442
دوشنبه، ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
4
تحلیل مسعود رضایی از ملی شدن صنعت نفت

دستاوری که با خوشبینی بر باد رفت

به روایت تاریخ، ملی‌شدن صنعت نفت به‌عنوان جنبشی برآمده از عمق خواسته‌های ملت، هرچند در برهه و مقطعی توانست ضربه‌ای بر روند غارت و چپاول منابع نفت ایران وارد آورد، اما به دلایل گوناگونی حفظ این دستاوردها ممکن نشد و آنچه با هزینه‌های بسیار به‌دست آمده بود در چشم برهم‌زدنی مضمحل شد و به کودتای آمریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تحکیم هرچه بیشتر استعمار خارجی و استبداد داخلی انجامید. به مناسبت 29 اسفند روز ملی صنعت نفت، سراغ آقای مسعود رضایی پژوهشگر تاریخ معاصر رفتیم تا درباره واقعیت‌های پشت پرده به انحراف کشیده شدن دستاوردهای آزادی طلای سیاه ایران مطلع شویم.

صبح نو

تحلیل مسعود رضایی از ملی شدن صنعت نفت

دستاوری که با خوشبینی بر باد رفت

به روایت تاریخ، ملی‌شدن صنعت نفت به‌عنوان جنبشی برآمده از عمق خواسته‌های ملت، هرچند در برهه و مقطعی توانست ضربه‌ای بر روند غارت و چپاول منابع نفت ایران وارد آورد، اما به دلایل گوناگونی حفظ این دستاوردها ممکن نشد و آنچه با هزینه‌های بسیار به‌دست آمده بود در چشم برهم‌زدنی مضمحل شد و به کودتای آمریکایی- انگلیسی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و تحکیم هرچه بیشتر استعمار خارجی و استبداد داخلی انجامید. به مناسبت 29 اسفند روز ملی صنعت نفت، سراغ آقای مسعود رضایی پژوهشگر تاریخ معاصر رفتیم تا درباره واقعیت‌های پشت پرده به انحراف کشیده شدن دستاوردهای آزادی طلای سیاه ایران مطلع شویم.

انگلیس سال‌ها با سود 80 درصد،  20 درصد نفت ایران چپاول می‌کرد،  چه امری سبب شد تا مردم به آگاهی برای اعتراض علیه نفت‌خواری انگلیس رسیده و به فکر ملی کردن صنعت نفت افتادند؟
چی شد که مردم به این بیداری و آگاهی رسیدن که باید علیه نفت‌خواری انگلیس اعتراض کنند و به فکر ملی کردن صنعت نفت بیفتند، چراکه رضاشاه با بهانه از بین بردن قرارداد استعماری و انعقاد یک قرارداد عادلانه در حوزه نفت میان ایران و انگلستان، قرارداد دارسی را لغو کرد اما حاصل این عملکرد انعقاد قرارداد نفتی 1312 بود که از قرارداد دارسی بدتر بود و بیشتر منافع ایران را تضییع می‌کرد، این قرارداد به قدری ناعادلانه بود که عده‌ای بعد از برکناری رضاشاه به‌دنبال استیضاح و محاکمه عاملان انعقاد این قرارداد بودند، به همین دلیل هم تقی زاده که در زمان عقد قرارداد 1312 نظارت دارایی را بر عهده داشت و از امضاکنندگان این قرارداد بود به مجلس فراخوانده شد و مورد سؤال قرار گرفت.
در همان زمان تقی‌زاده عنوان می‌کند که در انعقاد این قرارداد هیچ اختیاری از خود نداشته است، تمام دستورات از طرف رضاشاه داده شده بود و هیچ‌کس هم جرأت مخالفت نداشت.
مساله نفت و قرارداد نفتی میان ایران و انگلیس، همواره مورد توجه سیاسیون و مردم بوده اما به علت دیکتاتوری در زمان رضاشاه امکان مخالفت و نقض آن وجود نداشت،
اما بعد از تبعید او فضای سیاسی کشور بازتر شد و مساله نفت بسیار بازتر در محافل سیاسی و مجلس شکل گرفت.
همچنین به دلیل اینکه ایران در آن زمان تحت اشغال نظامی روسیه، انگلیس و آمریکا بود و در همان زمان آمریکایی‌ها هم تقاضای امتیاز نفت را کرده بودند، که این موضوع حساسیت بالایی داشت.
 همانطور که می‌دانید ایران تا سال 1324 در اشغال نظامی نیروهای متفقین بود، در همین راستا آمریکایی‌ها و شوروی‌ها به بهانه امتیاز نفتی انگلستان در جنوب کشور،
 از ایران در خواست امتیاز نفتی می‌کنند، این درخواست اما سبب شد تا حساسیت افکار عمومی درباره امتیازات نفتی بالا رود و این موضوع در محافل سیاسی و همچنین مجلس طرح شود.

