sobhe-no.ir
555
دوشنبه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۷
9
«صبح‌نو» در گفت‌و‌گو با کارشناس دینی وجاهت پیش‌فروش عجیب ایران خودرو را بررسی می‌کند

این معامله باطل است

اقتصاد آشفته کشور که موجب شده در ماه‌های اخیر معیشت بسیاری از خانواده‌ها با درآمد متوسط دچار نوسان شود در هفته‌های اخیر با اجرای طرح‌های مختلف برای کنترل بازار روبه رو بوده است. کشف انبارهای اجناس مختلف، دستورات متنوع برای کنترل بازار ارز، پیشنهاد افزایش وام مسکن و البته پیش‌فروش خودرو توسط دو خودروساز بزرگ از اقداماتی است که توسط سیاست‌گذاران اقتصادی کشور انجام شده است. اما مورد اخیر، یعنی فروش خودرو از سوی خودروسازان به‌خصوص شرکت ایران‌خودرو بازتاب گسترده‌ای در جامعه داشت. بسیاری از فعالان در فضای مجازی نسبت به شیوه فروش ایران خودرو انتقاد کردند. این انتقادها از آن رو بود که این شرکت بزرگ خودروسازی کشور اقدام به فروش محصولات خود کرد اما مشخص نبود که کدام محصول با چه قیمت قطعی و چه زمانی به طور دقیق تحویل مشتریان خواهد شد.

برگرفته از سخنان مرحوم حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی با همین موضوع در محرم 1427 ه.ق

آزمایش الهی

صبح نو

برگرفته از سخنان مرحوم حضرت آیت‌الله مجتبی تهرانی با همین موضوع در محرم 1427 ه.ق

آزمایش الهی

امام علی ‌؟ع؟: إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَه وَ لِلْأَوْلِیَاءِ كَرَامَه
آزمایش الهی جزء سنت‌های الهی است كه از آدم تا خاتم و از خاتم تا به قیامت برای تمامی افراد مطرح می‌شود. به‌ویژه آن‌ها كه مدعی ایمان هستند مثلاً در آیه داریم «‌أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون»( در قرآن و احادیث لغات متعددی برای این موضوع به‌كار رفته مانند ابتلا ، افتنا(فتنه)، تمحیص و …). خداوند، از دید ظاهری، هم به خیر می‌آزماید و هم به شر؛ مانند فقر و غنا، مرض و صحت، ذلت و عزت.
نکته دیگر آنکه خداوند در امتحانات خویش جانب توازن را رعایت می‌کند. اما توازن نسبت به چیست؟ در اینجا سه دسته روایت وجود دارد که مسئله توازن را مطرح می‌کنند. در یک دسته داریم «یَبتلِ المَرء عَلی قدرِ حُبِه» (انسان به اندازه حبش آزمایش می‌شود)؛ در دسته‌ای دیگر داریم « یَبتلِ المَرء علی قدر دینه» (به اندازه ایمانش) و در دسته‌ای دیگر داریم «یَبتلِ المَرء علی قدر عقله» (به اندازه عقلش)؛  که البته این سه دسته یکی بیش نیستند. لذا هیچ گاه انسان نمی‌تواند از زیر بار امتحان فرار کند و بگوید توانایی این امتحان را ندارم. یك بعد اساسی حركت امام حسین‌؟ع؟ همین آزمایش الهی بود و این آزمایش هم برای یزید بود و هم برای امام حسین‌؟ع؟. در ادامه قصد داریم بدانیم كه چرا خدا می‌آزماید و تا حدی با این حركت تطبیق دهیم.

نخست: جداسازی مطیع از عاصی
برای جداسازی سعید از شقی، ناقص از کامل و مطیع از عاصی است. یك تمییز دادن است. این مرحله برای تمامی افراد مطرح است. البته این جداسازی، برای آگاهی یافتن خداوند از این موضوع نیست چرا كه خدا می‌داند‌ «فیعلمن الله الذین صدقوا»، لذا علم به تمییز مطرح نیست، بلكه برای اتمام حجت است. برای آنكه بدانند آنكه به جهنم می‌رود و آنكه به بهشت می‌رود بی‌حساب نیست. گاه این جداسازی مؤمن از كافر است، گاه مؤمن از منافق است -كه البته نفاق نیز شاخه از كفر است- گاه مؤمن از مؤمن است چرا که ایمان دارای درجاتی است. گاهی خداوند صحنه‌ای را به‌وجود می‌آورد تا كسی که دعوی مراتب بالایی از ایمان است متوجه آن شود که اینطور نیست، كه این نوعی خودشناسی است برای مؤمنین؛ یعنی حتی خود مؤمن نسبت به مراتب ایمانش آگاهی یابد.

دوم: تثبیت ایمان در قلوب مؤمنین
برای ثابت شدن مؤمن در جای خود و حفظ وضعیت موجود است. ما یك سقوط داریم، یك ثبوت داریم و یك صعود. مانند كسی كه در راه رسیدن به قله در اواسط راه است . اولین برخوردی كه خداوند با چنین فردی خواهد داشت یك برخورد ثبوتی است. مسأله ایمان بسیار گسترده است، اما به طور خلاصه ایمان عبارت است از دلبستگی قلبی به خداوند. پس عواملی را كه موجب می‌شود مؤمن به آن‌ها دل ببندد و از دلبستگی او به خدا كاسته شود و در دره دنیا سقوط كند‌، از بین می‌برد. این افراد اگر به مظاهر دنیا نگاه كنند فریفته خواهند شد لذا بسیاری از بلایا برای كریه و زشت كردن چهره دنیا نزد این افراد است.
جبرئیل نزد پیامبر نازل شد و گفت: «الحق یقرأك السلام و یقول لکانی اوحیتُ اِلی الدُنیا تمَرّری و تكدَّری و تَضیقی و تَشددی علی اولیاء (چرا؟) حتی یحبوا لقائی.» یعنی خداوند به دنیا امر كرده است كه برای اولیاء خداوند، دلبری نكند و به آنها سخت بگیرد تا دلبستگی آن‌ها به خدا كم نشود و مشتاق دیدار خداوند باشند.

