492
سه شنبه، ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
13
آیت‌الله رشاد در مراسم یادبود دکتر احمد احمدی:

استاد احمدی پیشمرگ کرسی‌های نظریه‌پردازی شد

مراسم یادبود مرحوم دکتر احمد احمدی با عنوان «خادم علم»، مدیر سازمان سمت و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دیروز با حضور اندیشمندان و چهره‌های فرهنگی و سیاسی کشور از جمله دکتر غلامعلی حدادعادل، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، دکتر عبدالحسین خسروپناه، دکتر غلامرضا اعوانی و ... در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

صبح نو

آیت‌الله رشاد در مراسم یادبود دکتر احمد احمدی:

استاد احمدی پیشمرگ کرسی‌های نظریه‌پردازی شد

مراسم یادبود مرحوم دکتر احمد احمدی با عنوان «خادم علم»، مدیر سازمان سمت و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، دیروز با حضور اندیشمندان و چهره‌های فرهنگی و سیاسی کشور از جمله دکتر غلامعلی حدادعادل، آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، دکتر عبدالحسین خسروپناه، دکتر غلامرضا اعوانی و ... در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

خسروپناه، رییس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، به‌عنوان نخستین سخنران این مراسم، ابتدا این آیه را قرائت کرد و مرحوم احمدی را مصداق آن دانست: الَّذِینَ یبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیخْشَوْنَهُ وَلَا یخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَکفَی بِاللَّهِ حَسِیبًا. او پنج ویژگی معرفتی و رفتاری را از مرحوم دکتر احمدی ذکر کرد: نخست، داشتن مبانی فلسفی و استدلالی بود. استاد هم به فلسفه غرب تسلط داشت و هم نسبت به فلسفه اسلامی. در فلسفه غرب نسبت به کانت و دکارت تسلط ویژه‌ای داشت. آراء آنها را نقد هم می‌کرد. عده‌ای سال‌ها فلسفه غرب را تدریس می‌کنند اما نظر انتقادی ندارند. استاد احمدی اینگونه نبود.
او با اشاره به کتاب «بن لایه‌های شناخت» گفت: در این کتاب که در کرسی‌های نظریه‌پردازی هم ثبت شد، ایشان اصل «هوهویت» را به عنوان ام‌القضایا نشان می‌دهد و قائل است که دریافت اشیاء محسوس با علم حضوری صورت می‌گیرد. شیخ اشراق و علامه طباطبایی هم چنین نظراتی دارند اما ایشان این نظر را با تبیین فلسفی جدیدی ارائه کرده است.
خسروپناه دومین ویژگی استاد احمدی را دارا بودن اندیشه دینیِ اجتهادی دانست و افزود: معتقد به جامعیت اسلام بود. با همین نگاه پیوند اسلام و سیاست و جامعه را اعتقاد داشت. اعتقاد به سکولاریسم نداشت. این ویژگی را از مکتب فقهی امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) دریافت کرده بود.
او ویژگی سوم دکتر احمدی را ولایتمداری او نامید و گفت: بعضی‌ها ولایتمداری‌شان بر اساس مصالح و منافع خودشان است. ولایتمداری نسبت به اهل بیت داشتند. وقتی نام اهل بیت آورده می‌شد ایشان منقلب می‌شدند و اشک می‌ریختند. همچنین نسبت به ولایت فقیه نیز ولایتمداری خاصی داشتند.
خسروپناه، صدق عملی و اعتقادی را ویژگی چهارم مرحوم احمدی دانست و بیان کرد: به آنچه می‌اندیشیده‌اند عمل می‌کردند. من در طول بیش از 20 سال ندیدم ایشان به آنچه می‌گویند باور نداشته باشند. اگر در مسائل سیاسی هم اظهاری می‌کرد حزبی نبود. موافقت و مخالفتش حزبی نبود.
او درباره ویژگی پنجم استاد احمدی گفت: ثابت قدم بودن ایشان در اندیشه‌های دینی و فلسفی و دفاع از نظام اسلامی ویژگی برجسته ایشان بود. عده‌ای مرتب گرفتار تزلزل اندیشه‌ای یا رفتاری هستند. یک روز گرایش حکمت اسلامی دارند، یک روز گرایش پوزیتیویستی دارند، روز دیگر گرایش هرمنوتیکی پیدا می‌کنند. یک وقت هم می‌خواهند همه این‌ها را با هم جمع کنند. یک بار انقلابی هستند و بار دیگر لیبرال می‌شوند. مرحوم احمدی ثابت‌قدم بود. البته معنایش این نیست که اندیشه‌اش تکامل نداشت. مسلماً آرای خودش را تکامل می‌بخشید اما با همان نظام اندیشه‌ای فکر می‌کرد.
