573
یکشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۷
13
مسعود پورفرد در نشست «فلسفه سیاسی در ساحت انقلاب اسلامی»:

دانشگاه‌های آلمان درس «نظریه عدالت» دارند؛ ما نداریم

نخستین پیش‌نشست همایش «نقش انقلاب اسلامی در تأسیس و توسعه علوم انسانی» با موضوع «فلسفه سیاسی در ساحت انقلاب اسلامی» با سخنرانی دکتر مسعود پورفرد و حجت‌الاسلام دکتر محسن مهاجرنیا از اعضای هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هفته گذشته در این پژوهشگاه برگزار شد.

یادداشت

لزوم ترجمه «فلسفه اسلامی» به زبان «فلسفه علم اجتماعی»

مهدی جمشیدی

صبح نو

مسعود پورفرد در نشست «فلسفه سیاسی در ساحت انقلاب اسلامی»:

دانشگاه‌های آلمان درس «نظریه عدالت» دارند؛ ما نداریم

نخستین پیش‌نشست همایش «نقش انقلاب اسلامی در تأسیس و توسعه علوم انسانی» با موضوع «فلسفه سیاسی در ساحت انقلاب اسلامی» با سخنرانی دکتر مسعود پورفرد و حجت‌الاسلام دکتر محسن مهاجرنیا از اعضای هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هفته گذشته در این پژوهشگاه برگزار شد.

پورفرد موضوع وضعیت فلسفه سیاسی در ایران پس از انقلاب را در مقایسه با پیش از انقلاب و در مقایسه با کشور ترکیه و آلمان مطرح کرد و با اشاره به پژوهشی که در این زمینه کرده است، گفت: با طرح ارزیابی فلسفه سیاسی، جمع‌آوری شاخص‌های عمده فلسفه سیاسی در کشور که نموداری از دانشجویان، اساتید، محققان، آثار تولید شده، مجلات و مطبوعات علمی، گسترش و پراکندگی واحدهای آموزشی و پژوهشی است، می‌توان ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از این رشته علمی بعد از انقلاب به‌دست آورد.
او تعریف خودش از فلسفه سیاسی را این‌گونه توضیح داد: منظور ما از فلسفه سیاسی کوششی است عقلی برای نشاندن معرفت به ماهیت امور سیاسی (حکومت، عدالت و آزادی و‌...) به جای گمان درباره آن موضوعات.
 
