472
چهارشنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
13
ایده دکتر طلابکی درباره تنوع فرهنگی و جهان‌شمولی حقوق:

مدارای اسلامی با پلورالیسم متفاوت است

کرسی علمی «انقلاب اسلامی و حقوق و آزادی‌های بشر، از جهان‌شمولی تا تنوع فرهنگی» روز دوشنبه این هفته به همت پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در این پژوهشگاه برگزارشد. در این نشست دکتر اکبر طلابکی طرقی، استادیار دانشگاه تهران ایده خودش درباره نحوه پاسخ به مساله تنوع فرهنگی و جهان‌شمولی حقوق بشر را ارائه کرد.

انقلاب اسلامی و نهادینه شدن آزاداندیشی در ایران

صبح نو

ایده دکتر طلابکی درباره تنوع فرهنگی و جهان‌شمولی حقوق:

مدارای اسلامی با پلورالیسم متفاوت است

کرسی علمی «انقلاب اسلامی و حقوق و آزادی‌های بشر، از جهان‌شمولی تا تنوع فرهنگی» روز دوشنبه این هفته به همت پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در این پژوهشگاه برگزارشد. در این نشست دکتر اکبر طلابکی طرقی، استادیار دانشگاه تهران ایده خودش درباره نحوه پاسخ به مساله تنوع فرهنگی و جهان‌شمولی حقوق بشر را ارائه کرد.

