sobhe-no.ir
445
شنبه، ۱۸ فروردین ۱۳۹۷
3
گام اول تغییرات در ستاد نماز جمعه کشور از رشت کلید خورد

احیای جایگاه نماز جمعه

گام نخست در شهرستان رشت رخ داد، گامی که نمایانگر تغییرات جدی در نقش‌آفرینی ستاد نماز جمعه و پذیرش انتقادات مردمی است. سال 1397 با تغییرات قابل تأمل در نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت نوید چشم‌انداز جدید ستاد ائمه جمعه با ریاست حجت‌الاسلام حاج‌علی‌اکبری را نشان می‌دهد.

ملاحظه‌کاری

درباره تلخ و شیرین یک معارفه سیاوش آقاجانی

صبح نو

ملاحظه‌کاری

وقتی نسل اول انقلاب را با نسل‌های پس از خرداد 76 که طی آن تیپ روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب به تیپ اجتماعی فائق بدل شد، مقایسه می‌کنیم، یک تفاوت مهم را مشاهده می‌کنیم؛ اینکه نسل انقلابی‌ها اغلب، «ملاحظه‌کار» هستند؛ آنها بیش از آن که «تخریب» کنند، در فکر «ساخت و ساز» هستند. در مقابل، حال و هوای تیپ روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، پر از «تخریب» و «تضاد» است.
در سال 76 اصلاح‌طلبان، جناح سیاسی مقابل خود را «محافظه‌کار» خطاب می‌کردند، ولی واقع آن بود که آنها بیشتر «ملاحظه‌کار» بودند تا «محافظه‌کار». فی‌المثل، کسانی را که آن موقع در روزنامه رسالت و با سردبیری «دکتر احمد توکلی» قلم می‌زدند نمی‌شد به «محافظه‌کاری» منتسب کرد، چنان که امروز هم نمی‌شود؛ بعید می‌دانم امروز از هر یک از مردم راجع به دکتر احمد توکلی سؤال کنیم، کسی پیدا شود که او را «محافظه‌کار» قلمداد کند. او در انتقاد،
گفتار صریح و روشنی دارد، ولی این را هم نمی‌شود انکار کرد که کسی به خاطر ندارد که او از دایره ادب خارج شده باشد. آن‌چه «ملاحظه‌کاران» را ویژگی می‌بخشیده است، اغلب، مراعات انصاف در نقد و رعایت ادب در نقد بوده و هست. نسل انقلابی مسلمان «ملاحظه‌کار» بودند، به این معنا که آن‌ها با لحاظ شرایط هدف انتقاد و با قرار دادن خود به جای او، این قانون جهان‌شمول اخلاق را مراعات می‌کردند که: «آن‌چه برای خود می‌پسندی برای دیگران هم بپسند و آن‌چه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران هم مپسند». این، قانون سر و ساده «ملاحظه‌کاری» است که در بسیاری موارد خط حائل واضحی میان کار درست و نادرست می‌شود، ولی مع‌الاسف، امروز ما در ارتباطات خود آن را کمتر مراعات می‌کنیم، و بدین ترتیب یکدیگر را رنج می‌دهیم.
بی‌گمان، یکی از علل «ملاحظه‌کار» بودن انقلابی‌های قبل از هفتاد و شش، علاوه‌بر اینکه خوب اخلاق و «ایدئولوژی» اسلامی را آموزش دیده بودند،
این بود که آنها در حال و هوای انقلاب و جنگ و بازسازی، و در کمبود منابع مادی و انسانی، هیچ «ظرفیت» را شایسته اتلاف نمی‌دیدند. آنها باور داشتند که باید همه «ظرفیت»ها را برای روی پا ایستادن انقلاب و عبور از دسیسه تحمیل‌کنندگان جنگ، «بسیج» کنند؛ ولی امروز، گویا با رفع تهدید جنگ و گذر از ایام اضطرار استقرار انقلاب، هر یک از ما نسبت به یکدیگر به مثابه ظرفیت انسانی تجدیدناپذیر نگاه نمی‌کنیم. آنها که هنوز هم در حال و هوای انقلاب و جنگ هستند و با پای مصنوعی در کارزار انتخابات شرکت می‌کنند، هنوز هم به «ظرفیت»ها تأکید دارند و حاضر نیستند به سهولت هر ظرفیتی را ناکار نمایند؛ پس در نقد و انتقاد هم، دایره احتیاط را مراعات می‌کنند و از حملات غیرمنصفانه پرهیز دارند.