آلمان درس «نظریه عدالت» دارد
پورفرد در توضیحی اجمالی درباره مقایسه وضعیت مراکز آموزشی مرتبط با علوم سیاسی، پیش و پس از انقلاب گفت: قبل از انقلاب، رشته علوم سیاسی فقط در دو دانشگاه تهران و ملی (شهید بهشتی کنونی) وجود داشت. پس از انقلاب اسلامی، در اوایل دهه 60 با تأسیس دانشگاه امام صادق؟ع؟ و نیز دانشگاه تربیت مدرس، تعداد دانشگاه‌هایی که در زمینه علوم سیاسی و به‌ویژه فلسفه سیاسی فعالیت می‌کردند افزایش یافت. قرار بود اندیشه سیاسی اسلام در دانشگاه تربیت مدرس رونق بگیرد که این کار چندان دنبال نشد. اخیراً توجه به این موضوع بیشتر شده است و مثلاً روی اندیشه سیاسی سهروردی کار می‌شود. اکنون در مراکز علمی مانند پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی موسسه امام خمینی؟ره؟نیز اهتمام به فلسفه سیاسی بیشتر شده است.
وی در ادامه در تشریح اطلاعات جمع‌آوری شده خود چنین گفت: کشور ایران در مقایسه با کشور ترکیه در برخی موارد برتری قابل ملاحظه‌ای داشته اما متاسفانه هنوز در ترکیه مانند ایران، گرایش اندیشه سیاسی شکل‌گیری مناسبی نداشته است، ایران برای رسیدن به چشم‌انداز 1404(7سال دیگر) باید در مقایسه با کشور پیشرفته آلمان در گرایش فلسفه سیاسی‌، سیاست‌های عملی مناسب اتخاذ شود.
او مثال‌هایی را درباره وضعیت فلسفه سیاسی در دانشگاه‌های آلمان زد و گفت: آمریکایی‌ها تغییراتی را به نفع نظام سرمایه‌داری در آلمان انجام دادند. در آلمان اکنون درس «نظریه‌های عدالت» یک درس پایه و کلیدی است که من تعجب می‌کنم چرا در ایران در رشته فلسفه سیاسی این درس وجود ندارد.
پورفرد همچنین وضعیت ترکیه را مورد بررسی قرار داد و گفت: سیستم آموزشی ترکیه شبیه نظام آموزشی آمریکاست. اخیراً ترکیه دانشجویان ترک ایرانی را هم خیلی جذب می‌کند. اندیشه سیاسی غرب را آنجا بسیار تدریس می‌کنند. ترکیه از سال 2011 در بحث فلسفه سیاسی بسیار فعال شده است. مرتب همایش‌هایی برگزار می‌کند. اگر ارتباطات ما با آنجا خوب باشد می‌توانیم با بحث‌های ملاصدرا و سهروردی و فارابی دریچه خوبی را باز کنیم که گرایش‌های فلسفه سیاسی غربی کمتر شود.
او مقایسه آماری بین وضعیت ایران و ترکیه و آلمان در زمینه فلسفه سیاسی انجام داد و گفت: ما نسبت به ترکیه جلوتر هستیم اما نسبت به آلمان نه. چون آلمان مهد فلسفه سیاسی است. از نظر تعداد پژوهشگران آلمان در صدر است. اما بین ما و ترکیه می‌توان گفت پژوهشگران ما بیشترند و کیفی‌تر هم هستند. دانشجویان ما حداقل سه‌برابر ترکیه است. پایان‌نامه‌ها و مقالات ما هم بسیار خوب است. همه این‌ها نسبت به زمان شاه هم اصلاً قابل مقایسه نیست.
 نقاط قوت و ضعف فلسفه سیاسی ایران
پورفرد نقاط قوت فلسفه سیاسی بعد از انقلاب اسلامی را برشمرد:
1- اقدام به تأسیس گرایش فلسفه سیاسی دوره دکترا در مؤسسات آموزشی دانشگاهی ازدهه70. 
2- اقدام به تأسیس گرایش فلسفه سیاسی در مؤسسات آموزشی و پژوهشی حوزوی ا ز دهه90. 
3- تربیت محققان وپژوهشگران گرایش فلسفه سیاسی 
در مؤسسات آموزشی و پژوهشی حوزوی ا‌ز سال 90.
 4- اقدام بازشناسی فلسفه سیاسی علمای شیعه در قالب سلسله کتب اندیشه سیاسی اسلام در مؤسسات آموزشی و پژوهشی حوزوی. 
5- احیای فلسفه سیاسی اسلامی در قالب حکمت متعالیه ملاصدرا در مؤسسات آموزشی و پژوهشی حوزوی. 
6- اهتمام به اندیشه سیاسی اسلام از سوی برخی مراجع و اندیشمندان حوزه علمیه قم
او به نقاط ضعف فلسفه سیاسی بعد از انقلاب هم اشاره کرد: 1- عدم وجود فرهنگ تعاملی وضعف در فرهنگ نقد‌پذیری. 2- ضعف در فرهنگ استفاده از تجربیات دیگران و پند پذیری. 3- عدم آشنایی پژوهشگران با زبان‌های بین‌المللی در سطح مطلوب. 
4- عدم آشنایی پژوهشگران با فن‌آوری اطلاعات اهداف طرح در سطح مطلوب. 
5- وجود محدودیت‌های دسترسی به منابع علمی تحت وب.
 6- فقدان متون آموزشی منطبق با رشته فلسفه سیاسی مورد نیاز نظام اسلامی
دکتر پورفرد همچنین به بیان تهدیدها و فرصت‌های فلسفه سیاسی در ایران پرداخت: تهدیدها عبارتند از:
 1- تسلط و غلبه فلسفه سیاسی غرب در مقابل فلسفه سیاسی اسلامی در مراکز علمی و آکادمیک کشور. 
2- بی‌توجهی به رشته فلسفه سیاسی به‌دلیل ضرورت‌های اقتصادی.
 3- تقسیم کار نامناسب و عدم توزیع عادلانه منابع.
 4- تندروی در ارائه دیدگاه‌ها و نظرات.
 5- عدم وجود شبکه ارتباطی مناسب جهت تعامل پژوهشگران داخلی و خارجی. 
فرصت‌ها هم عبارتند از: 
1- رویکرد عقلایی حکومت در گرایش به فلسفه سیاسی اسلامی.
2- امکان استفاده از تجربیات کشورهای دیگر.
3- به استخدام درآوردن نیروهای علمی مفید. 
4- عزم حکومت در عقلانی کردن پایه‌های نظری نظام اسلامی
عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در پایان سخنان خود پیشنهادهای اجرایی، راهبردها و راهکارها را ارائه کرد: 
1- تربیت و پرورش پژوهشگران ومحققان مسلط به گرایش فلسفه سیاسی.
2- ارتباط پژوهشگران ومحققان این رشته با محققان و پژوهشگران جهان اسلام. 
3- تأسیس مراکز تخصصی دانشگاهی و حوزوی گرایش فلسفه سیاسی. 
4- افزایش انجمن‌های علمی ونشریه های تخصصی و کتب تألیفی مناسب اسلامی. 
5- استفاده کاربردی از گرایش فلسفه سیاسی در تدوین زیرساخت‌های فکری نظام جمهوری اسلامی ایران. 
6- ایجاد فرصت مطالعاتی به اساتید و پژوهشگران این رشته در کشورها جهان اسلام وغرب.
 
