452
سه شنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۹۷
13
دکتر افروغ در نشست بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»:

ساختار، حرف انقلاب اسلامی را نمی‌شنود

نشست نقد و بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» با حضور دکتر عماد افروغ، مؤلف کتاب، دکتر مهدی گلشنی، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف، آقای اسماعیل خلیلی، پژوهشگر و آقای جبار رحمانی، عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی روز یکشنبه در خبرگزاری ایکنا برگزار شد. در این گزارش چکیده‌ای از سخنان عماد افروغ و مهدی گلشنی ارائه می‌شود.

خبر

صبح نو

دکتر افروغ در نشست بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران»:

ساختار، حرف انقلاب اسلامی را نمی‌شنود

نشست نقد و بررسی کتاب «ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران» با حضور دکتر عماد افروغ، مؤلف کتاب، دکتر مهدی گلشنی، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف، آقای اسماعیل خلیلی، پژوهشگر و آقای جبار رحمانی، عضو هیأت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی روز یکشنبه در خبرگزاری ایکنا برگزار شد. در این گزارش چکیده‌ای از سخنان عماد افروغ و مهدی گلشنی ارائه می‌شود.

افروغ در این نشست ابتدا توضیحاتی درباره رویکرد رئالیسم انتقادی ارائه کرد. رویکردی که افروغ در عمده تحقیقات و نوشته‌هایش و از جمله این کتاب به آن پرداخته است. او بر این اساس معتقد است اگر رابطه بین ایده و واقعیت است را بپذیریم، بخشی از واقعیت‌های خوب یا تلخ جامعه ما معلول ایده‌های آن است. این‌که بگوییم علوم انسانی خنثی است، گزاف است.او ادامه داد: من کم آسیب ندیده‌ام و کم‌هزینه نداده‌ام. حرف تازه زدن بدون هزینه نیست، من احساس رضایت می‌کنم که پیش از موعد خود را بازنشسته کرده‌ام اما این یک تصمیم صرفاً شخصی نیست و به ساختاری برمی‌گردد که حرف انتقادی را برنمی‌تابند و حتی ساختار، متناسب با انقلاب بزرگ اسلامی، حرف نمی‌شنود و عامل سرقت علمی و بی‌انگیزگی شده است. افروغ سرقت‌های علمی را ناشی از بی‌توجهی به معرفت‌شناسی دانست و گفت: یک دزد وقتی دزدی می‌کند منزلتی ندارد، اما دزدان دانشگاهی ما با خیال آسوده می‌روند و چندین محموله را می‌دزدند. شاخص‌های ارزیابی علمی متولی‌اش شورای عالی انقلاب فرهنگی است و اوست که در برابر سرقت علمی اهرم بازدارنده ندارد. در این شورا معرفت‌شناسان دور هم جمع نشده‌اند. فرهنگ از وزارت علوم گرفته شده است و تنها یک نحله پوزیتیویستی غالب شده است. در ادامه دکتر گلشنی برداشت‌های گوناگون از علم را مورد بررسی قرار داد و گفت: هدف یونانیان از مطالعه علمی فهم طبیعت بود. وقتی در اسلام می‌آید، دو بعد وجود دارد؛ یکی شناخت طبیعت اما به عنوان شناخت صنع الهی و یکی هم استفاده از امکاناتی که خدا برای ما ایجاد کرده است. در قرون وسطا و علم جدید نیز همین دیدگاه حاکم است اما در قرن نوزده قدرت و ثروت هم به علم اضافه می‌شود و اکنون نیز پروژه‌های بزرگ علم، آنهایی است که به دنبال قدرت و ثروت است.
او وضعیت کنونی علم در ایران را آشفته توصیف کرد و افزود: نگاه‌ها به سمت غرب است اما نکات مثبت غرب را نگرفته‌اند. مثلاً دانشگاه شریف بر اساس دانشگاه «ام ای تی»، بنا شده است، ولی دانشگاه «ام ای تی»، اکنون دپارتمان فلسفه دارد و در رشته‌های فلسفه و علوم پایه، علوم انسانی و علوم پایه و علوم انسانی و علوم مهندسی درجه لیسانس فلسفه می‌دهد، ولی ما در دانشگاه‌ها مکافات داریم. ما در دانشگاه‌ها نگاه ابزاری داریم و این نگاه حاکم بر محیط ماست و نجات ما را در مهندسی می‌دانند، ولی ببینید تفاوت قضیه چیست، یکسری از اساتید مهندسی‌«ام آی تی» مقاله نوشتند که فارغ‌التحصیلان ما موفق نیستند رییس «ام آی تی» بین علوم انسانی و مهندسی جلسه گذاشت و به این نتیجه رسید که دانشجوی مهندسی باید علوم انسانی و جامعه‌شناسی و فلسفه علم را بخواند و بگیرد.