طلابکی موضوع اصلی بحث خودش را آرمان انقلاب اسلامی در حوزه روابط بین‌الملل و سیاست خارجی عنوان کرد و در همین زمینه به مقدمه قانون اساسی اشاره کرد. مقدمه‌ای که در آن اشاره شده است که یکی از اهداف قانون اساسی پرورش انسان‌هایی با ارزش‌های والا و جهان‌شمول است و همچنین در اصول دیگر حمایت از مستضعفان جهان آمده است.
او در ادامه به موضوع فشارهای بین‌المللی به ایران درباره بحث حقوق بشر اشاره کرد و گفت: جمهوری اسلامی بحثی را تحت‌عنوان تنوع فرهنگی مطرح کرد و جزو مدافعان آن شد که در مقابل هجمه‌ها مقاومت کند.
مساله اینجاست؛ ما که مدعی جهان‌شمولی ارزش‌ها و حقوق و آزادی‌های بشر هستیم، چگونه می‌توانیم این ادعا را با بحث تنوع فرهنگی جمع کنیم؟
چون تنوع فرهنگی و نسبیت فرهنگی حالت این‌همانی دارد و با جهان‌شمولی ناسازگار است. لذا ضروری است مفهوم تنوع فرهنگی از منظر جمهوری اسلامی ایران به‌گونه‌ای تبیین گردد که اولاً؛ مغایر ادعای جهان‌شمولی ارزش‌های اسلامی نباشد، ثانیاً؛ با جهانی‌سازی ارزش‌های غربی مقابله نماید و ثالثاً؛ پاسخگوی واقعیت تنوع فرهنگ‌ها و عقاید باشد.
طلابکی با مرور اسناد بین‌المللی درباره این موضوع و مبانی نظری آن‌ها گفت: در بند یک اعلامیه و برنامه عمل وین ۱۹۹۳ می‌گوید سرشت جهان‌شمولی حقوق و آزادی‌های اساسی انکارناپذیر است اما در بند پنج اشاره می‌کند که در نظر داشتن پیشینه‌های ملی، منطقه‌ای و تنوع زمینه‌های تاریخی و فرهنگی و مذهبی بر عهده دولت‌هاست.
بلافاصله می‌گوید بر‌عهده دولت‌هاست که صرف‌نظر از نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به تقویت و حمایت از تمام حقوق بشر و آزادی‌های سیاسی بپردازد. در واقع این یک تعارض است.
او افزود: تنوع فرهنگی در اسناد بین‌المللی به سمت تکثر و کثرت‌گرایی فرهنگی می‌رود. کثرت‌گرایی در علوم مختلف به دو بخش تقسیم می‌شود؛ کثرت‌گرایی وجودشناختی و کثرت‌گرایی معرفت‌شناختی. کثرت‌گرایی وجودشناختی یعنی اینکه بگوییم تکثرهایی در عالم وجود دارد اما اگر معیارهای اخلاقی و روش‌های زندگی را مساوی بدانیم و ارزش‌گذاری یکسان بر آن‌ها انجام دهیم، کثرت‌گرایی معرفت‌شناختی است که همان نسبیت‌گرایی فرهنگی است.
طلابکی همه نظریات لیبرال و پسالیبرال و پست‌مدرن را درباره حقوق بشر واجد نسبیت‌گرایی دانست و گفت: در پاسخ به این پرسش که چگونه اندیشه لیبرالی هم‌زمان با ادعای جهان‌شمولی، به تکثرگرایی (نسبیت‌گرایی) تمسک می‌کند، باید گفت کشورهای غربی گرچه نمی‌توانند موضوع را به لحاظ نظری توجیه کنند اما به‌دلیل اینکه توسل به کثرت‌گرایی برای آن‌ها سودمند است از این اندیشه دفاع می‌کنند.
او ادامه داد: متأسفانه در بیانیه اسلامی تنوع فرهنگی مصوب آیسسکو که در چهارمین اجلاس وزرای فـرهنگ کـشورهای اسـلامی در سال۲۰۰۴ در الجزایر تصویب شد تنوع فرهنگی ملازم با کثرت‌گرایی در نظر گرفته شده است و در بند‌۱۷ همین اعلامیه، اعتقاد به برتری نژادی را در کنار اعتقاد به برتری فرهنگی قرار داده و دکترین مبتنی بر هر دو را به لحاظ علمی غـلط بـه لحاظ اخلاقی منکوب و به لحـاظ اجـتماعی ناعادلانه و خـطرناک دانسته است که این امر با ادعای جهان‌شمولی تمدن اسلامی مندرج در اعلامیه حقوق بشر اسلامی مصوب سال۱۹۹۰ قاهره در تعارض است.به نظر طلابکی سه راهکار از نگاه اندیشمندان اسلامی برای پاسخ به مساله تنوع فرهنگی پیش روی ماست. او این سه راهکار را این‌گونه توضیح داد:
1- تفسیر تنوع به «نسبیت فرهنگی»: برخی اندیشمندان اسلامی چون تنوع را معادل نسبیت و در نتیجه مغایر جهان‌شمولی اسلام دیده‌اند، لذا از اساس با تنوع فرهنگی مخالفت کرده‌اند. این در حالی است که گرچه نسبیت‌گرایان مبنای ادعای خود را وجود تنوع می‌دانند اما تنوع فرهنگی به‌عنوان امری تکوینی ضرورتاً نسبیت ارزش‌ها را نتیجه نمی‌دهد.
