451
دوشنبه، ۲۷ فروردین ۱۳۹۷
3
نقدی به حامیان امروز رییس دولت‌های نهم و دهم

بهارطلبان

باز هم نام محمود احمدی‌نژاد در میان است! این‌بار طرفداران او که بر حسب قضا روزگاری از حامیان پروپاقرص انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بودند دست به قلم شده و برای آینده نظام احساس خطر کرده‌اند!

ریشه‌های داخلی انحطاط گروه‌های سیاسی

صبح نو

ریشه‌های داخلی انحطاط گروه‌های سیاسی

 حمله آمریکا و دو متحد بدسابقه‌اش (انگلیس و فرانسه) به دولت و ملت سوریه یک حمله نمادین بود و آسیب چندانی وارد نکرد. تحلیل این تجاوز و جنایت آشکار، از جنبه‌های حقوقی، علم بین‌الملل، و مسائل منطقه‌ای قابل بیان است. در این یادداشت می‌خواهم از جنبه دیگری به این ماجرا بپردازم. اصل این جنایت، با یک «بهانه» آغاز شد. بهانه‌ای که مخالفان دولت سوریه در اختیار نظامیان متجاوز آمریکا و غرب قرار دادند تا به این وسیله به تضعیف دولت بشار اسد بپردازند. اپوزیسیون مسلح سوریه، با استفاده از سلاح‌های شیمیایی دست به کشتار هموطنان خود زدند و سپس این فاجعه را به دولت نسبت دادند. آمریکا ضمن مخالفت با انجام بازرسی‌های سازمان‌ملل به منظور یافتن مقصر واقعی به‌سرعت اقدام به حمله محدود به سوریه کرد. سؤال این است چه زمانی گروه‌های سیاسی به این درجه از انحطاط می‌رسند که برای براندازی حکومت حاضر می‌شوند نه تنها از منافع ملی که از ناموس و تمامیت وطن هزینه کنند؟
«رقابت‌ها و تنازع» میان گروه‌های سیاسی می‌تواند به اندازه‌ای شدید و خطرناک شود که به هزینه‌کرد از تمام دارایی‌هایی که یک ملت و تمدن در طول چند صد قرن انباشته است منجر شود. این اتفاق زمانی می‌افتد که گروه‌های سیاسی هیچ اشتراکی (دین، ملیت، جان هموطنان، منافع ملی و...) میان خود نیابند که بر سر آنها بتوانند با یکدیگر «گفت‌وگو» کنند و مشکلات خود را از این طریق حل نمایند. در این وضعیت هر طرف، دیگری را «شر مطلق» تلقی می‌کند و برای ریشه‌کن کردن و از میان بردن آن از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کند. در این مسیر حتی از کمک گرفتن از اجنبی برای نابودی هموطنان کوتاهی نمی‌کند. این اوج فرومایگی اپوزیسیون یک حکومت است. برای نابودی سوریه مهم‌ترین اقدامی که دشمنان آن به‌کار بستند همین ایجاد دشمنی میان گروه‌های سیاسی بود. به شکلی که این گروه‌ها و دسته‌های سیاسی به خون هم تشنه شدند.
به نظر می‌رسد چنین برنامه‌ای برای ایران هم در نظر گرفته شده است و دشمنان ایران و جمهوری اسلامی به گونه‌ای در حال برنامه‌ریزی هستند که نزاع در کشور بالا بگیرد. فعال کردن گسل‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و منازعات قومی که همواره با دخالت و حمایت بیگانگان همراه بوده، اکنون توسط دشمنان ایران در حال پیگیری است. دعواهای سیاسی شدید همچنان در فضای مجازی و رسانه‌ها در جریان است و گویی هیچ اشتراک نظری میان گروه‌های سیاسی داخل جمهوری اسلامی (که قاعدتاً همگی خود را خادم انقلاب اسلامی و ایران تلقی می‌کنند) وجود ندارد. اگر از این منظر بنگریم، بسیاری از اقدامات ضد فرهنگی نیز بیش از اینکه برای نابودی فرهنگ و دین مردم طراحی شده باشند، در راستای افزایش تنش و نزاع‌های اجتماعی گام برمی‌دارند. به‌عنوان مثال تبلیغ برای مبارزه با قانون حجاب که توسط یکی از اصلاح‌طلبان سابق که اکنون فراری است بیش از آنکه