467
چهارشنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
7
«صبح نو» از هفته فرهنگ و هنر اقوام ایرانی گزارش می‌دهد

رقص رنگ‌ها و سنت‌ها در «ایران زمین»

ایران به چهارفصل بودن و فرهنگی غنی و اقوام متنوعش مشهور است. این تنوع هم در فرهنگ، موسیقی، غذا و هم در زبان و لباس وجود دارد. تنوعی که این روزها در شلوغی روزمرگی‌های زندگی شهری به فراموشی سپرده شده است. نمایشگاه هفته فرهنگ و هنر اقوام ایرانی که از 15 تا 21 اردیبهشت‌ماه در فرهنگسرای ابن‌سینا تهران برگزار شده است، اما سعی دارد آشنایی با فرهنگ و سنت اقوام ایرانی را دوباره به شهرنشینان نشان دهد.

گزارش تصویری

صبح نو

«صبح نو» از هفته فرهنگ و هنر اقوام ایرانی گزارش می‌دهد

رقص رنگ‌ها و سنت‌ها در «ایران زمین»

ایران به چهارفصل بودن و فرهنگی غنی و اقوام متنوعش مشهور است. این تنوع هم در فرهنگ، موسیقی، غذا و هم در زبان و لباس وجود دارد. تنوعی که این روزها در شلوغی روزمرگی‌های زندگی شهری به فراموشی سپرده شده است. نمایشگاه هفته فرهنگ و هنر اقوام ایرانی که از 15 تا 21 اردیبهشت‌ماه در فرهنگسرای ابن‌سینا تهران برگزار شده است، اما سعی دارد آشنایی با فرهنگ و سنت اقوام ایرانی را دوباره به شهرنشینان نشان دهد.

 خیابان ایران‌زمین، روبه‌روی بیمارستان بهمن، محله شهرک قدس، شلوغ است. ماشین‌ها در خیابان پرترافیک در حال تردد هستند. راننده‌ها بی‌حوصله در هرم گرما منتظرند تا چراغ سبز شود. عابرین پیاده با قدم‌های بلند و تند از پیاده‌رو عبور می‌کنند. در این شلوغی منظم صدای موسیقی در ابتدای در ورودی فرهنگسرای ابن‌سینا قدم‌های عابرین را کند می‌کند. راننده‌ها با صدای دل‌نشین آهنگ آذری از بی‌حوصلگی درآمده‌اند. گروه موسیقی دونفره با لباس‌های محلی دوهل و سرنا می‌نوازند. موسیقی شاد شور و شوقی در حیاط کوچک فرهنگسرا به راه انداخته است. بازدیدکنندگان با لبانی که به خنده باز شده و چشمانی که از رنگ پر است از نمایشگاه دیدن می‌کنند. اینجا نمایشگاه هفته فرهنگ و هنر اقوام ایرانی است.

ما عاشیق‌های موسیقی سنتی هستیم
 آقایان «ابراهیم کاشانی» و «مظفر دانکی» از نوازندگان آذری نمایشگاه هستند که با صدای دهل و سرنا حس اصیل ایرانی را در نمایشگاه القا کرده‌اند. کاشانی 71 ساله و دانکی 49 ساله هستند و نواختن موسیقی ایرانی شغل خانوادگی هر دو آنهاست. دانکی درباره موسیقی سنتی ایرانی و استقبال مردم می‌گوید: «چند سالی می‌شد که موسیقی سنتی فراموش شده بود. در این چند سال اما اقبال مردم دوباره به سمت موسیقی سنتی زیاد شده است. بسیاری از مردم به ما می‌گویند که موسیقی سنتی به روح و روان ما آرامش می‌دهد و خیلی‌ها می‌گویند که نمی‌توانند صدای ارگ و موسیقی‌های جدید را که جوان‌ها دوست دارند، بشنوند.» نواختن موسیقی سنتی برای دو نوازنده هم خوشایند است. کاشانی توضیح می‌دهد: «من 55 سال است که سرنا می‌زنم. سرنای همدان را که با سرنای شهرهای دیگر فرق دارد. همین چند سال پیش عمل قلب باز کردم و در زمانی که سرنا نمی‌زنم، مریض هستم. اصلاً سرنا که می‌نوازم حالم خوب خوب است.» دانکی نوازنده دهل با اشاره به اسم سنتی نوازندگان می‌گوید: «به ما که موسیقی سنتی می‌نوازیم، عاشیق می‌گویند. ما عاشیق‌های عاشق موسیقی سنتی هستیم. موسیقی که می‌نوازیم، بهترین حال را به ما و مخاطبانمان می‌دهد.»

