450
یکشنبه، ۲۶ فروردین ۱۳۹۷
3
اصول‌گرایان واصلاح‌طلبان بر سر میز مذاکره می‌نشینند؟‌

آشتی حزبی

اختلاف دیدگاه فکری سلیقه‌ای همیشه و در هر سطحی از خانواده گرفته تا مسائل سیاسی همواره بین اعضا و جریان‌های سیاسی بوده و خواهد بود، در مسائل سیاسی داخلی کشور نیز همواره بین دو جریان غالب که به دو جناح چپ (اصلاح‌طلب) و راست (اصول‌گرا) معروف هستند این اختلاف جریان داشته، اختلاف‌هایی که گاهی رنگ‌و‌بوی رقابت و گاهی رفاقت نیز به خود می‌گیرد. موضوعی که در سال‌های اخیر بارها از سوی طیف چپ با عناوین مختلف مطرح شده و حالا جناح راست اصول‌گراها نیز موضوع گفت‌وگو با جناح اصلاح‌طلب را در دست بررسی قرارداده است.

نظم جدید غرب آسیا: اوباما نجنگید، ترامپ هم نمی‌جنگد

صبح نو

اصول‌گرایان واصلاح‌طلبان بر سر میز مذاکره می‌نشینند؟‌

آشتی حزبی

اختلاف دیدگاه فکری سلیقه‌ای همیشه و در هر سطحی از خانواده گرفته تا مسائل سیاسی همواره بین اعضا و جریان‌های سیاسی بوده و خواهد بود، در مسائل سیاسی داخلی کشور نیز همواره بین دو جریان غالب که به دو جناح چپ (اصلاح‌طلب) و راست (اصول‌گرا) معروف هستند این اختلاف جریان داشته، اختلاف‌هایی که گاهی رنگ‌و‌بوی رقابت و گاهی رفاقت نیز به خود می‌گیرد. موضوعی که در سال‌های اخیر بارها از سوی طیف چپ با عناوین مختلف مطرح شده و حالا جناح راست اصول‌گراها نیز موضوع گفت‌وگو با جناح اصلاح‌طلب را در دست بررسی قرارداده است.

جناح چپ به خاطر اشتباهاتی که در انتخابات سال 88 مرتکب شد و گاهی نیز این اشتباه‌ها تبدیل به یک رویه در دل این جریان شد مدتی به‌خاطر رویگردانی مردم از این جریان گوشه‌نشین شده بودند؛ اما کیست که نداند رهنمودهای رهبری انقلاب و مدارای شورای نگهبان با برخی چهره‌های مطرح این جریان در تأیید صلاحیتشان برای ورود به عرصه انتخابات نه تنها باعث شد حامیان و هواداران این جریان نشاط سیاسی در مشارکت سیاسی را داشته باشند بلکه خود اصلاح‌طلبان بدون آنکه از صحنه سیاسی کشور به‌خاطر همان اشتباهات راهبردی حذف شوند فرصت احیای جریان سیاسی خود را داشته باشند.
اما مدتی است که این جریان تحت عناوین از جمله آشتی ملی یا گفت‌وگوی ملی به‌دنبال حضور مجدد در تمامی رده‌های مسوولیتی یا بازگشت بی‌قید و شرط به هسته قدرت هستند.
«هیچ‌کس نباید درگذشته بماند» این راهبرد کلان بازگشت بدون توبه عمومی اصلاح‌طلبان با نسخه‌پیچی آشتی ملی توسط رییس دولت اصلاحات است. استراتژی که توسط اعضای این طیف سیاسی با اظهارنظرهای گوناگون دنبال شد.
بعد از درگذشت آیت‌الله هاشمی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری بود که اصلاح‌طلبان ایده بازگشت به ساختار حکومت را تحت عنوان «آشتی‌ملی» مطرح ساختند. در همین راستا رییس دولت اصلاحات اعلام کرد که شرایط کشور به نحوی است که بهترین موقعیت برای آشتی‌ملی در کشور حکم‌فرما شده است؛ بنابراین «هیچ‌کس نباید درگذشته بماند.»