به بی‌حجابی و از بین بردن غیرت و عفت زنان منجر شود، برای افزایش سطح نزاع جامعه به کار گرفته شده است‌. فراگیر نشدن این تبلیغات و اقدامات ضد قانون حجاب از همان ابتدا مشخص کرد که نمی‌توان زن ایرانی را با این ترفندها خلع حجاب کرد. اما آنچه بیش از همه در صفحه‌های مجازی منتشر می‌شود صحنه‌های گفت‌وگوهای تند و عصبی معدود افراد مخالف حجاب است که به زنان محجبه، یا مردان طرفدار قانون حجاب حمله می‌کنند. در واقع تلاش می‌شود که صف‌آرایی فرهنگی مردم ایران در برابر یکدیگر به‌وجود آید.
فراموش نکنیم که در سال 88 طراحان به‌دنبال ایجاد یک گسل عظیم سیاسی میان مردم بودند که مردم را در برابر هم قرار دهند. هرچند این طرح شکست خورد، رسوبات ناشی از این گسل سیاسی همچنان باقی‌مانده و اثرگذار است. القای ناکارآمدی و سودجویی مسوولان نظام جمهوری اسلامی بخشی دیگر از طرح ایجاد منازعه داخلی است که مردم و مسوولان را در برابر هم قرار دهد. (اگر این تحلیل را بپذیریم تبلیغ برای تضعیف دولت مستقر در هر دوره و زمانی نادرست است و نباید انتقاد به سمتی رود که یک بدبینی در میان مردم علیه دولت شکل بگیرد.) در وضعیت نزاع ملی گروه‌ها برای حذف یکدیگر دست به دامن کشورهای بیگانه می‌شوند. وضعیتی که در سوریه جریان دارد وما خوشبتانه خیلی از این وضعیت دور هستیم. حتی مخالفان کینه‌توز جمهوری اسلامی مانند ربع پهلوی، بنی‌صدر و اغلب ضدانقلاب‌های خارج از کشور هم جرأت ندارند رسماً از حمله خارجی به ایران سخن بگویند. فقط منافقین بدنام هستند که چنین هدفی را علناً اعلام و پیگیری می‌کنند. با این حال خوب است به وضعیت امروزمان غره نشویم و از نزدیک شدن به آنچه در سوریه رخ داد پیشگیری کنیم.
مهم‌ترین راهبرد در جلوگیری از برافروخته شدن نزاع گسترده ملی، «وحدت کلمه» است که امام خمینی؟ره؟ از سال‌های ابتدایی انقلاب با حساسیت و وسواس عجیبی به آن توصیه می‌کردند. نکته بعد این است که همواره در هر اقدام و عمل سیاسی «دشمن» (اصلی) را بشناسیم. هر یک از گروه‌های سیاسی باید میان دشمن(اصلی) با رقیب تفاوت قائل شوند. هرگز نباید کسی که خود را در چارچوب انقلاب یا حداقل در چارچوب وطن‌دوستی و باور به منافع ملی خود را تعریف کرده، شر مطلق در نظر گرفته شود که برای نابودی آن هرکاری مجاز است. سیاست درست و کلیدی آیت‌الله خامنه‌ای(حفظه) در مورد «دفع حداقلی و جذب حداکثری» ایجاب می‌کند که با همه گروه‌های سیاسی و فرهنگی، اشتراک‌ها را به حداکثر برسانیم: بر سر محورهایی مانند ولایت فقیه، اسلام، ایران یا حداقل دلسوزی برای جان انسان‌ها با این هموطنان تفاهم کنیم که همگی برای بهبود وضعیت مردم، سرافرازی کشور و حمایت از مظلومان همکاری کنیم. در هر صورت اجازه ندهیم رقیب به مخالف و از مخالف به دشمن تبدیل شود. گفتوگو و تبیین (که سال گذشته آیت‌الله خامنه‌ای بر آن تأکید کردند) بسیار راهگشا خواهد بود. این وظیفه انقلابیون است که به‌عنوان صاحبان و دلسوزان حکومت، آغوش خود را بر مخالفان باز کنند و گفت‌وگو کنند تا افراد هرچه بیشتری بتوانند زیر چتر انقلاب اسلامی، گرد آیند. باید به همه افراد قابل گفت‌وگو، این پیام را منتقل کنیم که اگر روزی در این کشور تنازع ملی رخ دهد، نه از «تاک» نشان ماند نه از «تاک‌نشان».

  یادداشت
  دکتر محسن ردادی
عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 

captcha
شماره‌های پیشین