568
یکشنبه، ۱۵ مهر ۱۳۹۷
12

خبر

«صبح‌نو» از حمله‌ها به نویسنده گزارش گاردین از منابع مالی ایران اینترنشنال گزارش می‌دهد

تیرباران خبرنگار افشاگر

پس از انتشار گزارش روزنامه گاردین درباره منابع مالی شبکه ایران اینترنشنال، حمله‌های گسترده‌ای از سوی برخی کارکنان این شبکه و عده‌ای دیگر از خبرنگاران رسانه‌های فارسی‌زبان ساکن لندن به نویسنده این گزارش شد. آن‌ها معتقد بودند در این گزارش «اصول حرفه‌ای» رعایت نشده است. نویسنده این گزارش سعید کمالی دهقان است. او در سال ۲۰۱۰ به عنوان بهترین روزنامه‌نگار بریتانیا در انجمن مطبوعات خارجی معرفی شده است. کمالی دهقان هم‌اکنون خبرنگار گاردین است. او در پاسخ به این انتقادات گفته: «بله اشتباه کردم. اشتباه بنده این بود که همان چند مرتبه هم در این تلویزیون (ایران اینتر نشنال) حضور پیدا کردم.» در این گزارش به مبدأ و سرانجام این بگومگوها پرداخته‌ایم.

صبح نو

«صبح‌نو» از حمله‌ها به نویسنده گزارش گاردین از منابع مالی ایران اینترنشنال گزارش می‌دهد

تیرباران خبرنگار افشاگر

پس از انتشار گزارش روزنامه گاردین درباره منابع مالی شبکه ایران اینترنشنال، حمله‌های گسترده‌ای از سوی برخی کارکنان این شبکه و عده‌ای دیگر از خبرنگاران رسانه‌های فارسی‌زبان ساکن لندن به نویسنده این گزارش شد. آن‌ها معتقد بودند در این گزارش «اصول حرفه‌ای» رعایت نشده است. نویسنده این گزارش سعید کمالی دهقان است. او در سال ۲۰۱۰ به عنوان بهترین روزنامه‌نگار بریتانیا در انجمن مطبوعات خارجی معرفی شده است. کمالی دهقان هم‌اکنون خبرنگار گاردین است. او در پاسخ به این انتقادات گفته: «بله اشتباه کردم. اشتباه بنده این بود که همان چند مرتبه هم در این تلویزیون (ایران اینتر نشنال) حضور پیدا کردم.» در این گزارش به مبدأ و سرانجام این بگومگوها پرداخته‌ایم.

