498
چهارشنبه، ۰۶ تیر ۱۳۹۷
13
دکتر شهبازی در جلسه درس‌گفتارهایی درباره سنایی مطرح کرد

اولویت فرهنگی ما؛ احیاء مقام عقل

بیست و هفتمین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی درباره سنایی به «تلقی سنایی از دین و دینداری» اختصاص داشت و با سخنرانی دکتر ایرج شهبازی، استادیار دانشگاه تهران در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار شد. در دو جلسه از این درس گفتار نظرات سنایی درباره حقیقت دین و دین‌داری، نقش‌های فردی و اجتماعی دین، ویژگی‌های دینداران راستین، آثار و نتایج دینداری و نکته‌های مربوط به این حوزه بررسی شد.

یادداشت

وضعیت ضعیف‌ترین مردم معیار توسعه‌یافتگی

دکتر ناصر فکوهی

صبح نو

یادداشت

وضعیت ضعیف‌ترین مردم معیار توسعه‌یافتگی

دکتر ناصر فکوهی

ما نمی‌توانیم از تولید به طور عام صحبت کنیم. هر کشوری بر اساس منابعی که دارد بخش‌هایی از تولیدش برتری نسبی دارد. قرار نیست یک کشور همه چیز تولید کند. گستره تولیدات آنقدر زیاد است که این امر ممکن نیست. باید ببینیم هر کشور در چه چیزی می‌تواند تمرکز کند، به این اولویت نسبی می‌گویند. همه تولیدات داخلی نمی‌تواند دارای برتری باشد. تولید برخی محصولات را باید کنار بگذاریم چون نمی‌توانیم در بازار رقابت کنیم. تمام کشورهای توسعه یافته محصولات استراتژیک را در سیاست صنعتی‌زدایی خود وارد نکردند. محصولاتی که حیات یک کشور وابسته به آن است وضعیت کشور را به خطر می‌اندازد. مثل محصولات کشاورزی. کشورهای قدرتمند از منظر کشاورزی و غذا خودکفا هستند و هیچ کشوری نباید برای غذای به بیرون وابسته باشد.
محصولات دارویی و انرژی هم همین طور است که کالایی استراتژیک هستند. فرانسه کشوری است که انرژی فسیلی ندارد ولی میزان مصرف انرژی هسته‌ای خود را به سطح بسیار بالایی برده است.
 ما به گروه بزرگی از محصولات باید به عنوان کالاهای استراتژیک نگاه کنیم. امروز محصول استراتژیک فقط غذا و انرژی نیست بلکه مثلاً محصولات کشاورزی و بهداشت و ... هم محصول استراتژیک است که نمی‌تواند وابسته به بیرون باشد. اولویت نسبی و تولید استراتژیک باید با هم دیده شود. هر محصولی که استراتژیک باشد دیگر به صورت نسبی به آن نگاه نمی‌شود.
مفهوم تولید داخلی مفهومی مبهم است و باید توضیح داده شود تولید داخلی با ملی‌گرایی متفاوت است. همانطور که ما می‌خواهیم از تولید داخلی حمایت کنیم باید به موازنه اقتصادی و تجاری توجه کنیم که از هر کشوری چقدر واردات و چقدر صادرات داشته باشیم. 
از دهه ۷۰ با پدیده‌ای مواجه شدیم که برای اقتصاد ایران الگوی نئولیبرالی در نظر گرفته شد. این در حالی است که از سال ۱۹۹۰ اروپا از الگوی نئولیبرال بازگشت و به سوسیال دموکراسی رسید که الگوی بازار کنترل شده است. بحث بر سر این است که آیا اقتصاد دنباله رو سیستم سیاسی است یا بالعکس. آیا مردم باید در خدمت اقتصاد باشند یا اقتصاد در خدمت مردم باشد.
 اگر مردم باید در خدمت اقتصاد باشند به وضعیت بن‌بست کنونی آمریکا می‌رسیم. سیاست نئولیبرالی سیاست نخبه‌گرایی است که نخبگان کشور را مورد توجه قرار می‌دهد.توسعه را باید از وضعیت پائین‌ترین و ضعیف‌ترین مردم جامعه سنجید اما نگاه نئولیبرالی برعکس این است.
 شاخص توسعه باید از محروم‌ترین نقاط یک کشور در نظر گرفته و بررسی شود.
 دورافتاده‌ترین نقاط در کشوری مانند سوئد همانقدر توسعه یافته است که در مرکز آن کشور توسعه وجود دارد. 
سیاست توسعه در سوئد سیاست نخبه‌گرایی نیست.در کشور ما از دهه ۷۰ الگویی مرجع شد که اقتصاد نئولیبرالی نخبه‌گرا مورد توجه قرار گرفت. که تبعات بسیاری با خود داشت و این سیر قهقرایی ما را به شرایط امروز رساند.
 ۲۰ سال پیش ما گفته بودیم که در حوزه‌های مختلف به چه وضعیتی خواهیم رسید و متأسفانه مسوولان کوچکترین تأملی در این مسائل نداشتند. وقتی ما از لزوم حمایت از تولید داخلی صحبت می‌کنیم چیزی که این امر را محقق می‌کند میزان اعتماد اجتماعی و امید افراد است. سوءمدیریت‌ها در کشور ما به این برمی‌گردد که ما تفکر بین رشته‌ای را در کشور جدی نگرفتیم. اقتصاد به تنهایی نمی‌تواند حتی در مورد خود اقتصاد تصمیم بگیرد. سیاست‌های محافظتی را همه کشورها در دستور کار خود قرار داده‌اند.
 مسأله اساسی این است ما بتوانیم تعامل با کشورهای دیگر را در حد مطلوب قرار دهیم و اعتماد اجتماعی را افزایش دهیم.سیاستی که برای حمایت از تولید داخلی در ایران مورد توجه واقع شده پناه بردن به نوعی ملی‌گرایی است در حالی که اعتماد مردم باید بازیابی شود. نمی‌توان سیاست‌های نئولیبرالی را اجرا کنیم و طبقه متوسط را تخریب کنیم بعد بگوییم کالای ایرانی بخرید. برای تقویت تولید داخلی در درجه نخست قدرت خرید داخلی باید افزایش پیدا کند.

captcha
شماره‌های پیشین