516
سه شنبه، ۰۲ مرداد ۱۳۹۷
13
در نشست بررسی فیلم-فلسفه با محوریت فیلم «قاعده بازی» مطرح شد

معتمدی، فلسفه را در فیلم اجرا می‌کند

سلسه نشست‌های نقد و بررسی فیلم-فلسفه، هفته گذشته با بررسی فیلم «قاعده بازی» به کارگردانی دکتر احمدرضا معتمدی، برگزار شد. در این نشست که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، دکتر مهدی رحیمیان، دکتر محمدرضا موسوی مهر، دکتر اکبر حبیب‌اللهی، دکتر احمد سجادی صدر از اساتید دانشگاه صداوسیما و همچنین کارگردان اثر حضور داشتند.

خبر

صبح نو

در نشست بررسی فیلم-فلسفه با محوریت فیلم «قاعده بازی» مطرح شد

معتمدی، فلسفه را در فیلم اجرا می‌کند

سلسه نشست‌های نقد و بررسی فیلم-فلسفه، هفته گذشته با بررسی فیلم «قاعده بازی» به کارگردانی دکتر احمدرضا معتمدی، برگزار شد. در این نشست که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، دکتر مهدی رحیمیان، دکتر محمدرضا موسوی مهر، دکتر اکبر حبیب‌اللهی، دکتر احمد سجادی صدر از اساتید دانشگاه صداوسیما و همچنین کارگردان اثر حضور داشتند.

بینامتنیت و ساختارشکنی مورد توجه‌ام بود
معتمدی فیلم زیر درختان زیتون، اثر عباس کیارستمی را پیش از فیلم خودش مهم‌ترین اثر پست‌مدرن در سینمای ایران دانست و گفت: مساله بینا‌متنیت و ساختارشکنی که در دیدگاه‌های پست‌مدرن مطرح شده، مورد توجه من  قرارگرفت. او هر کدام از سکانس‌های فیلم قاعده بازی را دارای ارجاعاتی به یکی از آثار مهم سینمای جهان قلمداد کرد و مثال زد: یکی از سکانس‌ها هجویه‌ای بر هملت است. یا مثلاً کالسکه‌ای قرار است به پایین بیاید که دقیقاً از روی پلکان فیلم رزم‌ناو پوتمکین گرفته شده است. یا کامپیوتری که در فیلم است، از روی کامپیوتر فیلم اودیسه فضایی کوبریک برداشت شده است. برداشت‌هایی هم از پدرخوانده، فیلم‌های کارآگاهی و شخصیت رمبو و راکی انجام شده است. همچنین فیلم ارجاعاتی به متون ادبی و مفاهیم فلسفی دارد. مثلاً چپق آقای ابوالهول در فیلم، اشاره به «این یک چپق نیست» میشل فوکو دارد.

خنده، انسان را تصفیه می‌کند
رحیمیان در ادامه بحث، به مقوله کمدی اشاره کرد و فیلم دکتر استرنجلاو را مثال زد و گفت: کمدی ضرورتاً این‌طور نیست که با رد و بدل دیالوگ انجام شود. کمدی می‌تواند بسیار عمیق و فلسفی باشد. کمدی بسیار قدیمی‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم و شاید همزمان با تراژدی به‌وجود آمده باشد. درون تراژدی‌ها بخش‌هایی را تحت عنوان هجو می‌گذاشتند. این کار هم دلیل روانکاوانه داشته است و هم دلیل سیاسی. دلیل روانکاوانه این بوده که مردم را همیشه نمی‌توان از طریق رنج تصفیه کرد. باید در دل این رنج مقولاتی بی‌رنج هم وجود داشته باشد تا انسان‌ها راحت شوند و خودشان را تخلیه کنند. همچنین کمدی ابزار بسیار خوبی برای اصلاح باشد. او درباره فیلم قاعده بازی گفت: کمدی و خنده به اعتقاد بنده مقدس است و خداوند خنده و گریه را آفریده است. فیلم قاعده بازی خیلی شلوغ است چون کمدی اساساً شلوغ است و ما گاهی احساس می‌کنیم به هم ریخته است. در‌حالی‌که یک نخی وقایع را به هم مرتبط کرده است و این احتیاج به فکر دارد.

قاعده بازی، اجرای سینمایی فلسفه
حبیب‌اللهی در ادامه با طرح این سؤال که «چگونه توان فلسفی یک فیلم را می‌توان فهمید؟» گفت: ژیل دولوز معتقد است فیلم، به‌وجودآورنده تفکر خلاق فلسفی است و مفاهیم جدید فلسفی را به تصویر می‌کشد. این نظر بسیار جسورانه است. شخص دیگری با نام لوینگستون معتقد است فیلم ندیمه فلسفه است. مطابق این نظریه فیلم هیچ نقشی در فلسفه‌ورزی ندارد. چه بسیا دیالوگ‌هایی موضوعات فلسفی را بیان کند اما این به معنای فلسفه‌ورزی نیست. شخص دیگری نظر میانه‌ای را بیان می‌کند؛ او می‌گوید امکان اجرای سینمایی فلسفه وجود دارد.
او درباره فیلم فیلم معتمدی گفت: این فیلم در دسته سوم جا می‌گیرد؛ یعنی اجرای سینمایی فلسفه. با توجه به این، باید بپرسیم فیلم چه ژانری و چه فلسفه‌ای را دنبال می‌کند؟ فیلم‌ها می‌توانند چشم‌اندازهای فلسفی را به‌طور ژرف‌تر بپردازد. اصول زیبایی‌شناسی می‌تواند به این مساله کمک کند. فیلسوف چیزهایی که فیلمساز به سادگی می‌تواند «نشان دهد» را «می‌گوید».