آیت‌الله رشاد، رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سخنرانی دیگر این نشست سخنش را با این بیت حافظ آغاز کرد: غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/ ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
او ادامه داد: خدمات ایشان بدون اینکه در جایی منعکس باشد و به دنبال ارائه گزارش کار باشند در عرصه‌های حوزوی و دانشگاهی ایران نقاطی به‌عنوان یاد و خاطره ایشان است. دانشورانی در محضر او تربیت شدند که در حقیقت دستاورد تکوینی وجود او قلمداد می‌شوند.
او، استاد احمدی را به حق یک «روحانی» دانست و گفت: این واژه بومی نیست و وارداتی است اما واژه گویایی برای عالم دینی است. عالمان به دین بسیار هستند اما او عالم دینی بود. یک روحانی حقیقی از ویژگی‌هایی برخوردار است که در وجود استاد احمدی موجود بود. یک روحانی باید عالم، فاضل، درس‌خوانده، زحمت‌کشیده، صاحب‌نظر و دارای قدرت اجتهاد باشد.
رشاد با اشاره به تأسیس هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی گفت: در نخستین جلسه این هیأت در فرهنگستان علوم، استاد احمدی گفت من «پیشمرگ» این حرکت علمی می‌شوم. دستش را در جلسه بلند کرد و گفت من نظریه دارم و حاضرم در معرض نقد بگذارم تا این جریان راه بیفتد. جلسات متعددی درباره نظریه‌اش تشکیل شد و فرآیند نقد و دفاع و تأیید این نظریه حدود سه چهار سال طول کشید چون جلسات با فاصله تشکیل می‌شد. ایشان با حوصله تمام در جلسات حاضر می‌شد و نقدها را می‌شنید و در نهایت شورای داوری تأیید کردند که نظریه ایشان یک نظریه جدید است.
او گفت: او جامع معارف حوزوی و دانشگاهی و مجمع حکمت شرقی و حکمت غربی بود. عالم و عامل بود. علم در وجودش مجسد بود. زاهد و روحانی بود. ما دو مفهوم داریم؛ یکی آزادی و دیگری آزادگی. در بیتی که اول سخن خواندم، وقتی می‌گوییم زهر چه رنگ «تعلق» پذیرد آزاد است، این آزادگی است. اگر تصرف کنیم در شعر حافظ و بگوییم ز هر چه رنگ «تحکم» پذیرد آزاد است، این به معنای آزادگی است. استاد احمدی هم آزاد بود و هم آزاده. دکتر احمدی سال 97 همان احمدی سال 57 بود. در همین اواخر می‌دیدم که خودش پشت فرمان نشسته بود و بدون راننده برای شرکت در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی به ورودی ریاست جمهوری می‌آمد. به همین دلیل بارها دیدم که راهش نمی‌دادند چون پاسدار فکر می‌کرد که اگر ایشان شخص مهمی است و عضو شوراست، باید ماشین و راننده خاصی داشته باشد. بارها دیده بودم که بعد از جلسه که حدود ساعت ده تمام می‌شد، کنار خیابان ایستاده و می‌خواهد تاکسی بگیرد.
هیچ تعلقی نداشت.او با اشاره به مدیریت دکتر احمدی بر سازمان سمت گفت: سازمان سمت بسیار پرمشکل و پرکار بود و یک سازمان اجرایی و علمی بود و ایشان 33 سال به‌عنوان مدیر، پای کار اینجا ایستاد.
حدود 2000 کتاب در این سازمان چاپ شد که همه این‌ها را با دقت و وسواس مطالعه می‌کرد که از سطح علمی و سلامت و مفید بودن آن مطمئن می‌شد. همه وجودش ساده‌زیستی و زهد بود. ایشان مصداق آن بیت خواجه بود که خواندم. در زمانی که شخصی علیه ما، علیه رییس شورا شده بود، ایشان معتقد بود که او از فرهنگ چیزی نمی‌فهمد و صلاحیت ندارد و در جلسات شرکت نمی‌کرد. من به او گفتم ولی فقیه به ما حکم داده و تکلیف کرده. ایشان پس از این در جلسات شرکت کرد.
دکتر اعوانی، استاد فلسفه و عرفان، سخنران دیگر جلسه درباره ویژگی‌های مرحوم احمدی گفت: ایشان نمونه و اسوه بود. در زمانه‌ای که دوره قحط‌الرجال و آخرالزمان است. حضرت رسول اسوه است و اگر علما وارث انبیا باشند، اسوه هستند. مرحوم احمدی نمونه بود. زندگی‌اش نمونه جهاد و مجاهدت بود. به دنیا تعلق نداشت. ویژگی دیگر ایشان اخلاص بود.
