517
چهارشنبه، ۰۳ مرداد ۱۳۹۷
3
شرط ایران برای گفت‌وگوی مستقیم بازیگران اصلی منطقه

مذاکره بدون مزاحم

«برای حل مسائل منطقه‌ای نیازی به مداخله و مذاکره آمریکا نیست، بیگانگان باید مداخله‌ها را کنار بگذارند و بازیگران اصلی منطقه با یکدیگر وارد گفت‌و‌گو شوند و مسائل را خودشان حل کنند.» این توصیه ایران به دیگر کشورهای منطقه غرب آسیاست که با همگرایی و مذاکره مشکلات خود را حل کنند.

یادداشت

روحانی و دیپلماسی پیشگیرانه

دکتر ابراهیم متقی

صبح نو

یادداشت

روحانی و دیپلماسی پیشگیرانه

دکتر ابراهیم متقی

الگوی رفتاری قدرت‌های بزرگ در برخورد با بازیگران منطقه‌ای تابعی از ساز‌و‌کارهای همکاری‌جویانه و دیپلماسی اجبار بوده است.
فرایندهایی که می‌تواند زمینه لازم برای متقاعد‌سازی کشورها را برای انجام کنش همکاری‌جویانه در محیط منطقه‌ای و سیاست بین‌الملل فراهم آورد حتی دونالد ترامپ نیز در کتاب هنر معامله به این موضوع اشاره دارد که در برخورد با سایر بازیگران می‌توان از دو الگو به موازات یکدیگر استفاده کرد، روش متقاعد‌سازی و سیاست اجبار.
دو الگویی که می‌تواند زمینه‌های لازم برای شکل‌گیری فرایندهای دیپلماتیک و اقتصادی یا راهبردی را فراهم سازد. این دو الگو هیچ‌گاه در روند ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ مورد استفاده قرار نگرفت. ترامپ در صدد برآمد تا ساز‌و‌کارهایی را مورد استفاده قرار دهد که با شعارهای کارگزاران کشتی کج در آمریکا شباهت داشته باشد. توییت دونالد ترامپ را باید براساس نشانه‌هایی از دیپلماسی اجبار، تهدید و به‌کار‌گیری ادبیاتی دانست که با نشانه‌هایی از رجزخوانی شباهت دارد. به‌طور‌کلی الگوی رجز‌خوانی بیش از آنکه در سیاست عملی انعکاس داشته باشد، بخشی از فضای هیجانی است که در باشگاه‌ها و کلوپ‌های کشتی کج آمریکایی انعکاس داشته است. چنین روندی از حوزه کنش غریزی به عرصه سیاست عملی منتقل شده است. بنابراین می‌توان به این موضوع اشاره داشت که توییت دونالد‌ترامپ ماهیت غریزی داشته و با نشانه‌هایی از سیاست امپریالیسمی پیوند یافته است، در امپریالیسم کلاسیک در قرن 19 بر تهدید، اجبار و رجز‌خوانی مبتنی‌بر قدرت تخریبی تاکید بوده است.
واقعیت آن است که هم‌اکنون الگوی امپریالیسیم نو براساس ساز‌و‌کارهای متقاعد‌سازی از اهمیت و مطلوبیت بیشتری برخوردار است. اگر آمریکا در فضای امپریالیسم کلاسیک قرار گیرد، به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر در وضعیت جنگ‌های بی‌پایان قرار می‌گیرد. به همین دلیل است که ترامپ از سیاست تهدید استفاده می‌کند و صرفاً در شرایطی تهدید خود را به‌کار می‌گیرد که کنش تهدید‌آمیز هزینه‌های کمتری برای او داشته باشد. متوقف‌سازی همکاری‌های آمریکا با برنامه جامع اقدام مشترک را باید در زمره ساز‌و‌کارهای کم‌هزینه برای آمریکا دانست. اگر چه ترامپ تهدید به اقدامات پرشدت می‌کند اما پیامد چنین فرایندی معطوف به مذاکره خواهد بود. الگویی که آمریکا در برخورد با کره‌شمالی به‌کار گرفت، تلاش برای تهدید در جهت میل به دیپلماسی و مذاکره بوده است.
ادبیات به‌کار‌گرفته‌شده توسط آقای حسن روحانی، ماهیت تهدید‌آمیز نداشته است. روحانی از ادبیاتی بهره گرفته که نشانه‌هایی از چانه‌زنی و مصالحه را در بر‌می‌گیرد. به‌طور‌کلی شرایط اقتصادی و راهبردی ایران به‌گونه‌ای نیست که از ساز‌و‌کارهای کنش تهدید‌آمیز استفاده کند. به همین دلیل ادبیات‌ به‌کار گرفته شده ماهیت واکنشی دارد، روندی که معطوف به باز‌تولید قانون‌گرایی است. وقتی که حسن روحانی به مساله وفای به عهد اشاره دارد، آن را به‌عنوان بخشی از ساز‌و‌کارهای کنش همکاری‌جویانه ایران برای مصالحه در سیاست بین‌الملل می‌داند به همین دلیل است که بر قانون‌گرایی‌، نهاد‌گرایی و کنش‌ متقابل همکاری‌جویانه تاکید شده است. طبعاً چنین فرایندی نمی‌تواند برای صلح و امنیت جهانی ‌یا فرایندهای محیط منطقه‌ای مخاطره‌آمیز باشد.
ادبیات به‌کار‌گرفته‌شده توسط حسن روحانی با قالب‌های مفهومی منشور ‌ملل‌متحد و حقوق بین‌الملل هماهنگی بیشتری دارد. طبعاً کشورها می‌توانند از اقدام متقابل در برابر سیاست تهدید سایر کشورها استفاده کنند، چنین مفاهیمی را می‌توان در قالب دیپلماسی پیشگیرانه مطرح کرد. بنیان‌های اصلی این دیپلماسی ‌بهره‌گیری از مفاهیم قدرت برای صلح ارزیابی می‌شود، الگویی که به‌گونه اجتناب‌ناپذیر در ادبیات سیاسی رییس‌جمهوری اسلامی ایران وجود داشته است.
 سخنان ایشان در دیدار با سفرا و مقامات دیپلماتیک وزارت خارجه ایران نشان از اقدام متقابل متوازن دارد، اقدامی که در منشور‌ ملل‌متحد و قواعد حقوق بین‌‌الملل مورد پذیرش قرار گرفته است. بنابراین نمی‌توان الگوی رفتاری و ادبیات روحانی را پرمخاطره دانست، ادبیات به‌کار‌گرفته‌شده مبتنی بر نشانه‌هایی از تلاش برای همکاری و مصالحه بوده است. بنیان‌های سیاست خارجی ایران همواره نشانه‌هایی از اقدام تدافعی را منعکس می‌سازد، بنابراین اقدام تدافعی می‌تواند در فضای اقتصادی راهبردی ‌یا دیپلماتیک انجام پذیرد. در شرایطی که اقدامات ترامپ منجر به اعمال تحریم‌های ثانویه علیه ایران شده، بنابراین طبیعی است که ایران بتواند تلاش فراگیری را به انجام رسانده تا مشکلات اقتصادی خود را از طریق دیپلماسی پیش‌گیرانه و اقدام متقابل متوازن پیگیری کند.

captcha
شماره‌های پیشین