فیلم پست‌مدرن پارودی دارد
سجادی در ادامه این نشست گفت: فیلم‌ها گاهی درباره فلسفه مدرن یا پست‌مدرن نیست اما لزوماً این فیلم‌ها مدرن یا پست‌مدرن نیستند. فیلم‌هایی می‌بینیم که به مسائل پست‌مدرن اشاره نمی‌کنند اما پست‌مدرن هستند. قطعاً یک فیلسوف فیلم قاعده بازی را ساخته است. فیلم پست‌مدرن شاخصه‌هایی در روایت دارد. مهم‌ترینش این است که تکه‌تکه است. قاعده بازی به این اعتبار که اوج و فرود و گره‌گشایی دارد تکه‌تکه نیست اما به این اعتبار که بینا‌متنیت دارد تکه‌تکه است و پست‌مدرن است.
او بینا‌متنیت را یکی از شاخصه‌های پست‌مدرنیسم دانست و گفت: قاعده بازی فیلمی درباره پست‌مدرنیسم است اما خود فیلم پست‌مدرن نیست. دو خصلت مهمی که فیلم‌های درباره پست‌مدرنیسم دارند، یکی بینا متنیت است و دیگری نقیضه و پارادوکسی است. این فیلم‌ها به شدت وابسته به کمدی هستند. علتش این است که فلسفه پست‌مدرن که بعد از ساختار‌شکنی و پساساختارگرایی آمده است، می‌گوید هیچ اثری اصیل نیست. 
حتی کسی می‌گفت انسان‌ها هم بینامتنیت پدران و مادرانشان هستند و اصیل نیستند. وقتی هیچ‌چیز اصیل نباشد شما یا دچار ناامیدی می‌شوید ‌‌یا مانند یک نیهیلیست سیگار می‌کشید و به این دنیای غیراصیل می‌خندید. پارودی دقیقاً اینجا شکل می‌گیرد. به نظرم آقای معتمدی در قاعده بازی یک گام از بینامتنیت جلوتر رفته است. صحنه‌هایی از تاریخ سینما را می‌گیرد اما مفاهیم عمیق خودش را در آن می‌گذارد. مانند صحنه‌ای که کامپیوتر به روی در کسی باز می‌کند که خودش را می‌شناسد و معرفی می‌کند.

قاعده بازی، فیلم آینده است
موسوی مهر در ادامه با بیان اینکه بالاخره یک فیلم فلسفی تولید شده است، گفت: شما از ابتدای دیدن این فیلم باید دائماً فکر کنید. این خودش بزرگ‌ترین دلیل برای این است که فیلم فلسفی است. 
باید ببینیم این فیلم را در چه مقوله‌ای می‌توان گنجاند. فلسفه رسانه، مشهور است که فلسفه کودکان است. وقتی شما فلسفیدن را با تصویر صورت می‌دهید، از ابتدایی‌ترین نوع ادراک برای فهم استفاده می‌کنید. تصور من این بود که اگر بچه‌ها فیلم قاعده بازی را ببینند می‌خندند و بعد از فیلم خسته می‌شوند اما تجربه من نشان داد که از فیلم خسته نمی‌شوند و می‌خندند. این فیلم بسیار عمیق است اما توانسته حسگرهای بینایی و شنوایی کودکان را تحریک کند و خواه ناخواه لذت می‌برند. اگر جامعه ما سیر عقلانی خودش را دنبال کند می‌توانیم بگوییم این فیلم، فیلم آینده است. شاید اگر فیلم آقای معتمدی را 50سال دیگر می‌دیدند بهتر درباره‌اش قضاوت می‌کردند.
او افزود: ارسطو معتقد است که عالم هنر عالم تقلید است. افلاطون هم معتقد است که هنر تقلیدِ تقلید است. چون طبیعت خودش فرع بر عالم اصیل مثل است. قاعده بازی به نظر می‌رسد تقلیدِ تقلیدِ تقلید است! چون در این فیلم متون مختلف هنری جمع شده است. البته این تقلید به معنای منفی کلمه نیست. چون هم تاریخ سینما را حکایت می‌کند و هم فیلم خودش را می‌سازد. فیلم حالت موزاییکی دارد. طنز اساساً توام با اغراق است که فیلم هم همینطور است. باید تناقض با ساختار ذهنی ما توام با اغراق اتفاق بیفتد که منجر به خنده شود.

captcha
شماره‌های پیشین