493
چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۹۷
7

خانه‌هایی با یک جای خالی

تعریف یک خانواده مشخص است؛ خانواده متشکل از پدر، مادر و فرزند است. از تأثیر خانواده و نقش کلیدی آن ‌روی خانواده و جامعه گفتن دیگر کلیشه‏ای شده است؛ اما اگر یکی از نقش‎های خانواده، پدر ‌یا مادر به هر دلیلی، مرگ ‌یا طلاق، در خانواده‏ای وجود نداشته باشد، آیا آن خانواده باز هم خانواده خواهد بود؟ حذف یکی از نقش‎های خانواده ‌روی فرزندان و جامعه چه تأثیری خواهد گذاشت؟ موضوع اما زمانی مهم می‏شود که آمار منتشر شده، از افزایش خانواده‏های تک‌والدی که نام خانواده را ‌روی خود دارند، می‏گوید.

سیاست‌های جمعیتی و راه‌حل‌های اوراسیایی

صبح نو

سیاست‌های جمعیتی و راه‌حل‌های اوراسیایی

1. بحران در مفهوم اجتماعی آن به وضعیتی اشاره می‌شود که «تعادل» از میان می‌رود، «نظم اجتماعی» مختل می‌گردد، «سازمان‌های اجتماعی» ناکارآمد شده و «دگرگونی‌های بنیادی» خارج از شمول عام رخ می‌دهد. با این تعریف، «کاهش جمعیت» در ایران را می‌توان بحرانی اجتماعی دانست که در آینده‌ای نزدیک به امری عیان و ملموس تبدیل شود. کم‌ترین عوارض پیری و کاهش جمعیت یک کشور، «کاهش رشد اقتصادی و کیفیت زندگی»، «تغییرات فرهنگی سریع و غیرقابل‌پیش‌بینی»، «کاهش توسعه و تولید محصولات صنعتی و کشاورزی به علت عدم نیروی کار جوان»، «تضعیف امنیت و نیروی دفاعی کشور»، «ایجاد شکاف‌های نسلی» و ... را می‌توان دانست. به این لیست موارد متعدد دیگری را نیز می‌توان اضافه کرد. اما این گزاره در جهان پذیرفته شده که کاهش و پیری جمعیت، بحرانی اجتماعی است. ازاین‌رو، کشورهای متعددی با اتخاذ سیاست‌های جمعیتی، سعی در افزایش و جوان‌سازی جمعیت خود دارند.
2. اما آیا سیاست‌های جمعیتی می‌تواند موجب افزایش جمعیت شود؟ در پاسخ می‌توان تجربه کشورهایی همچون روسیه، بلغارستان، آلمان، فرانسه و انگلستان را موردبررسی قرارداد. این کشورها از دهه‌ها قبل دچار این بحران شده‌اند و سیاست‌های مختلفی اعم از سیاست‌های اقتصادی و مالی، رفاهی، بهداشت باروری، تأمین اجتماعی، مهاجرت و ... را اجرا کرده‌اند. بااین‌حال، آمارها نشان می‌دهد که به‌جز سیاست‌های مهاجرتی، سیاست‌های دیگر تأثیر چندانی نداشته‌اند. به‌گونه‌ای که «تثبیت نرخ باروری» در بسیاری از این کشورها، ناشی از پذیرش مهاجران بوده است و به‌رغم ایجاد مزیت‌های اقتصادی برای اتباع کشور، سیاست‌های افزایش جمعیت با توفیق چندانی مواجه نبوده است. البته در این میان، روسیه را می‌توان یک استثنا دانست.