گلشنی درباره معیار «آی اس آی» برای سنجش‌های علمی گفت: خود غربی‌ها به این رسیده‌اند که این معیار درست نیست. این که تعداد ارجاعات را نگاه کنیم درست نیست، باید محتوا را نگاه کرد. مجله نیچر در سال ۲۰۱۶ می‌گوید تعداد مقالات را نگاه نکنید و بیانیه سانفرانسیسکو ملاک‌های تأیید شده را اشتباه می‌داند. بعضی پژوهشگران ما دنبال این هستند که پز چاپ مقاله در نیچر را بدهند اما اگر همین مجله نیچر در آخرین شماره‌اش بگوید که این ملاک‌ها را قبول ندارم به آن توجهی نمی‌کنند.
او با انتقاد از غلبه رویکرد پوزیتیویستی به علم در ایران گفت: الان یک عده‌ای از فیزیکدانان طراز اول می‌گویند، پوزیتیویسم مضر به علم است، اما در دانشکده‌های علوم ما تفکرات پوزیتیویستی بر همه حاکم است. در بخش دیگری از کتاب آقای افروغ آمده است نگاه ابزاری حتی در ارتباط با شاخص‌های ارزیابی دستگاه‌های فرهنگی ما نیز نمود دارد. حتی تلقی غلطی از مهندسی فرهنگی می‌تواند بیانگر این پندار باشد. متأسفانه تلقی برخی از مهندسی فرهنگی همین نگاه مکانیکی به فرهنگ و غفلت از وجوه معنایی آن است.
گلشنی با اشاره به بحث اقتصاد دانش در ایران گفت: در کتاب آمده است که چرا در گذشته مردم وقف مراکز آموزشی می‌کردند و چرا مدارس علمیه در گذشته وقف بود اما امروزه شاهد وقف در دانشگاه‌ها نیستیم؟ چون آن علم ریشه در زیست‌جهان داشت و امروز ندارد، لذا علم با مردم بیگانه شده است. در تاریخ کمبریج و آکسفورد نگاه کنید، اینها عمدتاً با وقف اداره می‌شوند، «ام آی تی» هم همین‌طور است اما در ایران دانشگاه‌ها منتظر دولت هستند.
افروغ در انتها درباره ضعف شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وقتی در ساختار رسمی کشور یک جایی را به عنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی تعریفی می‌کنیم این شورا باید در وهله اول متولی معرفت‌شناسی باشد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی به چیزی که باید می‌پرداخت، نپرداخته، هر چند این‌طور تعریف شده که به آن بپردازد. علم نمی‌تواند بیگانه با جامعه باشد، امروزه می‌بینیم که علم بیگانه است و مسأله خود را از جامعه نمی‌گیرد.
او با اشاره به عقبه نظری انقلاب اسلامی گفت: ملاصدرا وقتی بحث از اخلاقیات می‌کند آخرین مرتبه اخلاقش همین اخلاق مبتنی بر احسان است که برمی‌گردد به فاعلیت بالای نفس انسان که ناشی از اتصال انسان با خداست، وقتی من به عنوان جامعه‌شناس بررسی می‌کنم می‌بینم که هر چه فاعلیت بالا می‌رود، موانع بیشتر می‌شود و این آسیب می‌تواند به تلقی ما از تمدن برگردد، به اتفاقی که در جمهوری اسلامی رخ می‌دهد که آن را با اصل انقلاب خلط می‌کنیم.
او ادامه داد: من کتابی دارم به نام «انقلاب اسلامی و مبانی بازتولید آن» که آنجا مفصل گفته‌ام که انقلاب اسلامی چیست و مبانی فلسفی و کلامی‌اش کدام است؛ آنچه در مورد انقلاب نوشته‌ام درواقع عمدتاً برگرفته از اندیشه‌های امام ؟ره؟است، با توجه به این که عقبه آن را در آرای ملاصدرا جست‌وجو کرده‌ام.
این تصور من، برداشت من از انقلاب است، اما برای آنچه که به نام جمهوری اسلامی اتفاق می‌افتد یا به نام انقلاب اسلامی اتفاق می‌افتد یک تئوری از انقلاب دارم که می‌توانند به من شاخص دهند و با آن معیارها ارزیابی می‌کنم و اگر جایی دروغ دیدم، می‌گویم ربطی به انقلاب اسلامی ندارد، اگر جای بی‌عدالتی دیدم می‌گویم، ربطی به انقلاب اسلامی ندارد.

 

captcha
شماره‌های پیشین