چرا آشتی ملی «نه»؟
اما ایده آشتی ملی با انتقادهای بسیاری حتی از درون همین جناح سیاسی نیز مواجه شد و برخی مطرح ساختند که آیا
در خواست یک جناح سیاسی برای گفت‌وگو و مذاکره با جناح مقابل را می‌توان آشتی ملی نامید. آشتی ملی آنجا ضروری می‌شود که پای استقلال و منافع ملی در میان باشد آنجا که پای انقلاب و نظام مطرح است. همچنان‌ که رهبر انقلاب در این رابطه بیان داشتند: «ممکن است در فلان مساله سیاسی دو نفر باهم اختلاف‌نظر داشته باشند امّا تأثیری نمی‌گذارد. چرا می‌گویید آشتی؟ مگر قهرند که بیایند باهم آشتی کنند؟ این تعبیرات را روزنامه‌ها پَروبال می‌دهند، متوجّه نیستند که اشکال ایجاد می‌کند. وقتی شما می‌گویید آشتی، مثل این است که یک قهری وجود دارد؛ درحالی‌که قهری وجود ندارد. بله، مردم ما با آن‌کسانی که به‌روز عاشورا اهانت کردند قهرند. ملّت با آن‌هایی که روز عاشورا، با قساوت، با لودگی، با بی‌حیایی آمدند جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند، قهر است. با این‌ها آشتی هم نمی‌کنیم و با آن‌کسانی که با اصل انقلاب بدند، می‌گویند اصل نظام هدف ماست، می‌گویند انتخابات بهانه ماست؛ که البتّه آنها عدّه معدودی‌اند، عدّه کمی‌اند؛ در مقابل اقیانوس عظیم ملّت ایران، آنها یک قطره‌اند.»
همین نگاه غلط به این گفت‌وگوها موجب شده هیچ‌گاه این پروژه به ثمر نرسد و عناصر این جریان در تکاپو برای همسویی با اظهارات رهبر معظم انقلاب برآمدند و با ترجمان‌های دیگر از آشتی ملی همچون گفت‌وگوی ملی و همبستگی ملی سعی در استمرار این پروژه با همان اهداف از پیش طراحی شده شدند.
در همین راستا آقای عباس عبدی که دورانی پیشگام ایده خروج از حاکمیت برای استیلای اصلاح‌طلبی بود؛ با رد آشتی‌ملی گفته بود: «رهبری نمی‌تواند آشتی‌ملی را به این عنوان بپذیرد چون اگر بپذیرد به‌طور ضمنی یعنی قبول کرده که یک شکاف عمیق سیاسی در جامعه وجود دارد و نیاز به آشتی‌ ملی دارد. هیچ رهبری چنین چیزی را نمی‌پذیرد مگر اوضاع مثل سوریه بشود. بنابراین این انتظار اصولاً درست نیست. شاید اساساً بهتر بود آشتی‌ ملی گفته نمی‌شد» همچنین آقای علی شکوری راد از طیف تندرو جریان اصلاحات در دومین کنگره حزب اتحاد ملت ایران اسلامی معتقد بود: «اگر مبنای قهرها همان باشد که مقام معظم رهبری برشمردند، نیاز به آشتی‌ ملی نیست و این آشتی حاصل است. آنها عده قلیلی بودند که خارج از کنترل رهبران معترضین شعارهایی سر داده یا اقداماتی کرده‌اند. مساله آنها تمام‌شده است.»

