522
چهارشنبه، ۱۰ مرداد ۱۳۹۷
13
دکتر نصرالله حکمت در همایش «سهروردی در متن آثارش»:

فلسفه بدون ایمان، فریب بزرگی است

مراسم بزرگداشت شیخ اشراق با عنوان «سهروردی در متن آثارش» در موسسه حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این مراسم اندیشمندان مختلفی از جمله دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر نصرالله حکمت و‌... به ایراد سخن پرداختند.

حجت‌الاسلام پارسانیا مطرح کرد:

تشکیل شبکه ملی نخبگان  علوم انسانی-اسلامی

صبح نو

دکتر نصرالله حکمت در همایش «سهروردی در متن آثارش»:

فلسفه بدون ایمان، فریب بزرگی است

مراسم بزرگداشت شیخ اشراق با عنوان «سهروردی در متن آثارش» در موسسه حکمت و فلسفه ایران برگزار شد. در این مراسم اندیشمندان مختلفی از جمله دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر نصرالله حکمت و‌... به ایراد سخن پرداختند.

دینانی بحث نور در فلسفه شیخ اشراق را مطرح کرد و گفت: در قرآن کلمه «نور» به کار رفته و خداوند نور آسمان و زمین خوانده شده است. ممکن است گروهی معتقد باشند که نور هم وجود است، اما سهروردی وجود را اعتباری دانسته است و هیچ‌کجا ذکر نکرده که ماهیت اصیل است.
زرتشت قائل به نور و تقابل ظلمت و نور بود که درنهایت به غلبه نور بر ظلمت ختم می‌شد. سهروردی میان فرهنگ ایران باستان و فرهنگ اسلامی اتصالی برقرار کرده و می‌گوید این نور به تمام و به کمال در شعله فراگیر عالم، نور محمدی است.
او با اشاره به رساله «لغت موران» سهروردی گفت: همه حیوانات یک صدایی دارند اما «لغت» هم دارند. مورچه لغتی دارد؟ دقت کنید که این مرد ایرانی تمام‌عیار چقدر قرآنی است. قرآن کریم می‌فرماید: «قَالَتْ نَمْلَةٌ یا أَیهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکنَکمْ لَا یحْطِمَنَّکمْ سُلَیمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یشْعُرُونَ؛ تا آنگاه‌که به وادی مورچگان رسیدند مورچه‌ای [به زبان خویش] گفت ای مورچگان به خانه‌هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال کنند» (نمل، ۱۸). سلیمان پیامبر محتشم بود، اما این مور با عبارت «وَهُمْ لَا یشْعُرُونَ» به او توهین کرد و گفت این‌ها نمی‌فهمند. غرض من این است که نشان دهم سهروردی چقدر با قرآن مأنوس بوده است.دینانی در ادامه به توضیح درباره عنوان رساله «آواز پر جبرئیل» پرداخت و گفت: جبرئیل حامل وحی است، اما سؤال اینجاست که مگر جبرئیل پر دارد؟ قرآن می‌گوید پر دارد: «جَاعِلِ الْمَلَائِکةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنَی وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ؛ فرشتگان دارای بال‌های دوگانه و سه گانه و چهارگانه‌اند» (فاطر، ۱). سهروردی هم بر اساس آیه قرآن می‌گوید جبرئیل پر دارد. برای اینکه معنای پر داشتن جبرئیل روشن شود یک بیت از مولوی می‌خوانم: عقل را هفتصد پر است و هر پری / از سماء بگرفته تا تحت‌الثری.
