483
شنبه، ۱۲ خرداد ۱۳۹۷
14

خبر

روایت همراهی یک‌روزه با ماه‌عسلی‌ها

از روایت رنج‌ها نمی‌ترسیم

«ماه‌عسل» به‌عنوان پای ثابت لحظه‌های نزدیک افطار، سال‌هاست که با وجود تمام برنامه‌هایی که هرساله برای این ماه در نظر گرفته می‌شوند، روی آنتن شبکه ‌سه می‌رود. برنامه‌ای که تداوم آن به عادتی تبدیل شده که مخاطب را حتی ناخواسته با خود همراه می‌کند.

صبح نو

روایت همراهی یک‌روزه با ماه‌عسلی‌ها

از روایت رنج‌ها نمی‌ترسیم

«ماه‌عسل» به‌عنوان پای ثابت لحظه‌های نزدیک افطار، سال‌هاست که با وجود تمام برنامه‌هایی که هرساله برای این ماه در نظر گرفته می‌شوند، روی آنتن شبکه ‌سه می‌رود. برنامه‌ای که تداوم آن به عادتی تبدیل شده که مخاطب را حتی ناخواسته با خود همراه می‌کند.

شاید از سال‌86 که احسان علیخانی پا در ماه‌عسل گذاشت، فکرش را هم نمی‌کرد که بتواند 11‌سال با همان فرمانی که در دست دارد، «ماه‌عسل»ش را ادامه دهد؛ اما به هر ترتیب این اتفاق افتاد و باعث شد تا امروز شاهد برنامه‌ای باشیم که البته جدا از کیفیتی که قابل انکار نیست، همچنان داستان‌هایی با ظاهری متفاوت ولیکن با ساختاری یکنواخت -که معطوف به گذر از سختی و غمی بزرگ است- روایت می‌کند.
ماجراهایی که در این سال‌ها مخاطب را کم‌وبیش با تمام حرف‌ها و نقدهایی که وجود دارد، پای خود می‌نشاند؛ البته در این جلب مخاطب، در کنار شیوه داستان‌گویی و پیشبرد برنامه، خالی بودن دست دیگر شبکه‌ها هم بی‌تأثیر نیست؛ مسأله‌ای که پرداخت به آن در این مقال نمی‌گنجد و بحث مفصلی دارد.جدا از تمام این صحبت‌ها، تمام هماهنگی‌ها و اتفاقاتی که هر روز باعث می‌شود تا قسمت دیگری از این برنامه ‌روی آنتن برود، موضوعی است که شاید برای شما هم جالب باشد، از همین رو در فرصت پیش آمده سری به پشت صحنه «ماه‌عسل»؛ برنامه ناجی سیما در ساعات نزدیک به افطار زدیم. امسال سوله‌ای بزرگ و مستطیل‌شکل، میزبان تیم ماه‌عسل شده است، فضایی وسیع که از بیرون نام و نشان خاصی ندارد و از ماشین‌های واحد سیار که جلوی آن پارک شده‌اند می‌توان حدس زد که برنامه‌ای زنده در آن‌جا تولید می‌شود.  بعد از کمی جست‌و‌جو بالاخره سوله را پیدا می‌کنم، سالنی خلوت که به فاصله بیشتر از 70قدم سمت چپ آن با نوری که روی دکور تابیده شده، استودیوی اصلی را نشان می‌دهد. 30دقیقه به شروع برنامه باقی‌مانده است، گروه که همه اعضای آن با لباس یک‌شکل و لوگوی ماه‌عسل در فضای نسبتاً تاریک این طرف و آن طرف می‌روند، کارها را برای شروع به‌موقع آماده می‌کنند.
طراحان نور، دکور، تصویر و صدا‌برداران و... هر یک در جای خود مشغول هماهنگی هستند. درست روبه‌روی در ورودی سوله طبقه دیگری وجود دارد که با یک ردیف پله از زمین جدا شده و از آن فاصله بخشی از قسمت‌های آن دیده می‌شود. از پله‌ها بالا می‌روم، در این بخش چندین اتاق با دیوارهای کاذب وجود دارد، فضاهایی که در راه‌روی مستطیلی روبه‌روی هم قرار دارند؛ اتاق گریم، لباس، مهمان، تدارکات و... که در هر کدام گروهی مشغول به کار هستند.
در آن جا بعد از ملاقات با آقای شیخی، روابط عمومی برنامه، فرصتی فراهم می‌شود تا با آقای محمد پیوندی -سوژه‌پردازی که سال‌هاست در گروه کارگردانی حضور دارد- گپی بزنم.
او که از ابتدای شروع ماه‌عسل با آن همراه بوده، درباره انتخاب مهمان‌ها و روندی که برای آن طی می‌کنند، به «صبح نو» می‌گوید: طی سال‌هایی که از این برنامه گذشته، به‌هر‌حال ماه‌عسل به پختگی بیشتری رسیده که باعث شده تا در انتخاب مهمانان همانطور که نظرات بسیاری وجود دارد، با وسواس بیشتری حرکت کند، اتفاقی که در طول آن به این نظرات هم توجه می‌شود، چرا که مخاطب بعد از این سال‌ها انتظار دارد که هم اتفاقات تازه‌ای را ببیند و هم آن‌چه توسط این برنامه باعث جلب رضایت او شده، افت نکند، تمام این‌ها کار را دشوارتر کرده است. در این سال‌ها آدم‌های متخصص زیادی هستند که در حوزه‌های مختلف اجتماعی، جامعه‌شناسی و... از آن‌ها مشورت گرفته‌ایم، همچنین نهادهای گوناگون و متخصصی‌اند که در این مسیر به آن‌ها مراجعه می‌کنیم. مواردی که سعی می‌کنیم به‌وسیله آن‌ها بهترین انتخاب را داشته باشیم، چون تنها تعریف داستان ملاک نیست و برای جذابیت آن باید پیرامونت را هم بشناسی تا بتوانی آورده‌ای داشته باشی برای مخاطبی که بسیار باهوش است.