آتش‌بس
حال این گفت‌وگوی سیاسی نه در نام و چارچوب ملی بلکه در چارچوب و قواره حزبی و جناحی در حال رخ دادن است. گفت‌وگوهایی که دو جناح درباره اختلاف نظر و برداشت سیاسی خود از یک رخداد و مسأله گفت‌وگو و تبادل نظر خواهند کرد و در آن جایی برای سهم‌خواهی یا عملکرد برخی از نهادها همچون شورای نگهبان نیست.
واقعیت این است که این دو جریان با وجود اختلاف نظرهایی که در برخی مسائل دارند اما خود را مقید و موظف به اصول و برخی چارچوب‌ها می‌دانند. پذیرفتن این مسأله که کشور نیاز به آشتی ملی ندارد چراکه اساساً قهری بین مردم و حاکمیت وجود نداشته شاید قدم نخست برای گفت‌وگو میان دو جریان در سطح کشور باشد و بی‌شک نیز اصول‌گرایان به‌عنوان دیگر جناح مهم سیاسی نیز از این طرح استقبال کرده و می‌کنند، در همین زمینه مدت‌ها پیش قبل از اینکه موضوع گفت‌وگوی ملی مطرح شود آقای علیرضا زاکانی طرح آتش‌بس میان
دو جریان را مطرح کرده بود. طرحی که آقای زاکانی بیشتر برای حل برخی مشکلات بین دو جریان پیشنهاد داده بود؛ اما برخی اصلاح‌طلبان تندرو با سوء برداشت از این تعبیر، آن را اعتراف اصول‌گرایان و حاکمیت به حضور اصلاح‌طلبان در سطوح حاکمیتی تفسیر کرده بودند. اما همین مسأله نشان‌دهنده این بود که اصول‌گرایان درهای گفت‌وگو و مذاکره را باز گذاشته‌اند و خود نیز در این زمینه پیش‌قدم بوده‌اند.

نامه‌نگاری تاج‌زاده و مطهری درباره حجاب
البته موضوع گفت‌وگوی میان دو جریان برای نخستین‌بار نیست که قرار است رخ دهد! هرچند مدت زیادی و به همان دلایلی که چند سطر بالاتر نیز گفته شد، اصلاح‌طلبان بلند‌گوی جریان اپوزیسیون شده بودند و خود را بیشتر شبیه به اپوزیسیون خارج‌نشین کرده بودند تا منتقد! اما در همین برهه هم گفت‌وگوهایی میان دو جریان شکل گرفت. به‌عنوان مثال به نامه‌نگاری مصطفی تاج‌زاده و علی مطهری با موضوع حجاب می‌توان اشاره کرد. نامه‌ای که نشان‌دهنده دو تفکر مختلف و مقابل هم درباره یک مسأله ملی و اسلامی بود. نامه‌ای که از زندان برای آقای مطهری نوشته شد و آقای مطهری نیز با دلایل مختلف در چندین سطر پاسخ آن را داد.
همچنین می‌توان به حضور چهره اصلاح‌طلب در برخی همایش‌های اصول‌گرایان در همین مدت کوتاه دو ساله اشاره کرد؛ محمدرضا عارف ولی‌الله شجاع پوریان و شهاب‌الدین طباطبایی از جمله چهره‌هایی بودند که در همایش سالانه حزب موتلفه اسلامی در سال 94 شرکت کردند.

گفت‌وگوهای سیاسی موتلفه و مشارکت
تاریخ سیاسی کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن دولت‌های مختلف با گرایش‌های سیاسی مختلف نشان‌دهنده گفت‌وگوی میان‌حزبی بین این دوجریان نیز بوده. حتی سال 85 قبل از انتخابات 88 جایی که حزب منحله مشارکت روبه‌روی حزب موتلفه نشست و درباره مسائل مختلف بحث و تبادل نظر کردند.
آقای سیدمحمدرضا خاتمی، دبیرکل حزب منحله مشارکت، به همراه آقای حسین کاشفی، معاون اجرایی و آقای محمود حجتی، رییس کمیسیون برنامه این حزب اصلاح‌طلب حضور داشتند. از موتلفه اسلامی هم، آقای محمدنبی حبیبی، دبیرکل به‌همراه آقایان اسدالله بادامچیان، حمیدرضا ترقی و حسین انواری حضور داشتند.
یارانه احزاب، پیگیری گفت‌وگوهای بین حزبی و پرونده هسته‌ای ایران از محورهای این مذاکرات بود.
حالا که اصلاح‌طلبان و برخی نظریه‌پردازان این جریان معتقد به لزوم گفت‌وگو و حل مشکلات حزبی یا غیرحزبی هستند و بر آن تاکید دارند و اصول‌گرایان نیز این پیشنهاد را رد نکرده و از آن استقبال کرده‌اند؛ بهتر است به دور از عقاید اپوزیسیونی و گاهی ضدانقلابی بر سر میز مذاکره با جناح رقیب نشسته و مسائل، انتظارها و مشکلات خود را از این طریق حل‌و‌فصل کنند.

 

captcha
شماره‌های پیشین