هنوز یک هفته از گزارش گاردین درباره منابع مالی تلویزیون ایران اینترنشنال نگذشته است. 
بگذارید دقیق‌تر صحبت کنیم. ساعت یک و هفت دقیقه بعدازظهر دوم اکتبر (دهم مهرماه) بود که گزارشی درباره منابع مالی تلویزیون فارسی زبان ایران اینترنشنال منتشر شد. 
در گزارش گاردین آمده بود که بودجه ایران اینترنشنال را دربار عربستان سعودی تأمین می‌کند. رقم بودجه چیزی نزدیک به 250 میلیون دلار تخمین زده شده بود. از لحظات ابتدایی انتشار این گزارش، کارکنان و مسوولان این شبکه شروع به دفاع از خود کردند. آن‌ها خیلی سریع ارتباط‌شان با عربستان را نفی کردند. 
چنین دفاع سریعی نشان دهنده پاسخگویی و مسوولیت‌پذیری ایران اینترنشنال است. آن‌ها نمی‌خواستند به دربار عربستان سعودی منتسب شوند. درباری که چند سال است به مردم
 بی دفاع در یمن حمله می‌کند، حمله‌ای که سازمان ملل در گزارش رسمی خود آن را با عنوان «جنایت جنگی» توصیف کرده است. درباری که روز گذشته نیز به قتل یک خبرنگار مشهور سعودی در سفارتش در ترکیه متهم شده است. 
هر چقدر از روز انتشار گزارش فاصله گرفتیم دفاع‌های اولیه تبدیل به برچسب‌زنی به نویسنده گزارش شد. 
آقای سعید کمالی‌دهقان، خبرنگار ایرانی گاردین به‌خاطر نوشتن مقاله‌ای درباره منابع مالی ایران اینترنشنال با چنین جملاتی روبه‌رو شد: «شیوه شما در حالت خوش بینانه آدم رو یاد قصه شنگول و منگول می‌ندازه» ، «روزنامه‌نگار ذوب در جمهوری اسلامی» ، «سپاهی حامی روحانی». این جملات تنها بخش کوچکی از قسمت انتشارپذیر حملات به این خبرنگار روزنامه گاردین بود. چنین برچسب‌هایی زمانی حیرت‌آور می‌شود که شما بدانید سعید کمالی‌دهقان راوی مستند «درباره ندا» بوده است. 
مستندی که به شکلی رادیکال و رمانتیک سعی در اثبات ادعای تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری را دارد. حمله‌کنندگان به کمالی دهقان سابقه همکاری او با خبرگزاری فارس را نشانه‌ای بر سوگیرانه بودن گزارش‌اش گرفته‌اند و 
به این حکم حمله به او را مباح و بلکه واجب دانستند. طعنه‌آمیز است که بدانیم سردبیر تلویزیون ایران اینترنشنال معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوران وزارت آقای احمد مسجد جامعی بوده است. 
از میان غبار این حمله‌ها سوالی خود را به پیش می‌کشد. چرا با چنین ادبیاتی با یک گزارش ساده برخورد می‌شود؟ این حمله‌ها حاصل چه روحیه و رویکردی است؟ شاید بد نباشد برای پاسخ به این سوال‌ها سرگذشت «گابریل گارسیا لورکا» شاعر فقیر اسپانیایی را با هم مرور کنیم. دکتر ناصر فکوهی انسان‌شناس ایرانی در یادداشتی سرگذشت لورکا را این‌طور شرح می‌دهد: «روز 19 اوت 1936، چند هفته پس از کودتایی که در ژوئیه همان سال از مراکش، مستعمره آفریقایی اسپانیا به وسیله ژنرال فرانکو علیه جمهوری نوبنیاد این کشور آغاز شده بود، فدریکو گارسیا لورکا در برابر جوخه اعدام قرار گرفت و تیرباران شد. مرگ لورکا که شاعری کم‌نظیر، روشنفکری کامل و هنرمندی تمام‌عیار بود، و با آثار خویش وجدان بیدار اسپانیای مدرن و ضد فاشیست را تا پس از سقوط فرانکیسم در سال 1976‌ نمایندگی می‌کرد، از آن زمان تاکنون همچون نمادی رمزآمیز از جنگ داخلی اسپانیا باقی‌مانده است.
 کینه‌ای که گروه‌های فاشیستی از لورکا به دل داشتند به سال‌ها پیش از آن باز می‌گشت. هر چند وی در زندگی خود هرگز وارد حزب و گروهی سیاسی نشده بود، در آثارش جهت‌گیری‌های کاملاً دقیقی داشت که جای هیچ شک و تردیدی در جانبداری او از بخش محروم جامعه در برابر ثروتمندان و کلیسای کاتولیک حامی آن‌ها، باقی نمی‌گذاشت. در این آثار که مرگ و سرنوشت محتوم انسان‌ها با مجموعه‌ای زیبا از باورها و اسطوره‌های اسپانیای کهن و اقوام ناپایدار آن در هم گره خورده بودند، لورکا در حقیقت بیش از هر چیز بازتابی از زادگاه خود گرانادا (غرطنجه) را جلوه‌گر می‌ساخت.»
فاشیست‌های دیکتاتور حاکم بر اسپانیا لورکا را نه به‌خاطر انتقادات سیاسی‌اش که به جرم دلبسته بودن به زادگاهش تیرباران کردند. لورکا چندان سیاسی نبود. او چون خود را چندان سیاسی نمی‌یافت در اوج دوران کودتا به زادگاهش برگشت و در ویلای خانوادگی‌اش ساکن شد. استاد فکوهی درباه بازگشت او به وطنش می‌نویسد: «در آن زمان هیچ‌کس نمی‌توانست تصور کند که فرانکیست ها چنین خشونتی را 
در مورد روشنفکران غیر سیاسی به کار بگیرند. به هر رو تنها چند روز پس از ورود لورکا به ملک خانوادگی، کودتا در مراکش آغاز شد و کودتاچیان توانستند به سرعت منطقه گرانادا را اشغال کنند. در فاصله ماه‌های ژوئیه و اوت 1936، بیش از 5000 نفر در این منطقه اعدام شدند.
 لورکا که از حمایت دوستانی در حزب فالانژ نیز برخوردار بود، تصور می‌کرد که بتواند جان سالم از این مهلکه بیرون ببرد اما نفرت فرانکیست‌ها از شاعر خارج از تصور بود. به همین جهت نیز با تجسس زیاد او را یافتند و به جوخه اعدام سپردند. جنگ داخلی اسپانیا که با این کودتا آغاز شد بیش از 500 هزار نفر کشته بر جای گذاشت و بین 250 تا 500 هزار نفر را نیز وادار به فرار از کشور و پناه بردن به سایر کشورها کرد.» 
ظاهراً سرنوشت لورکا تنها سرنوشت او نیست. در مرام تمامیت‌طلبان رسانه‌ای امروز نیز هر که حاضر به فروختن وطنش نشود باید تیرباران شود. آن‌هایی که هویت ملی و سابقه حرفه‌ای خود را با پوند و دلار تاخت می‌زنند هیچ صدای مخالفی را به رسمیت نمی‌شناسند. در مسلک آن‌ها یا باید با جریان مرسوم موافق بود یا تیرباران شد. فرانکو جسم لورکا را به تیر بست، این‌ها مغز و فکر وطن دوستان و هر که هنوز دامن به خیانت نیالوده را ترور می‌کنند. شاید بهترین توصیف از این جماعت همان عبارتی باشد که علی علیزاده به نقل از فرانتس فانون در صفحه شخصی‌اش نوشت: «خبرچین بومی استعمار»‌ حال سؤال اینجاست، سرانجام این روحیه فاشیستی چیست؟ به عبارت دقیق‌تر خبرچین‌های بومی استعمار چه میراثی
 بر جای می‌گذارند؟ 
برای پاسخ به این سؤال به گزارش چند روز پیشم‌ «دلواپسی سعودی برای سرگرمی ایرانی» ارجاع می‌دهم. آنجا نوشتم که پایگاه فارسی انیستیتو واشنگتن، در بخش معرفی، وظیفه‌اش را تأمین چشمداشت‌های آمریکا در خاورمیانه اعلام کرده است. انیستیتویی که در کنار من‌وتو، بی‌بی‌سی فارسی، ایران‌اینترنشنال و بسیاری دیگر پناهگاهی برای کسانی است که از استقلال حرفه‌ای صرف‌نظر کرده‌اند. در نهایت اما آنچه به ترانه مردم تبدیل می‌شود شعرهای لورکاست نه گفت‌وگوی بی‌طرفانه با تروریست‌های الاحوازیه.

captcha
شماره‌های پیشین