از آهنگ گیلانی تا چادر کردی
 غرفه‌های نمایشگاه همه رنگارنگ هستند. ویژگی مشترک همه غرفه‌های نمایشگاه اما عرضه مواد غذایی سنتی است. در همه غرفه‌ها خوراکی‌های محلی عرضه می‌شود. از غرفه‌ای که زیتون‌های متنوع و ترشی‌های رنگارنگ شمالی را می‌فروشد تا غرفه آذربایجان که بوی عطر شیرینی هر بازدیدکننده‌ای را میخکوب می‌کند تا از بو و رنگ شیرینی‌های محلی آذری مثل حلواها و باقلواهای پرشهد، سیر شوند. غرفه ادویه‌های محلی اما از همه شلوغ‌تر است. بوی تند، شیرین و تلخ ادویه‌ها قبل از رنگین‌کمان رنگی‌شان، به مشام می‌رسد. مسوول غرفه تمام محصولاتش را جلوی چشم مشتری‌ها با خوردکن‌های کوچک و بزرگ پودر می‌کند. سرش آن‌قدر شلوغ است که جواب سؤال‌ها را نمی‌دهد. تند و سریع درخواست مشتری‌هایش را انجام می‌دهد و به دستگاه‌های مخلوط‌کنش سر می‌زند تا ببیند ادویه مشتری آماده شده است و یا خیر. محصول مورد توجه نمایشگاه اما غذاهای محلی است. در غرفه گیلان، مریم و شوهرش با لباس محلی گیلکی آش کدو، نان خورفه و کشتای گیلانی می‌پزند. هرازچندگاه مریم با لباس رنگی بلندش خمیری را چانه می‌زند، چانه را بر روی سینی پهن می‌کند و بعد در تنور دستی‌اش که با گاز شهری کار می‌کند، نان داغ می‌پزد. شوهرش با لباس محلی گیلانی، بلوز سفید پوشیده، کلاه به سر و با پاپوش‌های پشمی زیر لب آهنگ گیلانی می‌خواند و بادمجان‌های کباب شده را با گوشت‌کوب می‌کوبد. در دیوار چادر زوج گیلانی سبدهای حصیری و سفالی آویزان است. روی زمین قالی پشمی انداخته‌اند. غرفه را شبیه به اتاق خانه‌های گیلانی درست کرده‌اند. روبه‌روی خانه گیلانی، غرفه کردزبان‌ها قرار دارد. قابلمه‌های آش دوغ، سبزی و ترخینه کردی در حال جوش است. تخت‌های چوبی زیر سایه چادر سیاه کردی چیده شده است. گلدان‌های شمعدانی طراوت چادر را بیشتر کرده‌اند. بچه‌های کوچک با لباس‌های محلی برای مشتری‌ها آب و دوغ می‌آورند. حال و هوای زنده چادر، بازدیدکننده‌ها را به چادر عشایر کردی در دامنه کوه‌های بلند می‌برد.