ما قصه‌گو هستیم نه تاک‌شو
پیوندی پیرامون میزان تغییرات در انتخاب سوژه‌ها و این‌که این اتفاق تا چه حد رخ داده، گفت: حداقل تلاش ما این بوده تا حوزه انتخاب سوژه و محتوای‌مان را وسیع‌تر کنیم، در کنار این‌ها نظرات آدم‌هایی را که حتی چندان متخصص نیستند هم گوش می‌کنیم. علاوه‌بر این‌ها باید بگویم که ما موضوع‌محور نیستیم و به افرادی نیاز داریم که زندگی و قصه‌شان را روایت کنند، به همین خاطر در ابتدا دغدغه‌ها و مسائلی که برای مردم مهم‌تر است، می‌شناسیم و بعد برای آن به‌دنبال قصه و مهمان می‌گردیم، این پروسه دشواری است که تنها گفتن آن آسان است. در ادامه بعد از انتخاب مهمان تازه باید تصمیم بگیریم که چه برشی از آن ماجرا مطرح شود، اتفاقی که به‌صورت تخصصی و با صرف زمان زیادی رخ می‌دهد. او در پاسخ به چرایی روند داستان‌های خطی مشخص که امسال وجه امیدبخش آن بیشتر شده و اغلب رسیدن به امید از یک اتفاق غمبار را روایت می‌کند، بیان کرد: من با این سؤال مخالف هستم، چون خیلی اوقات آن‌ها شروع غمگین ندارند و از فضای پرامید زندگی‌شان شروع کرده‌اند، اما چون این برنامه قصه‌گو است، با احترام، مثل خیلی از تاک‌شو‌هایی که وجود دارد، کارمان سخت‌تر می‌شود و باید افرادی را بیاوریم که به ما اعتماد کنند و داستانی را از زاویه‌ای که جذاب است تعریف کنند. در این‌جا می‌دانیم که جامعه ما امروز به امید نیاز دارد به همین دلیل قطعاً قصه‌ای را که امیدبخش نباشد روایت نمی‌کنیم و به لحاظ جذابیت داستان حتی در سینما هم لازم است که شما برای رسیدن به یک امید، از یک رنج و بن‌بست عبور کنی، به همین دلیل سعی کردیم که این اتفاق را در قصه‌ها رعایت کنیم، وگرنه می‌توانیم از جایی شروع کنیم و بگوییم که همه‌چیز خوب است.

