449
چهارشنبه، ۲۲ فروردین ۱۳۹۷
14

خبر

راوی ایرانگرد در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو»:

چندین‌بار تا دم مرگ رفته‌ام

فصل سوم مجموعه مستند «ایرانگرد» به تهیه‌کنندگی و روایت آقای جواد قارایی، در ایام نوروز روی آنتن شبکه یک سیما رفت و توانست با استقبال گسترده مخاطبان همراه شود.

صبح نو

راوی ایرانگرد در گفت‌و‌گو با «صبح‌نو»:

چندین‌بار تا دم مرگ رفته‌ام

فصل سوم مجموعه مستند «ایرانگرد» به تهیه‌کنندگی و روایت آقای جواد قارایی، در ایام نوروز روی آنتن شبکه یک سیما رفت و توانست با استقبال گسترده مخاطبان همراه شود.

در سال‌های قبل مجموعه مستند ایرانگرد از تلویزیون پخش شد و توانست نظرات مثبت زیادی را به خود جلب کند. پس از یک سال وقفه، فصل سوم این مجموعه در ایام نوروز97 به روی آنتن رفت و تصاویر زیبا، بی‌نظیر و روایت جذابش، ایرانگرد را مستندی حرفه‌ای در تراز بین‌المللی و البته با هویتی ایرانی تبدیل کرد. به همین مناسبت از آقای «جواد قارایی» تهیه‌کننده و راوی این مستند برای گفت‌وگویی خودمانی دعوت کردیم و در عصری بهاری در دفتر روزنامه صبح‌نو میزبانش شدیم.

رشته تحصیلی‌تان مرتبط به مستندسازی یا گردشگری است؟
من در دانشگاه مدیریت جهانگردی خوانده‌ام. در کنارش دوره‌های فیلمسازی را در انجمن سینمای جوان گذرانده‌ام. حدود 10 سال پیش مدتی را با مرحوم اینانلو همکاری داشتم. از گذشته اهل ایرانگردی بودم و عمر این موضوع به 20 سال می‌رسد. من ساکن تهران هستم و درحقیقت ایرانی‌ام! هرکسی درباره اصلیتم سؤال می‌کند جواب می‌دهم ایرانی‌ام.

از چه زمانی حس کردید باید این مساله را حرفه‌ای کنید؟
از حدود 10 سال پیش حس کردم که این تجربه، تحصیلات، عشق به ایران و... را می‌توانم یک کاسه بکنم و نتیجه آن تولد مجموعه ایرانگرد بود.

چگونه به مدیران تلویزیون معرفی شدید؟
همان سال‌ها تمام داروندارم را وسط گذاشتم و تجهیزات تصویربرداری خریداری کردم و با یکی دوتا از دوستان شروع به کار کردیم؛ بدون اینکه اسپانسری داشته باشیم یا جایی به ما کمک مالی یا تجهیزاتی بکند. شروع کار ما کاملاً خودجوش بود و البته مدیران هم حق داشتند، برای اینکه من هنوز چیزی نساخته بودم و آنها هم از من محصولی ندیده بودند. نهایتاً کار را شروع کردیم و چهار قسمت برای نخستین فصل از ایرانگرد تولید کردیم. خیلی جاها رفتم و تحویلم نگرفتند! آقای جواد رمضان‌نژاد که الان مدیر شبکه افق هستند، آن زمان مدیر گروه مستند شبکه چهار سیما بودند. تا آن چهار قسمت را دیدند صادقانه خوششان آمد و سفارش 13 قسمت را دادند. آن 13 قسمت را در طول دو‌سال تهیه کردیم و در نوروز92 از تلویزیون پخش شد. با اینکه خودم از کار راضی نبودم اما جزو بهترین کارهای تلویزیون شد.
چه شد که فصل دوم به شبکه یک منتقل شد؟
همانطور که گفتم از فصل نخست کار بسیار راضی بودند و توسط مدیران مورد تقدیر قرار گرفت. سپس فصل دوم آن را برای تولید و پخش از شبکه یک سفارش دادند. درآن موقع، برخی از استان‌ها فرکانس شبکه چهار را نداشتند و به همین خاطر این اتفاق رخ داد. برای فصل دوم سعی کردیم کیفیت کار را ارتقا دهیم و همین اتفاق رخ داد که به دیده شدن بیشترش منجر شد. بازهم جزو برترین آثار معرفی شد و سفارش فصل بعدی ارائه شد. با این که مشکل بودجه داشتیم، سعی کردیم فصل سوم بازهم بهتر شود که خداراشکر این اتفاق افتاد و چند پله ارتقا یافتیم.

