصاص را مصداق اجرای عدالت بدانید، اجرای عدالت در این آیه عامل احیای جامعه است. حضرت امیر؟ع؟ در یکی از کلمات قصار می‌گویند عدل حیات است و این عصاره آیه‌۱۷۹ سوره بقره است. در خصوص عدالت و شکوفایی جامعه می‌گویند عدل باعث برکات است و اصلی‌ترین چیزی است که می‌تواند موجب آبادانی سرزمین‌ها باشد. آنچه مهم است ضرورت فهم وظایف اعضا از نقش عدالت در زنده نگاه داشتن ارگانیسم جامعه و نسبت یکایک اعضاء با کلیت جامعه است. 

captcha
شماره‌های پیشین