489
چهارشنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۹۷
10

داستان تلخ مرد خندان

طرح تحقیق و تفحص از سرخابی ها بالاخره تصویب شد

باشگاه های استقلال و پرسپولیس زیر ذره بین مجلس

نمایندگان مجلس شورای اسلامی بعد از ماه‌ها تأخیر، صبح روز سه‌شنبه 22 خردادماه با 178 رأی موافق، 26 رأی مخالف و پنج رأی ممتنع به طرح تحقیق و تفحص از دو باشگاه سرخابی پایتخت رأی مثبت دادند.

صبح نو

داستان تلخ مرد خندان

«مرد خندان» اسم داستانی است از «دیوید سالینجر» در کتاب
«9 داستان» که در ایران به نام «نقاش خیابان چهل و هشتم» منتشر شد. داستانی در دل یک داستان دیگر که سالینجر به زیبایی هر چه تمام‌تر دو داستان را با هم پیش می‌برد. یک داستان‌، مربوط بود به پسر نوجوانی که در یک تیم بیسبال بازی می‌کرد و داستان دوم را مربی بیسبالش در طول مسیر برای‌شان تعریف می‌کرد. داستان مردی به‌نام «مرد خندان» که گانگستر معروفی بود و دشمنانش را با نوعی ظرافت آرسن‌لوپن‌‌وار سر کار می‌گذاشت.
هر چه بیشتر کلمات را می‌خواندی و جملات را پشت سر می‌گذاشتی‌، مرد خندان برایت جذاب‌تر می‌شد. نوعی جذابیت خاص و کاریزما در وجودش بود که با درک کردنش‌، نمی‌توانستی شیفته‌اش نشوی. با این همه به آخر داستان که می‌رسیدی‌، می‌فهمیدی و درک می‌کردی که مرد خندان چهره اصلی قصه نیست. که فریب خورده‌ای. که هر آنچه به او دل بسته‌ای تصویری بود که در آخر به انتها می‌رسید و تو می‌ماندی با پایان تلخ داستان. حتی راوی داستان هم در انتهای مسیر بازنده بازی بود. چرا که دختری را از دست می‌داد که می‌خواست نگه دارد و نمی‌توانست و داستان مرد خندان‌، کاتالیزور سبکی بود برای تحمل کردن شکست نهایی.
حالا که در روسیه‌ایم و تا بازی نخست با مراکش فاصله‌ای نداریم‌،
 بد نیست سری بزنیم به مرد خندان خودمان. به کارلوس کی‌روش که این روزها عجیب مرا به یاد این قصه خیره‌کننده می‌اندازد. مرد خندان ملاقات با خبرنگارهای اروپایی، کسی نیست جز او. با آن‌ها دست می‌دهد‌، شوخی می‌کند‌، می‌گوید و می‌خندد و به آن‌ها تعارف می‌کند تا از خودشان پذیرایی کنند. با آن‌ها دل می‌دهد و قلوه می‌گیرد و می‌گوید و می‌شنود و آخرین اطلاعات را رد و بدل می‌کند و حسابی لی‌لی می‌گذارد به لالای‌شان! حق هم دارد. جام‌جهانی است و خبرنگاران بین‌المللی و فرصت دیده شدن و تبلیغ و حتی پروپاگانداهای تبلیغاتی و سود‌دار! کی‌روش بازی تبلیغاتی و بازاریابی‌اش برای بازار بعد از جام‌جهانی را همین‌گونه ساماندهی می‌کند. با به نمایش گذاشتن خودش به‌عنوان یک مربی با تجربه و با سابقه و کهنه‌کار و تلاش برای اینکه نشان بدهد از همگروهی با پرتغال و اسپانیا ترسی به دل راه نداده و به تیمش اعتماد دارد و حرف‌هایی از همین جنس.
برای خبرنگارهای خارجی که به اردوی تیم ملی می‌آیند‌، کارلوس کی‌روش همان مرد خندان است. رند و زیرک و کاریزماتیک و صد البته روی فرم. حرف‌هایش حلوای تن‌تنانی است که تا نخوری ندانی چقدر شیرین است. واقعاً هم شیرین است وقتی آدمی با اسم و رسم او به خبرنگارهای خارجی حبه قند بدهد که چقدر سؤال شما خوب است و چقدر افتخار دادید به کمپ ما سر زدید و قدم شما روی چشم ماست و هر سوالی دارید بپرسید و ما به شما نیاز داریم و دم شما گرم!
مرد خندان اما کمی بعد در جمع خبرنگارهای ایرانی تبدیل می‌شود به مرد خشمگین: «‌شما به‌عنوان رسانه این اجازه اخلاقی را ندارید که از نایکی انتقاد کنید چون وقتی زمان حمایت از تیم ملی بود به تیم ملی پشت کردید. شما هم به نوعی تیم را زمین گذاشتید. به این خاطر که بین جام‌جهانی که قلب ۸۰‌میلیون ایرانی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و لیگ قهرمانان که کسی نمی‌داند آخرین قهرمانش چه تیمی بود، لیگ قهرمانان را انتخاب کردید. شما تیم ملی را رها کردید و زمین گذاشتید.»
حالا چهره خبرنگارهای دستچین شده‌ای که به روسیه رفته‌اند و هر‌کدام چندسال برای کی‌روش قلم زده‌اند، تبدیل شده به چهره همان مربی بیسبال داستان مرد خندان. آن‌ها پایان تلخ داستان مرد خندان را با چنین سخنانی دیده‌اند. دیده‌اند که کی‌روش چطور خبرنگارهای خارجی را می‌نوازد و ایرانی‌ها را می‌راند. این هم داستان مرد خندانی است برای خودش. مردی که البته فقط بلد است به خارجی‌ها بخندد.

captcha
شماره‌های پیشین