در مقابل، اکثر اهالی و منسوبان به تیپ روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، همان «چپ»های تند و تیز قدیمی در روزنامه کیهان دهه شصت و دفتر تحکیم وحشت هستند که پوستین عوض کرده‌اند و عنوان ملیح اصلاحات را برای خود
دوخت و دوز نموده‌اند. به نظر می‌رسد که آن‌ها «تضاد» و انتقادات ویران کننده را خصلت ذاتی سیاست به حساب می‌آورند، و غالباً ابایی از ویرانی «ظرفیت»های سیاسی ملت ندارند. حرارت ناشی از خواندن آثار کارل مارکس که بالا بزند، چیزی شبیه این را حاصل می‌کند. آن‌ها مارکس و مارکوزه خوانده‌هایی هستند که با چهره‌آرایی پوپر به دیدار ما نسل جدید آمده بود، و در حالی که سعی می‌کردند برای نمایش دادن چهره‌ای لطیف از خود، خواهان گفت‌وگوی تمدن‌ها با صاحبان حق وتو در شورای امنیت شوند، در عوض، عطش خویش نسبت به «تضاد» را با پرخاش سیری ناپذیر به درون کشور تشفی می‌بخشیدند؛ و از آن موقع بود که آن‌ها عادت کردند با خارجی‌ها خوب حرف بزنند و با داخلی‌ها از در بغض و کینه در آیند. آنها حتی به ترامپ می‌گویند «آقای ترامپ»، ولی به منتقدان داخلی که می‌رسند، می‌گویند: «به جهنم». به عنوان نمونه، به اظهار نظر اخیر «آقای روحانی» توجه بفرمایید؛ ایشان در تاریخ 16 اسفندماه در جلسه هیات دولت، خطاب به منتقدان فرمودند: «بعضی‌ها فکر می‌کنند هنوز دوران انتخابات است.» بعد، تصور خویش از خصلت طبیعی دوران انتخابات را «تخریب»، «فراموشی این که همه ما بندگان خداییم»، «فراموشی مصالح نظام»، و «تضعیف کشور» بیان داشته‌اند و ابرام ورزیده‌اند که ایام این نحو کارها در انتخابات گذشته است! حالا، همه می‌دانند که تصور «آقای روحانی» از رقابت انتخاباتی چیست: «تخریب»، «فراموشی اینکه همه ما بندگان خداییم»، «فراموشی مصالح نظام»، و «تضعیف کشور». خب؛ مطلقاً فراموش نمی‌کنیم اظهارات آقای روحانی در مورد تفکیک جنسیتی و اعدام‌ها و کیفیت اداره شهر و ... . آیا این اتهامات درست بود؟ آیا آماج این اتهامات بندگان خدا نبودند؟ آیا مصالح نظام و کشور اجازه این رقابت‌های بی‌رحمانه را می‌داد؟
انتخابات گذشت، ولی توصیه ما به آقای روحانی این است که فراموش نکنند: ما، همه، بندگان خدا هستیم؛ این که ما و سایر هم‌وطن‌ها بهتر از آقای اوباما یا آقای ترامپ، مصالح نظام و کشور را درک می‌کنیم. انتخابات که گذشت، ولی به آقای روحانی توصیه می‌کنیم که حالا هم هر وقت تدابیر اقتصادی دولت به بن‌بست اصابت می‌کند، یا هر چه منتقدان برجام از ابتدا می‌گفتند و از پیشینه دولتمردان امریکایی برآورد می‌کردند، یک به یک اتفاق می‌افتد و برجام دود می‌شود و به هوا می‌رود، فراموش نکنند که «همه ما بندگان خداییم»، و «مصالح نظام» و «توش و توان کشور» در «مروت با دوستان» است.

  یادداشت
  دکتر حامد حاجی‌حیدری
استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

captcha
شماره‌های پیشین