525
دوشنبه، ۱۵ مرداد ۱۳۹۷
15
«صبح‌نو» از اتفاقی نادر در سبزوار گزارش می‌دهد

برگزاری کنسرت در مراسم سالگرد یک شهید

مراسم سی‌امین سالگرد شهادت شهید علیرضا پسندیده در شهر سبزوار که توسط مادر و برادر این شهید برگزار شد به گونه‌ای متفاوت و بی‌سابقه انجام شد. در این مراسم شاهد اجرای موسیقی یک گروه دف بودیم که این مسأله واکنش‌های مختلفی را نیز در پی داشت. در این‌باره با آقای مسعود پسندیده، برادر شهید علیرضا پسندیده و عضو شورای شهر سبزوار و آقای حمیدرضا سیدنیا سرپرست گروه موسیقی داروگ گفت‌و‌گویی ترتیب دادیم.

خبر

صبح نو

«صبح‌نو» از اتفاقی نادر در سبزوار گزارش می‌دهد

برگزاری کنسرت در مراسم سالگرد یک شهید

مراسم سی‌امین سالگرد شهادت شهید علیرضا پسندیده در شهر سبزوار که توسط مادر و برادر این شهید برگزار شد به گونه‌ای متفاوت و بی‌سابقه انجام شد. در این مراسم شاهد اجرای موسیقی یک گروه دف بودیم که این مسأله واکنش‌های مختلفی را نیز در پی داشت. در این‌باره با آقای مسعود پسندیده، برادر شهید علیرضا پسندیده و عضو شورای شهر سبزوار و آقای حمیدرضا سیدنیا سرپرست گروه موسیقی داروگ گفت‌و‌گویی ترتیب دادیم.