فقه ما دارای فلسفه سیاسی است
در ادامه نشست مهاجرنیا در خصوص جایگاه فلسفه سیاسی بعد از انقلاب اسلامی گفت: حقیقتاً بعد از انقلاب فلسفه سیاسی شکوفا شد. موضوع بسیط اولیه که در قالب نظم شاهی در مدینه فاضله یا غیر فاضله بود، ارتقاء یافت و در تحلیل رویکردهای مدرن به «قدرت سیاسی» همانند: مردم‌سالاری دینی و نقش برجسته مقبولیت اجتماعی در شکل‌گیری، ساختار، اعمال، توزیع و مهار قدرت در مناسبات پیچیده دنیای امروز‌ ارتقاء یافت.
مهاجرنیا در خصوص تحول فلسفه سیاسی بعد از انقلاب گفت: به‌دلیل تطور درنظام های سه‌گانه پشتیبان فلسفه سیاسی یعنی نظام اعتقادی، نظام اخلاقی و نظام سیاسی‌، این دانش هم فربه شد و امروز نه به‌عنوان یک گرایش در فلسفه عمومی ‌یا صرفاً به‌عنوان فلسفه مضاف به سیاست و نه به‌عنوان یک معرفت میان رشته‌ای بین سیاست و فلسفه بلکه در قواره دستگاه معرفتی و دیسیپلینی مطرح است. این معرفت را در ورای گزاره‌ها و آرای نقلی و فقهی سیاسی ،تحمیل کرده‌اند تا آنجا که فقیه برجسته معاصر مرحوم شهید صدر می‌گوید با نقبی به پشت احکام شما به این نظریات کلان فلسفی می‌رسید.
مهاجرنیا در پایان خدمات فلسفه سیاسی به انقلاب اسلامی را برشمرد:
 1- تقویت رویکرد آرمان اندیشی و مطلوبیت‌گرایی در عرصه تفکر.
 2- تقویت تبیین‌گرایی و ژرف‌اندیشی نظری و تعمق در اندیشه‌ورزی. 
3- تسهیل ورود به بایستگی‌ها و راهبردگرایی در عرصه حیات اجتماعی. 
4- طراحی افق چشم‌اندازگرایی و آینده‌بینی در مناسبات قدرت. 
5- فعال‌سازی اندیشه‌ورزی ذهنی و انتزاعی و اتصال آن به تداوم عینیات اجتماعی. 
6- مبناگروی و ارجاع سیاست به حقایق عقلی، فطری، طبیعی. 
7- پیوند و ارجاع سبک زندگی به حقایق‌، ارزش‌ها و باورهای دینی.
 

captcha
شماره‌های پیشین