3. روسیه بعد از فروپاشی شوروی و از سال 1991 با کاهش شدید جمعیت مواجه شد که این روند تا سال 2010 ادامه داشت. تا اینکه این روند از 2010 متوقف شده و اکنون این کشور با توسل به برنامه‌های متعدد در زمینه اعتلای خانواده، توانسته وضعیت خود را بهبود بخشد. درحالی‌که اگر روند قبلی ادامه می‌یافت جمعیت روسیه تا سال 2050، به کمتر از نصف کاهش پیدا می‌کرد. اما نکته مهم این است که ظاهر امر نشان می‌دهد که سیاست‌های متعدد اقتصادی و رفاهی، موجب توفیق روسیه در این زمینه شده است. درصورتی‌که همین سیاست‌ها در کشورهای متعدد اروپایی، بیش از پنج دهه در حال اجراست و توفیقات کمی داشته است. بنابراین این سؤال پیش می‌آید که آیا اجرای صرف این سیاست‌ها می‌تواند برای ایران مفید واقع شود؟ و از سوی دیگر، پرسش اساسی‌تر آن است که برنامه روسیه چه تمایزی با برنامه سایر کشورها داشته است؟ پاسخ به این پرسش‌ها شاید بتواند راه‌های جدید و البته جدی‌تری در فهم بحران اجتماعی جمعیت در ایران ارائه دهد.
4. برنامه‌ها و سیاست‌های روسیه در تثبیت و جوان‌سازی جمعیت را می‌توان از دو منظر مورد تحلیل قرارداد. از منظر نخست ، این کشور سیاست‌هایی را در پیش گرفته است که به‌طورمعمول توسط دیگر کشورهای اروپایی نیز دنبال می‌شود. این سیاست‌ها شامل؛ «جذب هدفمند مهاجرین»، «حمایت از ازدواج»، «خدمات رایگان بهداشتی در دوره قبل، بعد و هم‌زمان با بارداری»، «اخذ مالیات از مجردان و خانواده‌های دارای فرزند کمتر»، «حمایت مالی از خانواده‌های دارای فرزند دوم و سوم و بیشتر» و مجموعه‌ای از سیاست‌های دیگر رفاهی درزمینه مسکن و ایجاد درآمد برای خانواده‌ها می‌شود. اما به نظر نمی‌رسد که صرف اجرای این سیاست‌ها، مؤثر واقع شود و سیاست‌های کلان دیگری در جریان است که باید آنها را موردتوجه قرارداد. درواقع از منظر دوم، تحولاتی در ایده اداره و حکمرانی روسیه در سال‌های اخیر رخ داده است که بدون در نظر گرفتن آن نمی‌توان هیچ پدیده‌ای را در این کشور تحلیل کرد. هرچند منکر تأثیر سیاست‌های جمعیتی نمی‌توان شد اما آنچه که احتمال توفیق سیاست‌های اقتصادی، رفاهی، درمانی و بهداشتی درزمینه جمعیت و خانواده را بیشتر می‌کند، پیگیری ایده‌های هویتی و فرهنگی است. مردم روسیه در سال‌های اخیر بیشتر متوجه خویشتن و تمایز با «غرب» شده‌اند و سرنوشت خود را به آینده غرب گره نزده‌اند. اکنون ایده اصلی در اوراسیا، انتقاد جدی از روندهای جهانی‌سازی است و تنها ایجاد این گفتمان، می‌تواند نیروی پیشبرد سیاست‌های جمعیتی در این کشور باشد. اگرنه صرف اجرای این سیاست‌ها در کشورهای اروپایی و متعلق به «نظام جهانی» نتوانسته توفیقی داشته باشد. با همین ایده است که ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری روسیه در سال 2013 در سخنرانی سالانه خود به‌صراحت از سیاست‌های فرهنگی غرب، خصوصاً «هم‌جنس‌گرایی» انتقاد کرده و به دفاع از «ارزش‌های سنتی خانواده» می‌پردازد و «عظمت روسیه» را از خلال «اعتلای ارزش‌های اخلاقی» و احیای خانواده دنبال می‌کند. درواقع روسیه با اتخاذ راهبردی در سطح کلان فرهنگی و ایجاد گفتمانی عام و گفت‌وگوی ملی توانسته است موجب تسهیل سیاست‌گذاری و اجرا درزمینه سیاست‌های جمعیتی شود. امری که به نظر می‌رسد در ایران با چالشی اساسی مواجه است و هنوز گفتمانی عام در این زمینه، نه در میان سیاست‌گذاران و رؤسای اجرایی و نه در میان عامه مردم وجود ندارد.

captcha
شماره‌های پیشین