آقای مسعود پسندیده در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو» درباره این مراسم گفت: «با توجه به این‌که امسال سی‌امین سالگرد اخوی بنده بود و مادرم می‌خواستند کمی متفاوت‌تر از سال‌های گذشته مراسم بگیرند و با توجه به حواشی‌ای که در استان خراسان نسبت به برگزاری مراسم‌های موسیقی و کنسرت هست و حساسیت‌هایی که اغلب به‌پای خانواده‌های شهدا و خانواده‌های انقلابی می‌نویسند، مادر بنده تصمیم گرفت که امسال کنسرتی را برای یادبود برادر شهیدم برگزار کند و در کنارش هم این فضا را ایجاد کند که مردم بتوانند رایگان از این کنسرت استفاده کنند. 
بنده به‌عنوان رییس کمیسیون فرهنگی سال گذشته به لغو کنسرت‌ها اعتراض کردم که محکوم به دو ماه حبس تعزیری شدم و این دو ماه حبس را گذراندم. مادر بنده خیلی از این قضیه متأثر شد که چرا باید چنین اتفاقی بیفتد. این کنسرت، کنسرت کوبه‌ای گروه داروَگ بود و ویژگی این کنسرت این بود که همه نوازندگان خانم بودند و دف‌نوازی می‌کردند. شاید تنها تأثیری که این کنسرت داشت ایجاد بارقه‌های امید در مردم سبزوار بود. از آن به‌عنوان یک اتفاق خوب یاد می‌کردند و انرژی مثبت گرفتند که یک مادر شهید چنین کاری انجام داده. حس خوبی به مردم سبزوار انتقال داده شد مبنی‌بر این که جداسازی و مرزبندی میان خانواده شهدا و بدنه مردم نیست و همه مردم یکی هستند. مادرم در آن مراسم اعلام کرد که شهدا اگر رفتند برای آسایش ما رفتند و یکی از نشانه‌های این آسایش شور و نشاطی است که می‌تواند با برگزاری مراسم‌هایی اینچنینی به آن برسیم.‌»
وی در ادامه در پاسخ به این سؤال که آیا برای این مراسم موسیقی مخالفت‌هایی صورت گرفت، اظهار داشت: «خیر. شاید زمزمه‌هایی مبنی‌بر این‌که قرار است مخالفت بشود مطرح می‌شد ولی الحمدلله بدون مخالفت برگزار شد.‌» وی همچنین درباره بازخوردهای این مراسم به «صبح‌نو» گفت: «‌شاید شب اجرا برخی نگران بودند و نهادهایی نگران بودند که نکند آوازی خوانده شود ‌یا حتی حرکات موزونی وجود داشته باشد در‌صورتی‌که این گونه نبود. برخی مدیران شهری ناراحت بودند که چرا چنین اتفاقی با این عنوان قرار است بیفتد. اما اغلب مردم ابراز خرسندی می‌کردند و این اقدام و این حرکت را اقدامی نمادین می‌دانستند. اگر انسان می‌خواهد هزینه‌ای انجام دهد مانند سنتی که متأسفانه خیلی وقت است به فراموشی سپرده شده را زنده کند. یعنی این مراسم‌ سالگرد می‌تواند شکل دیگری داشته باشد. مثلاً مادر بنده سال گذشته برای سالگرد برادر شهیدم یک سانس از سینما را اختصاص دادند.‌» 
درباره برنامه سال گذشته از مسعود پسندیده توضیح خواستیم که وی گفت: «سال گذشته مادرم یک سانس کامل سینما که مربوط به فیلم ماجرای نیمروز بود؛ بابت سالگرد برادرم اختصاص دادند و بلیت خریداری کردند و رایگان میان مردم توزیع شد.» 
سپس از او پرسیدیم که برنامه امسال چرا فقط به‌صورت موسیقی انجام شد و سخنرانی یا یادی از شهید علیرضا پسندیده وجود نداشت؟ بالاخره شاید خیلی از مردم ندانند در مراسم سالگرد شهادت یک شهید شرکت کرده‌اند، او در پاسخ گفت: «‌چیزی که در استان خراسان تابو است کلمه کنسرت است. اگر ما در سبزوار می‌خواهیم یک کنسرت برگزار کنیم اغلب انتظار مسوولان این است که عنوان کنسرت نداشته باشد، اما ما خیلی تأکید داشتیم که این مراسم کاملاً یک کنسرت باشد. بدون هیچ سخنرانی و مراسم جانبی دیگر مردم بیایند موسیقی گوش کنند و بروند. این خودش کفایت می‌کرد.‌» 
در ادامه از برادر شهید علیرضا پسندیده درخواست کردیم مقداری هم از برادرش برایمان بگوید که در پاسخ گفت: «علیرضا دانش‌آموز بود و در سن 18‌سالگی وقتی کلاس سوم دبیرستان بود در جزیره مجنون به شهادت رسید. بار پنجمی بود که به جبهه می‌رفت. یک روز دست علیرضا رفت لای در و یک بند انگشتش قطع شد. مادرم، حاجیه‌سادات قریشی خانه نبود. وقتی آمد خانه علیرضا را دید که یک گوشه خانه کز کرده. طاقت نداشت خار برود توی پای علیرضایش، حالا یک بند انگشتش قطع شده بود. اخم‌های مادر رفت توی هم. علیرضا طاقت غصه مادر را نداشت. خندید و گفت مادر جان نگران نباش. این بند انگشت یک نشانه است. جنگ شده بود. جنگ جای بچه بازی نیست اما همین جنگ است که خیلی از بچه‌ها روسفید می‌شوند و خیلی از مو و ریش سفید کرده‌ها رو سیاه. علیرضا پسربچه بود. یک پسربچه 16-15 ساله. پسربچه‌ای که راه مرد شدن را بلد بود. رفت جبهه. خیلی از هم‌محلی‌هایش رفته بودند جبهه. مثل کاظم ساروقی که شهید شد. علیرضا 18‌سالش شده بود. تا آن نوبت چند مرتبه به جبهه رفته بود. مادر گفت: درست را بخوان تا دانشگاه قبول شوی. ان‌شاء‌الله بعد برایت زن می‌گیرم. که علیرضا در پاسخ مادر گفت مادر جان اسلحه من جبهه است و دانشگاهم امام حسین؟ع؟. 
مرداد 66 بود. رفته بودند جزیره مجنون. علیرضا خیالش راحت بود. وقتی سبزوار بود، وصیت‌نامه‌اش را توی یک نوار کاست ضبط کرد. حتی عکس مراسم شهادتش را کنار گذاشت. در جزیره مجنون وقتی دید رضا قلعه‌نوعی تیر خورده و مجروح شده و نیروها عقب‌نشینی کردند رفت که رضا را نجات بدهد. خودش هم برنگشت. حاجیه بیگم، مادرم هم خوابش را دیده بود. خواب‌هایش بی‌برو‌برگرد تعبیر می‌شد. 
می‌گفت هفت تا پسر دارم. یکی را فدای جدم کنم؛ هیچ مشکلی نیست. وقتی علیرضا را آوردند، بس که توی آب مانده بود و آفتاب، صورتش قابل شناسایی نبود. وقتی مادرم رفت بالای سرش تا علیرضایش را ببیند جیغی کشید و پس افتاد. این صورت برایش آشنا نبود. یادش آمد که علیرضا نصف بند انگشت نداشت. از بند انگشت شناختش. انگار همین دیروز بود که علیرضا می‌خندید و به مادرش می‌گفت مادر جان این انگشت یک نشانه است.‌»
آقای حمیدرضا سیدنیا، خواننده‌ای که در مراسم یادبود این شهید خوانده است نیز در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو» عنوان کرد: «‌من سرپرست گروه داروگ هستم. برنامه ما تنها دف‌نوازی بود که توسط یک گروه 20‌نفره که اکثراً از بانوان بودند اجرا شد که همه از هنرجویان خودم بودند. ما در مجموع 9‌شب اجرا داشتیم که یکی از این شب‌ها را مادر شهید پسندیده سالن را رزرو کردند. در این برنامه تنها اجرای ما بود و مراسم خاص دیگری وجود نداشت. در انتهای برنامه مجری ما یادی از ایشان و فرزند شهیدشان کرد و خودشان هم روی صحنه آمدند و گل اهدا کردند. خودشان حتی سخنرانی هم نکردند و ما در سالن را باز گذاشته بودیم تا مردم شرکت کنند و خیلی‌ها نیز به‌صورت ایستاده برنامه را دنبال کردند.‌» 
سیدنیا در پاسخ به این سؤال که آیا با اجرای موسیقی در مراسم سالگرد این شهید مخالفت‌هایی صورت گرفت یا خیر، گفت: «خیر. پسر ایشان در شورای شهر هستند و پسر دیگرشان سفیر ایران در اروگوئه هستند. مجوز اجرای این هشت شب ما از طرف اداره ارشاد خراسان و اداره ارشاد سبزوار صادر شده بود.
 چون یکی از شب‌های این اجرای ما همزمان با سی‌امین سالگرد شهادت فرزند ایشان بود آن شب را ایشان رزرو کردند و در فضای مجازی اعلام کردند که بلیت‌های این شب برای مردم رایگان است. اجرای ما هم به مناسبت روز دختر بود و مجری برنامه و اکثر اجراکنندگان نیز خانم بودند. در روزهای بعد از مراسم مطلع شدم خبر و تصاویر این برنامه به‌صورت خودجوش در فضای مجازی پخش شده است.‌»
 

captcha
شماره‌های پیشین