443
سه شنبه، ۱۴ فروردین ۱۳۹۷
4
تحلیلی درباره بیانات نوروزی رهبر معظم انقلاب در حرم رضوی

تصویرسازی واقعی از انقلاب اسلامی

یادداشت محمد پورغلامی

صبح نو

تحلیلی درباره بیانات نوروزی رهبر معظم انقلاب در حرم رضوی

تصویرسازی واقعی از انقلاب اسلامی

یادداشت محمد پورغلامی

 اول. ژان بودریار، فیلسوف و جامعه‌شناس مشهور فرانسوی معتقد بود که ما در دوران «حاد واقعیت» زندگی می‌کنیم. دنیایی که در آن «تصویرِ» از پدیده‌ها و رخدادها، مهم‌تر از خودِ «واقعیت» آن رخدادها شده‌اند. بنابراین واقعیت هر پدیده، نسبت مستقیمی با «بازنمایی» تصویری و رسانه‌ای آن
دارد.
گرچه آش نظریه حاد واقعیت بودریار آنقدر شور شد که حتی جنگ خلیج‌فارس را هم ساخته و پرداخته تصویر رسانه‌های آمریکایی دانست، اما سخن او چندان هم بیراه نبوده و نیست. در جهانی که تصویر و رسانه، جزء لاینفک زندگی بشر شده و هر روز و هر لحظه نیز میزان آن افزایش می‌یابد، چاره‌ای نیست جز آنکه هر رخداد، برای فهم درست مخاطبین از آن، پیوستی تصویری و رسانه‌ای به همراه داشته باشند.
بدیهی است عدم بازنمایی تصویری از یک رخداد توسط حامیان و مدافعان آن، لزوماً به معنای این نیست که رقیبان و مخالفان آن رخداد نیز بیکار نشسته‌اند. چه بسا مخالفان با درک درست از شرایط انفعال جریان حامی، دست به تصویرسازی از رخداد، آن هم «آنگونه که خود می‌خواهند» بزنند. آن وقت دیگر، برای جریان حامی، مشکل دو برابر خواهد شد: هم باید سعی کنند تصویر مخدوش و غیرواقعی ساخته‌شده از رخداد مد نظر را «اوراق» کنند، و هم تصویر مطلوب خود را «بازسازی» کنند.  
  دوم. انقلاب اسلامی، به عنوان یکی از مهم‌ترین رخدادهای عصر حاضر نیز از این قاعده مستثنی نیست. دست بر قضا، از ابتدای پیروزی آن، و مخصوصاً در سال‌های اخیر، تلاش‌های بسیار گسترده‌ای توسط رقیبان و مخالفان، برای وارونه‌نمایی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن شده است.
 در مرحله اول، مخالفان انقلاب اسلامی سعی کردند تا با بازنمایی تصویری قرون وسطایی از نظام سیاسی جمهوری اسلامی، آن را متعلق به «عصر سنت» نشان داده که هیچ نسبتی با دنیای مدرن و ویژگی‌های آن ندارد. این تصویر اما به مرور، با برگزاری انتخابات و وجوه مردم‌سالارانه جمهوری اسلامی (مانند مشارکت سیاسی بالای شهروندان، حق انتخاب حاکمان و دولتمردان توسط مردم، آزادی‌های مدنی و اجتماعی، مشارکت فعال زنان در عرصه اجتماعی، به رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌های مذهبی و...)
رنگ باخت.
بنابراین در سال‌های اخیر، از حوزه «نظر» به حوزه «عمل» ورود کرده و دعوا را به سمت «ناکارآمدی» جمهوری اسلامی سوق دادند. حال، آنها در حال ساخت چنین تصویری هستند که بعد از گذشت 40سال از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی نه تنها هیچ دستاوردی نداشته، بلکه با ناکارآمدی خود، موجب عقب‌ماندگی بیشتر ایران
شده است.
گرچه این گزاره آن اندازه مضحک است که مرغ پخته را هم به خنده وا می‌دارد، اما اندک رجوعی به آمار مراکز معتبر بین‌المللی، یا مقالات پژوهشگران مطرح جهانی، نادرستی این موضوع را به‌خوبی عیان می‌کند.
 مثلاً «یرواند آبراهامیان»، تاریخ‌نگار مشهور آمریکایی، در کتاب «تاریخ ایران مدرن»، در مقایسه وضعیت ایران قبل و بعد از انقلاب چنین می‌نویسد: «جمعیت ایران در ابتدای سده، کمتر از ۱۲ میلیون نفر شامل ۶۰ درصد روستایی، ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعیت ایلیاتی و کمتر از ۱۵ درصد جمعیت شهری بود. تهران نیز شهری متوسط با جمعیت ۲۰۰ هزار نفر
بود.
 امید به زندگی احتمالاً کمتر از ۳۰ سال و نرخ مرگ و میر نوزادان ۵۰۰ مورد به ازای هر ۱۰۰۰ نفر بوده است.
اما در پایان سده، شمار جمعیت ایران به ۶۹ میلیون نفر
افزایش یافت.
 جمعیت ایلات و عشایر به کمتر از ۳ درصد رسید و بخش شهری آن به بیش از ۶۶ درصد افزایش یافت و تهران به کلان شهری با جمعیتی بیش از ۵/ ۶ میلیون نفر تبدیل شد. نرخ امید به زندگی به ۷۰ سال رسید و درصد مرگ و میر نوزادان به ۲۸ نفر در هر هزار نفر کاهش یافت. میزان باسوادان کشور در ابتدای سده حدود
پنج درصد بود، اما پایان سده، نرخ باسوادی به ۸۴ درصد
رسید.»
 سوم. با این توضیحات، بیانات رهبر معظم انقلاب در روز اول فروردین در حرم رضوی را می‌توان «تصویرسازی واقعی از انقلاب اسلامی»، در «غیاب» یا دست‌کم، «کم‌کاری» مسوولان و نهادهای مربوطه
 دانست.
تصویرسازی که اتفاقاً با نگاهی توأمان «آینده‌پژوهانه» و «آسیب‌شناسانه» ایراد شد. «ناامیدی» و نشان دادن «وضعیت بحرانی» در کشور، دو موضوعی است که گویا برخی از جریان‌های داخلی با اهداف خاص سیاسی به اتفاق جریان‌های بیرونی ضد انقلاب، در آن
 مشترک‌اند.
اما رهبر انقلاب در این سخنرانی، برخلاف «نگاه‌های افراطی» (که همه‌چیز را گل و بلبل می‌بینند) و «نگاه‌های تفریطی» (که پروژه ناامیدی و وضعیت بحرانی را دامن می‌زنند)، هم از دستاوردها و پیشرفت‌ها و قوت‌ها گفتند، هم از نقص‌ها و کمبودها و ضعف‌ها. هم از ظرفیت‌ها و فرصت‌ها گفتند، و هم از تهدیدها و موانع دستیابی به ظرفیت‌ها.
البته صرفاً در حد «کلیات» نیز بسنده نکردند و به‌مثابه یک «طرح استراتژیک»، راهبردهای مهم در هر بخش را نیز مطرح کردند. راهبردهایی که اگر فقط به همین‌ها عمل شود، یقیناً شاهد جهش چشمگیری در حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم خواهیم بود.

 

captcha
شماره‌های پیشین