514
یکشنبه، ۳۱ تیر ۱۳۹۷
7
«صبح نو» از آخرین وضعیت درمان دختران شین‌آبادی گزارش می‌دهد2/1 میلیارد دلار رسید

ذبح سیاسی قربانیان آتش

دختران شین‌آبادی که قربانیان آتش‌سوزی در کلاس درس‌شان شده‌اند، بعد از 6 سال به تهران آمده‌اند تا وضعیت درمان خود را مستقیماً از وزارت بهداشت و ریاست جمهوری پیگیری کنند. اگرچه تا به امروز موفق به دیدار با هیچ یک از مسوولان دولت نشده‌اند اما همچنان به فردایی بهتر امید دارند. به فردایی که مسوولان در کنار وعده‌ها و شوآف‌هایشان پیگیر درمان آ‌نها نیز باشند.

صبح نو

«صبح نو» از آخرین وضعیت درمان دختران شین‌آبادی گزارش می‌دهد2/1 میلیارد دلار رسید

ذبح سیاسی قربانیان آتش

دختران شین‌آبادی که قربانیان آتش‌سوزی در کلاس درس‌شان شده‌اند، بعد از 6 سال به تهران آمده‌اند تا وضعیت درمان خود را مستقیماً از وزارت بهداشت و ریاست جمهوری پیگیری کنند. اگرچه تا به امروز موفق به دیدار با هیچ یک از مسوولان دولت نشده‌اند اما همچنان به فردایی بهتر امید دارند. به فردایی که مسوولان در کنار وعده‌ها و شوآف‌هایشان پیگیر درمان آ‌نها نیز باشند.

هنوز شعله‌های آتش جلوی چشم‌مان است. هنوز هم شب‌ها کابوس آن روزها را می‌بینم. چه آن روزی که در آتش سوختیم چه آن روزها که روی تخت بیمارستان منتظر مرگمان بودیم. 6 سال هر چند ماه یکبار با هزار امید و آرزو راهی اتاق عمل می‌شویم و اما هر بار بدتر از دفعه قبل باندها را از سر و بدنمان باز می‌کنند. این‌ها بخشی از صحبت‌های آمنه، یکی از دختران شین آبادی است.
یک هفته می‌شود که هر 12 نفرشان راهی تهران شده‌اند. آمنه می‌گوید برای شنیدن حرف آخر آمده. می‌گوید به ستوه آمده از این همه رنج و یأس و نومیدی. آمنه راد 15 ساله یکی از قربانیان آتش‌سوزی مدرسه شین‌آباد در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو» می‌گوید: ما یک هفته است که به تهران آمده‌ایم. در این یک هفته مقابل ساختمان ریاست جمهوری تجمع کردیم. به وزارت بهداشت رفتیم و ساعت‌ها منتظر ملاقات با دکتر هاشمی وزیر بهداشت بودیم اما متأسفانه پرسنل آنجا جواب درستی به ما نمی‌دادند و در نهایت هم نتوانستیم که با ایشان ملاقاتی داشته باشیم. روز گذشته هم به وزارت آموزش و پرورش رفتیم تا درباره وضعیت تحصیل‌مان با آقای وزیر صحبت کنیم اما متأسفانه آنجا هم موفق به دیدار با وزیر نشدیم. مجبور شدیم مقابل ساختمان ریاست جمهوری تجمع کنیم اما در تمام آن مدت، نه کسی صدای ما را شنید و نه کسی از ما پرسید، دردتان چیست.
آمنه ادامه داد: یکی از روزهایی که مقابل ساختمان ریاست جمهوری بودیم. خانم شهیندخت مولاوردی، هنگامی که با ماشین از مقابلمان عبور می‌کردند، متوجه حضور ما شدند که از ماشین خود پیاده شده و از ما چند سؤال پرسیدند و رفتند و حتی قول پیگیری هم ندادند. ما هم مثل همه همسن و سال‌هایمان درس می‌خوانیم ولی هر زمان که برای درمان به تهران می‌آییم از درس‌هایمان جا می‌مانیم و مجبوریم با آن وضعیتی که بعد از عمل پیدا می‌کنیم چند برابر بچه‌های دیگر تلاش کنیم.

ما را به بیمارستان‌های آموزشی می‌فرستند
آمنه می‌گوید:  وزیر بهداشت گفته است هر کدام از ما بیش از 50 بار تحت عمل جراحی قرار گرفته‌ایم. سؤال من از ایشان این است که چرا با وجود 50 بار عمل هیچکدام‌مان تغییر چندانی نکرده‌ایم؟ اگر تغییری در وضعیت ما ایجاد شده به دلیل رشد طبیعی خودمان در سنین 10 تا 15 سالگی است. اما 50 بار که سهل است ما حاضریم صدها بار زیر تیغ جراحی برویم تا درمان شویم.
 تا زمانی که ما در بیمارستان‌های دولتی زیر دست رزیدنت‌ها جراحی می‌شویم، معلوم است که وضعمان بهتر نمی‌شود. ما را به بیمارستان‌های آموزشی می‌فرستند و همیشه شاهد این بوده‌ایم که اساتید کار ما را انجام نمی‌دهند و ما را به دانشجوهایشان می‌سپارند.
آمنه می‌گوید: بارها به ما گفته‌اند که ما تجهیزات لازم را نداریم. بیمارستان دستگاه لیرز ندارد و پزشکان به ما گفته‌اند برای ادامه روند درمان استفاده از این دستگاه الزامیست. یک تیغ جراحی برای عمل‌های ما لازم است که می‌گویند 60 میلیون تومان قیمت دارد و بیمارستان بودجه‌ای برای خرید آن را ندارد.