از روایت رنج‌ها نمی‌ترسیم
او در ادامه از برنامه‌هایی گفت که حتی با تم شاد ‌روی آنتن رفته است و در این‌باره گفت: در برنامه‌هایی که فضای متفاوت‌تری داشته‌اند، ما بازهم سعی کردیم به درام پایبند باشیم چون بیننده این توقع را از ما دارد.
همچنین هر چه‌قدر هم به ما بگویند، بازهم ما از روایت قصه رنجی که ممکن است منجر به امید و تکان دادن به آدم‌ها شود، نمی‌ترسیم. به نظرم این رسالتی است که مخاطب هم آن را از ما می‌خواهد. علاوه‌بر اینکه راضی کردن تمام سلیقه‌ها کار سختی است، با این حال ما تلاش می‌کنیم که نظر آن‌ها را هم بشنویم.پیوندی درباره ادامه این مسیر خاطرنشان کرد: شما در برنامه‌سازی باید تم داشته باشید و زمانی که آن فضا را بیننده پذیرفت، دیگر باید به آن پایبند باشید، ما کار خودمان را می‌کنیم و بقیه هم در شبکه‌های دیگر فضای خود را دارند. ما حتی مدتی است که ابتدای برنامه با نمایش تیزر می گوییم داستان امروز ما این است، اگر دوست دارید ببینید و اگر اذیت می‌شوید نگاه نکنید، این یعنی حق انتخاب.
همچنین این لحظات، ساعاتی هستند که باید حرمت آن‌ها نگه داشته شود.

در ادامه به اتاق‌های دیگر سر می‌زنم، علیخانی که البته اغلب تمایلی به مصاحبه ندارد و ترجیح می‌دهد تنها روی آنتن سخنرانی کند، به همراه مهمانش مشغول صحبت و هماهنگی است، او آن‌ها را به آرامش و دوری از استرس دعوت می‌کند و بعد نزدیک ساعت 19، برای گفتن پلاتو اول، از پله‌ها پایین و در کنار دکور اصلی برنامه را شروع می‌کند.
در این فاصله به سراغ آقای آرش ظلی‌پور، برنامه‌ریز ماه‌عسل می‌روم، او در ابتدا با اشاره به تغییراتی که داشته‌اند، به «صبح نو» می‌گوید: در این چندسالی که من همراه این گروه بودم، تغییراتی ایجاد شده که آن را پخته‌تر کرده است، یکی از این موارد شکل‌گیری آیتم‌ها و مستندهایی است که در برنامه می‌بینید، بخش‌هایی که هر‌کدام حاصل اندیشه و برنامه‌ریزی اتاق فکری هستند که در آن چند تن از مستندسازان باتجربه در کنار گروه سوژه حضور دارند. ما در این فضا شاید بالغ بر 40‌جلسه داشتیم و برای هر سوژه حدود سه تا چهار ساعت دکوپاژ و برنامه‌ریزی می‌کردیم.