فصل سوم را با سیمافیلم همکاری کردید؟
برای تولید فصل سوم، از آن جایی که در معاونت سیما با مشکل بودجه مواجه شدیم، به مرکز سیما فیلم منتقل شدیم.

برای تولید مستندهایی مثل ایرانگرد چه پشتیبانی مالی و تجهیزاتی نیاز است؟
هزینه‌های زیادی برای تولید آثاری مثل ایرانگرد نیاز است. هزینه استفاده از افراد حرفه‌ای بالاست.
ما دو اکیپ تولید داریم. یک تیم مربوط به دوستانی است که مسائل پژوهش، نگارش، موسیقی، تدوین و اصلاح رنگ را انجام می‌دهند. اکیپ دیگر هم تیمی هستند که در سفرها حضور دارند و از هفت نفر تا 12 نفر حضور داشته‌اند.
به نظر می‌رسد تصویربرداران شما کار دشواری داشته‌اند!
بله، بسیار زیاد. لازم می‌دانم همین جا از عوامل پشت دوربین که هیچ‌گاه دیده نشدند تشکر بکنم چون آنها زحمت بسیار زیادی را متحمل شدند. هرچقدر من سختی کشیدم، آنها هم پا به پای من پیش آمدند. سرما، گرما و پیمایش‌های خیلی طولانی، گرسنگی و خطرات بسیار زیادی را پشت سر گذاشتیم. راستش الان که کنار شما هستیم باید تا به حال چند بار جان خود را از دست داده باشیم! از دوستان پژوهش، نگارش و تدوین هم بسیار ممنونم.

تجهیزات مورد استفاده شما چقدر به‌روز بودند؟
راستش ما از تجهیزات خیلی آنچنانی استفاده نکردیم. ما از تجهیزات معمول و استاندارد استفاده کردیم. خیلی‌ها از تجهیزات‌مان سؤال می‌کنند ولی من پاسخ می‌دهم از آن تجهیزات مهم‌تر، کاربر این وسایل مهم هستند؛ کارگردانی، دکوپاژ و تدوین این تجهیزات را مورد استفاده قرار می‌دهند.

سناریوی کارتان را چطور تنظیم کرده‌اید که همزمان محصولی حرفه‌ای با روایتی ایرانی شکل بگیرد؟
تلفیق این دو موضوع بسیار مهم است. بعد از 10 سال کار، مخاطب را می‌شناسم و می‌دانم چه می‌خواهد. قطعاً ایرانگرد ایرادات زیادی دارد و شکی در این مورد نیست اما گمان می‌کنم با توجه به بودجه و زمانبندی که در اختیار داشتیم، کارمان موفق بوده است. بازهم تاکید می‌کنم که ایرانگرد بدون ایراد نیست و قطعاً خودم بهتر از هرکسی به آنها آگاه هستم. این موضوع هم مهم است که به‌هرحال من خودم یک ایرانی‌ام و نگاه ایرانی دارم؛ ممکن است یک خارجی ایرانگرد را ببیند و آن را نپسندد. چون نگاه آن را نمی‌شناسد.

یکی دیگر از مواردی که تلاش کردیم رخ بدهد، ایجاد یک فضای متنوع بود. سعی کردیم آموزش، محیط‌زیست، بازی‌های محلی، موسیقی، غذاهای محلی و حتی هیجان و طنز داشته باشیم.

تعامل با مردم محل سفر سخت نبود؟
سعی کردیم آنقدری به مردم نزدیک بشویم که حرف دلشان را بزنند. وقتی با یک بازیگر طرف باشی کار سختی نداری چون هرچه را از او بخواهی انجام می‌دهد اما وقتی در جنگل و بیابان با آدم‌هایی که طبیعت‌نشین و بسیار ساده هستند و برخی از آنها حتی تاکنون دوربین ندیده‌اند، می‌خواهی تعامل کنی کار ساده‌ای نیست. باید آنها، رابطه صادقانه و عشق تورا باور کنند. بعضی از قسمت‌های ایرانگرد که مشاهده کرده‌اید، حاصل چند بار سفر به یک منطقه بوده است. گاهی در مقابلم گارد می‌گیرند ولی چون من آنجا را انتخاب کرده‌ام، آنقدری تلاش می‌کنم تا بالاخره با من ارتباط برقرار کنند. وقتی به شما اطمینان کنند دیگر جزئی از آن خانواده می‌شوید و مشکلی نخواهید داشت.

