sobhe-no.ir
478
شنبه، ۰۵ خرداد ۱۳۹۷
14

چهار شرط رسیدن به سعادت

یادداشت حجت‌الاسلام حسین انصاریان

روایت پژوهشگر فرانسوی از سینمای شهید آوینی بررسی شد

آزادسازی دوربین در وضعیت انقلابی

نشستی با عنوان بررسی روایت‌شناسیِ اگنس دوویکتور از روایت فتح شهید آوینی هفته گذشته به همت بسیج دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی در این دانشکده برگزار شد که آقای مهدی شاکری (دانشجوی دکتری علوم سیاسی از دانشگاه تولوز فرانسه) مهمان آن بود.

صبح نو

چهار شرط رسیدن به سعادت

یادداشت حجت‌الاسلام حسین انصاریان

تاریخ بحث سعادت تاریخی بسیار قدیمی دارد و مباحثی هم که درباره سعادت شده، به‌اندازه خود تاریخِ پی‌جویی از سعادت است.
این پی‌جویی برای همه انسان‌ها یک امر فطری است، یعنی انسانی از مادر متولد نشده، مگر اینکه فطرت سعادت‌جویی در او نهاده شده است.
نظر درباره سعادت کم نیست و تمام گروه‌های علمی تاریخ، دیندار و بی‌دین، درباره سعادت و خوشبختی که چیست و راه رسیدن به آن کدام است، بحث کرده‌اند.
تنها بحث عقلی و فطری و انسانی و حکیمانه در مسأله سعادت، بحثی است که خورشیدوار از افق وحی تجلی کرده است؛ چراکه هیچ گروه علمی در تاریخ بشر، نه خالق انسان بوده‌اند و نه به زوایای وجود انسان آگاه بوده‌اند، لذا اغلب آنها دراین‌زمینه افسانه‌بافی کرده‌اند.
آنهایی هم که اهل افسانه‌بافی نبوده‌اند، بحثشان بحث تمامی و کاملی نیست. بحث تام، تمام و کامل، فقط به وحی مربوط است.
نخستین سخنی که به نخستین انسان در کره زمین
زده شده، در سوره مبارکه بقره مطرح است. گوینده خدا و گیرنده هم آدم بوده است.
خدا خالق آدم و به تمام زوایای وجود آدم نیز آگاه بود، آدم هم آدمیت کرد و پذیرفت، باور هم کرد. علت باورکردن او هم این بود که یقین داشت حرف را صادق می‌زند، بی‌نیاز می‌زند، کریم می‌زند و وجود مقدسی که نسبت به مخلوقش عاطفه، احسان، محبت و لطف دارد.
حرف هم این بود: «فَإِمّ ا یأْتِینَّکمْ مِنِّی هُدی فَمَنْ تَبِعَ هُدای فَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ»، آدم! یقیناً راهنمایی من از طرف من برای تو جلوه خواهد کرد اما یک مسأله کلی به تو بگویم: هر کسی که تا قیامت از این راهنمایی من پیروی کند، ترس و غصه منفی سراغ او نمی‌آید؛ یعنی یک زندگی صددرصد آرامی در درون خودش خواهد داشت و به جریانات و حوادث بیرون که موج روی آب است و نه خودِ آب، کاری ندارد.
ما چهار چیز لازم داریم تا به گنج سعادت برسیم:
الف)
شناخت خدا: چطوری خدا را بشناسم؟ فقط از طریق صفاتش و راه دیگری ندارد.
چه کسی است و چه صفاتی دارد، چه موضعی نسبت به من دارد و من نسبت به او باید چه‌کار بکنم؟
ب)
شناخت جهان: شناخت اینکه اینجا کجاست و این سفره گسترده را برای چه پهن کرده است؟
یعنی من با حیوانات در کنار این سفره شریک هستم؟
 عین آنها بخورم، عین آنها چاق بشوم، عین آ‌نها بروم، عین آنها بخوابم، عین آنها شکم‌چرانی کنم؟
تکلیف من با این سفره چیست؟ اینجا کجاست؟
در تاریکی زندگی نکنم، نهایتاً مرا به اینجا می‌رساند که لمس می‌کنم من در یک مسافرخانه هستم و یک سفره هم در این مسافرخانه پهن است، صاحب مسافرخانه هم به من می‌گوید استفاده کن و بهره ببر، خوب و حلال هم بهره ببر؛ اما همه عمرت یک شب است.
ج)
شناخت خود: خودت را بشناس که در این عالم در چه جایگاهی قرار داری؟
پست‌تر از همه موجودات من هستی، بالاتر از همه موجودات من هستی، بین من و همه موجودات من هستی، یعنی مقام مادون من و مافوق کل هستی؟ این را بشناس.
د)
معلمین هدایتگر: معلم‌هایی برای تو قرار داده‌ام تا راه و شرایط حرکت در این راه را به تو نشان بدهند، آنها را هم بشناس.
با این چهار شناخت در جاده سعادت قرار می‌گیری.
منبع: فارس

 

captcha
شماره‌های پیشین