آغاچ‌اویی با چارقد ترکمنی
 سرشان گرم کار خودشان است. مرضیه با لباس ترکمنی نان‌های محلی می‌پزد و پسر نوجوانش سریع نان‌های داغ را به دست مشتری‌ها می‌رساند. فطیر که با زیره، رازیانه و سبزی کوهی پخته شده است، برک و یا سمبوسه ترکمن‌ها که با سیب‌زمینی، گوجه، پیاز و زردچوبه پخته شده است، نان‌های محلی هستند که مرضیه می‌پزد. مرد خانواده، شوهر مرضیه، بازدیدکننده‌ها را به داخل آغاچ‌اویی (چادر سفید- آلاچیق ترکمن‌ها) دعوت می‌کند. داخل آغاچ‌اویی با چارقدها (روسری‌های بزرگ ریشه‌دار پشمی که زنان در زمستان می‌پوشند) و روسری‌ها (روسری ترکمنی با جنسی ابریشمی و نرم که برای تابستان استفاده می‌شود) گل‌گلی و رنگین تزیین شده است. دون ترکمنی (جلیقه‌های ترکمنی) با نقش‌ها و مهره‌های رنگین به دیوار آویخته شده است. در گوشه دیگر چادر، قالی ترکمنی و فرش‌های آویز شترها (بر روی شتر رییس کاروان‌های شترسوار، فرش‌های دکوری از جنس پشم، با طرحی ریزبافت آویزان می‌کردند تا به همه بگویند که رییس کاروان چه کسی است.) آویزان هستند. نکته قابل‌توجه در آلاچیق چوبی ترکمن‌ها پرده‌های تمام سفیدی است که با تکه‌های پارچه‌های رنگی تزیین و نقاشی شده است. مرد ترکمن درباره این پارچه‌ها توضیح می‌دهد: «در زمان‌های قدیم که مردم سواد نداشتند با این پارچه‌ها مکان‌ها را نشان می‌دادند. این پارچه‌ها شبیه به تابلو هستند؛ مثلاً این پارچه که بر رویش دو شتر تصویر شده است، محل مسابقه را نشان می‌دهد و این پارچه که قلب بر روی آن دارد، خانه تازه‌عروس و داماد را نشان می‌دهد.» روح ترکمنی در چادر حاکم است، بیرون چادر اما محیط نمایشگاه است.

شوکه شدیم
 آقای «سعید صدراییان» رییس فرهنگسرای ابن‌سیناست. او در گفت‌وگو با «صبح نو» درباره هفته اقوام ایرانی توضیح می‌دهد: «ایران از یک موزاییک رنگارنگ اقوام ایجاد شده که این‌ها در کنار هم زیبا هستند. باید موضوع اقوام را به‌عنوان فرصت نگاه کنیم تا زیبایی‌ها را نشان دهیم. یکی از کارهایی که می‌شود انجام داد همین نمایشگاه است. ما در اینجا ترکمن، آذری، شمالی، لر و اصفهانی داریم.» او درباره تفاوت این نمایشگاه با نمایشگاه‌های دیگر می‌گوید: «این نمایشگاه‌ها اغلب حالت فروشگاهی دارند. ما سعی کردیم که آن را از حالت فروشگاهی دربیاوریم. موضوع اصلی ما فروش میرزاقاسمی نیست، یعنی نگاه اقتصادی به نمایشگاه نداریم. این هفته اقوام یک پکیج دارد. هر روز یک فیلم اورجینال از اقوام نمایش می‌دهیم، کارگاه آشپزی و گروه موسیقی اقوام هم داریم. در برنامه موسیقی، یک یا دو کار اجرا می‌شود و بعد درباره اینکه مقام چیست و دوتار از کجا آمده است، صحبت می‌شود.» صدراییان درباره هدف اصلی نمایشگاه توضیح می‌دهد: «در زندگی شهرنشینی از مسائل قابل‌توجه‌ای فاصله گرفته‌ایم و به زیبایی‌ها توجه نمی‌کنیم. بچه‌های ما نمی‌دانند که فرق نان شمالی با نان ترکمن در چیست؟ ما در اینجا اما مثلاً سه مدل نان داریم و در همین‌جا بچه‌ها باتجربه‌های ارزشمندی مانند گلاب‌گیری آشنا می‌شوند.» موسیقی محلی در محوطه کوچک پیچیده است. دانش‌آموزان با لباس مدرسه در بین غرفه‌ها می‌گردند و از آش‌های سنتی و نوشیدنی‌های محلی می‌خورند. در حیاط کوچک فرهنگسرا، ایرانی کوچک در فرهنگ‌های متنوع به تصویر کشیده شده است.

 

captcha
شماره‌های پیشین