sobhe-no.ir
488
سه شنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
7
«صبح نو» از ردپای رژیم اشغالگر قدس در خشک‌شدن قنات‌های ایران گزارش می‌دهد

آب‌دزدک‌های صهیونیست

«امروز قصد دارم پیشنهاد بی‌سابقه‌ای به ایران ارائه دهم. این پیشنهاد در حوزه آب است.» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دیروز با این جمله‌ها و پس از نوشیدن یک لیوان آب، حدود دو دقیقه از پیشنهادش برای آنچه «بحران آب در ایران» نامید گفت. ویدیویی که هم با زبان فارسی زیر‌نویس شده بود و هم در پایان آن، نشانی کانال تلگرامی که نتانیاهو مدعی بود راه برون‌رفت از بحران آب را به ایرانیان آموزش می‌دهد، آمده بود. موضوعی که البته با واکنش‌های فراوانی در میان کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی هم مواجه شد. واکنش‌هایی که خلاصه آن، این جمله بود: «فریب شمر زمانه را نمی‌خوریم.»

نگاهی دیگر به دیدار یکشنبه شب اساتید دانشگاه با رهبرانقلاب

پنجره‌های جدید تحول در علوم انسانی

یادداشت میثم مهدیار معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر

صبح نو

نگاهی دیگر به دیدار یکشنبه شب اساتید دانشگاه با رهبرانقلاب

پنجره‌های جدید تحول در علوم انسانی

یادداشت میثم مهدیار معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر

روز یکشنبه رهبر انقلاب در مراسم افطاری با حضور اساتید دانشگاه بحث مهم و جدیدی پیرامون تحول در علوم انسانی را مطرح کردند که با توجه به تاکیدات قبلی ایشان در این زمینه حاوی پنجره‌های جدیدی در این حوزه است. اگر تا پیش از این، توجه به مبانی دینی و اصول هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی برآمده از سنت نقلی و فلسفی اسلامی به‌عنوان مقدمه تحول در علوم انسانی مورد تاکید قرار می‌گرفت؛ در این بیانات ‌روی تحول علمی معطوف به مسائل و مشکلات عینی جامعه تاکید شد. برای فهم جایگاه این طرح جدید لازم است دو رویکرد کلی در حوزه تحول در علوم انسانی را با هم مرور کنیم.
رویکرد نخست که آن را معرفت‌شناسانه می‌خوانیم و البته بینش رایج و غالب در میان حوزویان نیز هست، معتقد است که برای تولید دانش باید ابتدا مبانی معرفتی، یعنی دستگاه منطقی، فلسفی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی مناسب این فرایند، با مطالعه و تحلیل متون و نصوص دینی استخراج شود. سپس از دل محصول تولیدشده، پارادایم‌ها، الگوها، نظریات و فرضیات مناسب استخراج گردد و برای اداره جامعه دینی به‌کار گرفته شود. این نگاه ایدئالیستی باور دارد که این ذهنیت و آگاهی پیشین ماست که شناخت‌مان از جهان عینیت‌یافته اجتماعی را ممکن می‌سازد و تا زمانی که آگاهی ما به‌وسیله نظریات و الگوها (برآمده از اصول و چارچوب‌های بنیادین دینی) ساخته و پرداخته نشوند، ما راهنمای عملی برای کنش فردی و جمعی نخواهیم داشت. پس قبل از هرچیز لازم است بر ساخت این دستگاه‌های نظری متمرکز شویم.
