513
شنبه، ۳۰ تیر ۱۳۹۷
12
یادداشت

سکولار نیستم، بازنشسته شدم

دکتر مهدی گلشنی

در نشست بررسی جامعه‌شناختی وضعیت دین‌داری در ایران مطرح شد

افول دین‌داری سنتی، ظهور اشکال تازه دین‌داری

نشست «بررسی جامعه‌شناختی وضعیت دین‌داری در ایران» هفته گذشته با حضور دو تن از پژوهشگران جامعه‌شناسی، آقایان جبار رحمانی و صابر جعفری در کانون اندیشه جوان برگزار شد.

صبح نو

یادداشت

سکولار نیستم، بازنشسته شدم

دکتر مهدی گلشنی

امروز شاهد این هستیم که بسیاری از ملت‌ها در حال پیشرفت هستند ولی ما سال‌هاست که همان جایی که بودیم، هستیم. در‌حالی‌که ما کشور خاصی هستیم که ظرفیت بالایی داریم. لازم است که ما در تولید علم، شریف باشیم و مرتباً مشق ننویسیم. علم در دانشگاه‌های ما باید به مرحله‌ای برسد که دانشجویان هم تولید علم کنند و در آن مشارکت داشته باشند. 
بنده سال ۱۳۶۰ سخنرانی داشتم که در آن اشاره کرده بودم باید به مرحله خوداتکایی و خودکفایی برسیم؛ وگرنه همواره باید در معرض خطر باشیم. همان زمان هم بنده فکر می‌کردم دانشگاه‌های ما تولید مقاله می‌کنند، ولی در نوآوری قدمی برنمی‌دارند. امروز هم همچنان این‌گونه فکر می‌کنم.فرهنگ هم در علم نقش بسیار مهمی دارد. اگر این فرهنگ جا بیفتد که استاد، دانشجو و‌... بگوید که باید به خودت متکی باشی و احساس حقارت نکنی، اتفاقات خوبی می‌افتد ولی امروز این فرهنگ خیلی کمرنگ شده و ما همواره منتظریم یکی دستمان را بگیرد. متأسفانه در انتخاب افراد در نهاد علم تاکنون شایسته‌سالاری حاکم نبوده و افق‌های وسیع دیده نمی‌شده است؛بنده بارها اعلام کرده‌ام که مخالف مقاله نوشتن نیستم ولی مشکل من این است که ما از یک دوره‌ای به بعد روی غلتک مقاله‌نویسی افتادیم و در مسیری قرار گرفتیم که اهداف درستی نداشت. 
به‌عنوان مثال نخبگان دانشگاهی فقط برای ارتقای جایگاه خود به سراغ مقاله‌نویسی رفته‌اند و نهایتاً به مرحله‌ای رسیدیم که امروز شاهد خرید و فروش مقاله هستیم.دانشگاه باید به آدم بصیرت بدهد ولی متأسفانه در ایران فقط وسیله‌ای برای پول درآوردن شده است. یکی از مشکلاتی که امروز وجود دارد، این است که روز‌به‌روز غرب‌گرایی در کشور تشدید و به داخل توجه کمتری می‌شود.
 این در حالی است که باید یکسری عناصر داخل دانشگاه باشد که خوداتکایی را تقویت کند.به نظر من عقده حقارت و احساس حقارت نسبت به غرب، یکی از اساسی‌ترین مشکلات ماست. ولعی که امروز برای خارج رفتن وجود دارد، بخشی از آن به عقده حقارت برمی‌گردد. عقده حقارت یعنی من نمی‌توانم. البته ما افراد نابغه و نخبه‌ای هم داریم که به‌دلیل مشکلات موجود در کشور تا وقتی هستند، کاری نمی‌کنند ولی وقتی از ایران می‌روند و امکانات در اختیارشان قرار می‌گیرد، موفق می‌شوند. بنابراین لازم است که برای دانشجوی نخبه امکانات فراهم شود و به او فرصت دهیم که کار کند.
ما تولید علم در ایران نداریم و هدف دانشگاهیان امروز فقط کسب درآمد است. تکبر هم در میان دانشگاهیان ما زیاد شده و ما کمتر تواضع در دانشگاهیان می‌بینیم. نکته دیگر اینکه متأسفانه تفکر حاکم بر دانشگاه‌های امروز، یک تفکر سکولار است و هر کسی هم که خلاف این نظر حرف بزند، یا او را برکنار می‌کنند و یا رد. مثل اتفاقی که برای بازنشستگی بنده در دانشگاه شریف افتاد. البته من هر جایی باشم چه در دانشگاه و چه در خانه، کار خودم را می‌کنم و بازنشستگی اصلاً برایم مهم نیست.

برگرفته از سخنان دکتر مهدی گلشنی در برنامه زاویه / مهر
 

captcha
شماره‌های پیشین