سوم: جهت تطهیر قلوب مؤمنین است از گناهان
برای سبك كردن بار در راه رسیدن به قله ایمنی است. این گناهان هم نتیجه اعمال خود ماست. «‌وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیر‌» ]و آنچه از مصیبت‏ها به شما برسد به خاطر گناهانى است كه خود كسب کرده‌اید، و از بسیارى نیز در می‌گذرد.
حضرت علی ‌؟ع؟ فرمود: « الا اخبركم به افضل آیة فی كتاب‌الله عزوجل؟ [آیا شما را به بهترین آیه در قرآن خبر دهم؟] حدثنا رسول الله «و ما اصابكم من مصیبة فبما كسبت ایدیكم» و الله عز و جل أكرم من أن یثنی علیه العقوبه فی الآخره…» [ خداوند کریم‌تر از آن است كه برای بار دوم در آخرت شما را عقوبت كند…] لذا خداوند ما را اینجا به بلاها دچار می‌کند تا به عذاب آخرت دچار نشوند، چرا كه عذاب آخرت خالص است اما این دنیا ناخالص.

چهارم: برای تذكر دادن به سمت خداست
گاهی آزمایش الهی برای آنكه انسان از خواب غفلت بیدار شود. چرا که متوسطین از مؤمنین وقتی در راحتی قرار می‌گیرند، از یاد خداوند غافل می‌شوند. اما وقتی انسان دچار ناراحتی می‌شود، سعی در رفع آن می‌کند و به دنبال سببی برای رفع آن می‌گردد. اما وقتی از همه جا نا امید شد از آنجا که سابقه رابطه با خداوند داشته است روی به مسبب‌الاسباب بازگرداند و به یاد او می‌افتد. لذا این نوع بلاها موجب انقطاع الی الله تعالی می‌شود. امام صادق‌؟ع؟: «اِذا ارادَ اللهُ به عَبدٍ خَیرا و اَذنبَ ذَنباً تبعه به نقمهٍ و یَذكِره» [خداوند آنگاه كه اراده كند به بنده‌ای خیر بدهد هنگامی كه او گناهی انجام داد، او را به سختی دچار می‌کند تا به یاد (خداوند) افتند.
امام صادق‌؟ع؟ می‌فرماید: نمی‌شود برای مؤمن ۴۰ شب بگذرد و چیزی نباشد که او را ناراحت کند تا او را متذکر (خداوند) کند.

پنجم: ترفیع درجه اولیاء خدا
این سه دسته آخر مربوط به متوسطین از مؤمنین بود. اما وقتی اولیاء به قله ایمنی رسیده‌اند و دیگر امکان سقوط ندارند، اما امکان صعود برای آنها همچنان باقی است. آزمایش و ابتلائات موجب ترفیع درجه اولیاء خدا می‌شود و لذا این بلاها نوعی ترفیع درجه برای آن‌ها خواهد بود. در تاریخ داریم که وقتی حسین ‌؟ع؟ قصد حرکت از مدینه را داشتند، بر سر قبر مطهر پیامبر آمد و قصد وداع داشت. در آنجا وقتی در سجده بود، سجده طولانی شد و کمی خواب او را فرا گرفت. حضرت در خواب دید که پیامبر اکرم به خواب ایشان آمدند و حسین ‌؟ع؟ را به سینه چسبانید و بین دیدگان او را بوسه می‌زد و فرمود انگار تو را می‌بینم که آغشته به خونت هستی و بین گروهی از این امت هست که امید به شفاعت من دارند که اصلاً بهره‌ای نخواهند داشت... و در بهشت برای تو درجاتی است (جمع است، نه یک درجه) که غیر از شهادت به آن نخواهی رسید.

ششم: شهود حقیقت اعمال
مسأله دیگر حقیقت اعمال است. می دانیم که اعمال دو چهره دارند. یک چهره ملکی است که تحققی در این عالم ندارد. اما همین عمل چهره ملکوتی دارد که در نشئات و عوالم دیگر ظهور و بروز پیدا می‌کند که از عالم برزخ شروع خواهد شد.
ابتلائاتی که تحقق پیدا می‌کند، دارای چهره ملکوتی زیبایی است که اولیاء آن را در همین عالم شهود می‌کنند و از آنها لذت می‌برند و برای آنکه آنها از این لذات معنوی محروم نشوند در این عالم دچار ابتلائاتی می‌شوند. لذا هرچه ظاهراً بلا بزرگتر باشد، چهره‌ای زیباتر خواهد داشت. امام صادق ‌؟ع؟ می‌فرماید: «انّ عَظیمَ الاَجر لَمَعَ عَظیم البَلاء»
اینجا بهتر می‌توان معنی آن جمله حضرت زینب(سلام الله علیها) را فهمید، آنگاه که ابن زیاد خطاب به آن حضرت گفت: آنچه خداوند با برادر و اهل بیت تو کرد چگونه دیدی؟ و حضرت فرمود: «جز زیبایی چیزی ندیدم».

captcha
شماره‌های پیشین