او وجه تسمیه رساله «عقل سرخ» را توضیح داد و گفت: از نظر قدما، رنگ سرخ ترکیبی از سیاه‌وسفید است. سهروردی وقتی از عقل سرخ بحث می‌کند، یعنی عقلی که در انسان وجود دارد. عقل انسان برحسب ذات، سفید و نورانی است اما بدن او تاریکخانه و ظلمت است. پس عقل سفید و شفاف و ذاتاً نورانی وقتی در این ظلمت قرار می‌گیرد، سرخ می‌شود. پس عقل سرخ یعنی عقل آدمی. انسان همواره میان دانایی و نادانی است. عقل درون نادانی را می‌شکافد و پرده نادانی را از هم می‌گسلد. عقل، سرخ است چون شما را از نادانی به‌سوی دانایی می‌برد. عقل انسان همه عالم را تحت سیطره خود دارد. این عقل است که عالم را می‌فهمد. سؤال اینجاست که عقل تا کجا پیش می‌رود؟ حد عقل ذات حق‌تعالی است. عقل را به ذات حق راه نیست. عقل کنجکاو بالذات است و شهید راه کنجکاوی است. عقل جست‌وجوگر است و همیشه در آغاز است.
در ادامه اعوانی با اشاره به رساله الواح‌العمادیه سهروردی گفت: من عادتی داشتم بر این مبنا که هر کتابی که یک متفکر اسلامی نوشته بود، اول به فهم او از آیات قرآن توجه می‌کردم و این روش به نظرم مطلوب و حتی از جهاتی از خواندن تفاسیر بهتر است چون تفاسیر گاهی از هم نقل می‌کنند. سهروردی این شرح را برای عمادالدوله نوشته و اینکه او را شیرفهم کند. این کار دشواری است که فلسفه را برای یک حاکم بگویید. در آنجا شرط می‌کند که هر چیزی که با براهین می‌آورد برای استشهاد دو آیه بیاورد، گاهی هم چند آیه می‌آورد.
او یکی از سرمایه‌های بزرگ فرهنگ ما را فهم حِکمی قرآن دانست و گفت: نه‌تنها قرآن بلکه تمام کتب مقدس با حکمت است و تمام پیامبران معلم حکمت بودند. خداوند در عهد الست پیش از بعثت پیامبران از همه میثاق گرفت و فرمود: کتاب و حکمت را به همه دادم. در خود قرآن، حکمت ازلی و ابدی است و خاص هیچ قومی نیست. حکمت در قرآن خیر کثیر نامیده شده است و اختصاص به پیامبران هم ندارد. در مورد لقمان که تنها کسی است که در قرآن به حکمت از او یاد شده می‌گویند یک برده حبشی بوده نه پیامبر اما وقتی‌که سوره مبارکه لقمان را بخوانید، تمام مبادی حکمت از توحید و نبوت و افعال حُسن و حضور خداوند در عالم و غیره را در آن می‌بینید. این سرمایه در حکمت ما حفظ شده است. ابن‌سینا راه را برای این کار همواره کرد؛ یعنی او به‌جای حکمت عملیِ ارسطو، آمده شریعت را تبیین حِکمی کرده است. مثلاً در کتاب دهم شفا بحث از نبوت، وجوب نماز و ... می‌کند که تمامی این موارد حکمت است.
اعوانی ادامه داد: برخی می‌گویند تبیین آیات کار کلام است درحالی‌که این ادعا اشتباه است؛ چراکه متکلم همواره ملتزم به وحی است. بنابراین کلام نوعی انحصارطلبی است و به تعبیر دیگر، کلام ذاتاً انحصارطلب است، اما حکمت اینچنین نیست. باید به این نکته توجه داشت که تبیین حکمی آیات قرآن مهم‌ترین چیزی است که عالم اسلام بدان نیاز دارد. در هر دینی، مذاهبی داریم و هیچ‌کدام دیگری را قبول ندارند و حتی هم را تکفیر می‌کنند چنانکه در مورد غزالی هم دیدیم.