وعده‌ای که ما را به تهران کشاند
دی‌ماه سال گذشته بود که ما را برای یک کنگره سوختگی به تهران دعوت کردند. در آن همایش وزیر بهداشت گفته بودند من شما را به خارج از کشور اعزام می‌کنم و حتی اگر دولت بودجه‌ای برای این کار نداشت من شما را با هزینه شخصی‌ام اعزام می‌کنم.
و به ما گفت اسفندماه به تهران بیایید. ولی وقتی ما دوباره به تهران مراجعه کردیم انگار همه چیز را فراموش کرده بودند. حالا بعد از پنج ماه دوباره آمده‌ایم تا برای آخرین بار تکلیفمان را بدانیم. ما از وعده‌های خالی خسته‌ایم.
ما دیگر خسته شدیم. الان که ما 15 ساله‌ایم زیبایی‌مان را می‌خواهیم. بعضی دکترها به ما گفته‌اند، روند درمان ما در ایران حدود 15 سال دیگر طول می‌کشد درصورتی که در خارج از ایران این دوره درمانی به حدود 2 تا 3 سال به طول می‌انجامد.

 هر 12 نفرمان تاکنون 350 بار جراحی شده‌ایم
از سیما می‌خواهم درباره هرآنچه او را در طول این سال‌ها اذیت کرده، صحبت کند. سیما با کمی مکث و بغض قورت داده‌ای می‌گوید: «همه گمان می‌کنند ما شرایط ظاهری وحشتناکی داریم اما  از روح ما را که هر روز زخمی می‌شود کسی نمی‌بیند. من بعد از این حادثه علایقم تغییر کرده و توان روبه‌رو شدن با مردم را ندارم. سیما می‌گوید: من دلم می‌خواهد همیشه تنها باشم، از معاشرت با دیگران حس بدی پیدا می‌کنم. به آینه هم دلم نمی‌خواد نگاه کنم چون چهره خوشایندی را نمی‌بینم. چهار نفر از ما 12 نفر سابقه خودکشی دارند که من هم یکی از آ‌نها هستم.»
همین چند ماه پیش دست به خودکشی زدم
سیما صحبت‌های خود را اینطور ادامه می‌دهد: «همین چند ماه پیش بود که تصمیم به خودکشی گرفتم. این کار را با تیغ انجام دادم ولی خانواده سر رسیدند و مرا نجات دادند.» سیما در پاسخ به اینکه چرا دست به این اقدام زده گفت: «من حالا به بلوغ فکری رسیدم و تازه متوجه شدم که چه بلایی بر سرم آمده است. به خودم گفتم اگر در این دنیا باشم فقط برای پدر و مادرم یک بار اضافه هستم.»
 
بچه‌ها قربانی بی‌تدبیری مسوولان شده‌اند
آقای حسین احمدی وکیل دختران شین‌آبادی می‌گوید: «بچه‌ها برای پیگیری روند درمانی خود به تهران آمده‌اند. این شرایط به دلیل عدم مسوولیت‌پذیری مسوولان به وجود آمده‌اند. سال گذشته تیم پزشکی به ما گفته بود که این بچه‌ها برای تداوم درمان می‌بایست به خارج از کشور اعزام شوند. کمبود تجهیزات برای درمان این درجه از سوختگی در کشور وجود دارد. همچنین دستگاه‌های لیزر مورد نیاز هم ندارند. وزیر بهداشت اعلام کرده بعضی از این بچه‌ها تا کنون 50 عمل جراحی داشته‌اند. شما به این فکر کنید که یک دختر نوجوان طی 6 سال، 50 بار تحت عمل جراحی قرار بگیرد و هر 50 بار در خطر مرگ قرار می‌گیرند. هر کدام از این بچه‌ها فشارهای روحی زیادی را متحمل می‌شوند و همین تعداد عمل‌های این بچه‌ها، گویای وضعیت وخیم و وحشتناک آ‌نهاست. احمدی اظهار کرد: «تیشوهایی در زیر پوست این بچه‌ها قرار دادند تا طی یک دوره یک ساله تولید پوست جدید کند اما متأسفانه به دلیل اینکه این تیشوها درجه یک نبودند بچه‌ها را با مشکلاتی مانند عفونت و دردهای فراوان دچار کرده است. در مراکز درمانی، نوع نگاه به این دختران، نگاه جالبی نیست و این موضوع از اختلافاتی که سازمان برنامه و بودجه با وزارت بهداشت و درمان با یکدیگر برای تخصیص بودجه به این دختران دارند نشأت می‌گیرد و دود این ناهماهنگی در چشم این دختران فرو می‌رود.»

captcha
شماره‌های پیشین