512
چهارشنبه، ۲۷ تیر ۱۳۹۷
7
علی مطهری چهره اول حاشیه‌های جام‌جهانی بود

صاحب نظریه «حس مادرانه»

جام‌جهانی‌2018 روسیه با قهرمانی فرانسوی‌ها به پایان رسید. رقابتی که طبق معمول، حاشیه‌های جالب و عجیب همراه خود داشت. از ماجراهای ویژه برنامه تلویزیونی «2018» شبکه سوم سیما با ماجرای نیامدن «پویول» ، «قوتو خوردن روی آنتن» و «ماجرای ژیلا صدا کردن یکی از برندگان برنامه» و قضیه فیکس‌شدن عجیب مدافع جوان تیم ملی در ترکیب تیم گرفته تا سه‌شب به‌یادماندنی شادی ایرانیان پس از نتایج قابل قبول تیم ملی در جام‌جهانی. شاید اما خاص‌ترین حاشیه‌ها، واکنش‌های عجیب و غریب نایب‌رییس مجلس شورای اسلامی بود. آقای «علی مطهری» را شاید بتوان پرحاشیه‌ترین چهره داخلی در جام‌جهانی دانست. این گزارش به مرور اظهارات عجیب و جالب او و البته واکنش به این اظهارات می‌پردازد.

یادداشت

نواستعمارگرایی در مدیریت فضای مجازی ایران

دکتر مجید سلیمانی ساسانی

صبح نو

یادداشت

نواستعمارگرایی در مدیریت فضای مجازی ایران

دکتر مجید سلیمانی ساسانی

فیلم «ملکه صحرا» در سال 2015 با کارگردانی «ورنر هرتسوک» تولید شده است و روایتگر داستان زنی انگلیسی به نام «گرترود بل»؛ باستان‌شناس و شرق‌شناسی است که در ابتدای قرن بیستم و در شکل‌گیری دولت-ملت‌های منطقه غرب آسیا نقش ویژه‌ای داشته است. داستان واقعی است و خانم بل را به‌عنوان «مادر عراق» می‌شناسند. این فیلم هم به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه بریتانیا به این نتیجه می‌رسد که برای طراحی مرز کشورها در منطقه و ایجاد حکومت‌ها به اطلاعات جزئی در مورد قبائل و ساکنان منطقه نیاز دارند. بنابراین بل، وارد منطقه می‌شود و به‌گونه‌ای جزئی به تحقیق می‌پردازد. تا آنجا که اشراف کاملی بر فرهنگ و روابط قبائل در مناطق عرب‌نشین پیدا می‌کند. سپس از قامت چهره‌ای فرهنگی به چهره سیاسی تبدیل می‌شود و اطلاعات او، نقشی اساسی در ایجاد «خاورمیانه جدید» و شکل‌گیری کشورهای عراق، اردن و سعودی دارد (به پیشنهاد او، عراق و اردن به فرزندان شریف حسین – پادشاه پیشین حجاز – سپرده می‌شود و خاندان آل سعود برای حکومت حجاز معرفی می‌شود).
گرترود بل، مشقت‌های بسیاری برای آشنایی با فرهنگ غرب آسیا تحمل می‌کند، اما هنوز که هنوز است بریتانیا به‌واسطه اطلاعات و تصمیمات عالمانه وی، در «سیاست خاورمیانه» سهیم است و میوه آن را می‌چیند. اما داستان خانم بل، اولین و آخرین داستان ازاین‌دست نیست. تاریخ «شرق‌شناسی» مملو از سیاحان و شرق‌شناسانی است که با مشقت بسیار، اطلاعاتی ذی‌قیمت از «سرزمین‌های هدف استعمار» به دست آورده‌اند و به‌واسطه همین اطلاعات، بهترین سیاست‌ها اتخاذ شد و استعمار برنامه خود را پیش برده است. اما ساده‌انگارانه است که امروز بپنداریم رویکردهای شرق‌شناسانه پایان یافته است. بلکه استعمار و جهان اطلاعاتی‌اش، به‌مراتب پیچیده‌تر شده‌اند و نیازمند دقت بیشتری در برابر آن هستیم. روی سخن نگارنده این سطور با همه متولیان فضای مجازی کشور، خصوصاً وزارت ارتباطات است. 
مسأله خروج اطلاعات از کشور  که با واژه «بیگ‌دیتا» آن را توضیح می‌دهند  ابعاد گسترده‌ای دارد و نمی‌توان ساده‌انگارانه آن را با نظریه‌هایی همچون «جامعه اطلاعاتی» و «جریان آزاد اطلاعات» توضیح داد. لزوماً حتی دسترسی به حجم عظیم اطلاعاتی که امروز کاربران در شبکه‌های اجتماعی تولید می‌کنند، به معنی جریان آزاد اطلاعات نیست و «پردازش» آن اهمیت بیشتری از دسترسی به آنها دارد. پردازش اطلاعات، مبنای «سیاست‌گذاری» در جهان اطلاعاتی امروز است و ارسال این حجم عظیم از اطلاعات کشور مستقلی مانند ایران به خارج از مرزها با تمسک به «پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی خارجی»، صورت پیشرفته جمع‌آوری اطلاعات سیاحان و شرق‌شناسان غربی در جهان امروز است. بهتر است مجموعه سیاست‌گذاران و مدیران فضای مجازی کشور، به‌جای خوش‌باوری به «نظریه جریان آزاد اطلاعات»، متوجه «نظریه امپریالیسم اطلاعاتی» باشند تا نقش جزئی از پازل «شرق‌شناسی جدید» را ایفا نکنند. گزارش‌های این روزها در مورد فعالیت «تلگرام طلایی»، امری نگران‌کننده در نوع «نگرش دولت» به مقوله حفظ اطلاعات کشور است و مسأله فیلترینگ تلگرام در برابر آن، مسأله‌ای جزئی‌تر 
به نظر می‌رسد. 
خواه سرورهای وزارت ارتباطات به تلگرام‌های فارسی تعلق گرفته باشد و یا خارج از این وزارت کنترل گردد. علاوه بر نگرش دولت به مسأله اطلاعات، قانون‌گریزی و عدم هماهنگی با دیگر بخش‌های حاکمیت در این مسأله، محل بحث بوده و «مردم» را در استفاده از «خدمات ارتباطی» دچار «سردرگمی» کرده است. از سویی، مردم به استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی دعوت شدند و پلتفرم اصلی تلگرام فیلتر می‌گردد، اما از سوی دیگر، برنامه به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که تلگرام با جولان تلگرام‌های به‌اصطلاح فارسی و کثیری از فیلترشکن‌های قابل‌کنترل، به حیات خود در ایران ادامه دهد. این چندگانگی در سیاست و اجرا، قطعاً منجر به کاهش اقبال و نفوذ حاکمیت در میان مردم خواهد شد و تنها سستی در تصمیم و عمل را به اذهان مبادرت 
خواهد کرد.
در پایان، بار دیگر تأکید می‌کنم که تحلیل جریان فضای مجازی کشور و موقعیت تاریخی و کنونی جمهوری اسلامی، نه با نظریه‌های نواستعماری جریان آزاد اطلاعات، بلکه تنها با نظریه‌های امپریالیسم اطلاعاتی قابل‌تحلیل است: آن که تاریخ خود را فراموش کند، 
جز هلاکت در انتظارش نخواهد بود.
 

captcha
شماره‌های پیشین