این خواسته و مطالبه ملی چطور منجر به شکل‌گیری کودتا شد؟
حرکت ملی شدن صنعت نفت به تدریح از سال 24-1323 شروع شد و در سال 1329 به ثمر رسید و در 29 اسفند همان سال طرح ملی شدن صنعت نفت در شورای ملی و مجلس سنا تصویب شد، تا رسیدن به این هدف جامعه و مجامعه سیاسی متحد بودند اما بعد از آن برخی اختلافات از تبریز شکل می‌گیرد که منجر به کودتای 28 مرداد می‌شود.
در واقع تا طرح ملی شدن صنعت نفت مردم یکپارچه بوده و همه با یکدیگر متحد بودند و دست به‌دست یکدیگر دادند، بعد از آن دکتر مصدق تلاش کرد تا طرح ملی شدن صنعت نفت را به منصه ظهور برساند، از زمان تشکیل دولت دکتر مصدق از سال 1330 تا 28 مرداد 1332  مسائلی رخ می‌دهد که منجر به اختلافات میان رهبران صنعت نفت شد که از یاران دکتر مصدق بودند. این اختلافات فضا را متشنج کرد و اختلافات میان مردم و چندپارچگی را به‌دنبال داشت همین امر فضایی را برای سوءاستفاده دشمنان ایران، شاه و دربار شاه به‌وجود آورد تا به خواسته‌های خود دست یابند.
این موضوع منجر به کودتای 28 مرداد شد و مهر پایانی بر تمامی تلاش‌ها برای ملی شدن صنعت نفت ایران زد و به این نهضت پایان داد.

چرا شاه ایران در برابر این خواسته ملی مقابل مردم قرار گرفت و در جهت تأمین منافع اجنبی‌ها تلاش کرد؟
شاه خود را متعلق به رژیم انگلیس و آمریکا می‌دانست،
 وقتی دید که چگونه آن‌ها پدرش را عزل و او را جانشین کردند، احساس می‌کرد که هر وقت بخواهند او را نیز برکنار می‌کنند، همچنین به‌دلیل اینکه آمریکا و انگلیس او را بر سرکار آوردند خودش را ناچار می‌دید که در مسیر منافع آنها قدم بردارد تا از سلطنت برکنار نشود. در واقع وابستگی و ترس محمدرضا پهلوی را وادار به انجام خواسته آنها می‌کرد، در ابتدای ملی شدن صنعت نفت مخالفت نکرد اما می‌دانست که باید کاری کند تا انگلیس و آمریکا از او ناراضی باشند. از سویی دیگر دکتر مصدق در چارچوب مشروطه قدرت بالایی داشت که شاه نمی‌توانست آن را بپذیرد.
شاه برای کودتای 28 مرداد دو هدف داشت، با این کار می‌توانست دکتر مصدق را از قدرت کنار بگذارد و از سویی دیگر سلطنت خود را از گزند نیروهای خارجی مصون دارد؛ به همین دلیل در این راه با آمریکا و انگلیس همکاری و در چارچوب خواسته‌های آنها عمل کرد.
چند روز مانده به کودتای انگلیسی‌ها در پیامی رمزی خواستار برکناری مصدق شدند و این اثباتی بر این است که کودتای 28 مرداد با برنامه‌ریزی انگلیس و همراهی محمدرضا پهلوی بود.
در بحث ملی شدن صنعت نفت چرا سعی می‌شود دو قطبی آیت‌الله کاشانی و مصدق را شکل دهند همین‌طور که شاهد بودیم بی‌بی‌سی اسناد دروغین و جعلی درباره نقش آیت‌الله کاشانی در کوتای 28 مرداد منتشر کرد؟
در ملی شدن صنعت نفت، آیت‌الله کاشانی، دکتر مصدق و همچنین فدائیان اسلام نقش اساسی داشتند؛ اگر هر یک از این سه عامل نبودند امکان موفقیت ملی شدن صنعت نفت وجود نداشت و این امر به بن‌بست می‌خورد. هریک از این سه عامل فعالیت‌های مربوط به خود را داشتند و کاملاً هماهنگ شده با یکدیگر به پیش می‌رفتند و در واقع این اتحاد منجر به پیروزی شد.  بعد از موفقیت و ملی شدن صنعت نفت میان این سه ضلع اختلاف افتاد و از نوعی تضاد و دوگانگی با هم درآمدند، دکتر مصدق باید در این مقطع زمانی تعامل بیشتری با آیت‌الله کاشانی برقرار می‌کرد اما او به جای این کار دچار خودرایی شد و اشتباهات زیادی مرتکب شد به‌گونه‌ای که مورد اعتراض دوستان و یاران خود قرار گرفت.
دکتر کریم سنجابی از نزدیک‌ترین یاران مصدق در خاطراتش نوشته است: «چند روز به کودتا مانده پیش ایشان رفتم و بعضی از انتقاداتم را گفتم اما او به ما گوش نمی‌کرد.»
در همان روز دکترمصدق مرتکب اشتباه فاحش شد و سرتیپ دفتری را که از همکاران جدی کودتاچیان بود به ریاست شهربانی منصوب کرد، یعنی کسی که باید با عوامل کودتا مقابله می‌کرد خود جزء عوامل اصلی آن بود.
این روزها مسائلی با هدف تخریب چهره آیت‌الله کاشانی مطرح می‌شود که انگیزه‌های سیاسی دارد. آیت‌الله در طول یک‌سال  و سه ماهی که مصدق نخست‌وزیر بود، اختلافاتی با او داشت و معتقد بود که وی فرد مناسبی برای پست نخست‌وزیری نیست اما این اختلافات خیلی مفصل نبود. آیت‌الله کاشانی با برکناری دکتر مصدق از سوی دولت مشکلی نداشت اما وقتی پای دولت‌های خارجی برای برکناری دولت ایران به میان آمد، راضی به این‌کار نبود چون خود آیت‌الله کاشانی نیرویی ضداستعماری بود و در عراق علیه توطئه انگلیسی‌ها جنگیده بود. آیت‌الله کاشانی امتحان خود را در مبارزه با استعمار خارجی و همچنین در ملی شدن صنعت نفت پس داده بود. آیت‌الله کاشانی کسی نبود که سلطه بیگانه را بپذیرد به همین دلیل وقتی که احساس کرد یک طرح کودتا علیه دولت مصدق در جریان است، نامه‌ای را به او نوشت و در آن تاکید کرد که به‌رغم اختلافاتی که با هم داریم و به‌رغم بدی‌های شما به من، هشدار می‌دهم که یک طرح کودتایی در جریان است.»
این خود مدرکی برای مخالفت آیت‌الله کاشانی با کودتاست و در این نامه به مصدق هشدار داد اما نخست‌وزیر به این هشدارها توجهی نکرد و توصیه‌ها و سفارش‌های نزدیک‌ترین دوستان خود را هم نادیده گرفت و اشتباهاتی را که منجر به کودتا شد، ادامه داد. در روزهای منتهی به کودتا که شاه از کشور فرار کرده بود و تظاهرات در خیابان‌ها وجود داشت و  شرایطی که کشور شدیداً به مجلس نیاز داشت،  دکتر مصدق پیروزی در رفراندوم و انحلال مجلس را اعلام کرد. آن هم در شرایطی که بسیاری از یارانش به او هشدار دادند که این کار روند اعتراضات مردمی را افزایش می‌دهد. به‌رغم تذکر دوستان مصدق مبنی بر اینکه بازگذاشتن دست توده‌ای‌ها سبب نارضایتی مردم می‌شود،
او توجهی نمی‌کند. این عوامل باعث شد که دولت او برکنار شده  و شاه که در خارج از کشور بود به ایران برگردد.