 در ادامه نصرالله حکمت گفت: با خواندن متن آثار سهروردی به روزگار سهروردی می‌رویم. اما با خواندن مقدمه حکمت الاشراق سهروردی را به روزگار خود می‌آوریم و با او امروز به گفتگو می‌نشینیم که ببینیم آیا سهروردی برای انسان امروز در قرن بیست و یکم سخنی دارد یا نه. این مقدمه مباحث کلیدی زیادی را در بر دارد که شامل ۷ گام می‌شود. گام اول بحث ایمان پیشافلسفی است. معتقدم فلسفه اسلامی در ماهیت خود با فلسفه یونان متفاوت است و این‌گونه نیست که صرفاً مسائلی را افزوده باشد، بلکه در صورت و ساختارش با فلسفه یونان تفاوت دارد که مهم‌ترین تفاوت ایمان پیشافلسفی است. معتقدم از فلسفه ارسطو به بعد بذر یک بحران کاشته شده و آن ایمان به خدای خالق است که اگر انسان آن را نداشته باشد، فلسفه یک فریب بزرگ است. سهروردی هنوز وارد ساخت فلسفه نشده، به ستایش خالق یکتا می‌پردازد. او افزود: گام دوم تأمل در خویش و برقراری ارتباط با حقیقت است. خلوت و منازله از کلیدواژه‌های حکمت اشراق و عرفان ابن عربی است. خلوت یعنی آنجایی که انسان از عالم ماده به معنای ترک محسوسات و مالوفات و برقراری ارتباط با خویشتن درونی انسان که از آن به خودآگاه تعبیر می‌کنیم، می‌پردازد. منازله به معنی یک نزول دوسویه است و اگر خدا نازل می‌شود، انسان هم باید از آن مرتبه‌ای که در آن استقرار دارد نازل شود و کمی فرود آید تا این منازله و ارتباط برقرار شود. گام سوم، این است که حقیقت در انحصار کسی نیست سخنی که شیخ اشراق می‌گوید ادامه سخن ابن‌سیناست که معتقد است اساساً نفس بشری ارتباط و مناسبتش با جهان ملکوت بسیار بیشتر از ارتباطش با این جهان محسوس است. در عالم ملکوت هیچ‌گونه بخلی نیست.حکمت درباره گام چهارم بیان کرد: به اعتقاد سهروردی بدترین روزگار و دوران همان دورانی است که در آن تفکر تعطیل و باب مشاهدات مسدود گردد. همچنان که در روزگار کنونی آن را مشاهده می‌کنیم. گام پنجم نیز راه بسیار طول و درازی است که بخواهیم از طریق منطق ارسطویی و استدلال حقایق آن را دریابیم، بعید است که بتوانیم این راه را طی کنیم. بحثی که اینجا سهروردی مطرح می‌کند، بحث مهم و جدی در بیان تفاوت فلسفه اسلامی با فلسفه یونان است که بنده با تعبیر متد و سلوک آن را مطرح می‌کنم. آنجا باید بکوشیم درست راه برویم اما در اینجا باید بکوشیم راه درست را برویم و این تفاوت استراتژیک کل فلسفه غرب است از ارسطو تا کانت. کانت بحث روش و راه را مطرح کرده، سهروردی هم می‌گوید باید بکوشیم راه درست را پیدا کنیم.
استاد دانشگاه شهید بهشتی بیان کرد: گام ششم بحث سیاست است. سهروردی می‌گوید ما کسانی را داریم که اهل تأمل و بحث هستند. زمام امور عالم به دست کسی است که این دو جنبه را دارد یعنی در راه درست، درست راه می‌رود. گام هفتم تعبیر تعویض و تصریح است که سهروردی از امام علی؟ع؟ این تعبیر را گرفته است. او امام علی؟ع؟را حکیم عرب می‌خواند. زبان کنونی ما، زبان خشم و خشونت و کینه است درحالی‌که این مملکت، مملکت علوم انسانی، ادبیات، ابن‌سینا، سهروردی، حافظ و مولوی است و در شأن ما نیست که با دنیا این‌گونه صحبت کنیم و فقط چهره خشم خود را به دنیا نشان دهیم. فکر می‌کنم سهروردی در این گام سخنان بسیاری برای امروز ما دارد.
 

captcha
شماره‌های پیشین