چرا به «90» نمی‌گویند تکراری شدی؟
ظلی‌پور در ادامه در پاسخ به انتقادی که مبنی بر یکنواختی این برنامه مطرح می‌شود، گفت: من در این‌‌باره یک مثال می‌زنم، برنامه نود حدود ‌18سال است که روی آنتن می‌رود و هر هفته پخش می‌شود، اما چرا هیچ‌کس نمی‌گوید که این برنامه تکراری شده و هر سال تنها تغییر دکور و آیتمی که در برنامه‌ای مثل ماه‌عسل هم وجود دارد در آن دیده می‌شود. تم این برنامه هم همیشه یک برنامه فوتبالی بوده که به اخبار و حواشی آن می‌پردازد. در این بین باید دید که تعریف برنامه «ماه‌عسل» یا هر برنامه دیگر چیست. در همه دنیا این‌که شاکله‌ای برای برنامه‌ای تعریف می‌شود و آن برنامه بر اساس همان حرکت می‌کند، وجود دارد. ماه‌عسل هم برنامه‌ای است که قرار است در آن آدم‌هایی که از جنس بیننده‌اند، قصه‌هایشان را تعریف کنند.
او ادامه داد: به همین دلیل من کمی با این دید که بگویند ماه‌عسل تکراری شده مخالف هستم، چون ما حداقل تلاش کردیم که این تکراری شدن را با عوض کردن مواردی مثل فرم تغییر دهیم، یعنی سعی کردیم تعلیق‌هایی را ایجاد کنیم تا جذابیتی که باید از دست نرود. این‌ها به ‌کنار، در دنیا چند فیلم درباره عشق، جدایی و... ساخته شده، هزاران کاری که پرداخت‌های متفاوتی دارند. تعریف ماه‌عسل هم یک چیز است و تا روزی که این برنامه روی آنتن است قطعاً قرار است به همین شکل قصه آدم‌ها را روایت کند.

دست باز ماه‌عسل به واسطه دلسوزی
ظلی‌پور در بخش دیگری از صحبت‌هایش در خصوص این‌که، دست این برنامه برای بیان مواردی که در هر فضای دیگری از سیما بیان شود، بازتر است هم گفت: چون خود من در خارج از ماه‌عسل هم برنامه‌سازی و هم اجرا کرده‌ام، این را به چشم دیدم و با جسارت می‌گویم که هر تهیه‌کننده و برنامه‌سازی که در این رسانه -که به گمان بعضی‌ها مخاطب ندارد- دل سوزانده و برای پرداخت به سوژه‌ای آن‌قدر عمیق کار کرده که برای مدیرش در برابر آن دفاع دارد، به راحتی کنار گذاشته نمی‌شود. ما برنامه‌های سطحی زیادی داریم که سلیقه مخاطب را پایین آورده‌اند، اما‌ ما برای داستان‌هایمان فکر می‌کنیم و وقتی برای برنامه‌ساز کارش اهمیت داشته باشد و خوب پیش برود، هیچ مدیری دلش نمی‌آید آن را کنار بگذارد. به ماه‌عسل هم، هر نقدی می‌تواند وارد شود به جز آن که مخاطب را پای تلویزیون نگه داشته است و برخی صحبت‌ها در این فضا مثل حسادت است.

جلب مخاطب در سایه دست خالی برنامه سازان
او در پاسخ به این‌که فکر نمی‌کند این جلب مخاطب به‌دلیل نبود برنامه مناسب در شبکه‌های دیگر است، گفت: بله، این صحبت درستی است که بگویید دست شبکه‌های دیگر خالی است، اما این‌طور نیست که به‌واسطه همان شاید بازتر بودنی که به آن اشاره کردید، صدا‌وسیما دست تهیه‌کنندگان را خالی بگذارد و سوژه‌ها را به احسان علیخانی بدهد، بلکه همانطور که گفتم وقتی خود برنامه‌ساز دلش برای کارش نسوزد، مدیر هم کاری نمی‌تواند کند.
همچنین ماه‌عسل امتحانش را سال‌ها در این تلویزیون پس داده است و اگر درباره فلان موضوع اجازه می‌دهند که در این برنامه کار شود، دلیل آن این است که می‌دانند ماه‌عسل به نتیجه‌ای که باید می‌رسد.
در بخش دیگری از این گزارش که دیگر برنامه شروع شده بود، فرصتی پیش آمد تا با آقای پیمان قانع، طراح دکوری که سال‌هاست، محسوس‌ترین تغییر را در ماه‌عسل رقم می‌زند، گفت‌و‌گویی داشته باشم.
قانع می‌گوید که اصولاً از هیچ فضایی تقلید نمی‌کند، او به «صبح نو» گفت: گاهی صحبت‌هایی مطرح می‌شود که دکورها برگرفته از فلان برنامه‌های خارجی و... هستند، اما نباید فراموش کرد که آن‌ها برنامه‌ای برای سر افطار ندارند، درباره دیگر موارد هم باید گفت که طرحی که مثلاً برای کنسرت طراحی می‌شود به‌طور حتم با طراحی دکور برای دوربین متفاوت است و این قیاس نشان از بی‌اطلاعی آن‌ها دارد.
او ادامه داد: در این سال‌ها من از رنگ‌هایی استفاده کردم که شاید مرسوم نبوده در چنین برنامه‌ای به کار برود. همچنین از یک سالی به بعد چون قصه تعریف می‌کردیم به سمت نوعی از فضاسازی تئاتر که در آن دری باز می‌شود یا سازه‌ای می‌چرخد، رفتیم. در واقع در یا پرده‌ای که باز می‌شود و فرد قصه‌اش را تعریف می‌کند، بعد هم آن پرده‌ بسته می‌شود، فضایی که در تئاتر هم وجود دارد و نشانگر صحنه‌ای از زندگی است.