درباره منحل شدن مجلس شورای ملی دوره هفدهم که دستاورد نهضت ملی ایران نامیده می‌شد (‌در مرداد ماه سال 1332 ) برایمان بگویید که برخی از نمایندگان این مجلس این اتفاق را «خیانت تاریخی مصدق» و «قیام علیه حکومت ملّی» نامیده بودند؟
این یک اشتباه استراتژیک توسط مصدق بود، قطعاً دکتر مصدق قصد و نیت خیانت نداشته است اما اشتباه بزرگی مرتکب شد که نتایج سنگینی برای مردم به همراه داشت.

درسی که باید از آن بیداری و آگاهی مردم نسبت چپاول سرمایه‌شان توسط  استعمار و همچنین انحرافی که در این مسیر بیداری ایجاد شد بگیریم چیست؟
در دوران مورد بحث دو اتفاق بزرگ یکی شیرین و دیگری تلخ رخ داد، همدلی و همراهی مردم و نیروهای ملی و مذهبی که ملی شدن صنعت نفت را سبب شد که تنها به‌دلیل همکاری و اتحاد مردم بود.اتفاق تلخ اما فراموش کردن دشمن مشترک بود که این حاصل خوش‌بینی بخشی از نیروهای سیاسی داخلی مانند مصدق به آمریکا بود، مردم ایران که با زحمت توانسته بودند دست انگلیس را از نفت ایران کوتاه کنند اما این اتفاق موجب شد که از آن به بعد همراه آمریکا و چند کشور اروپایی در صنعت نفت ما مسلط شوند، این تجربه تاریخی را باید داشته باشیم تا بدانیم که در همدلی چه دستاوردهای شیرینی است، همچنین اختلاف، تفرقه و نگاه خوشبینانه به دشمن چه آثاری دارد.

 

captcha
شماره‌های پیشین