آیا برنامه‌ای برای ارائه گزارش از آسیب‌های مناطقی که به آنجا سفر کرده‌اید، به مسوولان دارید؟
دوست دارم این کار را انجام بدهم ولی هنوز فرصت این کار رخ نداده است. امروز اولویت برای من، همان جمله «یک عکس خوب بهتر از هزار کتاب است» شده است. دوست دارم تصویری تاثیرگذار از مناطق مختلف کشور ارائه کنم.

با توجه به مناطق گوناگون و فصول زمانی متفاوت در سفرهایتان، آیا در زندگی شخصی با محدودیت مواجه نشده‌اید؟
شرایط خیلی سختی است. خانواده من سختی زیادی را تحمل می‌کنند که جا دارد برای همین از آنها تشکر ‌کنم. همسر و پسر 6 ساله من دوری‌ام را تحمل می‌کنند و البته حمایتم می‌کنند که این برای من بسیار با ارزش است.

آیا شغل دیگری هم دارید؟
شغل دیگری ندارم چون به لحاظ زمانی امکان فعالیت دیگری را ندارم و حتی به سختی امکان تماشای تلویزیون را پیدا می‌کنم. در سه سال گذشته به‌صورت تمام وقت درگیر ایرانگرد بوده‌ایم. از لحاظ اقتصادی این پروژه برآورد زیادی نداشته است و اگر به‌جای این مستند یک سریال می‌ساختم چندین برابرش برایم برآورد مالی داشت. با همه این حرف‌ها، عشق به ایران باعث ادامه فعالیتم می‌شود.

خودتان چه ایرادی به ایرانگرد وارد می‌دانید؟
واقعاً جذب مخاطب به یک مستند بلند کار سختی است. هر قسمت از ایرانگرد بالای 60دقیقه است. اگر بخواهم ایرادی از کارم بگیرم می‌توانم به ریتم کار اشاره کنم. دوست داشتم کمی ریتمش تندتر بود. البته تقریباً همه راضی بودند ولی ترجیح خودم این بود که کمی ریتم ایرانگرد تندتر باشد. موسیقی هم به ایجاد ریتم کمک کرد و با اینکه قطعات انتخابی مناسب بود، من شدیداً علاقه‌مند بودم که موسیقی بسازیم ولی پولش را نداشتیم. به نظر من ما امکان ساخت موسیقی‌های با کلاس بالا را داریم اما هزینه بالایی دارد. شاید برآورد هزینه موسیقی برای ایرانگرد در اشل استاندارد، برابر با بودجه کل کار باشد.

خصوصاً برای ارائه در بازار جهانی نیاز به موسیقی تولیدی دارید.
اینکه شکی در آن نیست! باید موسیقی بسازیم. ارائه با موسیقی دیگران کار درستی نیست و احتمالاً مشکل‌ساز شود. البته راستش را بخواهید شخصاً دوست ندارم  ایرانگرد در خارج از کشور پخش شود. برای اینکه ایرانگرد مصرف داخلی دارد. ما در این مستند از معضلات و مشکلات گفته‌ایم که باید صرفاً در داخل مطرح شود.

نسخه بین‌المللی قابل استخراج نیست؟
چرا شدنی است. اگر از من بخواهند می‌توانیم چنین نسخه‌ای را آماده و حتی تصاویر دیگری را هم برای تکمیل شدن به آن اضافه کنیم. طبیعتاً موسیقی برایش خواهیم ساخت و ویرایشی جدید انجام خواهیم داد که نگاهی بین‌المللی داشته باشد، اما باز هم هدف من این نیست. به نظرم ایرانگرد ساخته شده است و باید از آن عبور کنیم. بیاییم یک تولید بین‌المللی و بیگ‌پروداکشن داشته باشیم.