پیشرفتی که باید اتفاق بیفتد
 قانع با اشاره به زمانی که صرف این کار می‌کند، اضافه کرد: در این میان من هر ساله با خودم این جنگ را دارم که سال بعد چطور دکور را اجرا کنم، چرا که هر فکر و ایده‌ای را هم نمی‌توانیم اجرا کنیم، چون این طراحی از جایی شروع شده که امروز مردم از آن توقع دارند و باید به گونه‌ای اتفاق بیفتد که در هر دوره پیشرفتی را به همراه داشته باشد. در این مسیر من همیشه با خودم مقایسه شدم و هیچ رقیبی در برنامه‌های دیگر نداشتم، به همین دلیل این اتفاق کار من را سخت‌تر می‌کند.
او اضافه کرد: در فضای ایجاد‌شده من با خودم رقابت می‌کنم و همیشه به‌دنبال این هستم که از سال قبل بهتر و جذاب‌تر باشد. بیننده هم که نظر دارد و گاه ایراد می‌گیرد و البته از تشویق‌ها هم نمی‌توان گذشت.

مشکی رنگ غم نیست
قانع در پاسخ به لحاظ کردن تم برنامه و داستان رسیدن غم به شادی در دکور گفت: اصل درام در همین غم و غصه‌هاست و تمام داستان‌های مطرح برمبنای شکستی بوده که به پیروزی رسیده است، برای دکور هم به همین ترتیب است و اگر مردم صحنه ماه‌عسل را دنبال می‌کنند، به‌دلیل همان همخوانی است که با داستان‌ها دارد.
من همیشه به این فکر کرده‌ام که یک شهر روشن پشت آدم‌هایی که در انتهای ناامیدی هستند وجود دارد، این شهر از حدود سال‌90 در همه دکورهای ما بود و امسال هم به‌صورت دیگر منعکس شده است. همچنین این‌که می‌گویند رنگ‌های تیره غم‌انگیز است، توضیح آرتیستی دارد که می‌توان گفت از آن‌جایی که ما برای ماه‌عسل طراحی صحنه می‌کنیم نه دکور، در تئاتر این سیاهی به معنی یک خلأ است که در آن نقطه‌ای روشن نمایش داده می‌شود، مثل همان امید که در داستان‌های ما وجود دارد، به همین دلیل رنگ مشکی رنگ غم نیست و آن‌چه‌ در صحنه ماه‌عسل است با آن‌چه ‌در آن گفته می‌شود، حتماً هماهنگی دارد که بیننده هم با آن ارتباط برقرار می‌کند.
بعد از این صحبت‌ها به صحنه اصلی برگشتم، فضایی که در آن روایت قصه زندگی ادامه داشت، روندی که در صورت نبود جایگزینی برای آن، تا سال‌های سال شاهدش خواهیم بود.

 

captcha
شماره‌های پیشین