او با اشاره به یک تقسیم‌بندی درباره نسبت انسان‌ها و اخلاص گفت: ما چگونه بین ظاهر و باطن را جمع می‌کنیم؟ بهترین جمع ظاهر و باطن خداست. هوالاول و الآخر و الظاهر و الباطن. نوع انسان‌ها گاهی باطنشان بر ظاهرشان غلبه دارد. انبیا مصداق این هستند. ظاهرشان مثل مردم بود اما باطنشان را خدا می‌دانست که رحمت للعالمین بود. بعضی هم ظاهر و باطنشان یکی است که زهاد و عباد هستند. مرحوم استاد احمدی همین‌گونه بود. آنهایی که ظاهرشان بهتر از باطنشان است، متظاهر هستند.
اعوانی با اشاره به ویژگی جامعیت مرحوم احمدی گفت: او جامع معقول و منقول بود. همچنین جامع حوزه و دانشگاه بود. در عین حال بین فلسفه اسلامی و فلسفه غرب جمع کرده بود. ایشان اینقدر زحمت کشید که انگلیسی را یاد بگیرد و کتاب «اتین ژیلسون» را در نقد فلسفه غرب در جوانی ترجمه کرد.
حدادعادل سخنران آخر این مراسم با اشاره به تاریخ 50 ساله آشنایی با دکتر احمدی گفت: من تازه از شیراز آمده بودم به تهران و دکتر احمدی همراه با آیت‌الله مصباح و آیت‌الله خرازی سه عنصر مؤسس و فعال مؤسسه‌ای به نام «در راه حق» بودند. این مؤسسه دری گشوده بود به جوانان بیرون از حوزه که سعی می‌کرد اسلام را با زبان مناسب آنها معرفی کند و سلیقه آ‌نها را رعایت کند. جزوه‌های کوچکی درباره مسائل اسلامی در شمارگان وسیعی منتشر می‌کرد. آقای موسوی گرمارودی جزوه‌های آ‌نها را با قلم امروزی ویرایش می‌کرد. بهمن‌ماه سال 47 مقارن شده بود با دستگیری آقای گرمارودی و کسی نبود که این جزوه‌ها را ویرایش کند. بنا شد که من ویراستاری کنم. این شروع آشنایی هم با ایشان بود. بعد هم که در دانشگاه با ایشان در دوره دکترای فلسفه غرب هم‌دوره شدیم. مؤسسه در راه حق بعداً تبدیل شد به مؤسسه‌ای که علوم انسانی را برای حوزویان تدریس می‌کرد. دکتر احمدی هم بعد از انقلاب عضو ستاد انقلاب فرهنگی شد و بعد هم سازمان سمت را تشکیل داد. اینجا بود که ایشان با تمام وجود کار می‌کرد. دانشگاه تربیت مدرس هم از ثمرات ستاد انقلاب فرهنگی بود و فعالیت مدیریتی آقای احمدی در این دانشگاه متمرکز شد.
او با اشاره به کارنامه سازمان سمت گفت: از نظر کمی، 2150کتاب منتشر شده است. آمار کل کتاب‌هایی که در یک سال در اوایل دهه پنجاه چاپ می‌شد، حدود 600 کتاب است. این نشان می‌دهد آمار سمت چقدر خیره‌کننده است. آن هم کتاب‌هایی که مختص دانشگاه است. دکتر احمدی بسیار حساس بود که کتابی ناجور و خلاف عقاید اسلامی و مصالح انقلاب تحت عنوان علوم انسانی چاپ نشود. هم از حیث محتوا و هم از حیث کیفیت و هم از نظر زبانی کتاب را ملاحظه و مطالعه می‌کرد. حدس قریب به یقین می‌زنم که در آخرین روز حیاتشان هم کاری در دست داشته‌اند. روزی بر ایشان نمی‌گذشت که کاری برای انقلاب و جمهوری اسلامی و خدا در دست نداشته باشند و دلشان برایش شور نزند. تمام وجودش باور و کار بود.
حدادعادل با اشاره به آثار فلسفی دکتر احمدی گفت: ایشان کتاب ژیلسون را برای ترجمه پیدا کرد. ترجمه تحت‌اللفظی اسم کتاب «وحدت تجربه فلسفی» بود. ژیلسون منتقد جدی فلسفه غرب بود و یک بازگشتی به فلسفه مسیحی سنت توماس داشت و جزو علمداران تفکر نوتوماسی بود. احمدی این کتاب را به‌دشواری ترجمه کرد و از من خواست که اسمی برای کتاب پیشنهاد دهم. من به او گفتم اسمش را بگذار «نقد تفکر فلسفی غرب». او قبول کرد و این کتاب خوب منتشر شد. در پایان‌نامه او به سراغ دکارت رفت و کتاب تأملات را ترجمه کرد و من هم در خط کانت افتادم و تمهیدات کانت را ترجمه کردم. ایشان در مطالعات دکارتی در ایران سهم مهمی دارد.
او «اخلاص» را بالاترین ویژگی مرحوم احمدی دانست و گفت: از جمهوری اسلامی چیزی نمی‌خواست و به دنبال مقام نبود. در همین سال‌های اخیر خودش رانندگی می‌کرد و به جلسه شورا می‌آمد. هر وقت او را می‌دیدیم دغدغه داشت.

 

captcha
شماره‌های پیشین