چرا تا به امروز این اتفاق رخ نداده؟
چند سال پیش طرحی به‌نام «مردمان طبیعت ایران» را به تلویزیون ارائه کردم، اما متاسفانه معاون وقت سیما از تلویزیون رفتند. در زمان آقای پورمحمدی به ایشان ارائه کردم که او هم بعد از مدتی از این معاونت رفت. از مدیران محترم سیما و شخص رییس‌سازمان وقت ملاقاتی گرفته‌ام و امیدوارم به نتیجه برسیم. به نظرم باید چنین مجموعه‌ای تولید و حتی به‌طور رایگان در اختیار کشورهای گوناگون قرار بگیرد.

سازمان‌هایی مثل میراث فرهنگی کمکی داشته‌اند؟
آنها تاکنون هیچ کمکی نداده‌اند. البته هنوز با ریاست جدید این سازمان ملاقاتی نداشته‌ام ولی مدیران قبلی هیچ کمکی به ما نکرده‌اند. به غیر از یکی، دو تا از استانداری‌ها، بقیه استانداری‌ها هم هیچ کمکی نکردند. کمپانی بی‌بی‌سی یک مجموعه مستند کوتاه به‌نام «سیاره انسان‌ها» تولید کرد. این پروژه حدود 120میلیارد تومان بودجه‌اش بود. به 100 کشور هم فروخته شده است. ما می‌توانیم با یک چهارم این بودجه، و بدون خروج ارز، مستندی بسازیم که جهانی باشد. کشور ما اقلیم‌ها، اقوام و فرهنگ‌های گوناگونی دارد که می‌شود مستندی حتی بهتر از تولید بی‌بی‌سی را برایش بسازیم. می‌توانیم با کمترین هزینه، نگاه مردم دنیا نسبت به ایران را واقعی و مثبت کنیم. پروژه مردمان طبیعت ایران صرفاً محدود به طبیعت نیست. برخی از روستاهای خاص، شهرهای خاص و دارایی‌های کشورمان در آن مجموعه به آنها اشاره می‌شود.

ایرانگرد ادامه خواهد داشت؟
طرح بعدی من پروژه مردمان طبیعت ایران است و اگربه هردلیلی نتوانم یاری مدیران سازمان صدواسیما را جلب کنم، آن وقت باید سراغ ایرانگرد چهار بروم. ولی واقعاً از خدا می‌خواهم که امکان تولید طرح جدیدم مهیا شود. تولید پروژه مردمان طبیعت ایران چیزی حدود پنج سال به طول خواهد انجامید. پروژه بسیار سنگینی است.

دلیل این زمان‌بر بودن فرآیند تولید چیست؟
برای تولید هر فصل 15قسمتی از ایرانگرد، حدود سه سال زمان گذاشته‌ایم. خیلی‌ها این را باور نمی‌کنند که ما سه سال به‌صورت شبانه‌روزی برای تولید ایرانگرد کار کرده‌ایم. پروژه مردمان طبیعت ایران به این دلیل طولانی خواهد بود که برخی از موارد را باید بازسازی بکنیم. برخی از مناسبت‌ها را باید صبر کنیم تا زمانش برسد. ما برای ثبت برخی از صحنه‌ها، نیاز به چند فصل داریم. درکشوری که متاسفانه در حال دو فصل شدن است و کم‌کم بهارش از بین می‌رود، این تولید پروژه ما را سخت‌تر می‌کند. مستند یعنی زمان و بودجه گذاشتن و هرچقدر بیشتر دراین دو بخش هزینه کنی، خروجی بهتری خواهی داشت. برای تولید کاری فاخر از ایران و ایرانی و برای ماندگار شدنش، باید یک‌بار برای همیشه، کاری را که می‌خواهیم آخرش بکنیم، همان اول انجام دهیم.

اگر بخواهید فصل چهارم ایرانگرد را تولید کنید، به لحاظ ایده و لوکیشن دچار کمبود نخواهید شد؟
خیر، من تا فصل ششم ایرانگرد را برنامه‌ریزی کرده‌ام و توان ساختش را دارم  ولی واقعاً دوست دارم سر همین فصل سوم ایرانگرد متوقف شویم و به سراغ پروژه مهم‌تر مردمان طبیعت ایران برویم. پروژه‌ای که می‌تواند نگاه مردم دنیا را به ایران عوض کند. به نظرم اگر قرار است سه سال برای فصل بعدی ایرانگرد زمان بگذاریم، آن را تبدیل به پنج سال و پروژه اصلی را تولید کنیم.

 

captcha
شماره‌های پیشین