2- تفسیر تنوع به «نسبیت در اجرا»: برخی معتقدند درعین‌حالی که حقوق بشر در مبنا و منشأ وجودی جهان‌شمول است در اعمال و اجـرا مـحدود و نسبی است لذا می‌توانیم تنوع فرهنگی را به معنای نسبیت‌گرایی صرفاً در حوزه اجرا تفسیر کنیم؛ اما این راهکار نیز مشکلی را حل نمی‌کند. چراکه نشان نمی‌دهد که نسبیت در اجرا را تا چه حد می‌پذیرد؟ برای جهان‌شمولی از منظر کدام جهان‌بینی اصالت قائل است تا بر اساس آن سایر جهان‌بینی‌ها نه اصالتاً بلکه به‌دلیل واقعیات موجود به‌عنوان طفیلی و در مقام اجرا موردپذیرش واقع شوند؟ درواقع تمام مشکل غرب با ما در حوزه اجرا و تفسیری است که ما از حقوق بشر در مقام اجرا داریم و الا هم ما و هم آن‌ها مفاهیمی مانند حق حیات را قبول داریم و دعوا در زمان اجرای آن است.
3- تفسیر تنوع به نفع جهان‌شمولی حقوق بشر غربی: برخی معتقدند حفظ تنوع فرهنگی را از طریق «اخلاق نوین جـهانی» باید تضمین کـرد که خود زمینه‌ساز «فرمانروایی جهانی» خواهد بود. فرمانروایی جهانی سبب می‌‌شود که شـهروندان به «شهروند جهانی» بدل شده و دخالت در امور داخـلی کشورها به‌وسیله ارگان‌ها و مجامع فرمانروایی جهانی امری هنجاری و مشروع در نظر گرفته شود.
لذا مصوبات شورای عـالی انـقلاب فرهنگی که برخوردار از گرایش ارزشی و ترجیحی در خصوص فرهنگ است را با کنوانسیون جهانی تنوع فرهنگی مغایر دانسته و بر لزوم تغییر آن تاکید دارند.
طلابکی راهکار چهارمی را به‌عنوان ایده‌ای که خودش از آن دفاع می‌کند مطرح کرد: تفسیر تنوع به نفع جهان‌شمولی حقوق بشر اسلامی (مدارا)؛ راهکار چهارم که پیشنهاد ماست این است که در مقام نظر به جهان‌شمولی فرهنگ اسلامی معتقد باقی بمانیم اما در عمل رواداری و مدارا را در پیش گیریم. کشورهای اسلامی نباید برای وادار نمودن غرب به احترام به ارزش‌های اسلامی و عدم تحمیل قوانین بین‌المللی حقوق بشر، احترام به تنوع فرهنگی را از طریق پذیرش نظریه نسبیت (تکثر) فرهنگی چه در مبنا و چه در اجرا -که مغایر مبانی اسلامی و منطقی و جهان‌شمولی آن است- توجیه نمایند بلکه آنان می‌توانند احترام به تنوع فرهنگی را به معنای لزوم رواداری و تساهل نسبت به اندیشه مخالف اعلام نموده و با استناد به رواداری اسلام نسبت به سایر ادیان، از کشورهای غیرمسلمان بخواهند که به آنچه خود «حق بر خطا بودن» می‌خوانند نسبت به دیگر اندیشه‌های غیر غربی و قوانین مبتنی بر آن پایبند بمانند.
بین پلورالیسم و تسامح دیـنی نـباید خلط کرد. تسامح یک راه‌حل عملی برای زندگی مشترک و مسالمت‌آمیز اجتماعی اسـت و به‌عبارت‌دیگر نوعی آزادی و احترام به حقوق پیروان سایر ادیان است و این راه‌حل غیر از پلورالیسم است. تسامح مماشات عملی است اما پلورالیزم یعنی این‌که اصلاً تصور انتزاعی از یک «مطلق در ماوراها» را باید کنار گذاشت.
تنوع فرهنگی تنها زمانی قابلیت جمع با جهان‌شمولی را دارد که از آن صرفاً لزوم احترام به فرهنگ‌ها و مدارا با آنان و نه حقانیت تمامی فرهنگ‌ها- برداشت شود. تفسیری که هم قابلیت استنباط از مبانی اسلامی و هم استناد به قوانین اساسی کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران در برخورد با اقلیت‌ها و نیز تجربه عملی برخورد حکومت‌های اسلامی با اندیشه‌های غیر اسلامی را داشته و در غیاب لیبرالیسم کلاسیک به‌عنوان رقیب مدعی جهان‌شمولی، قابلیت عرضه جهانی را دارد.
با تفسیر لزوم احترام به تنوع فرهنگی به «لزوم رواداری» روی یک نقطه مشترک با برخی اندیشمندان غربی مانند رالز و دانلی دست می‌گذاریم با این تفاوت که یکی اصالت را به حقوق بشر (جهان‌بینی-ارزش‌های) اسلامی و دیگری به حقوق بشر (جهان‌بینی-ارزش‌های) غربی می‌دهد.

 

captcha
شماره‌های پیشین