 در رویکرد دوم که آن را رویکرد «وجودشناختی» می‌نامم، انسان موجودی خودآگاه و دارای آگاهی فرض می‌شود که با کلیت وجودی خود در تجربه هستی درگیر می‌شود و این استعداد را دارد که این تجربیات خود را در قالب آگاهی و صور نمادین برگردانده، آن را معنا کند. در حقیقت در این رویکرد، معرفت بشری حاصل صورت‌بندی تجربیات و تأملات وجودی اوست.
 از انباشت تاریخی این صورت‌بندی‌هاست که دانش شکل می‌گیرد و البته تفاوت این رویکرد با رویکردهای پوزیتویستی در این است که در این رویکرد، فرهنگ‌، دین و فلسفه کنار زده نمی‌شوند، بلکه نقش آن‌ها عمق بخشیدن به این صورت‌بندی‌هاست. همچنین تفاوت اصلی این رویکرد با رویکرد اول در این است که در این رویکرد، انسان مسلمان و فرهنگ مسلمانان اهمیتی هم‌عرض متون و نصوص دینی می‌یابد.
 در رویکرد دوم به مساله تحول در علوم انسانی که از آن به رویکرد «وجودشناسانه» تعبیر کردیم، علم محصول نظریه‌پردازی‌های آزمایشگاهی نیست، بلکه از مواجهه با تاریخ و جامعه و فرهنگ حاصل می‌شود. دانش در این رویکرد، محصول تاریخی درگیری تجربی و فکری با موضوعات عینی و اجتماعی است و بسته به فرهنگی که پژوهشگر در آن تنفس می‌کند، دانش نیز متفاوت می‌شود. در این رویکرد، نسبت وجودی پژوهشگر با جامعه، نظام مسائل و حساسیت‌های او را آفریده و جهت می‌دهد و دین نه از طریق گزاره‌های منفرد دینی در نصوص یا ساخت دستگاه‌های منطقی و متدولوژیک پیشینی فلسفی و اخلاقی، بلکه از دو طریق دیگر بر علم اثر می‌گذارد: اول اینکه فرهنگ و سنت دینی پژوهشگر به‌صورت نامحسوس بر انتخاب مسائل و نحوه سامان دادن پژوهش‌ها و بررسی‌های او اثر می‌گذارد؛ دوم اینکه مفاهیم دینی برای غنی کردن مقولات و مفاهیمی که «تجربه» شده‌اند، ورود می‌کنند.
علوم انسانی در این رویکرد متأخر دارای نسبت وثیقی با فهم، ارتکازات و دانش‌های ضمنی عمومی جامعه است و از جنبه صرفاً نخبه‌گرایانه و ذهن‌گرایانه رویکرد معرفت‌شناسانه (رویکرد اول) فاصله دارد. در نتیجه علم دینی فرایندی اجتماعی است که از ته‌نشست تأملات و تجربیات و تبادل نظر انسان‌های دینی در مواجهه با مسائل اجتماعی در قلمرو یک زیست‌جهان دینی و در طی زمان طولانی حاصل می‌شود. در این تعریف از علم دینی، نصوص و متون تنها بخشی از این زیست‌جهان را تشکیل می‌دهند و از طریق فرهنگ است که بر جهان انسانی اثر می‌گذارند. ازاین‌رو برای تولید علم دینی صرف، مراجعه مستقیم به نص دین کافی نیست بلکه تأمل در فرهنگ و تجربیات اجتماعی جامعه مسلمانان و نقد و بررسی و صورت‌بندی‌ها خود «علم دینی» است.
به نظر می‌رسد در تاکیدات رهبر انقلاب در موضوع تحول در علوم انسانی در دانشگاه شاهد نوعی گذار از رویکرد اول به رویکرد دوم هستیم. قسمتی از بیانات دیروز ایشان به‌طور صریح به این مساله اشاره دارد: «چرا تا گفته می‌شود که به علوم انسانی اسلامی فکر کنیم، بعضی می‌گویند آقا مگر این علم است؟ علم، آن چیزی است که شما به آن دست پیدا کنید و از ذهنتان تراوش کند.» از همین رو ضروری است مؤسسات و حلقه‌های علمی که رهنمودهای ایشان را سرلوحه رویکردهای علمی خود قرار داده‌اند به این پنجره‌های جدید توجه جدی داشته باشند.

captcha
شماره‌های پیشین